"نهنگی در تُنگ" در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
"نهنگی در تُنگ" در آپارات

این هفته در آپارات فیلم "نهنگی در تُنگ" ساخته ناصر قهرمانی به نمایش در‌می‌آید.

درباره فیلم

حسین منزوی در قیاس با شاعران به نام این سال‌های ایران از جمله شاعران کمتر شناخته‌شده‌ای‌ است که غزل‌های خوب زیادی را برای ادبیات فارسی به یادگار گذاشت. فضای غزل‌های او دامنه گسترده‌ای از شعرهای حماسی و اجتماعی گرفته تا شعرهای عاشقانه و اروتیک دارد. او گرچه در پیش از انقلاب به عنوان شاعری جوان و برنده جایزه فروغ گل کرد، اما بعد از انقلاب بود که بیشتر شناخته شد. در سال‌های آخر زندگی‌اش آقای منزوی خلق و خویی خاص و شمایلی در هیبت نهنگی گرفتار در تنگ داشت و شانزدهم اریبهشت سال هزار و سیصد و هشتاد وسه درگذشت. ناصر قهرمانی در فیلم "نهنگی در تنگ" به فراز و فرود زندگی حسین منزوی نگاهی انداخته است.

حق نشر عکس unknown
Image caption نمایی از فیلم "نهنگی در تُنگ"

ویژگی فیلم

"نهنگی در تُنگ"ساخته ناصر قهرمانی مستندی درباره فراز و فرود زندگی حسین منزوی شاعر معاصر از نگاه دوستان، آشنایان و صاحب‌نظران است. فیلم مجموعه‌ای از گفتگو باشخصیت‌های مختلف بود و فیلم‌ساز کوشیده بود با وارد کردن یک بازیگر شناخته شده شکلی روایی به فیلم‌اش بدهد و بخش‌های مختلف را به هم مرتبط کند.

این فیلم در سال ۱۳۹۵ ساخته شده است.

درباره کارگردان

ناصر قهرمانی زاده سال ۱۳۵۳ در زنجان و دانش‌آموخته کارگردانی سینما دانشگاه سوره و پژوهش هنر دانشگاه آزاد تهران است. از سال ۱۳۷۶ با ساخت فیلم‌های کوتاه و مستند وارد این حرفه شده و با ساخت برنامه‌های ترکیبی برای تلویزیون دولتی ایران ادامه داده است. از فیلم‌های او که بعضی از آنها مورد تحسین نیز قرار گرفته‌اند می‌توان به این‌ها اشاره کرد:

فیلم کوتاه "وصال" (۱۳۷۶)، مستند سینمایی "آشیقلار"( ۱۳۹۵)، مستند" آن شب بارانی"( ۱۳۸۱) و فیلم " سکوت سمیرا" (۱۳۹۶)

حق نشر عکس unknown
Image caption ناصر قهرمانی، کارگردان

درباره کارشناسان برنامه

قاضی ربیحاوی نویسنده ایرانی‌تبار مقیم بریتانیا زاده ۱۳۳۵ شهر آبادان است. او از نخستین نویسندگانی است که سختی‌های جنگ ایران و عراق را در داستان‌هایش بازگو کرده و از چهره‌های شاخص ادبیات جنگ شمرده می‌شود. نخستین داستان جنگی او "توی دشت بین راه" نام دارد که از نخستین نوشته‌های داستانی درباره جنگ ایران و عراق است. در سال ۱۳۶۰ ربیحاوی "خاطرات یک سرباز" را نوشت که مجموعه‌ای از ۵ داستان کوتاه جنگی بود. او مدتی در دهه شصت شمسی برای گذران زندگی به فیلم‌نامه‌نویسی روی آورده بود. طرح فیلم‌نامه فیلم "گلهای داوودی"ساخته رسول صدرعاملی و فیلم‌نامه "سایه‌های غم" ساخته شاپور غریب از اوست. او پس از آن که از سوی حاکمیت از نوشتن منع شد در سال ۱۳۷۵به بریتانیا مهاجرت کرد. او در این مدت به نویسندگی و نمایشنامه‌نویسی پرداخت. از نمایش‌نامه‌های او می‌توان به "نگاه کن اروپا" (۱۳۷۶)، "پسر زیبای من"، و "تراژدی شاه" اشاره کرد. "نگاه کن اروپا" با همکاری هارولد پینتر نمایشنامه‌نویس بریتانیایی معاصر بر اساس به زندان افتادن فرج سرکوهی نوشته شده است.

Image caption قاضی ربیحاوی نویسنده

امید شمس نویسنده، مترجم و پژوهش‌گر فرهنگی است. او متولد تهران، دانش آموخته رشته ادبیات انگلیسی، مطالعات آمریکای شمالی و هم اکنون پژوهش‌گر مقطع دکترای حقوق بین الملل است.

از سال ۱۳۷۹ در حوزه ی نقد ادبی و فرهنگی با مجلاتی از جمله نافه، بیدار، زنده رود، کتاب هفته خبر، دستور و روزنامه های همشهری، حیات نو، شرق و اعتماد همکاری کرده است. از او تا کنون ترجمه ی آثاری از سلمان رشدی، کلاریس لیسپکتور، آلن گینزبرگ، رمان "الجزایر" اثر کتی اکر، کتاب "وصال بهشت و دوزخ" اثر ویلیام بلیک و گزیده ای از شاعران زبان آمریکا منتشر شده است. نخستین مجموعه ی شعر او "آشفتگوی نها" که در سال ۸۴ به صورت زیرزمینی منتشر شد، بارها از سوی وزارت ارشاد ایران غیرقابل انتشار اعلام شده است.

او عضو افتخاری انجمن قلم دانمارک است و اشعار او در پروژه‌های چند‌رسانه ای هنرمندان شناخته شده‌ای چون جنی هولتزر و ویرژیل آبلو استفاده شده است.

Image caption امید شمس نویسنده و پژوهش‌گر فرهنگی

گفتگوی آپارات

گفتگوی برنامه آپارات با قاضی ربیحاوی نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس، امید شمس شاعر و پژوهش‌گر و محمدرضا حاج‌رستم‌بیگلو شاعر ایرانی مقیم ترکیه درباره فیلم "نهنگی در تنگ" ساخته ناصر قهرمانی را اینجا ببینید.

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.
گفتگوی آپارات

خلاصه فیلم برنامه گذشته آپارات " ماده ۶۱" ساخته مهوش شیخ‌الاسلامی

فیلم'ماده ۶۱'به درگیری زنان بااین ماده قانونی پرداخته است و به دنبال علت‌ها و تاثیر آن بر روی زنان است. کارگردان این فیلم مهوش شیخ الاسلامی، مستندساز با تجربه ایرانی است. او در فیلم'ماده ۶۱'به سراغ زنانی رفته که مرتکب قتل شده‌اند و سر و کارشان به این ماده قانونی افتاده است. فیلم‌ساز در ساخت این فیلم به گفته خودش با بیست و شش زن محکوم در زندان گفتگو کرده و در نهایت زندگی دو زن را روایت کرده است.

حق نشر عکس unknown
Image caption نمایی از فیلم "ماده ۶۱" ساخته مهوش شیخ‌الاسلامی

نظرات رسیده بینندگان درباره فیلم

سلیمی از ایران

این فیلم از ۳ منظر قابل بررسی است:

۱-قانونی ۲-فرهنگی ۳-عرفی

۱_در قوانین جمهوری اسلامی ایران،حقوق زنان، همواره مورد بحث بوده و اجحاف فراوانی در هر زمینه‌ای به زنان شده است. مشکل اساسی در همین قوانینی است که به نفع مردان نوشته شده است و به طور واضح، اهمیتی به زنان داده نشده و دلیل آن هم، نظام مردسالارانه حکومت و همین‌طور دین است که همواره زنان به عنوان موجودی تعریف می‌شوند که صرفا نیازهای جسمانی و اسباب راحتی و آرامش مرد را فراهم کنند و قوانین در همین راستا نوشته و اجرا می‌شود. اگر جز این باشد، از نظر قانون‌گزاران، زن‌ها دیگر در اختیار مردان نخواهند بود، چرا که اگر قوانین به صورت برابر نگاشته و اجرا شود، زن با توجه به حق و حقوق خود می‌تواند آزادانه انتخاب کند، زندگی کند و تن به عقاید مرد به هر قیمتی ندهد، در حالی که این امر با تفکر نظام کنونی و علی‌الخصوص دین، در تضاد است، پس عملا اتفاق نخواهد افتاد. زنانی هم که تا حدودی به این قوانین تبعیض‌آمیز آگاه هستند،در چنین مواردی که شامل تجاوز،توهین،تحقیر شدن،کتک و امثال آن می‌شود، ترجیح می‌دهند در اکثر موارد سکوت کنند. چرا که می‌دانند شکایت و دادخواهی‌شان به جایی نمی‌رسد و چه بسا به ضرر خودشان تمام شود و همچنین،مردانی که به این امر آگاه هستند، به راحتی از چنین فضایی سوءاستفاده می‌کنند و خوب می‌دانند که قوانین، نه تنها به نفعشان است بلکه از حقوق نداشته زنان هم بهره‌مند می‌شوند.

۲_از منظر فرهنگی در فرهنگ ایران، زن خوب یعنی زنی که محجوب باشد، سر به زیر باشد، خنده بلند نکند، به شوهرش برسد، به فرزندانش برسد، حجاب خود را رعایت کند، اعتراض نکند و امثال این. حتی اگر همسرش کتکش بزند، معتاد باشد، زن باز باشد، بد دهن باشد و امثال آن . زن خوب و با‌اصالت و خانه‌دار و نمونه در چنین مواردی، صبوری می‌کند و بدون اعتراض به زندگی خودش ادامه می‌دهد و بچه‌ها را سر و سامان می‌دهد و تا پایان عمر در کنار شوهر می‌ماند. کافی است زنی از چنین مواردی عدول کند، چنان ضربه‌ای از طرف شوهر و خانواده شوهر و حتی خانواده خود می‌خورد که از اعتراض خود پشیمان می‌شود. به دلیل طولانی بودن بحث، من بسیار موجز می‌نویسم و فقط اشاره می‌کنم. در صورتی که تک تک این موارد، به طور مستقل قابل بحث هستند.

هر چند بسیاری از زنان در حال حاضر چنین نمی‌کنند و اعتراض می کنند اما تاوان آن را هم به طور دردناکی پس می‌دهند و این عین بی عدالتی و ظلم است.

۳_از منظر عرف باید گفت که نوع تربیت و بزرگ شدن دختر و پسر در بین خانواده‌های ایرانی، از همان بچگی تبعیض‌آمیز است. همیشه به دختر گفته می‌شود که این کارو نباید بکنی. این طوری نباید بپوشی و یک دختر از همان بچه‌گی در ذهنش ماجرا این طور شکل می‌گیرد که چون دختر است، باید مراقب حرف زدنش باشد. باید طوری لباس نپوشد که مرد تحریک بشود. باید به شوهرش احترام بگذارد و امثال آن. من به عنوان یک زن، همیشه فکر می‌کردم که اگر هر اتفاق بدی دور و برم بی‌افتد من مقصرم. از بس این حرف را از بچه‌گی چه از طرف خانواده، چه محیط کار، چه رسانه‌ها و چه قوانین به من گفته‌اند. وقتی قاضی و قانون یک حکومت، خیلی راحت به خانم‌ها می‌گوید "چون شما لباست مناسب نبوده و مرد را تحریک کرده، این باعث شده به تو تعرض کنند." در مقابل این حرف چه می‌شود گفت؟ واقعا چه توقعی باید داشت از این قانون و قضا؟ قانونی که مردها به واسطه دانستن‌اش، خیلی راحت به خودشان اجازه می‌دهند که به حریم یک خانم به اجبار وارد شوند و خیلی راحت با همین قوانین تبعیض‌آمیز،از آن رها و تبرئه شوند.

و مساله دردناک این است که زن وقتی دچار چنین مشکلاتی می‌شود یا در مقام دفاع از خود، مرتکب قتل می‌شود، فکر می‌کند باز هم خود اوست که مقصر است و این همان تاثیر منفی افکار عمومی و تعریف تلقین شده مقامات و قوانین است که در هر صورت، زن مقصر است. همان‌طور که در خصوص گشت‌های ارشاد به وضوح دیده می شود. وقتی به راحتی در خیابان جلوی شما را می‌گیرند و توهین می‌کنند و برای شما نوع پوشش تعیین می‌کنند و علت تحریک مردان را،زنان می‌دانند، عمق فاجعه را می‌توان دید و چه بسیار زنانی هستند که با بدترین شرایط توهین و تحقیر و درد زندگی می‌کنند و نمی‌توانند اعتراض کنند یا خودشان را از آن شرایط دردناک رها کنند و نجات دهند. چرا که نه قانون مدافع آنان است، نه خانواده، نه کشوری که اگر شب هنگام تنها به عنوان یک زن، در پارک بنشینی، با انواع و اقسام پیشنهادات بی‌شرمانه و تعرض رو‌به‌رو می‌شوی و زمانی راحت می‌توانی زندگی کنی که یک مرد کنارت باشد و اکثر زن‌ها به این واسطه ترجیح می‌دهند کنارشان یک مرد معتاد باشد تا این که مردی نباشد و مورد تعرض قرار بگیرند. پس سکوت می‌کنند و پر از خشم‌ خفته می‌شوند و سلامت روان خویش را هم از دست می‌دهند.

نکاتی درباره فیلم:

۱- علت خشونت در قتل در هر دو خانم به نظر من دو مورد است: اول،خشم فروخورده زنان که از دوران کودکی به شکل‌های مختلف در آن‌ها شکل می‌گیرد و در اکثر موارد، سرکوب می‌شود و جایی و زمانی برای ابراز آن و درمانش وجود ندارد و بالاخره یک روزی خود را نشان می‌دهد.

دوم، لحظه قتل است و فشار آنی و روانی موجود در آن لحظه که باعث می‌شود همرا با خشونت زیادی انجام شود.

۲- اگر قوانین بر پایه عدالت دوسویه، نوشته و اجرا شود، اتفاقاتی از این دست به ندرت شکل می‌گیرد، چرا که افراد یک جامعه، آن زمان می‌دانند که قانونی هست و مجری قانونی وجود دارد و اگر شکایتی باشد، رسیدگی می شود. پس نیازی به اجرای حکم شخصی نیست.

اما وقتی مردم، مخصوصا زنان می‌بینند که نه تنها قانون جانب مظلوم را نمی‌گیرد، بلکه قوانینی وجود دارد که بر علیه زنان یک جامعه است، پس مجبور به اجرای حکم شخصی می‌شوند.

۳- اگر زن شوهردار با مرد رابطه برقرار می‌کرد، سنگسار می شد. اگر از خود دفاع کند و مرتکب قتل شود، قصاص می شود. در این جا تنها چیزی که اهمیتی ندارد، خود زن است. در هر صورت محکوم است.

۴- در مورد خانم افسانه، اگر این خانم به پیشنهاد آن آقا جواب مثبت می داد، نه تنها قانون بلکه همسر این خانم هم به راحتی حکم سنگسار را انجام می‌داد، بدون توجه به علت و دلیل آن خانم برای این کار.

۵- دو مورد مشابه و دو نتیجه متفاوت. علت: در مورد خانم افسانه، اول این که همسرشان به عنوان یک مرد، پیگیر جدی پرونده خانم افسانه بودند. مورد دوم این که فرد مقتول، شخصی دولتی بودند و شناخته شده، ظاهرا منکراتی بودند. این مساله هم باعث شد که تاثیر زیادی در لغو حکم ایشان داشته باشد، اما در مورد خانم فاطمه، نه همسری بود که پشتیبان باشد نه خانواده و چه بسیارند موارد بسیار زیادی از خانم‌هایی که ناشناخته هستند و دسترسی به جراید و رسانه ندارند و حمایت خانوادگی هم ندارند و به راحتی اعدام می‌شوند و کسی هم باخبر نمی‌شود و قوانین اسلامی به خصوص در مورد زنان چنین محکم برخورد می‌کنند تا جامعه را بترسانند و به زنان این هشدار را بدهند که مراقب باشند، چرا که جزایشان تند و سنگین خواهد بود. این همان نشان دادن اقتدار مردانه جمهوری اسلامی است که چه در قوانین و چه خانواده‌ها به شدت اجرا می‌شود تا باعث شود زنان بدانند که قدرت دست مردان است و آن‌ها باید در اختیار مردان باشند و سرکشی نکنند.

۶- در مورد خانم فاطمه و دخترانشان باید گفت که یک مرد چقدر راحت با زندگی و دنیا و آینده این زنان بازی کرده است. مردی که معتاد است و مشکلات افراد معتاد و بی‌مسئولیتی‌هایشان را تقریبا همه می‌دانیم. با خودخواهی و ظلم خودش نسبت به زن و بچه ها، باعث شد که یک مادر اعدام شود و سرنوشت دو دختر خانواده هم برای همیشه نابود شود. نابود از این جهت که در ایران و فرهنگ ایران، این دختران دیگر نمی‌توانند آینده خوبی داشته باشند، چرا که برای ادامه زندگی و زندگی مشترک داشتن، انگ مادر قاتل را بر پیشانی شان دارند. از طرفی دچار آسیب‌های روحی فراوانی شده‌اند که رهایی از آن، چه بسا هیچ وقت میسر نباشد. از طرفی، صحنه اتفاق، برای همیشه در ذهن آن دختر باقی می ماند. یک زن، هیچ وقت نمی‌تواند صحنه تجاوز را فراموش کند. شاید باورش برای یک مرد سخت باشد، اما هر زنی در هر کجای دنیا که باشد، می‌داند که تجاوز به هیچ‌وجه فراموش نمی‌شود و تاثیر مخرب آن تا همیشه در وجود زن می ماند. مگر در آینده،با حضور مردی که بتواند آرامش درونی را برایش فراهم آورد و طی دوره‌های درمانی، به آرامی به شرایط مطلوب‌تری برسد، که در ایران و با چنین فضایی، برای این دختران، اساسا چنین داستانی، شکل گرفتنش فقط رویا خواهد بود.

۷- در ایران موارد تجاوز فراوان است. از همان کودکی در اکثر خانواده‌ها از طرف پدر، برادر، اقوام نزدیک به راحتی صورت می‌گیرد و معمولا از ترس و نگرانی و شرم و آبروریزی پیگیری نشدنش توسط قانون و گاهی خانواده‌ها مطرح نمی‌شود و همین مساله باعث می‌شود، افراد دچار بیماری‌های روانی فراوانی شوند که یک علتش، تجاوز است که متاسفانه بی‌داد می‌کند.

در نهایت این که: راه حل،اول از همه، آگاهی و بالابردن سواد فکری زنان و همین طور مردان است. جهل و آگاهی نداشتن از مسایل و خودمان، باعث می‌شود به راحتی از خود عبور کنیم و ندانیم که آن چه ارجح است،اول خودمان هستیم،بعد دیگری. باید یاد بگیریم که دانش خود را بالا ببریم تا به واسطه آن از حق خود آگاه شویم،اعتماد به نفس پیدا کنیم، عزت نفس داشته باشیم و تن به خفت و خواری ندهیم و هر شرایطی را نپذیریم و بتوانیم قوانین را اصلاح کنیم.

جمعه ساعت ۲۱:۰۰ ایران

شنبه ساعت ۱۱:۰۰ ایران

یکشنبه ساعت ۲۴:۰۰ ایران

سه‌شنبه ساعت ۱۵:۳۰ ایران

چهارشنبه ساعت ۲۴:۰۰ ایران

پنج‌شنبه ساعت ۲۲:۳۰ اروپای مرکزی

آرشیو برنامه های آپارات

برای دسترسی به صفحات برنامه‌های گذشته آپارات روی اینجاکلیک کنید.

آرشیو صفحه‌های آپارات

مشاهده برنامه از طریق وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی

این فیلم در ساعات اعلام شده در جدول فوق از طریق کلیک بر روی اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی

و یا اینجا، لینک پخش زنده تلویزیون بی‌بی‌سی فارسی در کانال بی‌بی‌سی فارسی در یو‌تیوب نیز قابل مشاهده است.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

آدرس فیس بوک برنامه آپارات: https://www.facebook.com/aparatonbbc

می توانید از طریق پنجره زیر هم با ما تماس بگیرید:

Your contact details
Disclaimer