'شمن فمینیست'؛ جون جناس هنرمندی جوان در هشتاد سالگی

حق نشر عکس Andrew Dunkley
Image caption توتم‌ها: جوناس به هنر بدوی و آیینی بسیار علاقه‌مند است و مجموعه‌ای از نقاب‌ها و مجسمه‌ها از سنت‌های گوناگون فرهنگی گردآورده است

جون جوناس هنرمند زن امریکایی، از پیشگامان ویدیو آرت و پرفورمنس (هنر اجرا)، از جمله کسانی است که ویدیو را به مثابه زبان و رسانه‌ هنری جدید به کار گرفتند. آنها انحصار تصویری سینما و تلویزیون را شکستند و به جای فیلم‌های داستان گو یا گزارش‌های تلویزیونی، ویدیوهایی ساختند که مانند نقاشی انتزاعی و رویا رازآمیز و شاعرانه است.

این تابستان، تیت مدرن در لندن نمایشگاه بزرگی از آثار جوناس برپا کرد که بسیاری از گردآورده‌ها و آفریده‌هایش را در برمی‌گیرد؛ ویدیو آرت‌ها، چیدمان‌ها، ویدئو پرفورمنس‌ها، و همچنین مجموعه های ماسک‌های تئاتر، مجسمه‌ها، نقاشی‌ها وعکس‌هایش.

پیدایش هنری جدید

جون جوناس در سال ۱۹۳۶ در نیویورک متولد شد. در مجسمه سازی از دانشگاه کلمبیا فوق لیسانس گرفت و به آموختن هنر رقص و تئاتر پرداخت. کار هنری‌اش را از دهه ۱۹۶۰ آغاز کرد. بعدتر به ژاپن رفت و نمایش‌های سنتی ژاپن مثل کابوکی، تئاتر نو و خیمه‌شب‌بازی بونراکو را فرا گرفت. از ژاپن با دوربین ویدیویی پرتابلی بازگشت و تقریبا از ۱۹۷۰ به ساخت ویدیو آرت پرداخت. چند دهه پیش تر تصویر متحرک این اندازه همگانی نبود و در انحصار کمپانی‌های سینمایی و شبکه‌های تلویزیونی قرار داشت.

وقتی از اواسط دهه ۶۰ میلادی شرکت سونی دوربین‌های قابل حمل ویدیویی را تولید و روانه بازار کرد، تحولی بزرگ به وقوع پیوست و تولید تصویری عمومیت بیشتری یافت. گروهی از هنرمندان که نقاشی و مجسمه‌سازی را دچار تکرار و محدودیت‌ می‌دانستند و در جستجوی قالب‌ها و مدیوم‌های جدید بودند- مثلا جون پایک، پیتر کمپس و بعدها جون جوناس- ایده‌‌های خلاقانه‌شان را به ویدیو آرت بدل کردند. جوناس در نخستین گام روایت خطی، داستانی و علت و معلولی را یکسره کنار گذاشت و تلاش کرد انواع دیگری از زبان بصری را تجربه کند.

حق نشر عکس Seraphina Neville
Image caption "جریان یا رودخانه- پرواز یا سرمشق":جوناس با سربندی پیچیده بر سر، همچون زن-شمنی که روح موجودات و طبیعت را احضار می‌کند، بر تصویر سایه می‌اندازد

جوناس از نگاه شیرین نشاط

شیرین نشاط، عکاس، فیلمساز و هنرمند ویدیو و هنرهای تجسمی ایرانی ساکن امریکا، به آزاد دستی در کار هنری جوناس اشاره می‌کند و می‌گوید: "او با بازیگوشی مثل یک کودک کار می‌کند و در قید و بند محدودیت‌های فرمی قرار نمی‌گیرد. خود من در کارهای ویدیویی‌ام گاه درگیر تنگنای ساختار می‌شوم. اما جوناس به راحتی - انگار که دارد با ویدیو نقاشی می‌کند - اجزا و عناصر فرم‌های دیگر هنری را کنار هم قرار می‌دهد."

در رویکرد جوناس هنرهای گوناگون مانند نقاشی، مجسمه‌سازی، موسیقی و رقص و تصویر با هم تلفیق می‌شوند و ویدیو امکانات کار بینارشته‌ای را گسترده‌تر می‌کند. جوناس می‌گوید:" من ناگهان شیفته این امکان شدم که می توانم در یک فرم، از ترکیبی از رشته‌های گوناگون هنری استفاده کنم."

بیشتر بخوانید:

در ویدیو پرفورمنس "شیارها بر ماسه" (Lines in the Sand)، تصاویری از بناهای تاریخی مصر و نیز زنان و کودکانی ماسک بر چهره به نمایش در می‌آید. آنها لباس‌های امروزی به تن دارند، اما نقاب‌هایشان قدمت آثار باستانی در پس‌زمینه را به یاد می‌آورند. نمایشگر دیگر جوناس را نشان می‌دهد که با کج شاخه خشک درختی، بر سر آن گچی، بر تخته‌ای سیاه خط می‌کشد و ناشیانه صورت ابوالهول و اهرام مصر را می‌سازد. صدای کوبش قلم بر چوب و خش‌خش خط کشیدن شنیده می‌شود.

هنرمند سعی می‌کند از طریق بازآفرینی طرح بناهای قدیمی با روشی ابتدایی، به روح و اندیشه صنعتگر- هنرمند عهد کهن نزدیک شود. کارکرد پوشش‌ها دگرگون می‌شود؛ ماسک بدوی چهره واقعی فرد است و لباس مدرن‌ پوششی عاریتی. جوناس بازیگوشانه زمان حال را به گذشته می‌برد و نمادهای باستانی را با طراحی تکرار و تکثیر می‌کند و با آزاد دستی هنرهای گوناگون را با یکدیگر می‌آمیزد؛ ماسک را از تئاتر می‌آورد و تصاویر را از ویدیو و طرح‌ زدن را از هنر طراحی و نقاشی.

Image caption "جان بخشی دوباره": چیدمانی از گوی‌های شیشه‌ای در نوری آبی و سرد. هنرمند به مثابه تلفیقی از زنی امروزی و هنرمند و نیز الهه باروری طبیعت پدیدار می‌شود

در جستجوی زبانی نو

نمونه دیگر از طرز کار چندرسانه‌ای و بینا رشته‌ای و چند فرهنگی جوناس را در اثر مشهورش "درخت جونیپر" می‌توان دید. "درخت جونیپر" افسانه پریان هولناکی اثر برادران گریم است. در این قصه پسربچه‌ای قربانی خشم افسارگسیخته نامادری‌اش می‌شود و به قتل می‌رسد. جوناس در دهه ۷۰ میلادی تصمیم گرفت که این اثر را مبنای کاری تجسمی قرار دهد و در پی یافتن راهی برای اقتباس از آن بود. جوناس می‌گوید:‌ "به این فکر می‌کردم که باید زبانی پیدا کنم و یا خلق کنم که بتوانم از طریق آن با این افسانه همزبان شوم."

نتیجه کار چیدمانی درآمیخته از هنرها و فرهنگ گوناگون است. کیمونوها و ماسک‌های ژاپنی که از تئاترهای سنتی ژاپن گرفته آمده‌اند با نمایش اسلایدهایی، که یادآور مرور خاطرات خانوادگی است، تلفیق می‌شوند. صداهای مبهم کودکان که انگار از دور شنیده می‌شود، تعلیق ایجاد می‌کند. قطعات نقاشی آغشته به رنگ قرمز اشاره‌ای به کودک مثله شده و رویای تکه تکه شده اوست. کیمونویی ژاپنی سرخ رنگ، آویخته از داربستی، نشانگر حضور هولناک قاتل است. جوناس بر افسانه آلمانی رنگ سنت‌های نمایشی ژاپن را می‌زند و همزمان با استفاده از صدا و تصویر آن را به جهان امروز می‌آورد.

احضار روح طبیعت

شیرین نشاط درباره عناصر تکرارشونده کارهای جوناس می گوید:" جوناس در بیشتر کارهایش جلوی دوربین می‌رود، می‌رقصد، نقاشی می‌کشد و نقش بازی می‌کند. از دوران جوانی‌اش تا کنون در ویدیو و پرفورمنس‌هایش ظاهر می‌شود. در واقع جوناس موضوع کار خودش است. ویژگی دیگری که من را به کارهایش علاقه‌مند نگاه شاعرانه‌اش به طبیعت و جانوران است."

در ویدیو پرفورمنس "جریان یا رودخانه- پرواز یا سرمشق"، مکان و موضوع ویدیوها متنوع است؛ از موزاییک‌های ونیزی گرفته تا منطقه حفاظت شده پرندگان در سنگاپور. بر دیوارها طراحی‌هایی از پرنده‌ها نصب شده، انگار آن‌ها نیز همچون مخاطبان به ویدیوها و چیدمان و مخاطبان نگاه می‌کنند. هیاهوی پرندگان عادات ما به شنیدن صداها و غلبه اصوات انسانی را برهم می‌زند. در یکی از ویدیوها جوناس همچون زن-شمنی بر تصویر سایه می‌اندازد و دست دراز می‌کند تا پدیده‌ها را بر پرده لمس کند و گویی تقدس بخشد.

جون جوناس درباره این ویژگی متافیزیکی-آیینی اثرش می‌گوید:"من فقط شب‌ها کار می کنم و وقتی مشغول کارم، به جهان دیگری وارد می شوم که هیچ شباهتی به زندگی روزمره ندارد. این جلسه‌های کاری را می‌توانید جلسات احضار ارواح بنامید."

Image caption جوناس یک زبان بصری جدید خلق کرد که ترکیبی از رقص و نمایش و فیلم است

شمن فمینیست

شیرین نشاط درباره فمینسیم در کار جوناس بر این باور است که: "فمینیسم در کارهای جوناس تعارضی با دنیای مردانه ندارد، ذهنیت و فکر زنانه او و دغدغه‌اش درباره عواطف و خلاقیت زنانه به کارهایش ویژگی‌ فمینستی می دهد."

هویت زنانه در"جان بخشی دوباره"، که پیش تر در تیت اجرا شده بود، با کهن‌ الگوی مادر-طبیعت و باروری پیوند می‌خورد. جوناس برای خلق این اثر مدتی بر روی رمان Under Glacier نوشته هالدور لاکسنس، نویسنده ایلسندی برنده جایزه نوبل، کار کرد که ماجرای آن در یخچال‌های طبیعی و کوهستان یخ‌زده می‌گذرد. همزمان به صداهای ضبط شده از آواهای زیر آب ضبط گوش سپرد و یادداشت‌های ژان پانلوی، فیلم ساز زیر آب، را در خواندن گرفت. از ادبیات حرکت کرد و به صدا و تصویر رسید و در اثرش آن ها را با یکدیگر درآمیخت. اثر او ترکیبی است از تصاویری از مناطق روستایی در نروژ، صداهای زیر آب، و انعکاس نور از میان گوی‌ها. در این میان خود او باز به مثابه سوژه و ابژه اثر پدیدارمی‌شود. گویی الهه-مادر طبعیت است، که فریاد و نجوای زمین و آب و یخ را می‌شنود و می‌فهمد و باز می‌آفریند. موسیقی‌ای غیرملودیک نواخته می‌شود. انگار در جهان یخ‌زده و فراموش شده و مرموز زیر آبیم، شاید در اعماق اقیانوس، شاید در رحم مادر.

هنرمندی جوان در دهه هشتاد زندگی

جوناس خیلی دیر و پس از نماش آثارش در بینال ونیز(۲۰۰۹ ) در دنیای هنر شهرت عام یافت. شیرین نشاط درینباره عقیده دارد که "بخشی از این به ویژگی مارکتینگ هنر برمی‌گردد که به طور کلی از جوان‌ها بیشتر استقبال می‌کند. خیلی‌ها مثل اتان عدنان هنرمند لبنانی، که تازه الان در ۹۰ سالگی ویدیو آرت‌هایش مطرح شده، یا منیر فرمانفرماییان، هنرمند آینه‌کار ایرانی، یا خود جوناس به همین علت در سنین بالا شناخته شدند. علت دیگرش هم شاید این باشد که جوناس در همه این سال‌ها چندان در فکر بازاریابی و تبلیغات نبوده و بر کار هنری‌اش متمرکز بوده است."

شیرین نشاط درباره اهمیت شناخت جون جوناس می گوید: "او از نخستین زنانی بود که به صورت مستقل در هنر اجرا و ویدیو آرت کار کرد و یک زبان بصری جدید خلق کرد که ترکیبی از رقص و نمایش و فیلم است."

در واقع ما خواسته یا ناخواسته از این نحوه بیان جدید -که زبان تصویر را غنی‌تر کرده- تاثیر می‌گیریم. نه تنها در تولید و درک تصاویر از آن بهره می‌بریم که نشانگانش بخشی از دانش عمومی و خاطره جمعی ما شده است.

حق نشر عکس SALZBURGERFESTSPIELE
Image caption شیرین نشاط درباره اهمیت شناخت جون جوناس می گوید: "او از نخستین زنانی بود که به صورت مستقل در هنر اجرا و ویدیو آرت کار کرد و یک زبان بصری جدید خلق کرد که ترکیبی از رقص و نمایش و فیلم است."