وی‌اس نایپل، اسلام، ایران و رؤیاهای به دار آویخته

وی‌اس نایپل حق نشر عکس Getty Images

وی‌اس نایپل که روز شنبه یازدهم اوت، در خانه‌اش در لندن درگذشت، یک نویسنده جهان‌وطن بود و جغرافیای الهام‌بخش او قاره‌ها را درمی‌نوردید.

این نویسنده با سفر به چهار گوشه دنیا، همانطور که آکادمی نوبل در سال ۲۰۰۱ در توضیح اهدای جایزه ادبی خود به نایپل اعلام کرد، "روایتی ژرف" از جهان را با "موشکافی تباهی‌ناپذیر" در آثارش خلق می‌کرد تا خواننده به "حضور تاریخ‌های سرکوب‌شده" پی ببرد.

ترینیداد، کشف چندباره یک جزیره

نایپل از همان جوانی حسرت می‌خورد که چرا کتابی ادبی که به جزیره زادگاهش، ترینیداد و توباگو، اختصاص داده شده باشد، پیدا نمی‌کند؛ جزیره‌ای "بدون تاریخ" که پر بود از مهاجران ونزوئلایی، آفریقایی و هندی.

بنابراین، نایپل جوان از همان اولین آثار خود تلاش کرد با نوشتن از زادگاهش، در کالبد این جزیره روح بدمد.

اولین رمان او "مشتمالچی عارف" (۱۹۵۷) و بعد "خیابان میگل" (۱۹۵۹) و "خانه‌ای برای آقای بیسواس" (۱۹۶۱)، تابلوهایی تلخ و گزنده را از جهان استعمارزده ترینیداد به نمایش می‌گذارد.

"خانه‌ای برای آقای بیسواس" که نایپل در نوشتن آن از شخصیت پدرش الهام گرفت، شهرت و موفقیتی چشمگیر برایش به ارمغان آورد.

نایپل بعدها در آثارش به زادگاهش بازمی‌گردد تا آشوب عظیم امپریالیسم آمریکایی را در این جزیره کشف کند. او مشاهداتش از این دوره را در کتاب گذرگاه میانه (۱۹۶۲) نوشت؛ همان سالی که این مستعمره بریتانیا استقلال خود را به دست آورد.

این نویسنده همزمان با ثبت اثرات ناسازگار نفوذ آمریکا، ظهور ناسیونالیسم در جهان سوم را نیز مکتوب کرد. او در "چریک‌ها" (۱۹۷۵) داستان رهبر سیاه‌پوستان را در جزیره‌ای خیالی که بر اساس زادگاه نویسنده خلق شده، روایت می‌کند که به مرگ محکوم می‌شود، همین طور در "خم رودخانه" (۱۹۷۹) که منتقدان ادبی آن را با "دل تاریکی" جوزف کنراد مقایسه کرده‌اند.

هرچند که او بعدها بیشتر زندگی خود را در بریتانیا گذراند اما می‌توان "راز رسیدن" (۱۹۸۷) را نیز جزو آثاری قرار داد که بر اساس جغرافیای زادگاه نویسنده شکل گرفته است. نایپل در این کتاب، خاطراتی از ترینیداد روایت می‌کند و "تاریخی ترکیبی" از جهان و زادگاهش به دست می‌دهد.

این رفتن‌ها و بازگشتن‌ها، شیوه‌ای است که نایپل از آن در کشف و بازکشف دیگر سرزمین‌ها هم بهره می‌برد. در واقع او "راهی در جهان" (عنوان یکی از مجموعه داستان‌هایش که در سال ۱۹۹۴ منتشر شد) می‌گشاید که مختص اوست.

حق نشر عکس AFP
Image caption "خانه‌ای برای آقای بیسواس" که نایپل در نوشتن آن از شخصیت پدرش الهام گرفت، شهرت و موفقیتی چشمگیر برایش به ارمغان آورد

هند و آفریقا، سمفونی فرهنگ‌ها

در دهه ۱۹۶۰ در جست‌وجوی ردپای اجداد خود به هند سفر می‌کند. "منطقه تاریکی" (۱۹۶۴) حاصل این سفر است که به اتهام "ارائه تصویر منفی از هند" انتشار آن در این کشور ممنوع شد.

یک دهه بعد، او کتاب "هند، تمدن مجروح" (۱۹۷۷) را منتشر می‌کند که با ترجمه احمد میرعلائی به زبان فارسی ترجمه شد.

نایپل سی سال پس از اولین سفر به هند، آخرین جلد از سه‌گانه‌اش را درباره این کشور با عنوان "هند، یک میلیون شورشی" (۱۹۹۰) به چاپ می‌رساند و در آن از عقب‌نشینی دین‌پرستی و پیشرفت نسبی آزادی‌های فردی در این کشور هزاردین خبر می‌دهد.

هند همزمان بستر خلق برخی از آثار داستانی او نیز بود. او در "نیمه یک زندگی" (۲۰۰۱) زندگی پسر یک برهمن را در هند روایت می‌کند که برای تحقق آرزوی نویسندگی در دهه ۱۹۵۰ به بریتانیا می‌رود و سپس همراه یک زن در آفریقا اقامت می‌گزیند. همین شخصیت، بعدها در رمان "بذرهای خیالی" (۲۰۰۴) که در هند و اروپا می‌گذرد، دوباره ظاهر می‌شود.

اما این در آفریقا بود که نایپل یکی از بهترین آثار داستانی خود را خلق کرد: "در کشوری آزاد" (۱۹۷۱) که جایزه معتبر بوکر را برای نویسنده به ارمغان آورد، از سه اپیزود تشکیل شده که همچون یک سمفونی، خواننده را به سوی یک هدف اصلی هدایت می‌کند.

"از پیروس تا اسکندریه دو روز راه بیشتر نبود اما تا چشمم به کشتی کوچک و قراضه یونانی افتاد گفتم ای دل غافل آخر این هم وسیله بود که برای سفر انتخاب کردی." راوی در ابتدا با کشتی در راه مصر است و در پایان نیز داستان از زبان یک جهانگرد در مصر روایت می‌شود.

نایپل در این کتاب، تقابل و همزمان پیوند فرهنگ‌های استعمارگر و استعمارزده را حین فرایند استعمار به نمایش می‌گذارد و یکی از رمان‌های مهم دوران پسااستعماری را خلق می‌کند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption هند همزمان بستر خلق برخی از آثار داستانی او نیز بود

ایران و مردمانی که مسلمان شدند

نایپل عقلش به چشمش نبود اما با چشمانش می‌اندیشید. او ایدئولوگ نبود، بلکه نویسنده‌ای بود که ایدوئولوژی‌ها را درست می‌دید.

یکی از جاهایی که او تأثیر اجرای ایدئولوژی را به خوبی حس کرد، کشورهای اسلامی غیرعربی به ویژه ایران بود.

نایپل در ۱۹۷۹ کمی پس از انقلاب ایران، راهی این کشور و نیز اندونزی، مالزی و پاکستان شد. حاصل این سفر، به ویژه ملاقات‌هایش با برخی از آیت‌الله‌ها (خلخالی و شیرازی) در ایران را در کتاب "در میان مؤمنان، یک تور اسلامی" (۱۹۸۱) مکتوب کرد.

او در بخش دیدار با صادق خلخالی، ضمن توصیف چهره و رفتار این حاکم شرع، در تلاش است به راز اعدام‌های انقلابی که به نام اجرای حکم اسلام انجام می‌شد، پی ببرد.

هفده سال بعد، نایپل به ایران بازگشت و راهی را که پیشتر رفته بود، از سرگرفت؛ با این تفاوت که اگر در سفر اول، آیت‌الله‌هایی را دید که دستور اعدام می‌دادند، در سفر دوم، بیشتر همنشین نویسندگان و روشنفکرانی شد که یکی از آنان (میرعلائی) پس از سفر نایپل، در "ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای جان خود را از دست داد."

حاصل سفر دوم نیز کتابی شد با عنوان "تا انتهای ایمان، سفرهایی کوتاه در میان مردمان تغییر دین داده شده" (۱۹۹۸) که ادامه کتاب قبلی نویسنده در این باره است.

نایپل از "پدیده‌های عصبی جمعی و فردی" نوشت که به "تغییر دین" مردمان این کشورها به اسلام مربوط بود.

او با این برداشت از کشورهای اسلامی غیرعربی، دشمنانی را برای خود تراشید، که اتهام "ضداسلام بودن" نایپل را به ریشه‌های هندویش می‌چسباندند.

اما نایپل از این فکر که اسلام "امپریالیسم سازش‌ناپذیر" است، دست نکشید و از "نسل‌کشی" انسانی و فرهنگی مسلمانان فاتح در هند و آسیا سخن گفت.

تا همین اواخر، او "تأثیرات فاجعه‌آمیز (گسترش اسلام) بر ملت‌های تغییر دین داده شده" را با عواقب استعمار غربی مقایسه می‌کرد.

حق نشر عکس EPA

در دو کتاب "در میان مؤمنان" و "تا انتهای ایمان"، نایپل "توتالیتاریسم اسلامی" را هسته اصلی گزارش-تحقیق خود قرار داد. او نوشت: "سرکوب خواسته‌های انسانی از سوی مسلمانان، از روند ازخودبیگانگی که توسط استعمار اجرا می‌شد، زیانبارتر است. وقتی شما به اسلام می‌گروید، باید گذشته خود را ویران کنید، تاریخ خود را. باید گذشته خود را سرکوب کنید و مدام تکرار کنید که فرهنگ اجدادی وجود ندارد، به حساب نمی‌آید."

نایپل با تأکید بر این که آنانی که مسلمان شده‌اند هویت گذشته خود را از دست داده‌اند، ادامه داد: "مردم رؤیاهای خود را به دار آویختند و اسلام در این کشورها بُعدی از عصبیت و پوچی را موجب شد. این کشورها به راحتی می‌توانند آتش بگیرند."

لعن دنیای جدید

آنچه نایپل درباره اسلام نوشت، جزئی بود از کلیت اندیشه او درباره جایگاه امر مقدس در دنیای مدرن؛ او بی‌اعتقادی به امر مقدس را "لعن دنیای جدید" می‌خواند.

نایپل معتقد بود که دو دین اسلام و مسیحیت، جهان را برای همیشه تغییر داده‌اند. فرای اصول جزمی، این دو دین تصور تأسیس جهانی بر پایه "برادری، خیرخواهی و دلسوزی" را به وجود آورده‌اند که اکنون حتی غایت زندگی سیاسی ما شده است.

این نویسنده می‌گفت که پیش از این، نه در جهان باستان، نه در هندوئیسم نه در بودیسم، چنین هدفی وجود نداشت "و این یک تاریخ دیگر است."