زروئی نصرآباد؛ ملانصرالدینی که از طنز خسته شد

حق نشر عکس IRNA

"من شخصا معتقدم خطوط قرمزی وجود ندارد. آدم باید بلد باشد از میان چیزهایی که به آن خط قرمز می‌گویند عبور کند... من می‌گویم با همه چیز می‌‌شود شوخی کرد."

ابوالفضل زروئی نصرآباد، طنزپرداز، شاعر و پژوهشگر، که شامگاه جمعه دهم آذر در خانه‌اش در نزدیکی تهران درگذشت، با اینکه وارد حلقه نویسندگان مذهبی نزدیک به حکومت شد، اما از فضای سیاسی و ادبی حاکم بر ایران - به ویژه در سال‌های آخر عمر - شدیدا مأیوس و سرخورده بود. هر چند که بخشی از این یأس، نتیجه روند فرسایشی بیماری جسمی او بود.

با این حال در عمل، زروئی نصرآباد شبیه برخی از "شاعران مسلمان انقلابی" نسل قبل از خود مخصوصا حسن حسینی و قیصر امین‌پور بود که با قریحه ادبی خود، خیلی زود در جوانی، به محافل ادبی نزدیک به حکومت راه یافتند، اما چندان به آن وفادار نماندند و دوری و انزوا را گزیدند.

زروئی همچنین مثل حسینی و امین‌پور در دانشگاه تحصیل کرده بود و از قضا مثل آن دو عمرش به پنجاه سال نرسید. اما در یک مورد مهم مثل آنان رفتار نکرد: حضور در شب شعر آیت‌الله خامنه‌ای و ستایش از "ادب‌شناسی" رهبر جمهوری اسلامی.

پژوهش درباره طنز پس از انقلاب

ابوالفضل زروئی نصرآباد پانزدهم اردیبهشت ۱۳۴۸ در تهران متولد شد و پس از دیپلم، تحصیلات خود را در دانشگاه در رشته ادبیات فارسی تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داد. او پایان‌نامه خود را درباره "طنز و انتقاد در ادبیات پس از انقلاب اسلامی" نوشت و در گفت‌وگویی دو ویژگی را درباره طنز در ایران پس از انقلاب بر‌شمرد: یکی "عفیف بودن" و دیگری "پرده‌پوشی و ابهام".

منظور او از "عفت طنز"، اعمال محدودیت‌هایی است که پس از انقلاب برای انتشار طنز درباره مسائلی مثل روابط جنسی به وجود آمد. هرچند در پیشینه ادبیات فارسی، آثاری در این زمینه از شعرای معروفی چون عبید زاکانی و حتی سعدی شیرازی و نیز شاعران کمترشناخته شده‌ مثل ملا ادهم خلخالی و قاآنی شیرازی موجود است.

ویژگی "پرده‌پوشی و ابهام" در طنز پس از انقلاب نیز از نظر زروئی بی‌ارتباط با ویژگی اول نیست، زیرا سانسور حاکم باعث شده که "برخی از طنزهای زمان ما تا حد ابهام پیش می‌رود، به طوری که گاهی لازم می‌شود خود نویسنده منگنه و ضمیمه اثر بشود!"

این طنزپرداز همچنین در چند گفت‌وگو تأکید کرده بود که طنز در روزگار کنونی ایران "دوران رخوت و کسالت خود را می‌گذراند" و "توقع مردم از آثار طنز برآورده نشده است".

همکاری با "گل آقا"

زروئی نصرآباد که شاعری را از همان نوجوانی آغاز کرده بود، اولین نوشته طنز خود را در دوران دانشجویی در مجله طنز "خورجین" منتشر کرد.

بیست و یک ساله بود که در راه‌اندازی هفته‌نامه "گل ‌آقا" به مدیریت و سردبیری کیومرث صابری فومنی مشارکت کرد و در تحریریه آن مشغول به کار شد.

حق نشر عکس IRNA

در همین نشریه بود که با نام "ملانصرالدین" نوشتن مجموعه‌ای از تذکره‌های طنز درباره مقامات سیاسی آن دوران را آغاز کرد که یک سال و چند ماه بیشتر دوام نیاورد. او در این مجموعه، ذکر کسانی چون محمد خاتمی، عبدالله جاسبی، محمدجواد لاریجانی، علی اکبر ولایتی و خود کیومرث صابری فومنی را به شیوه تذکره‌نویسان ادبیات کهن فارسی می‌نوشت.

به عنوان نمونه، در ذکر صابری فومنی، با توجه به جسارتی که نشریه او (گل آقا) در نقد سیاسی جمهوری اسلامی داشت و در عین حال به نوعی مصون بود، نوشت: "نقل است که در جوانی تعمیر ماشین می‌کرد. وقتی ماشین پیش او بردند که تعمیر کند. ساعتی نگذشت که کرد. پس بر طریق «پُز» با ایشان گفت که: «ما اینیم!» چون نظر کردند، سوپاپ در دستش دیدند و پنداشتند که یعنی گفت: «ما سوفافیم!» و این که او را سوپاپ می‌گویند، هم از این جهت است نه به جهات دیگر(!)"

مجموعه این تذکره‌ها در کتابی با عنوان "تذکره المقامات" منتشر شد، اما سال‌ها بعد، خود زروئی درباره این کتابش گفت که "محدود کردن این تذکره‌ها به مقامات آن دوره، باعث تاریخ مصرف‌دار شدن اثر" شده است.

زروئی نصرآباد مدتی نیز سردبیر ماهنامه گل آقا شد و آن طور که خود صابری فومنی سروده، "نورچشمی" مدیر گل آقا بود.

پیوستن به حوزه هنری

اما پس از تجربه کار با گل آقا و دیگر تجربه‌های همکاری با نشریات، در دهه هفتاد به حوزه هنری رفت؛ سازمانی که زیر نظر دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران اداره می‌شود و ترویج ادبیات همسو با سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی را در دستور کار خود قرار داده است.

او در حوزه هنری دفتر طنز این حوزه را تأسیس کرد و مدیریت آن را بر عهده گرفت. همچنین در همین دوره، سلسله جلساتی را برگزار که شب شعر طنز "در حلقه رندان" نام داشت.

با این حال زروئی گاهی شعرهایی سرود که در آنها چندان سیاست‌های تعیین شده از سوی رهبر ایران را رعایت نکرد:

روزگار بدی شده است

این آمریکای جهان‌خوار

هی با پیتزا به ما تهاجم فرهنگی می‌کند

و ما هی با آن مقابله می‌کنیم

پیتزا دل ما را به درد می‌آورد

گیرم که از پس این فتنه برآمدیم

با لازانیا و بیف استروگانف چه کنیم؟

در همین دوره بود که او همراه با اعضای دیگر حوزه هنری در جلسه شعرخوانی آیت‌الله خامنه‌ای شرکت کرد. علیرضا قزوه، از نزدیکان به دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران در این باره گفته است که زرویی نصرآباد "در ابتدا می‌ترسید" در حضور رهبر شعر طنز بخواند.

پس از مدتی، زروئی نصرآباد هم مثل بسیاری دیگر از نهاد حکومتی حوزه هنری کناره گرفت. او خود در گفت‌وگویی درباره علت خروج از حوزه هنری، به مشکلات مادی و همچنین محدودیت‌های مضاعف حاکم بر حوزه هنری اشاره کرد: "من شش ماه از سال را بدون هیچ کارایی داشتم در حوزه فعالیت می‌کردم و یعنی هیچ فعالیتی نداشتم."

ترک تهران و خستگی از طنز

در اواسط دهه هشتاد بود که برای اولین بار به علت بیماری دیابت در بیمارستان بستری شد و سپس در اواخر همین دهه بود که بیماری قلبی نیز به سراغش آمد.

او تصمیم گرفت که از تهران به حومه پایتخت برود و در خانه پدری‌اش در احمدآباد مستوفی واقع در جنوب غرب تهران ساکن شود: "علت اصلی فقر بود. چون زندگی من استیجاری بود، فکر می‌کردم دارم برای چیزی هزینه می‌کنم که هیچ لزومی ندارد."

اما ترک تهران برای زروئی نصرآباد که نوعی "قهر از فضای فرهنگی" هم بود، به گفته خودش، "مصادف بود با شروع دوره افسردگی و بدحالی" او.

در همین دوره بود که علاوه بر تأکید به "دوران رخوت و کسالت" طنز در ایران، در گفت‌وگویی اعتراف کرد که "از طنز و طنزپردازی خسته‌" شده است.

گرچه همچنان نامش بر سر زبانها بود و اگر توان جسمی داشت در برخی از مراسم‌ها شرکت می‌کرد، اما اغلب در خانه بود و فعالیتی جز خواندن و نوشتن نداشت: "در سال‌های اخیر وجه معاش و گذران زندگی‌ام غالبا مرهون سیدمهدی شجاعی بوده است."

مهدی شجاعی، نویسنده و مدیر انتشارات کتاب نیستان، در سال‌های پایانی عمر زروئی نصرآباد، برخی از آثار او از جمله کتاب "خاطرات حسنعلی خان مستوفی" را منتشر کرد که با مجموعه "افسانه‌ها"ی او، مهم‌ترین آثار این طنزپرداز به شمار می‌روند.

شجاعی پس از درگذشت زروئی در یادداشتی نوشت که مرگ "غریبانه ابوالفضل زروئی نشان داد که در کشور ما هیچ مقام مسئولی دلش برای فرهنگ و ادب نمی‌تپد."

حق نشر عکس Google

طنزپرداز و حکومت

با این وجود، برخی از مقامات جمهوری اسلامی درگذشت زروئی را تسلیت گفته‌اند و پایگاه اینترنتی رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز فیلم شعرخوانی زروئی مقابل آیت‌الله خامنه‌ای را دوباره منتشر کرده است.

همچنین برخی از رسانه‌های ایران گفت‌وگویی را که دو سال پیش پایگاه اینترنتی آیت‌الله خامنه‌ای با زروئی منتشر کرد، بازنشر کرده‌اند. این گفت‌وگو دقیقا در شرایطی انجام شده بود که زروئی خواستار توجه بیشتر ارگان‌های حکومتی به طنز بود.

زروئی نصرآباد در این گفت‌وگو آنچه را "شناخت" رهبر جمهوری اسلامی از ادبیات و هنر می‌خواند، ستایش می‌کند: "ایشان در این زمینه واقعاً تافته‌ جدابافته است. تعارف نیست. واقعاً هرکسی هم جز این بگوید، بی‌انصافی می‌کند."

این در حالی است که او سال‌ها پیش از آن گفته بود: "اگر نگاه ما به طنزپرداز این باشد که می‌خواهد صمیمانه اشتباهات را گوشزد کند و مشکلات را بازگو نماید، دیگر هیچ حکومتی نیاز به خریدن یک طنزپرداز ندارد.

موضوعات مرتبط