چهل سالگی انقلاب؛ 'نظام تیشه به ریشه موسیقی زده'

حق نشر عکس .
Image caption حسین زمان از اولین خواننده‌های پاپ بعد از انقلاب ۱۶ سال ممنوع‌الفعالیت بود

حسین زمان، از اولین‌های موسیقی پاپ بعد از انقلاب که ۱۶ سال تا مهرماه امسال ممنوع‌الفعالیت بود، می‌گوید: "با صراحت می‌توانم بگویم که هنر موسیقی از بعد انقلاب هیچ حامی و پشتیبانی به جز تعداد انگشت‌شماری از هنرمندان دلسوز نداشته و نظام حاکم تا توانسته تیشه بر ریشه این هنر ارزشمند زده است."

به گفته آقای زمان چند سالی است هنر موسیقی بازیچه دست جماعتی قرار گرفته که به صورت سازمان‌یافته از درون مشغول هدایت جریان موسیقی هستند و عده‌ای از اهالی موسیقی هم بدون اینکه بدانند بازیچه دست آنها شده‌اند.

این خواننده پاپ بعد از انقلاب که تیغ سانسور زندگی حرفه‌ایش را زخمی کرده از زمانی که کنسرت‌ها در ایران رونق گرفتند می‌گوید، از زمانی که به علاقمندان و کسانی که می‌خواستند در کنسرت‌ها شرکت کنند با پنجه‌بوکس و زنجیر حمله می‌کردند تا همین روزهایمان که نمایش ساز در صداوسیمای جمهوری اسلامی ممنوع است و هنوز در نمازهای جمعه به موسیقی و هنرمندان موسیقی می‌تازند.

در این چهل سال بعد از انقلاب، موسیقی در ایران قصه پرغصه‌ای داشته اما این صنعت به هر حال در حرکت است و با وجود کاستی‌ها، محدودیت‌ها و مخالفان جدی، مخاطبان پروپا قرصی دارد. مخاطبانی که از هر فرصتی برای "شنیدن" استفاده می‌کنند و هرجا مجالی باشد پشت موسیقی می‌ایستند و از آن حمایت می‌کنند و از خاموش شدن چراغ هر کنسرت یا سانسور هر صدایی خشمگین می‌شوند.

از روزگارانِ رفته

در چهل سال سپری شده از نقطه عطفی که تاریخ ایران را متحول کرد، تنها اتفاقات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی نبودند که ردشان بر روایت روزگار ایران‌زمین و مردمانش ماندگار شد.

مگر می‌توان از گذشته تا حال را مرور کرد و به نور و تصویر و صداهای این سالیان فکر نکرد؟ به آفتاب همواره تابان آن سرزمین، از تابش خورشید از پس پنجره‌های قدی و چسب خورده و لرزان از آژیرهای قرمز خانه‌های حیاط ‌دار و حوض‌دار آن سال‌ها بگیر تا آپارتمان‌های خیلی کوچک و بعضا بدون نورگیر این سال‌ها.

تصاویر این سال‌ها مشتملند بر حس‌های عجیب و غریبی که در دل هر نسل به هیبتی در آمد. دلهره‌ها، ترس‌ها، ناکامی‌ها، ناامیدی‌ها، کم‌آوردن‌ها از یک سو و از آن سوی دیگر، امیدواری‌ها، لبخندها، شادکامی‌ها و میل به ادامه راه که کمتر قائم به ذات بودند و در ارتباط نزدیک با دشواری‌های جنگ و خشونت و ترور ناآرامی تعریف می‌شدند.

و صدا... صداهایی که با زیر و بمشان روزهای زندگی‌مان رقم خورد. این روزها هم هرکدامشان را که می‌شنویم انگار پرتاب می‌شویم به مختصات آن سال‌ها، با احساسات ویژه‌ای که انگار با بندی ناگسستنی به این صداها چفت شده‌اند.

حق نشر عکس .
Image caption تیتراژ برنامه کودک حدود سی سال پیش

بچه‌های دهه ۵۰ و ۶۰ به آن سال‌های دور که فکر می کنند، آهنگ نویدبخش تیتراز برنامه کودک با تصویر آن بچه‌ای که هی قدم می‌زد هی قدم می‌زد تا پرده‌ها کنار بروند در خاطرشان جان می‌گیرد.

بعد نواهای یکنواخت و خاکستری روی عکس گمشده‌ها، موسیقی دلهره آور "بچه‌ها مواظب باشید". تیتراژ آغازین اخباری که برای همه مهم بود؛ یا به دلیل اطلاعاتی که از جبهه‌های جنگ می‌داد یا به سبب شماره کوپن‌هایی که اعلام می‌کرد.

ما مسلح به الله اکبریم/ بر صف دشمنان حمله می‌بریم/ ما همه پیرو خط رهبریم/ بر صف مشرکان حمله می‌بریم

لا اله لا اله لا اله الا الله

لا اله لا اله لا اله الا الله

وحده وحده وحده وحده انجز انجز انجز وعده

...

به اذعان اهالی موسیقی از یک سو و مخاطبان از سوی دیگر، "خمینی ای امام" و سرودهای انقلابی دیگر از این دست مثل "بیست و دو بهمن، روز از خود گذشتن، روز آزادی ما، روز شکست دشمن" تا مدت‌ها موسیقی اصلی جامعه‌ای بود که همه ابعادش همواره از انقلاب و انقلابیگری متاثر بود.

کم‌کم" دیدنیها"، "ورزش و مردم"،" راه شب"، "صبح جمعه با شما" ، "کار و کارگر" و ... با نوای ویژه‌ای آمد که انگار با تاروپود محتوای این برنامه‌ها عجین شده بود. رادیو اما انگار نقش پررنگتری داشت در روزهای آن سال‌های مردم. صدا و موسیقی از هر نوعی که بود، به هر حال جزء لاینفک روزمرگی‌ها بود.

حق نشر عکس .
Image caption برنامه دیدنیها سال ۶۹ با اجرای جلال مقامی

اما اینها تنها یک طرف قصه آن سال‌ها بود. جریان سیال صدا و موسیقی پشت در خانه‌ها به شکل دیگری در حرکت بود؛ آمیزه‌ای از آنچه از آن طرف آب‌ها و عمدتا لس‌آنجلس با مرارت‌ بسیار به دست‌ مردم می‌رسید و آنچه با وجود محدودیت‌ها و کمبود امکانات در ایران تولید می‌شد.

تا رسیدیم به امروز که موسیقی با ابعادی کنترل‌شده، با در نظر گرفتن محدودیت‌ها عرضه می‌شود. صداهای ممنوعه، زنانی که برای فعالیت در این عرصه باید بجنگند، کنسرت‌هایی که لغو می‌شوند و تاثیر معادلات قدرت و ثروت بر این حوزه؛ همه اینها هست. اما آنچه در ایران تولید می‌شود مخاطبان پروپا قرص خودش را دارد، حتی بیرون ایران.

نگاه از درون

این شاید نمای بیرونی صداها و موسیقی ۴۰ سال بعد از پیروزی انقلاب ایران است اما حسین زمان، خواننده ایرانی آنچه بر موسیقی ایران در این سال‌ها گذشته را برای بی‌بی‌سی این طور روایت می‌کند.

او به روزهای بی‌نغمه و ترنم اشاره کرده و می‌گوید: "بعد از بهمن ۵۷، موسیقی برای مدتی به فراموشی سپرده شد و حتی سرودهای روزهای اول انقلاب بدون موسیقی بود و کسی جرأت به‌کارگیری ساز را نداشت چون موسیقی و اهالی موسیقی به شدت مورد غضب بودند. برخی سازها کم کم در برخی تیتراژهای برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی با وسواس و محافظه‌کاری زیاد به کار گرفته شدند."

صفحه ویژه؛ چهلمین سالگرد انقلاب ایران

موسیقی جنگ

به گفته او: "با شروع جنگ جای خالی سرودهای مهیج و تاثیرگذار در ایجاد جو حماسی بین مردم احساس می‌شد و حاکمیت برای تهییج جوانان برای حضور در جبهه‌های نبرد و بالا بردن روحیه مقاومت در مردم دست به دامان اهالی موسیقی شد. آن‌هم به صورت بسیار محدود و در حد سرودهای انقلابی و مارش های نظامی. در این رابطه صدا و سیما به فعالیت‌های موسیقایی خود افزود. البته که هنوز هم همراه داشتن ساز در معابر عمومی جرم محسوب می‌شد و با فرد خاطی برخورد می‌شد."

آقای زمان، همچنین به آثار ماندگار زمان جنگ ایران و عراق اشاره کرد: "در جریان جنگ برخی از اساتید موسیقی به واسطه تقدیر از مقام رزمندگانی که برای دفاع از وطن می‌جنگیدند آثار خوبی عرضه کردند. از جمله این هنرمندان می‌توان از اساتیدی همچون محمد رضا شجریان ، حسین علیزاده و شهرام ناظری نام برد."

موسیقی برای کمرنگ کردن مصائب

اما جنگ که تمام شد حکایت موسیقی ایران دیگر شد. حسن زمان در این‌باره تاکید دارد: "پس از جنگ برای اینکه نقش پیروزی پررنگ‌تر شود و مصائب جنگ کم‌رنگ‌تر جلوه کند تولیدات موسیقی در صدا و سیما بیشتر شد، البته بیشتر تولیدات سفارشی و مناسبتی بودند و خوانندگان هم اکثرا به نوعی کارمندان صدا و سیما بودند و استقلالی نداشتند. این روند تا اوایل دهه هفتاد یعنی سال ۷۴ یا ۷۵ ادامه داشت. یعنی تنها شاهد تولیدات موسیقی صدا و سیما و پخش آنها بودیم که عمدتا در مناسبت ها اوج می‌گرفت و در شرایط معمول با محدودیت روبرو بود."

به گفته آقای زمان تنها تولیدات موسیقی مستقل مربوط می‌شد به برخی هنرمندان عرصه موسیقی سنتی و موسیقی پاپ محلی از اعراب نداشت.

اما موسیقی پاپ کم کم در ایران پا گرفت. حدود سال ۷۴ یا ۷۵ بود که جمعی از خوانندگان علاقه‌مند به موسیقی پاپ از جمله حسین زمان، به گفته خودش، تحت حمایت اساتیدی هم‌چون فریدون شهبازیان و بابک بیات پا به عرصه موسیقی گذاشتند.

از خوانندگان دیگر این عرصه می‌توان به افرادی چون محمد اصفهانی، خشایار اعتمادی، علیرضا عصار و سپس به کسانی مانند قاسم افشار و شادمهر عقیلی اشاره کرد.

آقای زمان می گوید: "این افراد هر کدام تک‌آهنگ‌هایی در صدا و سیما منتشر کردند و با استقبال زیاد مردمی که مشتاق شنیدن نغمه‌های نو بودند مواجه شدند. بعد از آن این خوانندگان به سرعت با استفاده از فضای موجود اولین آلبوم خود را روانه بازار کردند که میزان فروششان به‌عنوان اولین آلبوم‌های موسیقی پاپ بعد از انقلاب بی‌سابقه بود."

حسین زمان تاکید دارد که در چنین فضایی، برای نخستین بار در تاریخ موسیقی کشور، تیراژ این آلبوم‌ها به حدود یک میلیون رسید.

کنترل هنرمندان با روح هنر منافات دارد

آقای زمان درباره این برهه خاص زمانی توضیح می دهد: "صدا و سیما در تلاش بود تا ما نسل اول موسیقی پاپ را در اختیار بگیرد و تنها در مناسبت‌ها و برای اهداف خاص از ما بهره ببرد ولی این شرایط برای برخی از ما قابل قبول نبود و به همین دلیل کم‌کم از حضور در صدا و سیما فاصله گرفتیم. من و امثال من باور داشتیم که هنرمند باید آزاد باشد و آلت دست اقتدارگرایان قرار نگیرد. هنر نباید ابزار تثبیت قدرت حاکمان باشد زیرا در چنین شرایطی زبان نقادی هنر بریده خواهد شد و هنرمندان تبدیل می‌شوند به بلندگوهای یک دسته و یا گروه خاص . هنرمند باید آزاد بیندیشد و آزاد فکر کند و نباید هنرش را به راحتی در اختیار اهداف غیر قرار دهد ."

وی می‌افزاید: "هنری که در خدمت پول و قدرت باشد می‌شود هنر سفارشی و فرمایشی و نتیجه کار هنرمند چیزی نیست جز هنر فروشی .به دلیل ترس از این نگرش، از ابتدای شکوفایی هنر موسیقی در بعد از انقلاب که به همان اوایل سال‌های دهه هفتاد برمی‌گردد و به واسطه استقبال بسیار زیاد از موسیقی به ویژه موسیقی پاپ، حاکمیت در تلاش بوده و هست تا هنر و هنرمندان این عرصه را به طور خاص کنترل کند و در اختیار بگیرد که البته با روح هنر منافات دارد. ترس نظام حاکم از گسترش جهشی محبوبیت هنرمندان عرصه موسیقی باعث شد از همان ابتدا فشار خود را بر هنرمندان موسیقی مضاعف کنند."

تهدید به قتل می‌شدیم، با پنجه بوکس به مردم حمله می‌کردند

به گفته این خواننده پاپ، گروه اول خوانندگان موسیقی پاپ در سال ۷۶ با وجود سختی‌ها و موانع فراوان اجراهای زنده خود را آغاز کردند. این کنسرت‌ها از تهران شروع شد و به شهرستان‌ها گسترش یافت .

حسین زمان یادآوری می‌کند: "اوایل برگزاری کنسرت‌ها شرایط بسیار سخت بود. ما حتی اجازه تبلیغ میدانی در سطح شهر نداشتیم و تنها می‌توانستیم یکی دو روز قبل از برگزاری کنسرت پوسترها را روی در و دیوار محل اجرا نصب کنیم. ارگان‌ها و نهادهای مختلف و همین طور عوامل خودسر در اکثر شهرها کارشکنی می‌کردند . برخی مواقع حتی تهدید به قتل می‌شدیم .مردم وقتی برای خرید بلیط به مراکز فروش مراجعه میکردند تهدید می‌شدند. در مقابل سالن‌های اجرا بارها شاهد بودم که مردم را مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند و با پنجه بوکس و زنجیر به آنها حمله می‌کردند. در آخرین لحظات و چند ساعت مانده به اجرا به دستور نهادهای انتظامی و اطلاعاتی برگزاری کنسرت‌ها متوقف می‌شد. در برخی شهرها ائمه جمعه مردم را برای مقابله با اجرای کنسرت تحریک می‌کردند."

حق نشر عکس .
Image caption لغو کنسرتها در استان خراسان رضوی

کنترل از درون

آقای زمان با اشاره به تغییر رویکرد نظام حاکم نسبت به موسیقی می گوید: "نظام کم‌کم متوجه شد نمی‌تواند جلو این اجراها را بگیرد و به طور کلی مقابله با موسیقی با توجه به عشق و علاقه مردم کار دشواری است. از اواخر دهه هفتاد یعنی چهار پنج سالی از برگزاری کنسرت‌ها و فعالیت خوانندگان موسیقی پاپ گذشته بود که نهادهای اطلاعاتی و امنیتی به فکر راه چاره دیگری افتادند. این بار تصمیم گرفتند در عرصه موسیقی به ویژه موسیقی پاپ خود نقش‌آفرینی کنند و ترجیح دادند به جای مقابله با گسترش موسیقی و اجراهای زنده که دیگر کاری تقریبا غیر ممکن بود، به کنترل آن بپردازند."

او می‌افزاید: "به همین منظور شرکت‌ها و موسسات فرهنگی و هنری تاسیس کردند و به تدریج عملا شبکه‌ای برای در دست گرفتن زمام امور موسیقی ایجاد کردند. با برخی هنرمندان موسیقی که خیلی در جریان نبودند قرارداد بستند و تولید آثار و برگزاری کنسرت‌هایشان را در اختیار خود گرفتند . اینکه این هنرمند چقدر اجازه مشهور شدن دارد، چه کارهایی باید بخوانند، در چه مسیری باید حرکت کنند دیگر در اختیار خود هنرمند نبود بلکه این نهادها برایش طرح‌ریزی می‌کردند. کیفیت کار برای این نهادها مهم نبوده و نیست چه بسا وجاهت هنر به ویژه هنر موسیقی هیچ اهمیتی برایشان ندارد و قصدشان نیز بیشتر تبدیل هنر موسیقی به یک هنر سطحی و بی‌اصالت است چرا که همواره با این هنر دشمنی داشته‌اند و ارزشی برای آن قائل نبوده‌اند."

او پاسخ این سوال که این شیوه چقدر جواب داده را چنین می‌دهد: "متاسفانه این شگرد جواب داده و چند سالی است هنر موسیقی بازیچه دست این جماعت قرار گرفته. تعدادی از خوانندگان فعلی بدون آنکه خود بدانند، حساب شده وارد این عرصه شد‌ه‌اند و البته چون تجارت موسیقی این روزها بسیار پردرآمد است، نهادهای سازمان یافته‌ای که به کنترل موسیقی مشغولند و پول خوبی هم به جیب زده و می‌زنند. خواننده‌هایی را می‌بینیم که فاقد هرگونه ویژگی هنری هستند اما با یک شب حضور در برنامه‌های پربیننده تلویزیونی و خواندن سه یا چهار ترانه به برگزاری کنسرت در سرتاسر کشور مشغول می‌شوند و بنا به اظهار خودشان در یک سال بالای دویست و پنجاه کنسرت برگزار کرده‌اند. برگزارکننده کنسرتی را مشاهده می‌کنید که ظرف مدت کوتاهی میلیاردها تومان سرمایه فراهم کرده و پشت تریبون با کمال بی‌شرمی اعلام می‌کند هر خواننده‌ای که دنبال کار فرهنگی است برود و سراغ این کار نیاید و عملا به حمایت از هنر فاقد روح تعهد اقدام می‌کند."

هنوز موسیقی را حرام می‌دانند، هنوز می‌تازند، هنوز مخالفت می‌کنند

حسین زمان در یک ارزیابی کلی درباره موسیقی بعد از انقلاب معتقد است: "با صراحت می‌توانم بگویم که هنر موسیقی از بعد انقلاب هیچ حامی و پشتیبانی به جز تعداد انگشت‌شماری از هنرمندان دلسوز نداشته و نظام حاکم تا توانسته تیشه بر ریشه این هنر ارزشمند زده است. چهل سال از انقلاب می‌گذرد و هنوز صدا و سیما با وجود همه بهره‌هایی که از موسیقی برده ساز را و نوازنده در حال نواختن را نشان نمی‌دهد. گاهی نوازنده را در برنامه زنده دعوت می‌کنند و هنگام نواختن او را پشت دکور و یا گلدان مخفی می‌کنند."

حق نشر عکس .
Image caption مخالفتها با برگزاری کنسرت در سالهای اخیر

او می گوید: "هنوز در نمازهای جمعه سراسر کشور به موسیقی و هنرمندان موسیقی می‌تازند ، هنوز در شهرهای مذهبی با برگزاری کنسرت مخالفت می‌شود چرا که آن را کاری ناشایست می‌دانند و هنوز بسیاری از مراجع هر نوع موسیقی را حرام می‌دانند. اما نکته قابل توجه این است که با وجود همه دشمنی‌ها این هنر اگر چه نه در شأن خود اما کماکان زنده است و نزد مردم مقبول. اگر به همت اساتید و هنرمندان واقعی این عرصه جلوی دست‌اندازی عوامل مخرب گرفته شود می‌توان به آینده موسیقی امیدوار بود در غیر این صورت هر روز شاهد نزول کیفیت موسیقی کشور خواهیم بود."

همان طور که قصه موسیقی ۴۰ سال گذشته مملو از فراز و نشیب‌ها بوده، سال‌های آینده هم آنها که به روایت این روزهای تاریخ موسیقی می‌پردازند، خواهند نوشت که موسیقی ایران در برهه‌ای از زمان بر دوراهی برد و باخت قرار گرفت، جایگاه سختی که بسیار تعیین‌کننده و تاثیرگذار بود. مسیر تثبیت‌شده موسیقی ایران بستگی تام دارد به این‌که در نهایت از مسیرهای محتمل و موجود، کدام مسیر به مسیر اصلی موسیقی این سال‌ها بدل می‌شود.