فرهنگ و هنر، در بهشت اردیبهشت، با منع و بندها

هفته دوم اردیبهشت، در روزهای بارانی، با بوی یاس و سپرغم، در خانه‌های قدیمی جامانده از حمله برج‌ها، بهاری دلنشین را گذراند. و تا برای ماشالله شمس الواعظین "رکورددار" سردبیری روزنامه های توقیف شده در چهل سال، جایی در زندان اوین پیدا کنند، تا حکم احضار مهناز افشار، هنرپیشه و فعال در رسانه های مجازی، ابلاغ شود، تا مژده رسد که دیگر نمایشگاه مطبوعات برپا نخواهد شد، تا پل خواجو نیمه شبان میزبان شبگردان و آوازخوانان باشد با همسازی موج های نرم زاینده رود، روز کارگر شد و روز جهانی آزادی بیان. در مقدم این دو روز فعالان کارگری به جرم مطالبه حق، و خبرنگاران گزارش دهنده به اتهام گزارش این حق جویی روانه زندان اوین شدند.

اما نه فرهنگ از حرکت ماند و نه هنر تعطیلی پذیرفت. جشنواره بین المللی وارش در بابل برپا گشت. مردم آن شهر سالنی به اسم داود رشیدی کردند، در شهرهای مختلف کتابخوانی ها برپا شد و چندان که روز کارگر رسید، کارگردانی به هنرمندی، برقع از روی معنا برداشت، نمایشی را با دختران جوان افغان به صحنه برد، در فریاد از ظلمی که بر زحمتکشان می رود. این شد بزرگ ترین حادثه هنری و فرهنگی هفته.

حق نشر عکس Sara Saghafi

آمده ام تا فریاد کنم

آرش عباسی که تاکنون ۲۵ نمایش خود نوشته را به روی صحنه برده است، این بار تصمیم گرفت تا نمایشنامه هفت دقیقه اثر نویسنده ایتالیایی استفانو ماسینی را به اجرا بسپارد. سنگینی بار این نمایش اصالتا در جست و جوی عدالت و بازگوی رنج های سلطه و تبعیض و دنیای منفعت طلب، با انتخاب هنرپیشگان توسط کارگردان، چند برابر شد. دختران افغانستانی وقتی کارگران نمایشنامه ماسینی شدند، ناگهان تماشاگران تالار حافظ با پیامی چند برابر روبرو شدند.

طراح و کارگردان و هم تهیه کننده نمایش آرش عباسی بود و بازیگرانش الهام احمدی، زهرا اکبری، نرگس پویا، حمیده جعفری، نرگس هزاره، هانیه هاشمی، سمیه علیزاده، نسرین حیدری، حوا خلیلی.

علی جعفری فوتمی منتقد تئاتر ایران نوشت: "حالا دیگر می توان با خیال راحت درباره تیزهوشی آرش عباسی حرف زد. وقتی یک کارگردان دست به انتخاب "به موقع" یک نمایشنامه می زند ؛ یعنی به این واقف است که حداکثر تاثیر گذاری حرف درست؛ وقتی است که در زمان درستی گفته شود".

خانمی با نام مینا در دیوار تیوال نوشت: "به نظرم این کار، فریاد آرش عباسی بر سرمان بود ...او با جسارتی که در همه ابعاد این نمایش به خرج داد، هرچه فریاد داشت به سرما (اعم از دولت و شهروند و...) کشید... کاش اون پنبه های لعنتی را از گوش در بیاریم ..".

نیلوفر ثانی در روزنامه آرمان نوشت: "این خطرپذیری که آرش عباسی متنی از استفانو ماسینی ایتالیایی را بر صحنه آورد که بی مناسبت با شرایط کاری و کارگری پرمسئله ی فعلی بخشی از افراد جامعه و مهاجران افغان‌ نیست، درکنار موضوعیتی به روز و دغدغه‌مند، نگاه مخاطبان را به برابری حق شهروندی چه مهاجر وچه بومی جلب می کند. این یعنی فاصله گرفتن از نگاه سلطه جویانه و تبعیض‌مند و منفعت‌طلبانه‌ی قشری. تا حقیقت هنر را بی هیچ مرز و محدوده‌ی جغرافیایی، دریافت کنند. و تلاشی را بر صحنه ببینند که تنها یک اجرای تئاتری با جنبه های خاصش نیست، بلکه اتفاقی‌ست از "انتخاب" در ابعادی به وسعتِ تاریخ و رنج آدمی، برای رسیدن به حق واقعی، و آمال و آرزویی، دست یافتنی".

آرش عباسی در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفت: "افتخار می‌کنم در روزگار شوخی های سخیف شعار بدهم".

وی با اشاره به آن چه هر روزه در اطرافمان می‌گذرد گفت: "در چنین شرایطی من چطور می‌توانم به این فکر کنم که زیبایی شناسی کارم را رعایت کنم. یا درگیر شعار زدگی نشوم؟ در روزگاری که ظلم به بهترین شکل تصویر و به رساترین صدا شنیده می شود من چطور روی صحنه فریاد نزنم؟ به همین دلیل حتی اگر شعار داده باشم با افتخار می گویم بله شعار داده‌ام. اصلا فریاد زده‌ام. فراموش نکنید ما نمایشی با محوریت مسائل کارگری روی صحنه آورده ایم که ضعیف ترین قشر این جامعه محسوب می شوند و کافی است ذره ای به وضعیت کارگران در همین جامعه کنونی خودمان توجه کنید. به وضعیت همین شش ماه و یک سال قبل کارگران در نقاط مختلف ایران که چه مصیبت ها و رنج هایی متحمل شده اند".

نمایشگاهی با بوی کاغذ و کباب

حق نشر عکس M.B.Photo

سی‌ودومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران که تا آغاز هفته نو در جریان بود شلوغ بود و پرگفتگو. شباهت های ناگزیری به هر سال داشت، و تفاوت های بسیاری که باعث شد در عین بی تابی و فغان ناشران و روزنامه نگاران و مصرف کنندگان از نبود و گرانی کاغذ، نمایشگاه امسال بی رونق نبود. و مانند برخی از سالها فقط مناسب کباب و فلافل نبود که خانواده ها را به نمایشگاه کشانده باشد. گرچه دیگر کس نیست که نداند پرهوادارترین نمایشگاه کشور، در محل مصلایی که خود سی سال است مصلا نشده است، نمی تواند مناسب باشد، آن هم در شهری که روزانه در آن برج می روید. مردم می گویند همان گاردن پارتی با کباب و کتاب خوب بود.

بنا بر اعلام، ۲۳۹۸ ناشر داخلی حضور داشنند که ۳۰۰ هزار عنوان کتاب را در معرض نمایش و عرضه کردند. ۸۰۰ ناشر خارجی هم با حدود ۱۴۰ هزار عنوان کتاب حاضر بودند گرچه خارجیان را اغلب چینی ها و عربان تشکیل می دادند.

اما نمایشگاه های کتاب معتبر جهان به تعداد عنوان کتابهای چاپ اولشان، و به تعداد ناشران. نخبه ها و برگزیده کتاب های مهم نمایشگاه امسال به نوشته اهل نظر چنین بوده است.

از دید مهدی یزدانی خرم در روزنامه سازندگی تذکره الاولیای عطار نیشابوری که محمدرضا شفیعی کدکنی در هشتادسالگی و در پی چهل سال تحقیق و کار بر آن منتشر کرده اثری یگانه است.

به نوشته این نویسنده و منتقد: "انتشارِ این کتاب با تصحیح و مقابله‌ی او یکی از آرزوهای کهنه و قدیمی این آکادمیسینِ برجسته‌ی ایرانی بوده که در طولِ دهه‌ها به‌کرات درباره‌اش سخن گفته بود. کاری که شفیعی‌کدکنی بر کتابِ تذکره‌الاولیاء انجام داده عملن بی‌نظیر است. اثری دو جلدی که جلدِ دوم‌اش کاملن به شرحِ لغات، اصطلاحات، نام‌ها و اشاراتِ اثر می‌پردازد و عملن دایره‌المعارفی‌ست شگفت‌انگیز. در متن نیز شفیعی با معیارقراردادنِ پنج نسخه‌ی اصلی و انبوهی نسخه‌ی کمکی بسیاری از خطاهای مصححین قبلی از جمله نیکلسون را تصحیح کرده است".

کم نبودند خریداران در نمایشگاه، که در برابر کتاب جان نوشته عمادالدین باقی ایستادند. می گفتند این کتاب خودزنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌(اتوبیوگرافی) عمادالدینِ باقی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ست ‌و او جسارتِ نوشتن از خود را داشته ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌است. روایتی که با شکلی داستانی پیش رفته و بیش از آنکه رمان باشد( که نویسنده خود تصریح کرده که چنین ادعایی ندارد) نوعی نان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌فیکشن یا ناداستانِ اتوبیوگرافیک است.

به نوشته سازندگی: "باقی برای نوشتنِ این روایت بیش از هر چیز به زند‌‌‌‌‌‌گی سیاسی و کاری خود استعانت کرده است. زند‌‌‌‌‌‌‌‌‌گی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای که از همان اوان نوجوانی و جوانی به دلیل گره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خوردن با انقلاب ایران و حضور او در بطن این ماجرا با فراز و ‌فرودهای بسیاری روبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رو بوده است. کتاب با صحنه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای از کودکی راوی آغاز می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود و حضورشان در یکی از محلاتِ جنوبِ شهر تهران و این روند ادامه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یابد تا اینکه محوریتِ ایده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی اثر آشکار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود؛ 'جان '. امری که عملن این کتاب را و شاید بخشِ مهمی از زنده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیِ سیاسی و اجتماعی عمادالدینِ باقی را تشکیل داده است".

حق نشر عکس M.B.Photo

اما مائده مرتضوی نوشته: "در روزهای پایانی سال ۹۷ اثری از محمود دولت‌آبادی به نام 'عبور از خود ' از سوی نشرچشمه منتشر شد که نوعی زندگی‌نامه‌ی خودنوشت است. بعد از گذشت کمتر از دو ماه اثر دیگر این نویسنده، هم‌زمان با آغاز نمایشگاه کتاب روانه بازار شد؛ اثری داستانی به نام 'بیرون در '."

انتشار دو اثر از محمود دولت‌آبادی به فاصله‌ای کوتاه با توجه به طولانی بودن روند صدور مجوز برای برخی از آثار این نویسنده نوید بخش روزهای خوبی برای ادبیات و بالاخص خود نویسنده است. درهمین حال مانند چند سال گذشته، بسیاری از حاضران می پرسیدند کلنل چه شد؟ اما کلنل تنها اثر مجوز نگرفته و چاپ نشده این نویسنده نیست، چنان که در مورد دکتر جواد مجابی.

انتشار کتابخانه در تیمارخانه نوشته جواد مجابی گرچه خبر خوشی برای اهل کتاب بود که می دانستند چندین اثر این نویسنده پرکار پشت دیوار سانسور محبوس است.

همه خوشحالی ها متعلق به کتاب های اولین چاپ نبود. چنانکه مهدی یزدانی خرم نوشت: "کتاب فیل در تاریکی به خاطر وجود دو نوع سانسور پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران، نادیده گرفته شده و دیده نشد، یکی سانسور حکومتی و دیگری سانسوری در سوی دیگر طیف سیاسی از سوی روشنفکران چپ که هر اثری را که به زعم آنان در خدمت توده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها نبود، برنمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تافتند. پس از انقلاب نیز به گفته خود نویسنده، با ممنوعیت انتشار آثار پلیسی عملاً شانس کتاب برای دیده شدن، از بین رفت."

رمانِ "فیل در تاریکی" نوشته‏ ی قاسم هاشمی ‏نژاد درست چهل سال بعدِ اولین و تنها نوبتِ انتشارش در سالِ ۱۳۵۸، از سوی نشر هرمس به بازار آمد و یکی از مهم‏ترین خبرهای نمایش‏گاهِ کتاب شد. رمانی که در دوره ‏ی حیاتِ هاشمی‏ نژاد رنگِ تجدید چاپ به خود ندید و در سال‏ های اخیر از کتاب ‏های محبوبِ افستی ‏ها و دستِ‌دوم‌فروش‏ ها بود.

به بندرفته ها

حق نشر عکس M.B.Photo
Image caption کیوان صمیمی

هفته‌ای که در مناسبت‌هایش روز جهانی کارگر و روزجهانی آزادی مطبوعات را داشت، بنا به سابقه نمی‌توانست بدون خبری از درگیری و دستگیری بماند. در تجمع روز کارگر در مقابل مجلس ایران با حمله نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شده است و بازداشت شدگان را دستکم ۳۰ نفر اعلام کرده‌اند که ساعتی بعد هم به دادستانی و زندان اوین منتقل شده‌اند.

اعلام شد در میان بازداشت شدگان، جز فعالان شناخته شده کارگری، کیوان صمیمی روزنامه‌نگار و فعال سیاسی هم زندانی شدنش به دلیل بیماری‌های متعدد از سوی فعالان سیاسی با نگرانی همراه شد.

حق نشر عکس M.B.Photo
Image caption مرضیه امیری

اما دستگیری مرضیه امیری خبرنگار روزنامه شرق عجیب تر می‌نمود چرا که او بر حسب وظیفه خبرنگاری و برای پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان روز کارگر، به بازداشت‌گاه وزرا رفته بود، در آن‌جا بازداشت شد و ساعتی بعد اعلام کردند که وی به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده است.

این روزنامه‌نگار و دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه تهران روز ۱۷ اسفند ۹۷ هم به دنبال شرکت در مراسمی به مناسب روز جهانی زن همراه با ده‌ها نفر دیگر بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شده بود. خانم امیری پیش‌ از این و در جریان اعتراضات سراسری دی ماه ۱۳۹۶ نیز بازداشت و سه روز بازجویی شده بود.

احضار شده ها

حق نشر عکس Doniaye eghtesad
Image caption ماشاالله شمس الواعظین

دو هفته پیش بود که انجمن صنفی روزنامه نگاران اعلام داشت که علیرغم هماهنگی‌های به عمل آمده با مقامات قضایی مبنی بر عدم مراجعه ماشاالله شمس الواعظین نایب رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران به دادسرای اوین صبح روز شنبه ۳ نفر از ماموران دادسرای اوین با مراجعه به منزل وی و با دردست داشتن حکم جلب قصد بازرسی منزل را داشتند که با مخالفت دختر این روزنامه نگار مواجه شدند.

شمس الواعظین که در خارج از تهران، سال هاست که بدون داشتن نشریه‌ای مشغول کشاورزی است، با اطلاع از این امر و ضمن ابراز شگفتی از این واقعه اعلام کرد پس از بازگشت به تهران به زودی به اوین مراجعه خواهد کرد.

بعد از ماجراها و گفتگوها و شایعات سرانجام آشکار گردید که سردبیر روزنامه تعطیل شده جامعه صبح شنبه با ساک کوچکی که مخصوص مواقع حضور در زندان بوده است، به دادگاه اوین مراجعه می کنند، ماموران با هدایت آقای شمس الواعظین به دادسرای اوین، از آن جا که به دفعات میزبان وی بوده اند، با نهایت احترام برخورد می کنند اما بعد از ساعتی مسوول امر اظهار می دارد که با توجه به تغییراتی که در سطح بالای قوه قضاییه رخ داده است فعلا در منزل باشید و اگر لازم شد خبر می شوید.

بنا به اطلاع شمس الواعظین که رکورد سردبیری روزنامه های اصلاح طلب را دارد و به همین نسبت تعداد بیشترین توقیف نشریه و احضار را شاهد بوده است، به گفته مدیران اوین بیش از آن ها به "سوراخ سنبه های" زندان اوین آشناست.

حق نشر عکس Doniaye eghtesad
Image caption مهناز افشار

اما "مهناز گیت" عنوانی که روزنامه سازندگی به پرونده اخیر مهناز افشار هنرپیشه معروف داده اند دنبال کنندگان بیشتری داشت گرچه در نهایت وی نیز به جهت حضور فعال در شبکه های مجازی که نوعی وقایع نگاری یا اظهار نظر اجتماعی به حساب می آید، در زمره کسانی قرار دارد که مدام با تندی و بدگویی رسانه های تندرو روبرو هستند.

سازندگی در مقدمه گزارشی در همین باره نوشت: "مهناز افشار خود را به مقام کنشگری اجتماعی ارتقا داده بود. چنانکه برخی از همکاران دیگرش هم این کار را کرده بودند. رضا کیانیان برای ماجرای آب، پرویز پرستویی در مقام منتقد اجتماعی، هدیه تهرانی زیر سایه سفیر صلح و دوستی، ترانه علیدوستی در مقام مصلح اجتماعی و حتی مهران مدیری در مقام یک مجری تلویزیونی که بی ‏پروا به دولت می ‏تاخت."

اکبر منتجبی در همین باره نوشت: "خانم افشار در توئیتر نزدیک به ۲۴۰ هزار نفر و در اینستاگرام بیش از ۸ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر فالوئر دارد. طبیعتا هر توئیت و اظهارنظر او نه فقط 'دیده ' می‌شود بلکه بازتاب‌‌‌‌‌های بسیاری هم می‌‌‌‌‌یابد. آخرین توئیت او نیز به دلیل همین دیده شدن، بازتاب یافت و حواشی آن جنجالی به پا شد. مهناز افشار در واکنش به حضور نیروهای حشدالشعبی در خوزستان یک توئیت جعلی را بازنشر کرده بود و همین دردسر جدیدی برایش به وجود آورد."

به نوشته این گزارشگر: "پس از سروصدا دو اتفاق دیگر هم رخ داد. از یک سو عباس عبدی با انتشار یادداشتی در روزنامه اعتماد با عنوان 'ریشه اوباشگری ' اقدام به قتل طلبه همدانی را به 'اوباش ' نسبت داد و 'بخشی از جناح اصولگرا ' را عامل تقویت این افراد دانست."

از سوی دیگر، همزمان دوستان بهروز حاجیلو(که قتل روحانی همدانی را به عهده گرفت و گفته شد در حملات مامورین کشته شد)، به داغداری او پرداختند و اعلام کردند این ماجرا به دلیل آن است که برخی از روحانیون مجوز صیغه شدن دختران ایرانی را برای عراقی‌‌‌‌‌ها صادر کردند و بهروز هم از آنجایی که 'ناموس‌پرست ' بود این کار را کرد.

گام بعدی این که یادداشت عباس عبدی و چه اظهارات دوستان بهروز حاجیلو، اصولگرایانی را که در سال‌های گذشته لمپنیسم را تقویت کرده بودند، هدف قرار داد. آنها برای تبری از این وضعیت یک حمله سه گانه را ترتیب دادند. از یک سو به عباس عبدی تاختند، از دیگر سو فضای مجازی و آذری جهرمی را زیر باد انتقاد گرفتند که نظارتی بر این شبکه‌‌‌‌‌ها ندارد و نمی‌‌‌‌‌گذارد فیلتر شوند و نیز مهناز افشار را مورد نقد و نوازش خود قرار دادند که او باعث "قتل روحانی همدانی" است. بلافاصله هشتک "مهناز افشار را بازداشت کنید" در توئیتر راه افتاد تا این بازیگر و کنشگر اجتماعی را تحت فشار قراردهند.

قبل از این که حکم احضار و جلب مهناز افشار انتشار یابد و قطعی شود روزنامه کیهان ، عباس عبدی را فردی خواند که دارای "کارنامه جاسوسی و همکاری با باری روزن، جاسوس آمریکایی" است. این روزنامه، مهناز افشار را نیز "‌معلوم‌‌‌‌‌الحال" خواند. اگرچه پیشتر در وصف او وی را "بازیگر زنی که به‌‌‌‌‌رغم سطح پایین سواد و تحصیلات اما علاقه دارد که درباره همه مسائل اظهار‌‌‌‌‌نظر و اقدام به دروغ‌‌‌‌‌پراکنی کند" خوانده بود. کیهان نتیجه گرفت که "ردپای یک شبکه خزنده در شهادت مظلومانه طلبه همدانی" وجود دارد.

اما هنوز این هنرپیشه محبوب سینما به دادگستری نرفته محمدعلی رامین اصولگرا و معاون وزارت ارشاد دولت احمدی نژاد در بیانیه ای ضمن محکوم کردن اظهارنظرهای عروس خود نوشت: "اما در هیچ کجا معمول نیست که رسانه‌‌‌‌‌ها بخواهند، تا یک چهره محبوب هنری که تمام اعتبار هنریش را مدیون کشورش می‌‌‌‌‌باشد، محاکمه و محکوم و مجازات کنند".

چنین می نماید که رییس قوه قضاییه و دادستان تهران که به تازگی در این سمت ها قرار گرفته اند روزهای شلوغ تری هم در پیش دارند که به فضای مجازی مربوط می شود که به تازگی زیر فشار جنجالی قرار دارد که فیتلر کردن پیام رسان ها را در دستور دارند و به همین جهت وزیر ارتباطات را هم بی نصیب نمی گذارند.

مکرمه، اتاقش و نقاشی هایش

حق نشر عکس cartoninfo

در دوهفته ای که نمایشگاه اولین و آخرین آثار مکرمه قنبری در گالری کاما در تهران برپا شد، نمایشگاهی ازگنجینه "ننه مکرمه" نقاش خود آموخته مازندرانی به نمایش در آمد؛ در این نمایشگاه ۳۰ اثر از این هنرمند خودآموخته به همراه لوازم شخصی این هنرمند در برابر چشم علاقه مندان قرار گرفت.

علی بلبلی نقاش و فرزند مکرمه قنبری درباره این نمایشگاه گفت: "مادرم پس از یکسال که نقاشی را شروع کرد بر روی در و دیوار و وسایل منزل نقاشی می‌کرد به همین دلیل خانه وی به موزه تبدیل شده است؛ در این نمایشگاه برای اولین بار لوازم شخصی او به نمایش در آمد و یک اتاق به شکل خانه مکرمه بازسازی شد."

در این نمایشگاه ۳۰ اثر از این هنرمند به دیوار می‌رود، همچنین اولین اثر نقاشی مکرمه بر روی سنگ و آخرین اثری که این هنرمند قبل از مرگ کشیده است به نمایش در می‌آید.

مکرمه قنبری در سال ۱۳۰۷ در یکی از روستاهای مازندران متولد شد و زمانی که بیش از ۶۰ سال سن داشت، خود نقاشی را آغاز کرد. فعالیت جدی "ننه مکرمه" در این زمینه از زمانی شروع شد که به‌خاطر فروخته شدن گاو محبوبش، افسرده بود و برای رهایی از اندوه، به نقاشی پناه برد و آنچه را که در دل داشت، روی دیوارها جان بخشید. یکی از فرزندان ننه مکرمه که علاقه مادرش به نقاشی را دید، برای او از شهر، وسایل نقاشی خرید تا بتواند راحت‌تر کار کند. حاصلش شد آثاری که در جهان تحسین شده است. او در آبان ۸۴ در بیمارستانی در بابل درگذشت.

کارتون هفته

حق نشر عکس Shahavang