هنر و فرهنگ هفته؛ با دوربین به پیشواز رزم‌ناو

بهار در نیمه ایستاد، ماه رمضان استهلال به موقع نیافت و یک روز دیرتر از موعد آمد. شکایت اهل هنر به سلطه پول سیاه بر هنر و فروش فیلم‌های کمدی کم خرج و جلف تاثیری نداشت. اما آب باریکه‌ای که از نمایشگاه کتاب نصیب عالم نشر شد، باز به کنارخیابان‌ها و عرضه کتاب‌های بی‌مجوز برگشت.

اما هنر تنها مخصوص هنرمندان و هنردوستان نیست، گاه از این حیطه بیرون می‌زند. چنان که بعد از حضور غول ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن در خلیج فارس که گفته شد برای ترساندن جمهوری اسلامی اعزام شده است، یک رهگذر با گرفتن یک ویدیو فاش کرد که نفربرها و تانک برهایی در خیابان‌های آبادان به سمت جنوب می‌روند. ساعتی بعد فرماندار ویژه آبادان اعلام کرد که این تجهیزات برای یک فیلم است که درباره جنگ ایران و عراق تهیه می‌شود. فیلمی که ساخته نشده، صدایش بلند شد.

حق نشر عکس Tabnak
Image caption تانک ها و نفربرها در آبادان

با این همه، دنیای نمایش با همه مشقات کار در دوران ریاضت اقتصادی و اضطراری، این هفته هم لحظه‌های خوب و بازی‌های درخشان و سالن‌های پر داشت. چندان بود که نوشته شد هنرپیشگان فیلم، جذب دنیای نمایش شده‌اند. گرچه نمایش "ماربازی" دو شب مانده به افتتاح توقیف شد. دنیای گالری‌ها و هنرهای تجسمی هم رونقی نداشت. کنسرت هم بعد از چند اجرای کیوان کلهر و گروهش، هنوز در انتظار تکرار شب‌های به یادماندنی است.

دنیای مجازی که مدتی است چند چهره خود -مانند ترانه علیدوستی- را رنجانده، این هفته هم برای "سلبریتی"ها خبر خوش نداشت، مهناز افشار قرار شد برای یک توییت، دربازگشت از سفر پژوهشی آلمان به دادگاه برود. تهمینه میلانی هم با یک نمایشگاه دیگر نشان داد که قصد عقب‌نشینی در برابر منقدان نمایشگاه‌های نقاشی خود را ندارد.

اگر روزنامه نگاری را هم کاری فرهنگی بدانیم باید گفت خون به دل‌ترین بخش فرهنگ،روزنامه‌نگارانند که گرانی کاغذ برایشان حکم نایابی دارو را یافته برای بیماران. البته بخش دیگر مردمی هستند که دیگر رغبتی به روزنامه‌ها نشان نمی‌دهند. این بی‌رغبتی به خصوص نثار روزنامه‌های سیاسی است که حتی وقتی مانند همشهری و ایران به بودجه عمومی راهی دارند نیز از شرایط خوشی بهره‌مند نیستند. گیرم مجلات تخصصی دنیای بهتری دارند و نمونه‌های ابتکاری و زیبای تازه‌ای هم - مانند فرهنگ بان و پیاده روـ منتشر شده‌اند یا مانند ماهنامه شعر وزن دنیا در دست انتشارند.

اما مدیرکل مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها اعلام کرده است که نمایشگاه مطبوعات که سال گذشته برگزار نشد، دیگر برگزار نمی‌شود. و تمام.

حق نشر عکس Film magazine
Image caption ماهنامه فیلم

دلخور از وضعیت هنر و فرهنگ

ماهنامه فیلم که ۳۸ سال دارد و در دنیای فرهنگی و هنری کوتاه عمر، صاحب عمر دراز و تجربه فراوان به حساب می‌آید، از همان ابتدای تاسیس در شروع مجله صفحه داشت برای درددل نویسندگان و منقدان مجله و گاه اهل سینما. اگر هم از ابتدا قرار نبود، در عمل چنین شد که این یادداشت‌های کوتاه قلم آزاد، نقل خاطره‌ای، شرح دردی بود، نه الزاما درباره فیلم.

صفحه خشت و آینه در آخرین شماره مجله فیلم چند یادداشت دارد که نشان می دهد هنری نویسان و هنری مردمان چقدر دلگیرند از فضای موجود. حالا آن که سالن سینما، پا به پای "مگامال"ها زیاد می‌شوند، صندلی‌ها مجلل‌تر، فیلم‌ها ساخته می‌شوند با فروش‌های میلیاردی که در وهم نسل اول و دوم فیملساز هم نمی‌گنجید.

مصطفی جلالی فخر منقد سینما نوشته: واقعیت خانمان سوزی ست که سرمایه‌های کلان و بادآورده نامشروع که با رانت و اختلاس و دزدی به دست آمده‌اند، به قصد پولشویی و رد گم کنی وارد سینما شده‌اند. دستمزدها را بالا بردن و با زدوبند و قراردادهای صوری، فقط بخشی از این مبالغ میلیاردی را خرج سینما یا سریالی کردند. متاسفانه تهیه کنندگان سینما هم آلوده شدند و البته سخت است کسی بتواند از این مبالغ درشت چشم بپوشد و به مردم فکر کند.

ناصر صفاریان مستندساز و منقد در صفحه خشت و آینه نوشته: پس از تماشای خشونت گاه و بیگاه و نه خیلی زیاد در فیلم‌های ایرانی، سال گذشته "به وقت شام" حد و مرز تازه‌ای پیشمان گذاشت و آن چه را که ویدیوهای واقعی داعشی‌ها دیده بودیم، حالا در فیلم سینمایی و روی پرده می دیدیم. در جشنواره فجر "مردی بدون سایه" از همان صحنه آغازش چنان تصویر فجیع و خونینی به نمایش گذاشت که نامش را واقع‌گرایی گذاشت.

نویسنده با اشاره به نمایش به وقت شام در برنامه نوروزی کانال یک سیما پرسید فارغ از ناآگاهی پدران و مادران و بی مدیریتی‌ها، میان برنامه‌نویسان، نه فقط سینما که در سطح کلان کشور، آیا کسی به فکر این مدل عادی سازی خشونت و تاثیر بر تک تک مردم هست؟

در بخش دیگر یادداشت‌های مجله فیلم ریحانه عابدنیا با عنوان چند تن خواب آلود، چند تن ناهموار، چند تن ناهشیار… که برگرفته از شعری از نیمایوشیج است به موضوع تتلو پرداخته از بحث روانشناسانه و روان کاوانه او می‌گذرد و می‌نویسد: حیرتم از کسانی است که در کنسرت چنین فردی حاضر می‌شوند و برای آن حجم از دریدگی و گستاخی و فحاشی که نثارشان می‌شود، شادمانه کف می‌زنند و هورا می‌کشند.

نویسنده بخش دیگری از این تحقیر عمومی را در سینما می‌بیند که در آن جا هم استقبال مردم از فیلم‌ها به ویژه کمدی‌های سخیفی که نه تنها برای خنداندن نیست که جز الفاظ رکیک و شوخی‌های جنسی و مزه پراکنی‌های نخ‌نما چیزی در چنته ندارد و نوع دیگر تحقیر مردم در بازی ستاره مربع اپلیکیشن‌های تلویزیون است که چیزی جز قمار، سودجویی و همان سیستم هرمی نیست. گرچه تاریخ و حکومت یا مجموعه پدیده‌هایش، برخاسته از بطن فرهنگ و باورهای ریشه‌دار عمومی است.

حق نشر عکس zyaedin safavi
Image caption کاری از حسین پناهی

چیزی شبیه به زندگی

در سالن دو نمایشخانه نوفل لوشاتو بار دیگر یکی از نمایشنامه‌های درخشان حسین پناهی بر صحنه رفته به کارگردانی امیر کلهری‌پور.

امیر کلهری‌پور طراح و کارگردان نمایش "چیزی شبیه زندگی" در خصوص این اجرا گفت: یکی از دلایلی که متن مرحوم حسین پناهی را برای اجرا انتخاب کردم، علاقه من به اشعار و دلنوشته‌های او از نوجوانی بود. من نمایش "چیزی شبیه زندگی" را با وجود حرف‌هایی که خیلی‌ها در خصوص ناهمخوانی آن با شرایط فعلی جامعه می‌زدند، روی صحنه بردم. اپیزود‌های این نمایش درباره ظلم به زنان، فقر و اختلاف طبقاتی است.

پارسا یزدی بعد از تماشای نمایش در دیوار تیوال نوشت: من مات و مبهوت بازی‌های نفسگیر همه بازیگران شدم. تک تک سلول‌های بدنشان بازی می‌کند. اصلا به نظرم بازیگر فرعی و اصلی خیلی از نظر قدرت اجرا با هم تفاوتی ندارند در این نمایش. متن خوب، اجرای خوب و موسیقی خوب. این‌ها آنقدر خوب هستند که این نمایش مثل یک چراغ در خاطره‌ام روشن بماند.

حق نشر عکس Tiwall
Image caption نمایش قاسم آباد

نمایش قاسم‌آباد

اما نمایشی که پوریا گلستانی کارگردانی کرده، نامش قاسم‌آباد است. قصه یک برداشت انتزاعی و هنرمندانه از زندگی و مرگ است.

در روستای قاسم‌آباد قبرستانی است و با شروع نمایش جنازه جوانی را برای دفن می‌آورند که خودکشی کرده است. از این لحظه تماشاچیان و هنرپیشگان در گورستانی هستند که مردگانش به حضور آن جوان اعتراض دارند. نمایش به تمامی در فضای قبرستان می‌گذرد. مردگان حاضر بر سر دفن جوان به اختلاف و درگیری می‌رسند و حاضران در درون قبرها هستند و مردگان را از نزدیک لمس می‌کنند.

محمد لهاک منقد نوشته: چه مهمانان بی‌دردسری هستند مردگان، نه به دستی ظرفی را چرک می‌کنند، نه به حرفی دلی را آلوده. تنها به شمعی قانع‌اند و اندکی سکوت......

او در ادامه می‌افزاید: نمایش جذابی بود و از همه جذابتر همنشینی و گفتگو با گروه و بیش از هر چیز نقد پذیر بودن و پاسخگو بودن گروه، هزاران امتیاز داشت. دومین شب اجرا بود اما آنقدر گروه مسلط بودند که تصور آخرین اجرا رو متصور شدم.

حق نشر عکس ILNA
Image caption ماربازی

مار بازی توقیف شد

نمایش "مار بازی" به کارگردانی صحرا فتحی و سعید دشتی دو روز مانده به آغاز اجرا توقیف شد.

سعید دشتی با اعلام این خبر گفت: چند روز پیش "مار بازی" توسط شورای ارزشیابی و نظارت اداره‌ کل هنرهای نمایشی بازبینی شده و بدون حتی یک مورد اصلاحیه، مجوز اجرا گرفته بود اما دو روز مانده به آغاز اجرای عمومی نمایش از سوی اداره‌کل هنرهای نمایشی اعلام کردند نمی‌توانید اجرا بروید.

این نمایش به دلیل ممنوع‌الکاری یکی از عوامل به صحنه نرفت.

بنا به گزارش خبرنگاران از طرف وزارت ارشاد به جمع ابلاغ شده که این فرد (خانم صحرا فتحی) اجازه فعالیت ندارد و مادامی که نام وی در لیست عوامل نمایش باشد، این اثر نمایشی اجازه اجرا ندارد.

با این مقدمه نام خانم فتحی به عنوان یکی از دو کارگردان حذف شد. با این‌حال، بلیت فروشی نمایش "مار بازی" یکباره متوقف و نخستین زمزمه‌ها درباره مشکلات پیش روی اجرای آن شنیده شد.

معلوم نیست چرا با حذف نام فتحی از تبلیغات، مار بازی بازهم دچار مشکل شده است. در این باره فتحی تنها به توضیحی کوتاه اکتفا کرد و گفت: «به من گفته‌اند کار نکن و من هم تبعیت می‌کنم.»

در این میان بهاره رهنما وارد صحنه شد و گله کرد که چرا وزارت ارشاد به فشار یکی از سلبریتی‌ها تن داده و با یک هنرمند چنین رفتاری کرده است.

حق نشر عکس IACC
Image caption بی‌بی حاضر امیدواری

بی‌بی رفت

اهالی فرهنگ کازرون، این هفته خبر دادند که بی‌بی حاضر امیدواری، سه شنبه عروسک‌هایش را تنها گذاشت و رفت.

بی‌بی حاضر در طول عمر نود و یک ساله خود برای شخصیت‌های قصه‌های فولکلور کازرون عروسک می‌ساخت و عروسک‌ها را به گفت‎و‌گوی دیداری وادار می‌کرد. قصه‌گو و عروسک‌ساز چند نسل مردم کازرون به نوشته کانال فرهنگ و هنر ایرانیان، با احترام بدرقه شد.

حق نشر عکس Honaronline
Image caption ابوالقاسم سعیدی، نقاش

شب ابوالقاسم سعیدی

هفته داشت به پایان می‌رسید که به همت مجله بخارا شبی به نام ابوالقاسم سعیدی، نقاش برجسته برپا شد که گلی ترقی، آیدین آغداشلو، مهرداد اسکویی و علی دهباشی در آن پیرامون شخصیت سعیدی و تاثیر وی در هنر معاصر ایران سخن گفتند.

سعیدی که متولد اراک در ۱۳۰۴ است، ۲۵ ساله بود که برای تحصیل در بوزار پاریس راهی فرانسه شد. پنج سال بعد فارغ التحصیل شد که به دعوت آندره مالرو وزیر فرهنگ ژنرال دوگل در پاریس و در یک خانه قدیمی ماند. همان جایی که شصت سال است در آن ماوا دارد. وی در این فاصله بارها به ایران آمد و در نمایشگاه‌های گروهی شرکت کرد، تعداد نمایشگاه‌های شخصی و گروهی که در این فاصله در آن‌ها شرکت کرده از شماره بیرون است اما این قدر هست که وی تا سه سال پیش نمایشگاهی انفرادی در تهران نداشت. در سال ۹۴ یک تابلو وی در حراج سالانه تهران به بهای ۳۰۰ میلیون تومان به فروش رفت اما کارهای مشهور سعیدی که در کلکسیون‌های متعدد جهان نگهداری می‌شود بیش از این‌ها ارزش دارد.

در شب سعیدی بخارا که در خانه اندیشمندان علوم انسانی برپا شد فیلم مستند " خانه دوست " به کارگردانی محمدرضا عینی نیز پخش شد.