ولشدگان؛ دلشده موسیقی سنتی ، دلزده از کلام رایج

کنسرت ولشدگان در لندن حق نشر عکس مصطفی فلاحی
Image caption کنسرت ولشدگان در لندن

نام گروه موسیقی ولشدگان برداشتی است از دلشدگان. آنها وقتی حدود ۵ سال پیش کارشان را در شبکه‌های اجتماعی شروع کردند بالای صفحه‌شان در ساوندکلاود نوشتند: "ولشدگان، دلشده موسیقی سنتی و دلزده از کلام رایج". شاید بتوان گفت سمت و سوی کار این گروه جوان، پرانرژی و بی‌ادعا در همین جمله تعریف می‌شود.

ولشدگان چه می‌کنند؟

اجراهای آنها غالبا به‌گونه‌ای با یک عنصر خاص از موسیقی یا کلام، ردی از آثار به یاد ماندنی موسیقی سنتی و شناخته‌شده دارد. اشعاری که این گروه می‌خوانند یا کار خودشان است یا ملهم از آثار دیگران.

محمد نوبهار یکی از اعضای این گروه معتقد است "گاهی انگار با چوب ایستادیم بالای سر موسیقی سنتی"، شاید همین است که این گروه تلاش می‌کند تصویر شق و رق و نظام‌مند موسیقی سنتی را از طریق شوخی با شعر و نپوشیدن لباس‌های خیلی رسمی به هم بریزد. این گروه معتقد است استفاده موسیقی سنتی از کلام سنگین حافظ و سعدی و مولوی، ایجاد ارتباط با جوان‌ها را سخت می‌کند.

حق نشر عکس مصطفی فلاحی
Image caption شانه‌ای که محمد نوبهار در دست داشت و با آن موها و سبیلش را شانه می‌کرد در کنسرت لندن ولشدگان موضوع خنده حاضران در سالن شد

معمولا دیده نمی‌شود وسط یک اجرای موسیقی ایرانی "بشکن" بزنند، یا در بین اجرا "تکه‌پرانی‌های کلامی" کنند اما ولشدگان این کار را می‌کند و می‌گوید "ما از المان‌هایی در ساز زدن استفاده می‌کنیم که هیجان ایجاد کند و فضاسازی مناسب کارمان را به وجود بیاورد".

ولشدگان در لندن

اجرای شنبه یازدهم ماه مه این گروه برای نخستین بار در لندن با استقبال خوبی مواجه شد. حدود سیصد مخاطب حاضر در یکی از سالن‌های مجموعه فرهنگی ساوت‌بنک لندن وقتی سالن را ترک می کردند غالبا به نظر راضی می‌رسیدند و خنده بر لبشان بود.

اجرای این گروه در لندن شامل دو بخش بود و در بروشورهایی که بین مخاطبان توزیع شد آمده بود:

بزم اول

اسکلا، این دل، هورمون، قورمه سبزی، برگه زردآلو، پنبهای، تقه

بزم دوم

این شبی که میگن، به تو چه، بوقلمون، مدرسه، کنار، کوچه لره، وطن، تقه

برخی از این ترانه‌ها مانند "هورمون" که برگرفته از آهنگ شهرام شب‌پره است و "به تو چه" با استقبال بیشتری مواجه شد.

محمد نوبهار، نوازنده تنبک، بهزاد حسن‌زاده، نوازنده کمانچه و مهران فلاحی، نوازنده تار، هفده، هجده سالی است که همدیگر را می‌شناسند اما پنج سال است که اسمشان شده ولشدگان و بخاطر نگاه مشترکشان با هدفی واحد همکاری می‌کنند.

حق نشر عکس مصطفی فلاحی
Image caption نوع لباس پوشیدن اعضای ولشدگان یکی از محورهای ساختارشکنی آنهاست-بهزاد حسن‌زاده، محمد نوبهار، مهران فلاحی

کلیپ‌های ولشدگان در شبکه‌های اجتماعی کم طرفدار ندارد. به طور مثال آنها در اینستاگرام بیش از ۲۶ هزار و در فیس‌بوک بیش از ۳۷ هزار دنبال‌کننده دارند و کلیپ‌های آنها در تلگرام، فیسبوک و توییتر زیاد دست‌به‌دست می‌شود. ولشدگان برای اولین بار در زمان نوجوانی در مدرسه دخترانه تیزهوشان اجرا داشتند.

انتخاب عناصر صحنه، لباس‌هایی که اعضای ولشدگان بر تن می‌کنند و دست‌کاری‌هایی که در برخی اشعار آثارشان می‌کنند به نظر، نمادی است از تقابل سنت و مدرنیته.

حدود سه سال پیش بود که ولشدگان قطعه‌ای به نام "وطن" را در صفحات خود در شبکه‌های اجتماعی قرار دادند و نوشتند: "نشستیم این کار را آماده کردیم و دادیم ارشاد بلکه م مجوز بگیریم، که ندادند و جوابشان این بود که با نوع موسیقی مشکل دارند. خلاصه این شد که گفتیم شما ببینید و بشنوید."

به نظر می‌رسد اعضای این گروه با اینکه هنوز موفق نشده‌اند برای آثارشان مجوز دریافت کنند، همچنان در این جهت تلاش می‌کنند و امیدوارند بتوانند در تهران و شهرستان‌ها کنسرت برگزار کنند.

نام‌آشنایان از ولشدگان می‌گویند

محمدجمال سماواتی، نوازنده تار و سه‌تار و منتقد موسیقی ایرانی، همواره حامی و همراه ولشدگان بوده، مجید درخشانی، آهنگساز و نوازنده تار و سه‌تار از آنها تمجید می‌کند و حسین علیزاده آهنگساز، پژوهشگر و نوازنده تار و سه‌تار استاد موسیقی سنتی ایرانی که حدود دو سال پیش شب تولدش، هنگام تماشای تئاتر "شیرهای خان بابا سلطنه" به کارگردانی افشین هاشمی در یکی از سالن‌های تئاتر تهران با اجرای این گروه غافلگیر شد، درباره آنها گفت که کار این گروه را در خلوت خودش دنبال می‌کرده است.

آقای علیزاده تاکید کرد که ۴۰ سال صبر کرده تا دوباره بتواند این موسیقی را بشنود و گفت: "برای اصالت لازم نیست عبوس باشید، لازم نیست وقتی درباره یک مسئله مهم حرف می‌زنید بد اخم باشید و گروه ولشدگان نشان داده‌اند که بسیار اصیل‌اند. ولی هیچ چیز هم جدی نیست! حتی آن اصالتی که خودشان بر آن پایه گذاشته‌اند. گروه‌هایی هستند که موسیقی کار می‌کنند و خیلی ادعای اصالت می‌کنند ولی یک مضراب یا آرشهٔ این بچه‌ها را در کارشان ندارند و فقط حرف می‌زنند. من همیشه گروه ولشدگان را یواشکی دنبال می‌کردم و از این گروه خوشم می‌آمد و خوشحالم امشب آن‌ها را از نزدیک دیدم."

حق نشر عکس مصطفی فلاحی
Image caption بهزاد حسن‌زاده، نوازنده کمانچه و محمد نوبهار نوازنده تنبک

این در حالی است که عده‌ای هم به کار این گروه منتقدند؛ برخی کار آنها را تقلیل شعر و موسیقی فاخر ایرانی می‌دانند و تبعات آن را مضر می‌خوانند. عده‌ای دیگر هم آثارشان را کلا فاقد ارزش می‌دانند.

علی یکی از کسانی که در کنسرت لندن این گروه شرکت کرده بود به کار این گروه منتقد است و آن را "ملغمه‌ای بی‌معنا" می‌داند. او می‌گوید نمی‌شود هم از موسیقی سنتی به عنوان مدیوم یا رسانه استفاده کرد هم به آن تاخت و به آن معترض بود و کلام بی‌مفهوم با آن همراه کرد. علی همچنین گفت "کار این افراد جدی نیست و نباید آن را جدی گرفت."

سیما اما در برابر این نظر معتقد است اگر بتوان تغییری در یکنواختی تکرار در عرصه موسیقی سنتی ایجاد کرد راهش همین نوآوری‌هاست و شاید این تنها راه جذب کسانی است که از سنگینی و کلام و شیوه سنتی و تکراری حاکم بر فرهنگ موسیقی سنتی کلافه‌اند.

کدام مخاطب؟

به نظر می‌رسد "ولشدگان" تلاش می‌کند در فصلی، میانه راه موسیقی سنتی و فرهنگ مدرن، حرف تازه بزند به قول خودش از کلام رایج موسیقی سنتی "دلزده" است و می خواهد سادگی، روزمرگی، صمیمیت را در کنار توانایی و شناختش از موسیقی سنتی ایرانی به مخاطب خود عرضه کند. مخاطبانی که به گواه دنبال‌کنندگان شبکه‌های اجتماعی و افراد حاضر در سالن کنسرت‌‌، بازه سنی گسترده‌ای دارند.

------------------------------------------------------------------------------------

متن ترانه وطن ولشدگان:

صبح امید وطن جلوه کن تو منهتن

دیگه طاقت ندارن اونایی که تو غربتن

بشنو سوز سخنم گیج و گم‌گشته منم دل‌تنگ فلافلای پیچ شمرون که منم اسیر کلوچه‌های فومن که منم…

------------------------------------------------------------------------------------

حق نشر عکس مصطفی فلاحی
Image caption مهران فلاحی نوازنده تار

جنس کار ولشدگان را بپسندیم یا نه، به گواه کارشناسان و متخصصان موسیقی، آنها در تلاش برای درهم شکستن برخی کلیشه‌ها و ساختارهایی هستند که خوب آن را فراگرفته‌اند. ولشدگان در آثار تلفیقی و غیرتلفیقی خود ثابت کرده‌اند که موسیقی و فرهنگ سنتی، غربی و پاپ را می‌شناسند و در اجرای آن تبحر دارند اما به تکرار به قول خودشان کلام رایج معترضند.

وقتی در انتهای کنسرت خانمی سالمند نزدیک سن رفت، با آنها گپ زد و از آنها از نزدیک تشکر کرد؛ وقتی در میانه اجرا صدای خنده جوانان و سالمندان کنار هم شنیده می‌شد، می‌شد دریافت که آنها در جذب مخاطبی که به قول خودشان مهم نیست چندساله باشد، موفق بوده‌اند. مخاطبانی که برخی ترانه‌های این گروه را همانجا برای اولین بار می شنیدند اما برخی دیگر فارغ از سن و سالشان انگار از پیش مخاطب آنها بودند.

موضوعات مرتبط