BBC HomepageBBC NewsBBC SportBBC World Service

 يادبود 
وداع
با
هوشنگ وزيری



جلال آل احمد
و نثر برونگرای
فارسی
 سينما 
بحرانی
نه چندان تازه
در سينمای ايران

 روز هفتم


روز هفتم

اخوان، شاعر حماسه و شکست
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>


اخوان، شاعر حماسه و شکست











:خبرهای روز


نظری به باغ خاطره ها

بازيابی يک پيکره مهم باستانی در عراق

نامزدهای 'جوايز موسيقی آمريکا' اعلام شدند

شستشوی داود آغاز شد

داريوسک و رئاليسمی ديگر

جشنواره بين المللی بانوان در تهران

سال 2006 سال بزرگداشت تمدن آريايی

اهدای 'اسکار' سينمای ايران

بيک ايمانوردی درگذشت

1939: سال طلايی سينمای هاليوود

'سيمای شهر تهران' در پاريس

فيلم بعدی پولانسکی: اليور توييست

لنی ريفنشتال، فيلمساز آلمانی درگذشت

نشست مشترک فرهيختگان ايرانی و تاجيک

نگاهی به معماری بيست و پنج سال اخير ايران

 
صفحه نخست > فرهنگ و هنر 

گرينويچ 16:06 - 17/11/2001

جوايز ادبی هوشنگ گلشيری



بنياد فرهنگی - مطالعاتی هوشنگ گلشيری نخستين دوره جوايز ادبی خود را در تهران برگزار کرد.

در اين مراسم که روز جمعه با شرکت جمع کثيری از اهل ادب برگزار شد، سه تن از داستان نويسان ايرانی و يک داستان نويس افغان جوايز خود را دريافت کردند.

نويسنده افغان محمد آصف سلطان زاده نام دارد، که مقيم تهران است و مجموعه داستان او با نام در گريز گم می شويم چند ماه پيش در همين سايت معرفی شد.

مراسم بسيار خوب، فشرده و بی حشو و زوايد برگزار شد. پس از اعلام برنامه، فرزانه طاهری همسر داستان نويس در گذشته ايران، هوشنگ گلشيری، پشت تريبون رفت و گزارشی از نحوه شکل گيری بنياد گلشيری ارائه کرد.

او گفت که در بهمن 78 وقتی همچون سالهای قبل مراسم کتاب سال به دليل ناديده گرفتن ادبيات معاصر فارسی چيزی کم داشت، گلشيری به فکر افتاد که هر سال جايزه ای به بهترين آثار داستانی بدهد، مقدماتی هم فراهم آورد، اما نشد.

خانم طاهری گفت: "در هفتمين روز رفتنش در همان خرداد 79 بر سر مزارش با شما عهد بستيم که جايزه را به نام خودش وبه همت بنيادش هر ساله بدهيم."

"پس کار را شروع می کنيم. با گراميداشت خاطره او که ادبيات هوائی بود که در آن می زيست ودر تمام عمر سر بر ديوارها کوبيد تا فضا را برای نفس کشيدن خود وديگران بخصوص داستان نويسان پس از خود بازتر کند. و بار ديگر از کلام او مدد می جوئيم تا اين سخن را به پايان بريم وجشن داستانمان را امشب آغازکنيم:"

« اگر سربازان با تمرين تير اندازی می آموزند تا ديگری را آدمک ببينند، يا خلبان ها خانه های ديگران را نقطه ای بر روی مونيتور؛ داستان، ما را عادت می دهد تا آن ديگری را آدمی ببينيم خاص که فقط يک بار اتفاق می افتد.»

« گاه حتی می تواند همچنان که در داستان های سنت اگزوپری با ديدن يک چراغ يک زندگی را ببيند، خانواده ای که سر شام نشسته اند، مادری که دارد به کودکش شير می دهد. پس انگار ما، همه ما، می نويسيم و می خوانيم تا آدم های گوناگونی بتوانند در کنار هم و با هم بر اين کره کوچک اما هنوز زيبا زندگی کنند.»

پس از فرزانه طاهری، ليلی گلستان بيانيه هيأت داوران را خواند. او پس از ذکر مقدمات گفت: "مطابق اساسنامه بنياد گلشيری، قرار بر اين بود که فقط آثاری مورد بررسی قرار گيرند که:

1 . به زبان فارسی نوشته شده باشند
2 . در ايران چاپ شده باشند
3 . در دو مقوله مجموعه داستان و رمان بگنجند.(مقصود از مجموعه داستان مجموعه چند داستان از يک نويسنده است.)
4 . تاريخ چاپ اول آنها سال 1379 باشد.
بنابراين هيأت داوران ( مرکب از کورش اسدی، علی محمد حق شناس، عبد العلی عظيمی، و لی لی گلستان ) 51 اثر واجد شرايط را از سه جنبه زير بررسی کردند:

زبانِ اثر شامل سلامت زبانی، کار زبانی، نو آوری در سبک وغيره
ساختار يافرم شامل فضاسازی و موقعيت، شخصيت پردازی، کار با زمان، طرح وتوطئه، کشش و تعليق، توفيق در کشف و نوآوری در ساختار يا فرم روايی، آغاز، پايان، نظرگاه - راوی.
مضمون شامل انديشه وتخيل.

هرکدام از ما پس از بررسی هر اثر امتيازها را جداگانه در جدولی وارد کرديم و در نهايت کتابی که جمع امتيازهايش بالاتر از بقيه بود، برترين شناخته شد."

برندگان
« انگار گفته بودی ليلی » نوشته سپيده شاملو
« در گريز گم می شويم » نوشته محمد آصف سلطان زاده
« تمام زمستان مرا گرم کن » نوشته علی خدائی
بنا به مصوبه بنياد گلشيری هرساله در بخش رمان و مجموعه داستان کتابهائی که بالاترين امتياز را در ميان کتابهای ديگر به دست آورند، برنده اعلام خواهد شد.

اما در بخش کتابهای ( چاپ ) اول، امتياز حد نصابی برای برنده شدن در نظر گرفته شده است، و در صورتی که هيچ اثری به اين حد نصاب نرسد، برنده ای نيز اعلام نخواهد شد. امسال از ميان نه رمان ( چاپ ) اول که به دور داوری راه يافتند، فقط يک رمان به حد نصاب رسيد.

پس از قرائت بيانيه هيأت داوران، جوايز برندگان به شرح زير اعلام شد:
1- انگار گفته بودی ليلی نوشته سپيده شاملو، بهترين رمان ( چاپ ) اول سال، به خاطر:

پرداختن به مضمونی نو که هر چند در زمره دغدغه های خاطر هر زنی در هر زمانی است، همچنان در ادبيات فارسی ناشناخته و ناکاويده مانده بود؛

ارائه مضمون اصلی در فضاها و رخدادهای جامعه شهری ومعاصر ايران؛

ترسيم صريح وصادقانه روان پر آشوب زنی که در او عواطف مادری، همسری و عاشقی با هم در تعارض اند؛

بهره گيری از زبانی زنده، سالم وپر شتاب که با طرح و مضمون و ساختار داستان رابطه انداموار دارد.

2 -در گريز گم می شويم نوشته محمد آصف سلطان زاده، بهترين مجموعه داستان (چاپ ) اول سال 79 به خاطر:
به کار گيری نحو زبان فارسی زنده امروز با واژه های محلی برای القای واقعيت؛
شکلی بدون بدعت اما ساده وزيبا؛
درونمايه هايی تأثير گذار وهول آور که جلوه نفروختن زبان وشکل طعم غريب و فاجعه آميز، آنها را برجسته کرده است.

3 - تمام زمستان مرا گرم کن نوشته علی خدائی بهترين مجموعه داستان سال 1379 به خاطر:
توفيق در ساخت فضاهای محسوس با آدمهای شهری و معاصر وشناختنی؛
استفاده از زبانی به قصد ساده و درخور درونمايه وفضای داستانها؛
خلق متن هائی پر از ناگفته که خواننده را به مشارکت در نوشتن داستانها می کشاند؛
خلق داستان از مضامينی به ظاهر نا داستانی؛
بر قراری انسجام ميان طرح و درونمايه و زبان.

4 - درخت انجير معابد نوشته احمد محمود، بهترين رمان سال 1379 به خاطر:
پرداختن به کابوس هميشه ما که گذشته است. گذشته ای که نمی گذرد وهر بار با شکل وشمايلی تکرار می شود.گاه در شکل مدرنيسمی پوشالی و گاه به شمايل پرستش خرافه؛
آفرينش جغرافيای خيالی ومبتنی بر رئاليسمی زنده وجزئی نگر ودرخشان؛
زبانی شتابان، رنگين و تصويری که جهانی پريشان و معلق ميان گذشته و حال را رام رمان درخت انجير معابد کرده است.

هيأت داوران بجز موارد ياد شده، انتخاب ديگری هم داشت وآن تک داستان های برگزيده از ميان مجموعه داستان های بررسی شده بود که قرار شد تمامی آنها در يک مجموعه انتشار يابد.به اين داستان ها از اين قرارند:

داستان ظهر تابستان نوشته قباد آذر آئين از مجموعه « شراره بلند »؛
دو داستان دلقک به دلقک نمی خندد و باز هم غريبه آمد نوشته حسن بنی عامری از مجموعه دلقک به دلقک نمی خندد ؛
سه داستان انار بانو ، بزرگ بانوی روح من ، و درخت گلابی نوشته گلی ترقی از مجموعه جايی ديگر ؛
دو داستان ساعت هشت و ده دقيقه و کاش ياسمن نوشته سعيد عباس پور، از مجموعه سنگ وسپر ؛
داستان کجائی؟ نوشته محسن فرجی از مجموعه يازده دعای بی استجابت ؛
داستان پشت حصير نوشته محمد رضا گودرزی از مجموعه ای به همين نام؛
سه داستان دوباره از همان خيابان ها ، مرثيه ای برای چمن و سرخپوست ها نوشته زنده ياد بيژن نجدی از مجموعه دو باره از همان خيابان ها ؛
داستان دو تا نقطه نوشته پيمان هوشمند زاده از مجموعه ای به همين نام.

محمد آصف سلطان زاده نويسنده افغانی مقيم ايران که به شدت مورد تشويق حضار قرار گرفت، به هنگام دريافت جايزه خود در سخنان کوتاهی از رنج مردم افغانستان گفت واز شادی های آنان در طول روزهای اخير به هنگام آزاد شدن شهرها، واظهار اميدواری کرد که رنج ها به پايان برسد.

آنگاه وی به داستان های خود پرداخت و گفت اين جايزه در حقيقت از آن مردم درد کشيده افغانستان است زيرا « ما می نويسيم ولی آنها خالق داستان ها هستند؛ ما می نويسيم ولی آنها زندگی می کنند. من فکر می کنم اين جايزه بايد مال آنها باشد زيرا جايزه کسی ( اشاره به هوشنگ گلشيری ) که دلش برای مردم سرزمين من از مهر مالامال بود و هر وقت صحبت از افغانستان می شد، می گفت دريغ ودرد که ما نتوانستيم برای آنها کاری بکنيم، بايد مال مردم افغانستان باشد.»

احمد محمود نيز در سخنان کوتاهی گفت که جايزه خود را عيناً به هيأت امنای بنياد گلشيری منتقل می کند تا هزينه امور ديگر شود يا شايد بخشی از جايزه ای باشد که قرار است سال ديگر به نويسندگان داده شود.

مراسم جايزه گلشيری در قياس با مراسم ديگر از اين دست، از نظر انبوه جمعيت ممتاز وکم مانند بود.





 
    صفحه نخست
    ايران
    منطقه
    اقتصاد و بازرگانی
  دانش و فن
    فرهنگ و هنر
    سخنگاه
    آموزش انگليسی

  بشنويد
    برنامه های راديو
    شيوه شنيدن
  تازه ترين خبرها
  بامدادی
  نيمروزی
  آسيای ميانه
  شامگاهی
  مجله روز
  شب هفتم
  روز هفتم
 
  اطلاعات بيشتر
  درباره ما
  تماس با ما
 
 
 
سايتهای ديگر بی بی سی
 
بخش فارسی راديو بی بی سی
  persian@bbc.co.uk

اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر

بالا ^^ Copyright BBC
  صفحه نخست | خبرهای منطقه | اقتصاد و بازرگانی
 دانش و فن | فرهنگ و هنر |  سخنگاه |  آموزش انگليسی
 برنامه های راديو | شيوه شنيدن | درباره ما | تماس با ما