BBC HomepageBBC NewsBBC SportBBC World Service

 يادبود 
وداع
با
هوشنگ وزيری



جلال آل احمد
و نثر برونگرای
فارسی
 سينما 
بحرانی
نه چندان تازه
در سينمای ايران

 روز هفتم


روز هفتم

اخوان، شاعر حماسه و شکست
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>


اخوان، شاعر حماسه و شکست











:خبرهای روز


نظری به باغ خاطره ها

بازيابی يک پيکره مهم باستانی در عراق

نامزدهای 'جوايز موسيقی آمريکا' اعلام شدند

شستشوی داود آغاز شد

داريوسک و رئاليسمی ديگر

جشنواره بين المللی بانوان در تهران

سال 2006 سال بزرگداشت تمدن آريايی

اهدای 'اسکار' سينمای ايران

بيک ايمانوردی درگذشت

1939: سال طلايی سينمای هاليوود

'سيمای شهر تهران' در پاريس

فيلم بعدی پولانسکی: اليور توييست

لنی ريفنشتال، فيلمساز آلمانی درگذشت

نشست مشترک فرهيختگان ايرانی و تاجيک

نگاهی به معماری بيست و پنج سال اخير ايران

 
صفحه نخست > فرهنگ و هنر 

گرينويچ 17:54 - 21/11/2001

تاريخ سينما درافغانستان

شادروان سردار محمد ايمن و عزيزالله هدف، دو بازيگر سينما و تئاتر افغانستان
شادروان سردار محمد ايمن و عزيزالله هدف، دو بازيگر سينما و تئاتر افغانستان

مجله "فيلم" چاپ تهران در تازه ترين شماره خود که 20 آبان ماه منتشر شده، به شيوه خود به افغانستان پرداخته يعنی ويژه نامه ای در باره سينمای افغانستان منتشر کرده است.

اهميت اين ويژه نامه در اين است که خواننده با مرور آن، با سينمای افغانستان، بطور کلی - از سالن های سينما گرفته تا بازيگران و کارگردانان و اقبال مردم به سينما و پيشرفت ها و عقب ماندگی سينما در افغانستان - آشنا می شود و در لا به لای مطالب، زندگیِ هنرمندان افغان را در طول سالهای سياه جنگ و بی خانمانی و طالبانيگری دنبال می کند.

بر اساس گزارش های اين مجله، سالن های سينما در افغانستان، اوايل کار اغلب شامل يک طبقه کامل ويک نيم طبقه ( لژ) بود.

بعضی از اين سالن ها چند اتاق دارای پرده و حفاظ بود که « لژخانوادگی » ناميده می شد و بليت آن، از ديگر بخش های سينما گران تر بود.

صندلی های سينما در گذشته چوبی بود اما از سی سال پيش صندلی های با روکش چرمی جايگزين و وضعيت ظاهری سالن های سينما بسيار متفاوت شد.

در بعضی از سالن های سينما مثل سينما آريانا، پارک، کابل ننداری و زينب ننداری مردها فقط با کت و شلوار اجازه ورود داشتند . ورود به سالن های ديگر مانند سينما بهزاد، باختر، ميوند و بهارستان فقط با کت وشلوار و لباس اسپرت مجاز بود و در ساير سالن ها با لباس محلی هم می شد فيلم ديد.

سينماهای افغانستان بيشتر فيلم های هندی نمايش می دادند که بسيار محبوب و پر طرفدار بود. افغان ها پس از سينمای هند به فيلم های ايرانی علاقه داشتند و تعداد زيادی از فيلم های فارسی در سينماهای افغانستان به نمايش درمی آمد.

هرچند غالب فيلمهای ايرانی از نوع « فيلمفارسی » و « آبگوشتی » بود اما در کنار آنها فيلم های ديگری نيز چون گاو ، گوزنها ، بيتا و خشت و آينه به چشم می خورد.

در کنار اين دو جريان عمده، آثاری از سينمای آمريکا و اروپا هم نمايش داده می شد که در اين ميان البته حجم فيلم های آمريکائی بيشتر بود. از به خاطر يک مشت دلار و خوب، بد، زشت گرفته تا بانوی زيبای من و دوازده مرد خبيث ، برباد رفته ، دختر رايان و ديروز، امروز، فردا.

در ميان کارگردانان افغان، از انجينير لطيف فراوان نام برده می شود که گناه» را بر اساس داستانی از عبدالله شادان ساخت و « پرنده های مهاجر » و « مزرعه سبز» و بسياری فيلم های ديگر را نيز از همايون مروت که 34 ساله است و از 1998 در سوئد زندگی می کند.

او علاوه بر کارگردانی، بازيگر و شاعر هم هست و نخستين نقشش را در فيلم زغال سبز محصول مشترک افغانستان، ازبکستان وروسيه بازی کرد که تلاش در خور توجهی برای اعتلای سينما در افغانستان بود.

از جمله آثار او می توان به فيلم های کوتاه آرزو و خواب طلائی اشاره کرد.

ديگر صديق برمک 39 ساله که از مهمترين چهره های سينمای افغانستان است و بهترين فيلمش بيگانه . توريالی شفق، ولی لطيفی، مهدی دعاگوئی، فقير نبی، واحد نظری، سعيد ورکزی، سيد وزير ساويز، جان محمد جوانشير حيد ری، نصير القاس، عبدالخالق عليل، عباس شبان، جلال پيروز، قاسم يوسف زای، جابر بريال وعارف از ديگر کارگردانانی هستند که از آنها نام برده شده است.

در ميان بازيگران نيز به نام نعمت آرش 35 ساله بر می خوريم که حماسه عشق او موجب افزايش علاقه و کشش مردم افغانستان به ديدن فيلم افغانی شد. و بعد نام هائی چون صبور توفان، سلام سنگی، رابعه، ناصر عزيز، حميده عبدالله، خورشيد، حبيبه عسکر، هما مستمند، خاطره، فريما، سارا غراو، ياسمن يارمل، عادله اديم، زرمينه عبادی و عنسا وهب که چنانکه می بينيد شمار زنان در آن ميان اندک نيست.


ميمونه غزال بازيگر سابق تئاتر و سينمای افغانستان
پس از شرح کار و روزگار بازيگران وکارگردانان، که غالباً آواره غربت اند، گفتگوئی با صديق برمک، کارگردان می خوانيم که از نشريه محلی "در دری" به وام گرفته شده است.

اين مصاحبه بدی است که از ويرايش لازم بهره نيافته، اما اطلاعات قابل توجهی دارد. صديق برمک که درس خوانده مسکو است، در اين مصاحبه حکايات خنده داری از سينمای دوره کمونيست ها تعريف می کند. ازجمله:

" يکی از جنبه هايی که حتی در تاريخ سينمای دنيا استثنائی است علاقه مندی رهبران سياسی افغانستان به سينما بود تا حدی که حفيظ الله امين تصميم گرفت سناريوئی را خودش نوشته کند به همکاری داوود فارانی و فيلم انقلاب ثور را بسازد. خودش قهرمان فيلم است و تمامی اعضای کابينه در فيلم نقش دارند و اين فيلم به گونه رنگی بود. جالب اينجا بود که حفيظ الله امين، اعضای خانواده خود را مجبور ساخت بايد همين قسم که گذشته بازی کنند. اين فيلم هنر پيشه بيرونی نداشت و تمام وزرا و رؤسا و رهبران سياسی افغانستان بودند که بازی می کردند. حتی قصه، قصه جالب دارد. لحظه ای در فيلم در ارگ که بيرق زمان داوود خان بايد بلند می شد، که طياره تيرشود ( عبور کند ) و ارگ را بمباردمان کند، در همان لحظه مردم فکر کردند که تحول صورت گرفته وشادمانی نمودند. ...تازه دوره مونتاژ بود که حفيظ الله امين رفت ودوره خود را به ديگری يعنی ببرک کارمل داد."

اما برمک صديق از دوره ببرک کارمل و نجيب راضی است. می گويد:

" بعد از برآمدن روس ها دوره دکترنجيب از دوره های خاص درسينمای ماست. توليد بيشتر شد و سينماگران زيادی وارد عرصه سينما شدند. جوان های زيادی کارآزموده شدند. سينمای تجربی به وجود آمد. تعداد زيادن فکر می کردند در( طول) ساختن يکی دو سه فيلم که امکانات پولی اش را دولت فراهم می کند، حد اقل می آموزند که چه بايد بسازند. واقعاً يک تعدادی بر آمدند مثل سعيد ورکزی، فقير نبی، واحد نظری که تحصيل يافته بلغاريا بودند. جوانشير حيدری و حديث الله شعبان که تحصيل يافته هند بودند. دو سه فيلم ساختند در عرصه تلويزيون. مثل موسی رادمنش، عبيد ورکزی، سينماگرانی که بيرون تحصيل کردند مثل همايون مروت، عارف، سيد وزير، بريال، نورهاشم حبيب."

صديق برمک با حسرت از عقب ماندگی سينمای افغانستان در خلال بحران های اجتماعی - سياسی افغانستان ياد می کند، برخلاف شعر و داستان که عقيده دارد در اين مدت پيشرفت کرده و افغان ها آثار عميقی در ايران وپاکستان منتشر کرده اند که موجب اميدواری می شود. " اما در عرصه سينما بسيار متاثر هستم برای اينکه سينماگران شايد ظرفيت، نيرو و توانشان تا همين حد بوده يا دنباله روی نکرده، حداقل در اندازه ادبيات و شعر و داستان می شدند يا مايه و الهام از آنجا می گرفتند که نکردند."

صديق برمک اين حسرت را از آنجا دارد که معتقد است " همان قسم که يک وقت بدون شعر زندگی نمی شد، حالا هم بدون سينما زندگی نمی شود."

او از نبود سالن های سينما در افغانستان نيز گله مند است و با اندوه می گويد: در کل افغانستان بيش از 25 سينما وجود نداشت. چگونه آدم می تواند بگويد فيلمش به فروش می رسد در حالی که تنها در تهران هشتاد و چند سينما وجود دارد چه رسد به کل مملکت.

يک گفتگوی خواندنی ديگر در اين شماره مجله فيلم مصاحبه با « راضی محبی » فيلمساز جوان مقيم ايران و فارغ التحصيل دوره دو ساله مرکز آموزش فيلمسازی باغ فردوس است. او از طلبه هائی است که به فيلمسازی روی آورده است:


محبوبه جباری بازيگر سابق تئاتر و سينمای افغانستان
" ما در ولايت چاغوری زندگی می کرديم ومن آنجا درس حوزه ای می خواندم. آن موقع فيلم ديدن در افغانستان کار خوبی نبود. چون سينما هيچ وقت در افغانستان جا نيفتاد و مردم چون مذهبی بودند نسبت به سينما ديد بدی داشتند. اولين بار برای ديدن فيلم دزدکی از حوزه بيرون رفتم. چون مدير حوزه نبايد از فيلم ديدن ما آگاه می شد و اگر اطلاع پيدا می کرد مرا از آنجا اخراج می کردند. در طبقه بالای مغازه ای در ولايتمان اتاق کوچکی بود که صاحب مغازه با آپارات کوچکش آنجا فيلم نشان می داد که فکر می کنم اسم فيلم خشم اژدها بود... گرچه در بعضی شهرهای افغانستان سينما وجود داشت ولی ولايت ما از شهر دور بود وسينما نداشت."

سينما که سهل است، راضی محبی تلويزيون را هم اول بار پس از مهاجرت در پاکستان می بيند، همچنانکه اول بار در پاکستان به سينما می رود. او با شرايط دشواری به ايران مهاجرت کرده ودوست داشته در ايران پزشکی بخواند ولی او را که خارجی بوده به دانشکده پزشکی راه نمی دهند. ناچار بار ديگر راهی حوزه می شود:

"باز هم مانند گذشته برای سينما رفتن و علاقه ام به فيلم مشکل داشتم و هنوز هم بايد دزدکی به سينما می رفتم. دوازده سال پيش بود و من در شهرهای مختلفی مثل اصفهان، شيراز وقم طلبه بودم و عدم آشنائی من با محيط جديد، شرايط خاص حوزه ها ومشکلات مالی باعث می شد حتی آن وقت هم برای سينما رفتن مسأله داشته باشم، اما تا امروز ارتباطم را با حوزه علميه قطع نکرده ام و هنوز گاهی آنجا رفت و آمد می کنم."

راضی محبی سر انجام موفق می شود بورسيه ای از سينما بگيرد و وارد مرکز آموزش فيلمسازی باغ فردوس شود. داستان تلاش های او برای زندگی تلخ است اما بر شيرين يافته است. در مرکز آموزش باغ فردوس نخست فيلمی به نام نامه می سازد و سپس در موسسه روايت فتح به سوی آسمان را. در کنار اين فعاليت ها در هفت قسمت از روايت هجر هم دستيار و مدير توليد بوده. اين سريالی است که اکنون پس از وقايع افغانستان در تلويزيون ايران به نمايش گذاشته شده است.

راضی محبی تعريف می کند که درتمام اين سالها ارتباط خود را با افغانستان قطع نکرده و حد اقل هر دو سال يکبار به افغانستان سفر کرده است.

داستان يکی از سفرهای او بويژه از چشم يک سينماگر هولناک است: "اولين بار که پس از روی کار آمدن طالبان به افغانستان رفتم از طريق کويته پاکستان به چين و از مرز چين وارد خاک افغانستان شدم. اولين صحنه ای که در خاک افغانستان ديدم يک تلويزيون بود که تمام سيم ها و وسايل داخلش را در آورده بودند، درست مثل اينکه حيوانی را دار زده و محتوای شکمش را بيرون کشيده باشند. تعداد زيادی کاست هم بود که نوارهای آنها را در آورده با حالتی انبوه به چوب های بلندی آويزان کرده بودند."

راضی محبی که زندگی سخت و تلخی داشته در پايان مصاحبه با تحليل فيلم جمعه که داستان عشق پسر افغان به يک دختر ايرانی است که سر انجام به او نمی رسد، و باران که نام يک دختر افغان در فيلم است، که سر انجام می رود و لطيف به او نمی رسد، نتيجه می گيرد که:" جمعه و باران دو روی يک سکه اند، که هر دو در اين نکته مشترکند: ايرانی و افغانی نمی توانند به هم برسند."

اما بر خلاف نظر او آنچه از مجموع مطالب و نوشته های مجله فيلم برمی آيد اين است که جوانان با استعداد افغانی در ايران با همه سختی ها و تلخی ها وضع چندان بدی نداشته اند. مير حسين نوری طلبه افغان که در فيلم معروف طعم گيلاس نقشی ايفا کرده، درايران سينماگری آموخته وسپس مقيم سوئد شده است.

راضی محبی با همه شکوه ها چند فيلم ساخته و در چند فيلم ديگر نقش درجه اول داشته است. بيست تن از آنان در مرکز باغ فردوس سينما خوانده اند که لابد از اين پس در سينمای افغانستان جايگاه قابل توجهی خواهند يافت وچيزهای ديگری که همه اميد بخش است. بطور کلی آينده افغانستان هم اميد بخش به نظر می رسد.

 
    صفحه نخست
    ايران
    منطقه
    اقتصاد و بازرگانی
  دانش و فن
    فرهنگ و هنر
    سخنگاه
    آموزش انگليسی

  بشنويد
    برنامه های راديو
    شيوه شنيدن
  تازه ترين خبرها
  بامدادی
  نيمروزی
  آسيای ميانه
  شامگاهی
  مجله روز
  شب هفتم
  روز هفتم
 
  اطلاعات بيشتر
  درباره ما
  تماس با ما
 
 
 
سايتهای ديگر بی بی سی
 
بخش فارسی راديو بی بی سی
  persian@bbc.co.uk

اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر

بالا ^^ Copyright BBC
  صفحه نخست | خبرهای منطقه | اقتصاد و بازرگانی
 دانش و فن | فرهنگ و هنر |  سخنگاه |  آموزش انگليسی
 برنامه های راديو | شيوه شنيدن | درباره ما | تماس با ما