BBC HomepageBBC NewsBBC SportBBC World Service

 يادبود 
وداع
با
هوشنگ وزيری



جلال آل احمد
و نثر برونگرای
فارسی
 سينما 
بحرانی
نه چندان تازه
در سينمای ايران

 روز هفتم


روز هفتم

اخوان، شاعر حماسه و شکست
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>


اخوان، شاعر حماسه و شکست











:خبرهای روز


نظری به باغ خاطره ها

بازيابی يک پيکره مهم باستانی در عراق

نامزدهای 'جوايز موسيقی آمريکا' اعلام شدند

شستشوی داود آغاز شد

داريوسک و رئاليسمی ديگر

جشنواره بين المللی بانوان در تهران

سال 2006 سال بزرگداشت تمدن آريايی

اهدای 'اسکار' سينمای ايران

بيک ايمانوردی درگذشت

1939: سال طلايی سينمای هاليوود

'سيمای شهر تهران' در پاريس

فيلم بعدی پولانسکی: اليور توييست

لنی ريفنشتال، فيلمساز آلمانی درگذشت

نشست مشترک فرهيختگان ايرانی و تاجيک

نگاهی به معماری بيست و پنج سال اخير ايران

 
صفحه نخست > فرهنگ و هنر 

گرينويچ 16:12 - 20/01/2003

جيمز جويس و 'چهره مرد هنرمند در جوانی'

از راست به چپ: صالح حسينی، منوچهر بديعی، حسين پاينده و علی اصغر محمد خانی ( سردبير کتاب ماه ادبيات و فلسفه )
از راست به چپ: صالح حسينی، منوچهر بديعی، حسين پاينده و علی اصغر محمد خانی ( سردبير کتاب ماه ادبيات و فلسفه )

سينا سعدی

ترجمه چهره مرد هنرمند در جوانی اثر جيمز جويس نويسنده نامدار ايرلندی که به وسيله منوچهر بديعی به فارسی برگردانده شده، با حضور مترجم و چند تن از صاحب نظران در دفتر «کتاب ماه ادبيات و فلسفه» به نقد و بررسی گذاشته شد.

در ابتدای جلسه منوچهر بديعی ضمن اشاره به اينکه نوشتن اين اثر ده سال طول کشيده درباره چگونگی نگارش آن گفت: جويس در سال 1904 در سن بيست و دو سالگی مقاله داستانی با عنوان چهره مرد هنرمند می نويسد اما کسی حاضر به انتشار آن نمی شود. پس از آن شروع به نگارش يادداشت هايی در حدود هزار صفحه می کند که عنوانش را قهرمان استيون می گذارد. اما مدتی بعد، آنها را آتش می زند و از آن هزار صفحه، تنها دويست صفحه توسط خواهرش از آتش بيرون آورده می شود. قهرمان استيون يادداشتی شخصی و خانوادگی است که مبنای اين اثر قرار گرفته است.

منوچهر بديعی که معتقد است چهره مرد هنرمند در جوانی نمونه دقيق رئاليسم است، آنگاه به مشخصات اثر رئاليستی پرداخت و گفت اثر رئاليستی نمی تواند اتو بيوگرافيک نباشد. رئاليسم نه شرح عالم بيرون است که فقط گزارش باشد و به مرحله کار ادبی و هنری نرسد و نه شرح مطلق عالم درون و ذهنيات است که يادداشت های خصوصی است. در واقع رئاليسم شرح رابطه بين ذهن انسان و عالم خارج محسوب می شود. جويس در بخش نهم رمان اوليس ضمن مباحثه پر شوری که در کتابخانه ملی دوبلين روی می دهد، هر اثر ادبی حتا نمايشنامه شبه تاريخی هملت را زندگينامه خودنوشت پديد آورنده اثر می داند.


روی جلد « چهره مرد هنرمند در جوانی » ترجمه منوچهر بديعی

بديعی در ادامه گفت هنرمند مانند هر انسان ديگری در موقعيت ها متولد می شود. جويس نيز در موقعيتی ميان دين مسيح، فرهنگ يونانی، زبان انگليسی و نوعی ناسيوناليسم ناشی از استعمار تولد يافت. بنابراين با اين واقعيت ها رابطه برقرار کرد که حاصل آن چهره مرد هنرمند در جوانی است.

مترجم کتاب درباره عيب و اشکالی که به اين اثر وارد است گفت: از ديد من خاتمه يافتن اين اثر با يادداشت های خصوصی استيون ددالوس پايان بدی است. تفاوت بزرگی که بين رمان و رمانس وجود دارد، اين است که رمان نويس سفره ای را که چيده می تواند جمع کند اما در رمانس وضعيت به اين صورت نيست و نويسنده می تواند پايان را رها کند. اين کتاب با يادداشت ها خاتمه می يابد و چنين به نظر می رسد که سفره ای که چيده شده به خوبی برچيده نمی شود.

پس از بديعی، صالح حسينی که خود از مترجمان مشهور ايران است، به وسعت واژگانی کتاب و معادل گذاری اصطلاحات، عبارات و مفردات کلامی در ترجمه اين اثر پرداخت و با ذکر نمونه هايی چون زغال افسرده، تاريکی پر پيچ و خم، اشک تزوير، نفخه صور، خيال نشاط و... منوچهر بديعی را به عنوان يکی از مترجمان طراز اول ايران معرفی کرد.

صالح حسينی گفت اين رمان با عبارت روزی بود و روزگاری بود شروع می شود که نشانه قصه گفتن است. پس از آن کودکی روی جاده راه می رود و نخستين کسی که به جا می آورد پدرش است. جاده قصه تبديل به جاده ای می شود که آدمی به نام « بتی برن» بر آن راه می رود و بادام قندی ليمويی می فروشد. بعد او ترانه ای می آموزد که به نظر می رسد جاده ( road) در اينجا هم به معنای سنت است و هم در انتها به نوعی مسير آزادی را نشان می دهد.


هنرمند مانند هر انسان ديگری در موقعيت ها متولد می شود. جويس نيز در موقعيتی ميان دين مسيح، فرهنگ يونانی، زبان انگليسی و نوعی ناسيوناليسم ناشی از استعمار تولد يافت. بنابراين با اين واقعيت ها رابطه برقرار کرد که حاصل آن "چهره مرد هنرمند در جوانی" است
مترجم کتاب
پس از صالح حسينی، حسين پاينده مترجم و مدرس دانشگاه در باب جايگاه جويس در جنبش مدرنيسم سخن گفت.

وی گفت: «درباره جايگاه جويس در مدرنيسم هر چه بگوييم کم است زيرا جويس نه فقط رمان مدرن نوشت بلکه رمان مدرنيستی نيز نوشت. رمان مدرن امروز هم نوشته می شود. رمانی که به سبک و سياق چهره مرد هنرمند در جوانی نوشته شده باشد، رمان مدرن است، اما وقتی از رمان مدرنيستی صحبت می شود منظور جريان خود آگاهی است که اين طرز نگارش را در ادبيات باب کرده است. جای هيچ ترديدی نيست که جويس جزو يکی از نخستين افرادی بود که به روش هايی روی آورد که شايد امروزه پيش پا افتاده و دير آشنا به نظر بيايد اما در زمانه خود بسيار انقلابی بود».

حسين پاينده در ادامه با توجه به اينکه نام خانوادگی استيون، ددالوس است، اسطوره يونانی ددالوس را به ياد حاضران آورد که هزار تويی برای پادشاه می سازد اما خود در آن گرفتار می شود و برای رهايی از اين وضع همراه پسرش ايکاروس، بال هايی از موم می سازد و پرواز می کند. پاينده گفت که دليل تلميح به اين اسطوره اين است که رمان اساسا شرح زندگی فردی است که خود و توانايی هنرمندانه اش را در می يابد و تشخيص می دهد که متبلور شدن آن توانايی ها در گرو اين است که از تنگ نظری های ناسيوناليستی، فرهنگی، شبه دينی و خانوادگی فراتر برود؛ درست مانند ددالوس اسطوره ای که خودش را از هزار تو می رهاند تا به آفرينش ادامه دهد.

پاينده گفت تاريخ ايرلند عصر جديد پس زمينه تمام وقايع اين رمان است کما اينکه عنصر مسيحيت و بطور اخص کاتوليسيسم از شالوده های طرح اين اثر است. هر چند به نظر می رسد رمان رابطه اش را با واقعيت قطع نکرده و اشارات نويسنده به رخدادهای تاريخی و شخصيت های واقعی اين ارتباط را به ما نشان می دهد اما کاری که جويس در اين رمان کرده اين است که عناصری از واقعيت را گرفته و آنها را با مايه هايی از تخيل درهم آميخته است. در نتيجه رمان او به هيچ وجه رمان تاريخی نيست اگرچه اشارات بسيار به تاريخ معاصر ايرلند دارد.

وی سپس به تشابهاتی اشاره کرد که ميان تکنيک های مدرنيستی جويس در اين اثر با تکنيک های فيلم مدرن وجود دارد: « برش در تدوين فيلم قطع ناگهانی يک صحنه و ادامه يافتن آن با صحنه ای ديگر است. اين اتفاق به کرات در رمان جويس رخ می دهد. جايی که خواننده انتظار دارد گفت و گويی ادامه يابد، ناگهان قطع می شود و از مکانی ديگر سر در می آورد. ديگر محو تدريجی است که زمانی است که صحنه ای آرام آرام از مقابل چشم تماشاگر محو می شود. از اين تکنيک نيز جويس بسيار بهره برده است.»

به گفته حسين پاينده، تکنيک برهم نمايی نيز نشان دادن دو صحنه در دو مکان مختلف است که اتفاق در آن به صورت موازی پيش می رود. اين اتفاق در رمان جويس هر جا که به سيلان ذهن متوسل می شود روی می دهد. مهمترين تکنيک سينمايی جويس کانونی کردن است يعنی توجه دوربين به شخصيت اصلی که ناخودآگاه يا خودآگاه توجه تماشاگر را معطوف به او می کند. کانونی کردن، تکنيک اصلی جويس در تمام صفحات کتاب است.»

ترجمه های ديگر جويس

از جيمز جويس نويسنده نامدار ايرلندی تنها دو اثر به زبان فارسی منتشر شده است: دوبلينی ها و چهره مرد هنرمند در جوانی .

دوبلينی ها را دو تن بطور جداگانه ترجمه کرده اند. پرويز داريوش و محمد علی صفريان. هر دو ترجمه نيز چاپ و منتشر شده است. با اين تفاوت که ترجمه صفريان، ترجمه چند نقد درباره جويس از صالح حسينی ضميمه دارد. هر دو ترجمه دوبلينی ها سال ها پيش منتشر شده و مترجمان هر دو اثر درگذشته اند.

اما چهره مرد هنرمند در جوانی به ترجمه منوچهر بديعی، سال پيش توسط انتشارات نيلوفر منتشر شد. شايد اين نکته نيز گفتنی است که اوليس اثر مشهور جويس حدود ده سال پيش توسط منوچهر بديعی ترجمه شده ولی تا کنون مجوز انتشار دريافت نکرده است.

نيز بايد گفت که نخستين اثر جويس که به زبان فارسی ترجمه شد، داستان کوتاه يک حادثه دردناک بود که در مجله « سخن » انتشار يافت. اين داستان کوتاه توسط صفدر تقی زاده و محمد علی صفريان ترجمه شده بود و بعدها در کتاب مرگ در جنگل نيز تجديد چاپ شد.
 
    صفحه نخست
    ايران
    منطقه
    اقتصاد و بازرگانی
  دانش و فن
    فرهنگ و هنر
    سخنگاه
    آموزش انگليسی

  بشنويد
    برنامه های راديو
    شيوه شنيدن
  تازه ترين خبرها
  بامدادی
  نيمروزی
  آسيای ميانه
  شامگاهی
  مجله روز
  شب هفتم
  روز هفتم
 
  اطلاعات بيشتر
  درباره ما
  تماس با ما
 
 
 
سايتهای ديگر بی بی سی
 
بخش فارسی راديو بی بی سی
  persian@bbc.co.uk

اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر

بالا ^^ Copyright BBC
  صفحه نخست | خبرهای منطقه | اقتصاد و بازرگانی
 دانش و فن | فرهنگ و هنر |  سخنگاه |  آموزش انگليسی
 برنامه های راديو | شيوه شنيدن | درباره ما | تماس با ما