BBC HomepageBBC NewsBBC SportBBC World Service

 يادبود 
وداع
با
هوشنگ وزيری



جلال آل احمد
و نثر برونگرای
فارسی
 سينما 
بحرانی
نه چندان تازه
در سينمای ايران

 روز هفتم


روز هفتم

اخوان، شاعر حماسه و شکست
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>


اخوان، شاعر حماسه و شکست











:خبرهای روز


نظری به باغ خاطره ها

بازيابی يک پيکره مهم باستانی در عراق

نامزدهای 'جوايز موسيقی آمريکا' اعلام شدند

شستشوی داود آغاز شد

داريوسک و رئاليسمی ديگر

جشنواره بين المللی بانوان در تهران

سال 2006 سال بزرگداشت تمدن آريايی

اهدای 'اسکار' سينمای ايران

بيک ايمانوردی درگذشت

1939: سال طلايی سينمای هاليوود

'سيمای شهر تهران' در پاريس

فيلم بعدی پولانسکی: اليور توييست

لنی ريفنشتال، فيلمساز آلمانی درگذشت

نشست مشترک فرهيختگان ايرانی و تاجيک

نگاهی به معماری بيست و پنج سال اخير ايران

 
صفحه نخست > فرهنگ و هنر 

گرينويچ 13:07 - 18/02/2003

هدايت در خانه هنرمندان صد ساله شد

صادق هدايت
صادق هدايت

سينا سعدی

جشن پايانی صدمين سال تولد صادق هدايت، عصر روز دوشنبه 28 بهمن ماه با حضور گروهی از نويسندگان و علاقه مندان در « خانه هنرمندان ايران» برگزار شد.

به غير از مراسم دانشکده آب و برق، اين نخستين بار بود که يکی از جشن های صدمين سال هدايت، در يک سالن نسبتاً بزرگ و رسمی برگزار می شد.

ديگر مراسم از اين دست، در طول سال همه در گوشه و کنار و در گالری های کوچک برگزار شد. در مورد مراسم پايانی هم از هر گونه تبليغات عمداً پرهيز شده بود و تلاش بر اين بود که مدعوين همه با کارت دعوت در مراسم حاضر شوند. با وجود اين سالن خانه هنرمندان ايران، از جمعيت پر بود و تعدادی نيز دم در ايستاده بودند.


کار ادبيات هيچ نيست مگر « شناخت» و هدايت اين شناخت را خوب به ما ياد داد. هدايت برای شناختن خود و محيط و گذشته و امروز در تلاشی مداوم بود. هدايت ايران را می پرستيد و در عين حال از ابتذال حاکم بر آن نفرت داشت.
محمود دولت آبادی در مراسم بزرگداشت هدايت
مراسم حدود ساعت هشت شب آغاز شد. جهانگير هدايت، برادر زاده صادق هدايت که باعث و بانی برگزاری مراسم و مجری برنامه بود، در شروع مراسم گفت صد سال پيش در چنين روزی، ساعت هشت شب، هدايت در خانه ای در خيابان کوشک به دنيا آمد و پدر بزرگش نام او را صادق گذاشت. نامی که در صد سال اخير در دنيا مطرح بوده و به احتمال زياد در سده های آينده همچنان مطرح خواهد بود.

وی همچنين ياد آور شد که در دو روز گذشته در سه نقطه دنيا به مناسبت صدمين سال تولد هدايت همايش هايی برپا شد. در آمريکا دانشگاه تکزاس و دانشگاه پورتلند اقدام به اين کار کردند. در پاريس هم به همت يکی از ناشران مراسمی برگزار شد. وی افزود که وسيع ترين همايش احتمالاً در دانشگاه آکسفورد در بهار آينده برگزار خواهد بود.

جهانگير هدايت سپس از محمود دولت آبادی خواست تا مراسم را افتتاح کند. دولت آبادی با نام هدايت آغاز کرد و او را پديده ای در ادبيات ايران دانست و از توماس مان نقل کرد که آثار بزرگ در مقاطعی پديد می آيند که موضوعيت تاريخی آنها در حال پايان يافتن است. مثالش هم جنگ و صلح تولستوی است. نويسنده کليدر آنگاه با برشمردن نمونه هايی از تاريخ ادبيات ايران گفت در تاريخ ما فردوسی همين وضع را داشت و هدايت نيز که بازمانده خاندان قاجاری است در زمانی زندگی می کرد که دوره قاجار به پايان خود رسيده بود و دوره مدرن ايران آغاز می شد.



دولت آبادی سپس به آثار هدايت پرداخت و گفت کار ادبيات هيچ نيست مگر « شناخت» و هدايت اين شناخت را خوب به ما ياد داد. هدايت برای شناختن خود و محيط و گذشته و امروز در تلاشی مداوم بود. هدايت ايران را می پرستيد و در عين حال از ابتذال حاکم بر آن نفرت داشت. هدايت از يک سو تا مرز ادبيات نوين جهان پيش رفت و از سوی ديگر پروين دختر ساسان را نوشت با نگاهی که از سلطه اعراب بر ايران داشت؛ سايه مغول را نوشت با نگاهی که از هجوم مغول به ايران دارد؛ حاجی آقا را می نويسد تا ابتذال حاکم بر جامعه ايرانی را بيان کرده باشد؛ علويه خانم و ولنگاری را می نويسد تا بگويد اين ابتذال چيست.

محمود دولت آبادی در ادامه گفت: "بنابراين هدايت تمام جوانب زندگی انسان ايرانی را در دايره ای می ريزد و مسئولانه ترين رفتار يک شخصيت فرهنگی را از خود به يادگار می گذارد و در بوف کور به کمال می رسد. بوف کور از نظر من گنجينه عظيمی است و ديری می گذشت که ايران به انسانی دست نيافته بود که آن را اينگونه در خود خلاصه کند. هدايت ايران و تاريخ ايران و گذشته ايران و حتا آينده ايران را در بوف کور فشرده و منجز و بی همتا بيان می کند. هدايت نويسنده ای است بی همتا."

پس از سخنان دولت آبادی، نواری از مسعود فرزاد، از دوستان نزديک صادق هدايت و از رفقای گروه ربعه، پخش شد که دو شعر او را در باره هدايت در بر داشت. يکی از شعرها با صدای خود مسعود فرزاد بود و ديگری را يکی از گويندگان خوانده بود. اين شعر همان بود که فرزاد پس از مرگ هدايت در رثای او گفته است:

تو آب روان بودی و رفتی سوی دريا
ما سنگ و سفاليم ته جوی بمانديم


پس از آن امير حسن چهل تن، داستان نويس، مقاله خود را درباره هدايت خواند. موضوع اين مقاله دشواری های زندگی هدايت بود.


هدايت مرتباً شکست می خورد و همين شکست ها بود که پيروزی بزرگ او را پس از مرگ فراهم آورد. دريغا که در اين جامعه گويی آدم زنده پيروز نداريم. پيروزی هميشه پس از مرگ است که اتفاق می افتد
اميرحسين چهل تن، داستان نويس
آقای چهل تن در بخشی از اين مقاله آورده بود:« صادق هدايت به عنوان دانشجوی مهندسی و سپس معماری و بعد فلاحت و بعدتر طبيعيات و صنايع مستظرفه و حتا دندان سازی و ادبيات و همچنين به عنوان کارمند بانک ملی و به دنبال آن اداره کل تجارت و سپس آژانس پارس و بعد شرکت کل ساختمان و بار ديگر بانک ملی و بعد اداره موسيقی و بعدتر دانشکده هنرهای زيبا و همچنين به عنوان عضوی از خانواده جا سنگين و اعيان منش هدايت و نيز به عنوان نويسنده ای که عقيده داشت کسی آثارش را نمی خواند و قدرش را نمی شناسد مرتباً شکست می خورد و همين شکست ها بود که پيروزی بزرگ او را پس از مرگ فراهم آورد. دريغا که در اين جامعه گويی آدم زنده پيروز نداريم. پيروزی هميشه پس از مرگ است که اتفاق می افتد».

پس از مقاله چهل تن و پس از آنکه « انيميشن» ی از وحيد نصيريان درباره سه قطره خون به نمايش در آمد، نوبت به جوايز ادبی صادق هدايت رسيد.

به مناسبت صد سالگی صادق هدايت جايزه ای از سوی خانواده هدايت بنياد شده است که به داستان های کوتاه و به داستان نويسان جوان تعلق می گيرد. جزييات اين مسابقه ادبی از چندی پيش در سايت سخن که بخشی از آن به هدايت اختصاص يافته، مطرح شده بود.


هدايت تمام جوانب زندگی انسان ايرانی را در دايره ای می ريزد و مسئولانه ترين رفتار يک شخصيت فرهنگی را از خود به يادگار می گذارد و در « بوف کور » به کمال می رسد. بوف کور گنجينه عظيمی است و ديری می گذشت که ايران به انسانی دست نيافته بود که آن را اينگونه در خود خلاصه کند. هدايت ايران و تاريخ ايران و گذشته ايران و حتا آينده ايران را در بوف کور فشرده و منجز و بی همتا بيان می کند. هدايت نويسنده ای است بی همتا
محمود دولت آبادی
منيرو روانی پور نويسنده اهل غرق بيانيه هيأت داوران را قرائت کرد که در آن آمده بود از 500 داستان رسيده به مسابقه داستان نويسی هدايت، 150 داستان به مرحله دوم راه يافت و در رأی نهايی شش داستان بيشترين امتياز را کسب کرد.

روانی پور به چند نکته درباره اين داستانها اشاره کرد از جمله اينکه بيش از 60 درصد از شرکت کنندگان در اين مسابقه زن بودند؛ سطح 25 تا 30 درصد داستانها مطلوب بود؛ خشونت، درونمايه غالب بيش از 70 درصد داستانها را تشکيل می داد؛ اغلب داستانها خط قصه مشخصی داشت و از معضل رايج در بحث های محفلی بدور بود؛ عشق، لحظات عاطفی و شور و شر انسانی در 99 درصد از داستانها غايب بود و تنها کمتر از يک درصد اشاره ای به اين سرزمين ممنوعه داشتند.

روانی پور در پايان سخنان خود گفت سی تا چهل داستان برگزيده بزودی تحت عنوان داستانهای برگزيده اولين دوره مسابقه داستان نويسی صادق هدايت به چاپ خواهد رسيد.

در پايان محمد علی سپانلو شاعر و نويسنده، جوايز برندگان را اهدا کرد. سه تن از برندگان تنديس صادق هدايت را دريافت کردند و سه تن ديگر لوح تقدير را. تنديس های هدايت از برنز و خيلی خوب ساخته شده بود.

برندگان سه داستان اول عبارت بودند از شيوا کريمی برای داستان دنيپر يخ زده، نوشين غريب دوست برای داستان ناز بانو، امير رضا بيگدلی برای حالا مگر چه می شود. من دانای کل هستم از مصطفی مستور، آنکه شبيه تو نيست نوشته ناتاشا اميری، و همسايه نوشته امير حسين خورشيد فر برندگان بعدی بودند.
 
    صفحه نخست
    ايران
    منطقه
    اقتصاد و بازرگانی
  دانش و فن
    فرهنگ و هنر
    سخنگاه
    آموزش انگليسی

  بشنويد
    برنامه های راديو
    شيوه شنيدن
  تازه ترين خبرها
  بامدادی
  نيمروزی
  آسيای ميانه
  شامگاهی
  مجله روز
  شب هفتم
  روز هفتم
 
  اطلاعات بيشتر
  درباره ما
  تماس با ما
 
 
 
سايتهای ديگر بی بی سی
 
بخش فارسی راديو بی بی سی
  persian@bbc.co.uk

اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر

بالا ^^ Copyright BBC
  صفحه نخست | خبرهای منطقه | اقتصاد و بازرگانی
 دانش و فن | فرهنگ و هنر |  سخنگاه |  آموزش انگليسی
 برنامه های راديو | شيوه شنيدن | درباره ما | تماس با ما