BBC HomepageBBC NewsBBC SportBBC World Service

 يادبود 
وداع
با
هوشنگ وزيری



جلال آل احمد
و نثر برونگرای
فارسی
 سينما 
بحرانی
نه چندان تازه
در سينمای ايران

 روز هفتم


روز هفتم

اخوان، شاعر حماسه و شکست
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>


اخوان، شاعر حماسه و شکست











:خبرهای روز


نظری به باغ خاطره ها

بازيابی يک پيکره مهم باستانی در عراق

نامزدهای 'جوايز موسيقی آمريکا' اعلام شدند

شستشوی داود آغاز شد

داريوسک و رئاليسمی ديگر

جشنواره بين المللی بانوان در تهران

سال 2006 سال بزرگداشت تمدن آريايی

اهدای 'اسکار' سينمای ايران

بيک ايمانوردی درگذشت

1939: سال طلايی سينمای هاليوود

'سيمای شهر تهران' در پاريس

فيلم بعدی پولانسکی: اليور توييست

لنی ريفنشتال، فيلمساز آلمانی درگذشت

نشست مشترک فرهيختگان ايرانی و تاجيک

نگاهی به معماری بيست و پنج سال اخير ايران

 
صفحه نخست > فرهنگ و هنر 

گرينويچ 14:51 - 22/07/2003

بازيافت و ترميم فيلم های دوران قاجار

زمانی که فيلم 'جشن گل' را در اوستاند بلژيک فيلمبرداری می کردند
زمانی که فيلم 'جشن گل' را در اوستاند بلژيک فيلمبرداری می کردند

شاهرخ گلستان

هفته گذشته يک فرصت استثنايی دست داد تا در جلسه نمايش فيلم هايی از صد سال پيش ايران، مربوط به زمان مظفر الدين شاه و دربار قاجار شرکت کنم.

جلسه نمايش اين فيلم ها برای مهندس بهشتی، رييس سازمان ميراث فرهنگی ايران و دو نفر از مسوولان آن سازمان ترتيب داده شده بود و تماشای آنها، برای من به راستی يک اکتشاف بود.

به گفته خانم "ميشل اوبر" رييس بخش بازيابی و ترميم مرکز ملی سينمای فرانسه، به جز خود او و معاونش و شهريار عدل، کارشناس بين المللی آثار تاريخی و هنری، که بر جريان ترميم فيلم ها نظارت دارد، ما چهار نفر نخستين کسانی بوديم که فيلم ها را می ديديم.

ماجرای اين فيلم ها به سال 1361 شمسی برمی گردد، هنگامی که شهريار عدل در صندوق های انبار شده در پستوها و زيرزمين های کاخ گلستان، در جستجوی باقيمانده عکس های دوران قاجاريه بود و به حلقه هايی از اين فيلم ها برخورد، و می شود گفت که او نخستين کسی بود که به اهميت آنها پی برد.

از آنجا که جنس اصلی فيلم ها "نيترات" است و در طول هشتاد سال خود به خود به مرحله تجزيه کامل رسيده و در شرف انهدام بودند و با توجه به اينکه همان زمان (در سال 1362) هنگام کپی برداری از فيلم ها در لابراتوار تلويزيون در تهران به قسمتی از فيلم ها - ناخواسته- آسيب های جبران ناپذير وارد شد، سه سال پيش سازمان ميراث فرهنگی ايران فيلم ها را برای بازيابی و ترميم به (CNC) مرکز ملی سينمای فرانسه که از امکانات فنی و علمی بالايی برخوردار است، فرستاد.

چون فيلم ها يا آنچنان تجزيه شده بودند که به اصطلاح شيره اش درآمده بود و يا آنچنان خشک و شکننده شده بودند که نمی شد حلقه های آنها را باز کرد، دقيقا نمی توان گفت که چه مقدار فيلم به CNC فرستاده شد ولی اکنون که بعد از سه سال تلاش و کپيه بردای دقيق و "کادر به کادر" از فيلم ها، مرحله اول کار پايان يافته است، آنچه به دست آمده حدود يک ساعت و پانزده دقيقه فيلم قابل نمايش است.

اين مقدار فيلم بازيافته و ترميم شده، دستمايه کارهای فنی و شناسايی های بعدی خواهد بود تا با استفاده از پوزتيف ها و نگاتيوهای باقيمانده از هر قطعه، نواقص و کمبود صحنه ها را تا حد ممکن برطرف کنند و با شناسايی زمان و مکان فيلمبرداری بتوانند نظم و ترتيبی به فيلم ها بدهند.

کار مهم و مشکل شناسايی صحنه ها و تاريخ فيلمبرداری آنها - در حالی که کمترين يادداشت و نشانه ای درباره صحنه ها وجود ندارد- به عهده شهريارعدل است.

او برای نمونه از صحنه ای گفت که مظفرالدين شاه و همراهان در سفری به اروپا در حال گردش در يک باغ هستند و او در يک لحظه کوتاه پسرک جوانی را در ميان همراهان شاه می بيند و درمی يابد که "شاهزاده اعتضاد السلطنه" است که در سومين سفر اروپا همراه مظفرالدين شاه بوده است و باغ را که به هر حال بعد از صد سال دگرگونی هايی پيدا کرده در پاريس شناسايی می کند و به اين ترتيب، به گفته خود او، با توجه به خاطرات مظفرالدين شاه و ديگران، اکنون همه اطلاعات درباره آن بازديد در دست است و می شود فيلم را به صورت يک گزارش مستند تنظيم کرد.

تقسيم بندی فيلم ها

فيلم ها را به طور کلی بايد به سه دسته تقسيم کرد: آنهايی که در مراسم رسمی و يا در سفرهای فرنگ گرفته شده اند، آنهايی که در تهران و اطراف آن بر سبيل تفريح و يادگاری گرفته شده اند و فيلم هايی که داستان و بازيگر و ميزانسن دارند و آنها را می توان نه يک فيلمبرداری ساده از يک ماجرا، که کوششی برای ساختن فيلم داستانی تلقی کرد.

هر لحظه اين فيلم ها سرشار از شگفتی است. از صحنه های صد سال پيش تهران و کوچه و بازارش، ميدان هايش، پوشش زنان و مردانش، فروشندگان دوره گردش با بارهای الاغ هايشان، تا مراسم رسمی، رژه های نظامی و سفرهای شاه به اروپا، و چه جالب است درک کوشش فيلمبرداران در انتخاب کادرهای زيبا و زاويه های درست برای بهتر به تصوير کشيدن رويدادها، زمانی که با آن سه پايه های فيلمبرداری حتی نمی شد دوربين را به چپ و راست گرداند و "پن" کرد.

موضوع چند فيلم از اين مجموعه

يکی از فيلم های کم نظير، نخستين کار نخستين فيلمبردار ايرانی، ميرزا ابراهيم عکاسباشی، و همان فيلم "جشن گل" در "اوستاند" بلژيک است که مظفرالدين شاه در خاطراتش به تاريخ 27 مرداد 1279 شمسی از آن ياد می کند و می نويسد "عکاسباشی هم مشغول عکس سينما فوتوگراف اندازی بود."

ميرزا ابراهيم در اين اولين تجربه های فيلمبرداريش، دوربين را به بالکن مرتفع ساختمانی در آن طرف خيابان، روبروی چادر جايگاه مخصوص شاه برده است و از زاويه بالا عبور دختران را با کالسکه های پر از گل و در حالی که شاخه های گل را به طرف انبوه تماشاچيان و از جمله مظفرالدين شاه پرتاب می کنند، فيلمبرداری کرده است و همه چيز به خوبی ديده می شود.

يک قطعه فوق العاده ديدنی ديگر، در ايستگاه قطاری که به حضرت عبدالعظيم می رود (همان ماشين دودی معروف شابدولعظيم) گرفته شده و می توان آن را يک فيلم مستند به حساب آورد.

قطار به ايستگاه می رسد، جلو می رود و برمی گردد، و در کنار سکو متوقف می شود.

آنگاه صف طويل زنان را با روبنده و مقنعه و چادر و چاقچور می بينيم که می آيند و از کنار دوربين می گذرند. چند نفری از آنها هنگام عبور از جلوی دوربين، روبنده خود را بالا می زنند تا دوربين و فيلمبردارش را بهتر ببينند (و يا شايد دوربين آنها را بهتر ببيند.)

بعد از زاويه ای ديگر، در يک پلان زيبا که دوربين دو سه متری ارتفاع دارد و تمام ساختمان و محوطه ايستگاه و قطار ديده می شود، زنان می آيند و سوار واگنی می شوند که احتمالا واگن "مخصوص بانوان" است.

از قطعه های ديدنی مربوط به خود مظفرالدين شاه صحنه ای است که در پشت بام کاخ سلطنتی گرفته شده و شاه صحنه شکار رفتن خودش را بازی می کند. او دوربين می اندازد تا شکار را پيدا کند و همراهان برايش تفنگ حاضر کرده اند.

ديدنی است که فيلمبردار در لحظاتی شاه را رها می کند و به فيلمبرداری از همراهان و خدمه می پردازد.

و يا صحنه جالب توجه ديگری که مظفرالدين شاه و همراهانش در حال گردش و عبور از جلوی دوربين هستند، بعد از رفتن، انگار که اتفاقی خلاف ميل افتاده باشد همگی برمی گردند، خود را مرتب می کنند و از نو راه می افتند و حرکت را تکرار می کنند.

جالب توجه است که در تمام اين مدت، دوربين متوقف نمی شود و همه جزئيات برگشتن و از نو راه افتادن فيلمبرداری شده است.

مراسم نظامی و رژه سربازان سهم عمده ای در اين فيلم ها دارد، چه در سفرهای مظفرالدين شاه به اروپا و چه در صحنه های مختلفی در ايران که سربازان و قزاقان از پياده و سواره همراه با دسته های موزيک در حال رژه يا در نقل و انتقال های نظامی می بينيم.

حضور بانوان بسياری سوار بر اسب و گاه در لباس سوارکاران از ديدنی های صحنه های اردوگاه سلطنتی است.

از جمله ديدنی های اين مجموعه زمانی است که يک هيات ويژه از طرف ملکه بريتانيا "نشان زانوبند" را برای تقديم به مظفرالدين شاه به کاخ گلستان می آورند.

نشان و حمايل بر روی کوسن هايی در دست همراهان فرستاده ويژه ملکه است و درباريان ايران از جمله کامران ميرزا نايب السلطنه در اين تشريفات همراه هستند.

صحنه آنچنان خوب فيلمبرداری شده است که احتمالا فيلمبردار آن از لندن همراه هيات بوده است.

ارزش تاريخی فيلم ها

برخی از فيلم های اين مجموعه از نظر تاريخ سينمای ايران ارزشی متفاوت و فوق العاده دارند و آن فيلم هايی هستند که داستان و بازيگر دارند و صحنه سازی و کارگردانی شده اند.

از جمله، يکی حمله گروهی چماق به دست به کسانی است که سوار بر الاغ در حرکتند و کارشان به زد و خورد می کشد. فيلم را به نظر می آيد در خيابان پر درخت يک کاخ سلطنتی گرفته اند.

در يک فيلم ديگر مرد عربی وارد صحنه می شود و با چند نفر که منتظر او هستند، دور ميزی می نشيند و به مذاکره می پردازد.

در ميان گفتگو، گويی که طرفين متوجه کلاهبرداری و تقلب شده باشند به مشاجره و دعوا می پردازند اما بعد آشتی می کنند و مذاکرات ادامه می يابد.

آرايش مرد عرب با ريش و با لباس عربی بسيار کامل است که البته با توجه به وجود "تکيه دولت" و تعزيه ها و "پيش واقعه" های گوناگونی که در آنجا اجرا می شده است مايه تعجب نيست.

اما گفتنی است که با تمام علاقه ای که مظفرالدين شاه به تعزيه داشته است، هيچ صحنه ای از اجرای تعزيه در اين فيلم ها وجود ندارد.

اميد آنکه با ترميم و تنظيم نهايی اين فيلم ها به طريقه "ديجيتال" و لکه گيری تصاوير و تنظيم سرعت حرکات، نسخه کاملی فراهم آيد و به گنجينه تاريخ سينمای ايران، يک مجموعه به راستی تاريخی و با اهميت افزوده گردد.

عکس های فيلم ها


صحنه ای از يک نزاع نمايشی برای فيلمبرداری، 1281 شمسی



مظفرالدينشاه در جشن گل در اوستاند بلژيک، 27 مرداد 1279 شمسی - نخستين فيلم ايرانی که ميرزا ابراهيم عکاسباشی فيلمبرداری کرد



مظفرالدين شاه در سفر به بريتانيا، 1281 شمسی. گارد احترام در مقابل شاه رژه می رود



صحن حضرت معصومه در قم، حدود 1280 شمسی



عبور سواران اردوی سلطنتی از رودخانه، فيلمبردار: ميرزا ابراهيم، حدود 1280 شمسی



خانم ها در حال سوار شدن به قطار (ماشين دودی) برای رفتن به شاه عبدالعظيم، حدود 1280 شمسی



گروهی از محارم و نزديکان شاه (عمله خلوت) سوار بر الاغ در باغ قصر سلطنتی، حدود 1280 ، فيلمبردار ميرزا ابراهيم



صحنه ای از فيلم شکارگاه که شاه در آن نقش خودش را بازی می کند. شاه خارج از کادر است و همراهان ديده می شوند، حدود 1280 شمسی، فيلمبردار ميرزا ابراهيم عکاسباشی



حلقه های فيلم گرفته شده و خام، 35 ميلی متری و 15 ميلی متری
 
    صفحه نخست
    ايران
    منطقه
    اقتصاد و بازرگانی
  دانش و فن
    فرهنگ و هنر
    سخنگاه
    آموزش انگليسی

  بشنويد
    برنامه های راديو
    شيوه شنيدن
  تازه ترين خبرها
  بامدادی
  نيمروزی
  آسيای ميانه
  شامگاهی
  مجله روز
  شب هفتم
  روز هفتم
 
  اطلاعات بيشتر
  درباره ما
  تماس با ما
 
 
 
سايتهای ديگر بی بی سی
 
بخش فارسی راديو بی بی سی
  persian@bbc.co.uk

اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر

بالا ^^ Copyright BBC
  صفحه نخست | خبرهای منطقه | اقتصاد و بازرگانی
 دانش و فن | فرهنگ و هنر |  سخنگاه |  آموزش انگليسی
 برنامه های راديو | شيوه شنيدن | درباره ما | تماس با ما