BBC HomepageBBC NewsBBC SportBBC World Service

 يادبود 
وداع
با
هوشنگ وزيری



جلال آل احمد
و نثر برونگرای
فارسی
 سينما 
بحرانی
نه چندان تازه
در سينمای ايران

 روز هفتم


روز هفتم

اخوان، شاعر حماسه و شکست
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>
<br>


اخوان، شاعر حماسه و شکست











:خبرهای روز


نظری به باغ خاطره ها

بازيابی يک پيکره مهم باستانی در عراق

نامزدهای 'جوايز موسيقی آمريکا' اعلام شدند

شستشوی داود آغاز شد

داريوسک و رئاليسمی ديگر

جشنواره بين المللی بانوان در تهران

سال 2006 سال بزرگداشت تمدن آريايی

اهدای 'اسکار' سينمای ايران

بيک ايمانوردی درگذشت

1939: سال طلايی سينمای هاليوود

'سيمای شهر تهران' در پاريس

فيلم بعدی پولانسکی: اليور توييست

لنی ريفنشتال، فيلمساز آلمانی درگذشت

نشست مشترک فرهيختگان ايرانی و تاجيک

نگاهی به معماری بيست و پنج سال اخير ايران

 
صفحه نخست > فرهنگ و هنر 

گرينويچ 14:08 - 12/09/2003

بحرانی نه چندان تازه درسينمای ايران




لادن پارسی

چندی پيش اعلام شد که وزارت ارشاد در بودجه امسال، رديفی برای حمايت از سينمای ملی درنظر گرفته است.

آقای علم الهدی، نماينده اداره کل نظارت و ارزشيابی در شورای باز پرداخت بدهی بانکی، در اين باره گفته است: از ۵ سال گذشته، اتحاديه تهيه کنندگان و توزيع فيلم ايران و خانه سينما مکاتباتی را با کميسيون فرهنگی مجلس داشتند که سرانجام نامه احمد پورنجاتی به رياست جمهوری، منجر به تعيين اين بودجه شد.

برای ديدن صفحه ويژه فيلم اينجا را کليک کنيد

او گفت: بدهی سينمای ايران به بانک ها ۸ ميليارد تومان است که اين به معنای فقط بدهی فيلم نيست، بلکه سالن و تجهيزات را شامل ميشود، البته در مرحله اول، فيلم بررسی ميشود که اصل بدهی فيلم، حدود يک ميليارد و ۵۰۰ هزار تومان وکل بدهی ۴ ميليارد است.


رئوس بحران فعلی سينمای ايران را می توان به سه دسته تقسيم کرد: اقتصادی ، سياسی و فرهنگی. در چند ماه اخير برای گذر از اين بحران تدابيری انديشيده شده که هيچکدام به رفع آن کمک نکرده است، تدابيری مانند: ارزان کردن بهای بليت سينما، نيم بها کردن بليت سينما در روزهای شنبه و اجازه نمايش عمومی فيلم های خارجی در سينماها
وقتی از بدهی سينمای ايران سخن گفته می شود، بلافاصله می توان افزود سينمای ايران دچار بحران است که البته سخن تازه ای نيست. نه اول بار است که سينمای ايران بدهکار می شود ونه اول بار است که وزارت ارشاد بازپرداخت بدهی های سينمای ايران را آبرومندانه تقبل يا حل و فصل می کند ولی احتمالا نخستين بار است که برای بازپرداخت بدهی سينمای ايران رديف بودجه ای تعريف و تعيين می شود.

پيش از انقلاب سينمای ايران از نظر اقتصادی سينمايی مستقل وغير وابسته به دولت بود و برای ساخت فيلم های به اصطلاح هنری برخی تهيه کنندگان فيلم های عامه پسند می ساختند و سرمايه حاصل از فروش آن را صرف ساخت فيلم های هنری می کردند. البته گاهی نيز برخی مراکز و وزارتخانه ها برای ساخت فيلم سرمايه گذاری می کردند، ولی از نظر اقتصادی سينما مستقل بود. پس از انقلاب به دليل مشخص نبودن مرزهای موضوعی و اخلاقی فيلم ها درنزد مسئولان و تهيه کنندگان يکی و دوسالی به صورت کج دار و مريز گذشت و با تاسيس بنياد فارابی، سينمای دولتی درايران شکل گرفت و بعد از آن سينمای ايران به دفعات با بحران رو به رو شد که عوارض ناشی از هر کدام از اين بحران ها به نحوی درگذر زمان ترميم شد، بی آنکه از بن حل و فصل شود.


رئوس بحران فعلی سينمای ايران را می توان به سه دسته تقسيم کرد: اقتصادی ، سياسی و فرهنگی. در چند ماه اخير برای گذر از اين بحران تدابيری انديشيده شده که هيچکدام به رفع آن کمک نکرده است، تدابيری مانند: ارزان کردن بهای بليت سينما، نيم بها کردن بليت سينما در روزهای شنبه و اجازه نمايش عمومی فيلم های خارجی در سينماها.

اين تدابير چون بدون توجه به علل زيربنايی اتخاذ شده هرکدام به شکلی ناکارآمد شده است.

در همه جای دنيا مهمترين دليل سينما رفتن ، تفريح کردن است و مدت هاست که در ايران فضا، فضای فيلم ديدن نيست. خانواده ها به دلايل متعدد و متفاوت انگيزه ای برای سينما رفتن ندارند، پرداخت هشتصد تومان بهای بليت به تعداد اعضای خانواده، خريد مختصر تنقلات مجاز برای بچه ها و هزينه رفت و برگشت، هزينه يکبار سينما رفتن دسته جمعی را چنان بالا می برد که اگر در سال يک يا دوبار بشود به چنين تفريح گرانبهايی پرداخت، جای شکر دارد. وقتی فضايی که در سينما و جامعه وجود دارد احساس رضايت در مردم ايجاد نمی کند، همين اتفاق می افتد يعنی مردم جای ديگر و از راه ديگری رضايت خاطر کسب می کنند.


موضوع اين است که سينمای ايران دولتی است، وقتی منابعی وجود داشته باشد که پول بدهد، طبيعی است که کنترل های خودش را اعمال می کند درنتيجه سينمای ايران هميشه نياز به چوب زير بغل دارد و هرگز مستقيما روی پاهای خودش نمی ايستد و حرکت نمی کند
فروش بليت به نيم بها را بيشتر سينمادارها و به خصوص سينماهای متعلق به بنياد رعايت نکردند و نمايش عمومی فيلم های خارجی با زيرنويس فارسی در بعضی از سينماها و دوبله به فارسی در برخی ديگر از سينماها هم با موفقيت قرين نبوده است، به علاوه فيلم هايی که برای نمايش انتخاب شد حتی اندکی نيز به سليقه های مردم نزديک نبود. وقتی می شود فيلم هايی خارجی مطابق با سليقه و با قيمت ارزانتر را درخانه ديد ، طبيعی است که کسی پول و وقتش را درگرمای سوزان تابستان برای ديدن آنها تلف نمی کند.

مسايل و منازعات سياسی يکی از عوامل مهم وتاثيرگذار بر بحران سينما در ايران است. در چند سال گذشته گويی رسم شده که در فصل بهار و تابستان مناقشات ومنازعات سياسی به اوج خود برسند. معمولا بهار وتابستان اوج زمان فيلمسازی در ايران است، ولی درچند سال اخير با بروز نا آرامی های سياسی، فيلمسازان در اين دو فصل کار را متوقف می کنند تا بدانند پس از منازعات در چه حد و اندازه ای می توان به موضوعات مختلف پرداخت، يکی از دلايل مد شدن بعضی از مضامين درسينمای ايران درهمين نکته نهفته است.

اما مهمترين دليل بحران درسينمای ايران برآمده از دل مسايل اقتصادی ولاجرم سياسی است. براساس آمار و ارقام ارائه شده تهيه کنندگان سينما در ايران ضرر می کنند، اگر اين آمار وارقام کاملا واقعی است پس چطور تهيه کنندگان باز به کار تهيه فيلم ادامه می دهند و هر سال بيشتر از سال قبل فيلم می سازند؟

واقعيت اين است که در تمام اين سال ها به ندرت تهيه کننده ای به دليل عدم پرداخت اقساط وام بانکی کارش به زندان کشيده، معمولا وزارت ارشاد پس از مدتی بازپرداخت وام را تقبل کرده است و اين سيکل معيوب دوباره و دوباره تکرارشده است.

به علاوه وزارت ارشاد خود را در قبال بدهی فيلمسازانی که فيلمی بنا به ميل و خواسته خودشان - البته در حد امکان – ساخته اند، متعهد نمی داند ، ناصر تقوايی دراين باره به خبرنگار ايسنا گفته است: «دولت چه کاره است که به آدم هايی که ضرر کردند، کمک کند؟ حال اگر قرار است به بهانه فيلم فرهنگی به سينما کمک شود، چرا به فيلمهايی که بايد کمک ميشد هيچ کمکی صورت نگرفت.»

به زور تهديد و ممنوع الخروج بودن( ۸ سال پيش ) به خاطر فيلم “ای ايران“ بهره های ۶ درصدی وام را که قرار بود سه درصد ارشاد و سه درصد تهيه کننده به آنها بدهند با ۲۵ درصد از خودم گرفتند و حال دولت می خواهد اين وامها را بپردازد؟


در همه جای دنيا مهمترين دليل سينما رفتن ، تفريح کردن است و مدت هاست که در ايران فضا، فضای فيلم ديدن نيست. خانواده ها به دلايل متعدد و متفاوت انگيزه ای برای سينما رفتن ندارند، پرداخت هشتصد تومان بهای بليت به تعداد اعضای خانواده، خريد مختصر تنقلات مجاز برای بچه ها و هزينه رفت و برگشت، هزينه يکبار سينما رفتن دسته جمعی را چنان بالا می برد که اگر در سال يک يا دوبار بشود به چنين تفريح گرانبهايی پرداخت، جای شکر دارد
ناصر تقوايی گفت: آن زمان تنها من بودم که به بانک مراجعه کردم و اين پول را پرداختم.

او معتقد است: « متاسفانه همه اين بودجه ها، اغلب، برای آدم هايی است که درستکاری ندارند، آدم های درستکار در حدود دو تا سه برابر وام را می پردازند و ممنوع الخروج هم می شوند!»

البته فيلمسازانی مانند عباس کيارستمی و جعفر پناهی که امکان جذب سرمايه های خارجی را دارند فيلم های مورد علاقه خودشان را که الزاما فيلم های مورد پسند وتاييد وزارت ارشاد نيست، می سازند، به همين دليل تماشاگران ايرانی فقط خبرهای توليد يا کسب جوايز اين فيلم ها را می خوانند، بی آنکه امکان ديدن آن فيلم ها را داشته باشند.

سيروس تسليمی تهيه کننده فيلم زندان زنان درباره بدهی سينما گفته است: دولت، وقتی سوژه فيلم را تعيين و تصويب و بازيگران را تاييد می کند و مقررات مختلفی را برای فيلم می گذارد مسلما فيلم دچار ضرر و زيان ميشود و طبيعی است که دولت بايد راه چاره ای بينديشد.

موضوع اين است که سينمای ايران دولتی است، وقتی منابعی وجود داشته باشد که پول بدهد، طبيعی است که کنترل های خودش را اعمال می کند در نتيجه سينمای ايران هميشه نياز به چوب زير بغل دارد و هرگز مستقيما روی پاهای خودش نمی ايستد و حرکت نمی کند. اگر اجازه بدهند و اهالی سينما هم بخواهند که خودشان مناسبات سينما را تعيين کنند، بعد از مدتی همه چيز در جای واقعی خود جای می گيرد.

نکته آخر اينکه اکثريت مردم هم با سينما قهر کرده اند و اين قهرعلاوه بر دلايل اقتصادی وسياسی دلايل فرهنگی هم دارد. دور بودن موضوع اکثر فيلم ها از زندگی واقعی يا نزديک به سليقه مردم، فيلم هايی با مضامين تکراری که عمدتا هم خوش ساخت نيستند، دردسرهای اضافی برای تماشای فيلم در سينما و ...

بحران سينمای ايران ريشه ای است و چندان هم تازه نيست، شانزده، هفده سالی است که سينمای ايران درگير آن است. سال هاست که گفته می شود راه برون شد از اين بحران از جاده استقلال اقتصادی می گذرد. جاده ای که حتما هموار و شاهراه نيست، اما راهی است عملی که با ورود به آن می توان نخستين قدم ها را برای ساخت سينمايی مستقل و بالنده برداشت.
 
    صفحه نخست
    ايران
    منطقه
    اقتصاد و بازرگانی
  دانش و فن
    فرهنگ و هنر
    سخنگاه
    آموزش انگليسی

  بشنويد
    برنامه های راديو
    شيوه شنيدن
  تازه ترين خبرها
  بامدادی
  نيمروزی
  آسيای ميانه
  شامگاهی
  مجله روز
  شب هفتم
  روز هفتم
 
  اطلاعات بيشتر
  درباره ما
  تماس با ما
 
 
 
سايتهای ديگر بی بی سی
 
بخش فارسی راديو بی بی سی
  persian@bbc.co.uk

اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر

بالا ^^ Copyright BBC
  صفحه نخست | خبرهای منطقه | اقتصاد و بازرگانی
 دانش و فن | فرهنگ و هنر |  سخنگاه |  آموزش انگليسی
 برنامه های راديو | شيوه شنيدن | درباره ما | تماس با ما