پان ترکیسم؛ وزش باد شرقی از غرب

پان ترکیسم

کاوه بیات مورخی است که طی سالها تمرکز بر تاریخ معاصر با دغدغه مسایل قومی ایران می‌نویسد. این دغدغه دستمایه نوشتن تازه ترین کتاب او نیز شده است.

بیات در پان ترکیسم و ایران ایدئولوژی پان ترکیسم را از شکل گیری ریشه هایش در متصرفات آسیایی روسیه تا عثمانی پی می گیرد و در نهایت به این می پردازد که چگونه این ایدئولوژی ناسیونالیستی صورتی توسعه طلبانه به خود گرفت و چگونه نوک تیز توسعه طلبی خود را متوجه ایران و ایرانی بودن کرد.

یکی از مسایلی که بیات می کوشد از همان ابتدا بر آن تاکید کند این است که همین مفهوم "ایرانی بودن" و به تعبیری هویت ایرانی، در دوران معاصر اتفاقاً در مقابل هجوم ایده پان ترکیسم بود که خود را صورت بندی کرد.

کتاب دو بخش دارد. بخش اول آن روایت بیات از تاریخ ماجرای پان ترکیسم و شناساندن چهره ها و فراز و فرودهای آن است و در نهایت رودر رویی آن با ایران و فرجام این رویارویی در عهد پهلوی اول.

بخش دوم کتاب شامل گزارشها و مقالاتی است که بیات به پیوست آورده است. این مقالات اغلب مهمترین مقالاتی هستند که بیات در پژوهش خود در بخش واکنش ایرانیان به پان ترکیسم به آنها استناد کرده است و آنها را واجد اهمیت تاریخی و نظری دانسته است. گردآوری این پیوستها ارزش بیشتری به مجموعه داده است.

فصل نخست کتاب که "موج و صخره" نام دارد به این می پردازد که چگونه ناکامی توسعه طلبی های امپراتوری عثمانی از اواخر قرن هفده میلادی و رشته شکستهای این امپراطوری در قرن بعدی در برابر اروپاییان، در اوایل قرن نوزدهم در نهایت به اصلاحاتی انجامید که به "تنظیمات عثمانی" شهرت یافت.

تضعیف عثمانی چاره جوییها و واکنشهایی را از پی آورد که ترویج گفتار "اتحاد اسلام" یکی از برجسته ترین این واکنشها بود. بیات نشان می دهد که چگونه ایده اتحاد اسلام که در بخشهای مختلف جهان اسلام با مرکزیت عثمانی ترویج می شد در واقع چاره ای، در نهایت ناکام برای تقویت و تمرکز امپراطوری چند ملیتی، چند مذهبی و چندین زبانه عثمانی بود.

نشان دادن این که ایده اتحاد اسلام در اصل نوعی پوشش برای تقویت سیاستهای خارجی و داخلی عثمانی بود و در دوره های نخست شکل گیری پان ترکیسم نیز الگویی مشابه به کار رفت، از نقاط مهم کار بیات است.

در ادامه بیات نشان می دهد که فعالیتهای هویت خواهانه مسلمانان تاتار در سرزمینهای تحت حکومت روسیه چگونه با تمایلات ترک گرایانه به وجود آمده در اواخر امپراطوری عثمانی پیوند خورد. او همچنین نشان می دهد که این ترک گرایی در ابتدا گرایشی "ادبی" و معطوف به مسئله زبان بود.

این گرایش سپس با توسل به نوشته های اروپاییان درباره زبان و قومیت ترک که از ارزشهای متفاوتی برخوردار بودند و برخی از حد کتابهای عامه پسند فاقد اعتبار پژوهشی فراتر نمی رفتند، مایه تبلیغات خود را فراهم آورد.

ترک گرایی با پیروزی سیاسی ترکهای جوان در ۱۹۰۸ در سرزمین عثمانی صورتی رسمی یافت و تدریس زبان ترکی در مدارس این سرزمین اجباری شد و ترک بودن نیز شرط استخدام در نظام اداری شد. پیروزی داخلی این ایدئولوژی آغاز رسمیت یافتن آن در سیاست خارجی ترکهای جوان بود.

بیات نشان می دهد که در کشاکش جنگ نخست جهانی، ایرانیان در مجموع هنوز درک درستی از ابعاد این سیاست نداشتند و با وجود فعالیتهای نظامی عثمانی در خاک ایران و تبلیغاتی که به پشتوانه همین حرکات نظامی صورت می گرفت، تنها بخشی از ایرانیانی که در عثمانی در تبعید به سر می بردند یا دموکراتهای آذربایجانی در حزب شیخ محمد خیابانی بودند که با داشتن "تجربه دست اول" از این مواجهه ابعاد سیاست جدید را دریافتند و در برابر آن واکنش نشان دادند و کوشیدند تا دولت و روشنفکران و مطبوعات داخل ایران را نیز به این مسئله آگاه کنند.

با این حال هشیاری عمومی نسبت به این سیاست باز هم با تاخیر حاصل شد. فصل دوم کتاب با عنوان "آتش نهفته" با شرح "غایله روشنی بیگ" آغاز می شود که به نوعی سرآغاز این هشیاری عمومی بود: "در اواخر تیرماه ۱۳۰۲ روشنی بیگ که در سالهای جنگ جهانی اول نیز مدتی را در ایران سپری کرده بود در مرکز ترکی اجاقی استانبول سخنانی ایراد کرد که بازتاب آن را در محافل مطبوعاتی و همچنین دوایر دولتی ایران، باید سرآغاز طرح و بحث گسترده موضوع پان ترکیسم در ایران دانست." (ص ۳۱)

روشنی بیگ در این سخنرانی توصیفی از وضعیت زبانی و قومی در ایران به دست داده بود که بنابر آن زبان فارسی و آن چه او "قومیت فارس" می خواند در اقلیت شمرده بود و دشنامهایی به ایرانیان و زنان ایرانی داده بود و اصولاً وجود چیزی به نام ایران و پادشاهی ایران را هم زیر سوال برده بود.

سخنان روشنی بیگ با واکنش رسمی سفارت ایران در آنکارا و پس از آن با واکنشهای متعدد و مختلف در مطبوعات ایران مواجه شد. پیگیری و اعتراض وزارت خارجه تا گرفتن عذرخواهی رسمی از دولت آنکارا پیش رفت. اما در سوی دیگر نویسندگان ایرانی با طیف متنوعی از واکنش ها از پاسخهای منطقی گرفته تا واکنشهای تند دشنامگونه با این قضیه روبرو شدند تا جایی که موضع گیری گروه اخیر نویسندگان باعث شد که دولت ترکیه که به موضع انفعالی رفته بود به اعتراض برآید.

زد و خوردهای قلمی اما از آن پس باز هم با به میان آمدن چهره های دیگر مانند سلیمان نظیف در ترکیه و عارف قزوینی و وطنیه هایش ادامه پیدا کرد. گذشته از اینها ایده پان ترکیسم در قفقاز نیز چالشی در برابر ایرانیان برانگیخت ، نوشته های محمد امین رسول زاده سویه ایدئولوژیک ماجرایی بود که وجه عملی آن تا ترور نافرجام مایل تویسرکانی مدیر مدرسه ایرانیان باکو امتداد داشت.

نویسنده در فصل سوم کتاب به این می پردازد که همانطور که این درگیریهای قلمی زمینه شناخت بیشتر ایده پان ترکیسم را برای ایرانیان فراهم می کرد، به تدریج عمدتاً با پیشنهاد روشنفکران و نویسندگان مجموعه سیاستهایی برای دفاع در قبال آن نیز تدوین می شد.

در این فصل پایانی کتاب بیات ابعاد مختلف سیاستهای دفاعی را که مورد توجه نویسندگان قرار گرفت بررسی می کند و نشان می دهد که این موارد در واقع هر کدام به نوبه خود تعریف کننده بخشی از آن چیزی بودند که باید آن را ایرانی بودن یا هویت ایرانی دانست.

اما نکته اساسی بیات در پایان این فصل آن جا است که نشان می دهد همین تلاشهای معطوف به شناخت و بازتعریف هویت ایرانی، درست از سوی دستگاه نظامی گرای رضا خان متوقف شدند و در دوران رضاخانی نه تنها فرایند اجرای سیاستهای هویت بخشی تحت نظارت سازمان نظامی حکومت قرار گرفت و به نوعی تصلب انجامید، بلکه بسته شدن فضای اندیشه و تبادل افکار در دوران رضاخان خود تلاشهای فکری که اساس سازنده سیاستها بودند را نیز به پایان رساند. به این ترتیب برخلاف آن چه در مورد ناسیونالیسم رضاخانی تصور می رود، رویکرد استبدادی رضاخانی دقیقا مولفه زنده اندیشه ایرانی بودن و محیط تبادل افکار در مورد آن را از میان برداشت.

مشخصات کتاب

پان ترکیسم و ایران کاوه بیات تهران: پردیس دانش، شرکت نشر و پژوهش شیرازه کتاب، ۱۳۸۶ ۲۴۷ + نه صفحه ۳۶۰۰ تومان