'داستان عشقی هولوکاست دروغین بود'

هرمن روزنبلت و همسرش
Image caption برخلاف ادعای هرمن روزنبلت، او و همسرش نخستین بار در نیویورک با هم دیدار کردند

ناشری در آمریکا چاپ کتاب خاطرات یکی از بازماندگان هولوکاست را به علت غیرواقعی بودن بخش های مهمی از آن متوقف کرده است.

هرمن روزنبلت که از نجات یافتگان نسل کشی یهودیان به وسیله آلمان نازی است، در کتابی که درباره خاطرات خود از هولوکاست نوشته، داستان عشق خود را به دختری به نام روما رادچیکی را روایت کرده است که از روی نرده های بازداشتگاه بوخن والد برایش غذا و میوه پرتاب می کرد.

نام این کتاب "فرشته ای در کنار نرده" است. غیرواقعی بودن داستان این کتاب زمانی مشخص شد که بعضی از محققان قسمت هایی از آن را زیر سوال بردند.

بر اساس داستان این کتاب، نویسنده بعد از رهایی از زندان و مهاجرت به آمریکا، روما را در نیویورک پیدا می کند و با او ازدواج می کند.

اما در حقیقت، آقای روزنبلت همسرش را نخستین بار در نیویورک دیده و با او ازدواج کرده است.

در این حال، مدارک رسمی تایید کننده گفته آقای روزنبلت درباره بازداشت او در بوخن والت است.

آن چه باعث شک محققان به اصالت خاطرات آقای روزنبلت شد، توصیف او از بازداشتگاه بوخن والد است.

به گفته آنها، ارتفاع نرده های اردوگاه شلیبن که محل نگهداری هرمن روزنبلت بود، آن قدر کوتاه نبوده که امکان پرتاب مواد غذایی از روی آن وجود داشته باشد.

کتاب "فرشته ای در کنار نرده" قرار بود دو ماه دیگر به وسیله یکی از شرکت های زیر مجموعه انتشارات پنگوئن منتشر شود.

ناشر کتاب در پی مشخص شدن غیرواقعی بودن داستان از نویسنده خواسته است تمام دستمزد دریافتی خود را پس دهد.

آقای روزنبلت که ۷۹ سال سن دارد، در بیانیه ای علت کار خود را شادی بخشیدن به مردم عنوان کرده است.

او در بیانیه خود نوشته است: "من به خیلی از آدم ها امید بخشیدم. انگیزه من کار خیر بوده است."

کتاب "فرشته ای در کنار نرده" آخرین کتاب از مجموعه خاطره نویسی های دروغینی است که در چند ماه گذشته منتشر شده اند.

اوائل امسال زنی بلژیکی به غیرواقعی بودن داستان کتاب خاطرات خود اعتراف کرد.

در این کتاب مونیک دو وال خود را دختری یهودی معرفی کرده که در اروپای تحت اشغال نازی ها از پدر و مادرش جدا شده و به همراه یک گله گرگ در جنگل زندگی کرده است.

پس از انتشار این کتاب مشخص شد نویسنده کتاب یهودی نیست و داستانش واقعیت ندارد.

در کتابی دیگر، زنی سفیدپوست داستان زندگی خود را با نامادری سیاه پوست و فروش مواد مخدر در لس آنجلس بازگو کرده بود. بعدا مشخص شد که داستان واقعیت ندارد و این زن در خانواده ای مرفه بزرگ شده است.