شرایط دشوار داوری کتاب در ایران

نزدیک به یک دهه از عمر جوایز ادبی از جمله جایزه گلشیری و جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات می گذرد.

امسال هم مثل گذشته مخاطبان و خوانندگان در انتظار اعلام جوایز از سوی انجمن های مختلف بودند. جایزه "روزی روزگاری" در اردیبهشت ماه برگزار شد و جوایز خودش را مثل گذشته در یک جمع محدود اهدا کرد. در همین حال جایزه "پکاه" یا همان "مهرگان ادب" اعلام کرد به رغم بررسی آثار، به دليل نبود شرايط مطلوب و مناسب، مراسم اعطای جوایز را برگزار نمی کند.

دو جایزه قدیمی تر یعنی جایزه "بنیاد گلشیری" و "نویسندگان و منتقدان مطبوعات" قرار بود اواخر پاییز یا اوایل زمستان جوایز خودشان را اهدا کنند، هر دو هم نامزدهای منتخب را اعلام کردند. اما بنیاد گلشیری طی بیانیه ای اعلام کرد به دلایلی از جمله ضعف آثار، افت ادبی ، ممیزی و روند سانسوری که وجود دارد جایزه نمی دهد.

فرزانه طاهری دبیر بنیاد گلشیری یکی از دلایل عدم اعلام جوایز از سوی این بنیاد را سانسور اعلام می کند و می گوید: "داوران ما از حدود دو سال گذشته و در مواردی کاملا مشخص، متوجه شدند مثلا یک فصل به انتهای رمانی اضافه شده، فقط برای اینکه به اصطلاح، مسائل مورد دار از نظر ارشاد را در فصل آخرحل و فصل کند. یعنی ساختمان اثر را نابود کرده است. البته نمونه ای که آوردم شکل افراطی تاثیر سانسور است. ولی خیلی وقت ها شما اثری را می خوانید که قراری با خواننده اش یا قراری با آن نوع داستانی که می نویسد دارد، و بعد متوجه می شوید که این قرار را به هم زده برای اینکه بتواند مجوز بگیرد. این تاثیر ظریفی است که به تدریج تاثیرش معلوم می شود. البته بخش زیادی اش ممکن است ناخودآگاه یک خودسانسوری خیلی عمیق باشد."

مدیا کاشیگر دبیر جایزه ادبی روزی روزگاری در این باره معتقد است: "ما فقط با کتابهایی سروکار داریم که از ممیزی ارشاد گذشته اند و مجوز دارند. طبعا اگر شرایط سهوتر شود ما کتاب های بیشتری برای بررسی خواهیم داشت و اگر شرایط سخت تر شود ممکن است به جایی برسیم که اصلا کتابی برای بررسی نداشته باشیم. ولی اینکه آیا سانسور در نفس داوری ما دخالت دارد یا نه؟ باید بگویم نه. فقط می توانم بگویم، می تواند بر حجم کتاب هایی که به ما می رسد دخالت داشته باشد."

مدیا کاشیگر از سوی دیگرجدا از سانسور به عدم رغبت به رمان خوانی اشاره می کند و می گوید: "از طرف دیگر من در جایزه 'والس ادبی' که به کتاب های منتشر نشده تعلق می گیرد هم داور هستم. در آنجا مجموع کتابهایی که به داوری رسید، نزدیک 70 عنوان کتاب بود که در نهایت 38 تا از آنها از نظر شرایط قابل بررسی شناخته شد. اینکه شما اعلام می کنید که به رمان منتشر نشده جایزه می دهید ولی تعداد کتاب های دریافتی تان این قدر قلیل است. و در این رقم قلیل، باز رقم کمتری وجود دارد که از حداقل شرایط برای خوانده شدن برخوردار است. من فکر می کنم متهم کردن فقط سانسور، ساده کردن مساله در ایران است. متاسفانه در ایران رغبتی که به رمان وجود دارد آنچنان که باید نیست."

Image caption نزدیک به یک دهه از عمر جوایز ادبی از جمله جایزه گلشیری و جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات می گذرد.

مهدی یزدانی خرم، یکی از داوران جایزه نویسندگان و منتقدان مطبوعات، ضمن اعلام این نکته که امسال به دلیل مشکلات مالی و اجرایی اهدای جوایز به تاخیر افتاده می گوید اما جوایز ظرف روزهای آینده اهدا خواهد شد.

او از سوی دیگر وضعیت کتاب ها را این طور بررسی می کند: "وضعیت کیفی بهتر از سال گذشته بود به خصوص در زمینه مجموعه داستان کتابهایی داشتیم که قابلیت خاص خودشان را داشتند. محدودیت های مختلفی که وجود دارد صد در صد بر فرایند تولید ادبی تاثیر می گذارد. این حرف واقعا کلیشه ای است که مدت هاست می گوییم این فشارها کمک زیادی به ادبیات ایران نخواهد کرد و حتی جلوگیری می کند از به وجود آمدن فرصت های تازه. به هر صورت علیرغم بعضی نویسندگان قدیمی تر و منتقدان، من فکر می کنم که داستان نویسی ایران نه تنها افت نکرده بلکه در حال تغییر جریان دادن است و نشان دادن واکنش که اکثریت نسل گذشته به نسل جدید انجام می دهند طبیعی است."

در کنار جوایز خصوصی، چندین جایزه دولتی، از جمله جایزه کتاب سال هم همه ساله به منتخب های خود جایزه می دهند. بسیاری تفاوت های زیادی بین سلیقه جایزه های دولتی و خصوصی قائل هستند.

مدیا کاشیگر ضمن اشاره به جایزه کتاب سال، که امسال برای اولین بار به یک رمان جایزه داد و "قاعده بازی" نوشته فیروز زنوزی جلالی را برگزید معتقد است این مساله شاید اقبال رمان خوانی جدی را و نه رمان خوانی عامه پسند بالا ببرد.

او در ادامه می افزاید: "ولی از این موضوع که بگذریم جوایز دولتی و جوایز خصوصی دو شاخه کاملا مستقل از هم هستند. دولت ملاک های خودش را برای جایزه دادن دارد و طبعا به کتاب های جایزه می دهد که با اصولی که دولت ترویج می کند نزدیک تر باشد. مثلا دولت نمی تواند به نوعی خاصی از ادبیات مثل جایزه نویسندگان و منتقدان اقبال نشان دهد. منظورم این نیست که جایزه نویسندگان و منتقدان مطبوعات مسیر دیگری را می رود ولی نوع خاصی از ادبیات نخبه گرا است که آن هم با مجوز دولت منتشر می شود ولی امکان این که جایزه دولتی بگیرد کمتر است."

فرزانه طاهری به تیراژ پایین کتابها اشاره می کند و معتقد است جوایز ادبی به ویژه جایزه گلشیری در این سالها قصد پیشنهاد دادن به خواننده ها و به نوعی قدردانی از نویسندگانی را داشته که مورد حمایت جوایز دولتی قرار نمی گیرند و در این باره می گوید: "اینکه این قدردانی به صورت جوایز رسمی دولتی در طی سالها صورت نمی گرفته چون به شدت نگاه ایدئولوژیک و سیاسی به مساله داشتند. به خصوص با ادبیات داستانی مشکل داشتند و سالیان سال وقتی در کتاب سال جایزه می دادند این نویسندگان را حذف می کردند. در حقیقت جایزه ما واکنشی به این مساله بود و اینکه از خالقان ادبیات داستانی که در شرایط خیلی سختی کار می کنند، قدرشناسی شود." و مهدی یزدانی خرم معتقد است جوایز دولتی، نویسندگانی را که به سبک و سیاق دیگری می نویسند و مورد احترام هم هستند را مورد حمایت قرار می دهد.

او در این زمینه می گوید: "به نظر من جوایز دولتی هیچ دخل و ارتباطی با جوایز خصوصی ندارند و به نوعی در کنار آنها قرار می گیرند. اتفاقا آن جوایز هم به آن بخشی از ادبیات ایران توجه می کنند که عمدتا در جوایز خصوصی دیده نمی شوند و از این نظر بیشتر قابل توجه است. اما این هم نباید باشد که جوایز دولتی به راحتی به کار خودشان ادامه بدهند و جوایز خصوصی اینقدر با دست انداز روبرو باشند. اتفاقاتی که بارها مصداق هایش را در این سال ها دیده ایم. اعم از برگزاری، مشکل تهیه سالن، منابع محدود مالی و بعضی از نامهربانی هایی که نسبت به آنها انجام می شود."

آنچه مسلم است خوانندگان و دنبال کنندگان آثار ادبی در ایران جوایز ادبی را دنبال می کنند و کتاب هایی که جایزه دریافت کرده اند با اقبال بیشری مواجه هستند.

مطالب مرتبط