مندلسون، موتسارت قرن نوزدهم

فلیکس مندلسون بارتولدی، موسیقی دان نامی آلمان، در آهنگسازی، نوازندگی و رهبری ارکستر از بزرگان موسیقی قرن نوزدهم بود. انجمن ها و محافل موسیقی این روزها که ۲۰۰ سال از تولد مندلسون می گذرد برنامه های گسترده ای برای بزرگداشت این آهنگساز برنامه ریزی کرده اند.

مندلسون در سوم فوریه ۱۸۰۹ در هامبورگ به دنیا آمد. او دومین فرزند از چهار فرزند خانواده ای بافرهنگ و آزادمنش بود که دو سال پس از تولد او به برلین مهاجرت کرد. چند سالی پس از تولد مندلسون خانواده که دین یهودی داشت، کیش پروتستان را انتخاب کرد.

پدربزرگ مندلسون فیلسوفی نامی بود و برجسته ترین اندیشمندان و سخن وران زمان مانند گوته، هگل، هاینه و هومبولت با خانواده مندلسون رفت و آمد داشتند. مندلسون با برخورداری از ثروت و تنعم خانوادگی، عرصه وسیعی از افکار و علوم زمان خود و همچنین چند زبان خارجی را فرا گرفت. برخی او را "فرهیخته ترین آهنگساز قرن نوزدهم" دانسته اند.

"اعجوبه تازه موسیقی"

مندلسون، مانند استاد نابغه اش موتسارت، نبوغی زودرس داشت: در هفت سالگی درس پیانو گرفت، در نه سالگی در کنسرت شرکت کرد و پیش از ۱۴ سالگی به اجرای کارهای خود دست زد. هاینریش هاینه شاعر نامی که یکی از کنسرت های او را در دیداری خانوادگی شنیده بود، او را "آخرین اعجوبه موسیقی" نامید.

مندلسون از آموزشی منظم و مناسب برخوردار شد. از بهترین استادان زمان درس پیانو گرفت و در نواختن چند ساز مهارت پیدا کرد. در نوجوانی در فنون آهنگسازی تبحر یافت و پیش از بیست سالگی سبک و سیاقی را پی ریخت که در موسیقی کلاسیک به نام او شناخته می شود.

طبع آزمایی در اقلیم های دیگر

مندلسون از بیست سالگی در اروپا به سیر و سفر پرداخت و با موسیقی ملل گوناگون آشنا شد که تأثیر آن به ویژه در آثار ارکستری او دیده می شود: سمفونی ایتالیایی، سمفونی اسکاتلندی و...

مندلسون به ویژه در بریتانیا با استقبالی پرشور روبرو شد و تا پایان عمر ده بار به جزیره پادشاهی سفر کرد. او در اولین سفر به بریتانیا، با اینکه بیش از بیست سال نداشت، به عنوان آهنگسازی نابغه نامبردار بود: او قطعه هشتگانه (اوکتت - ۱۸۲۵) و اوورتور معروف "رؤیای شب نیمه تابستان" (۱۸۲۶) را در کارنامه خود داشت.

مدیر هنری و رهبر ارکستر

مندلسون پس از اشتغالاتی گذرا در برلین و دوسلدورف، سرانجام در سال ۱۸۳۵ به لایپزیگ رفت و بیشتر عمر خود را تا پایان در این شهر گذراند. او با پذیرفتن سرپرستی ارکستر در تالار اجتماعات شهر لایپزیگ به اکثر آرزوهای خود تحقق بخشید. او هم آثار خود را به اجرا گذاشت و هم به گسترش آثار آهنگسازان معاصر مانند روبرت شومان، فرانتس لیست و هکتور برلیوز کمک کرد.

اما افزون بر این، در رپرتوارهای او آثار کلاسیک مانند کارهای کمترآشنای هندل، گلوک، هایدن و موتسارت همواره جایی ویژه داشت و از همه بالاتر کارهای یوهان سباستیان باخ، که مندلسون با اجرای "پاسیون سن متی" (مصایب متای قدیس) این اثر بزرگ را از فراموشی بیرون آورد.

Image caption خانه مندلسون

سبک و لحن ویژه

مندلسون در آثار ارکستری خود (پنج سمفونی، کنسرتوها و اوراتوریوها) از قواعد رمانتیک که سبک مسلط زمان است، پیروی می کند. آثار پیانویی بیشمار او، آوازها و تصنیف ها، از جمله "ترانه های بدون کلام"، همگی در بستر رمانتیسم خلق شده است. اما مندلسون در میان رومانتیک ها بیش از آهنگسازان دیگر به سنت های کلاسیک دلبستگی نشان می دهد. می توان گفت که عناصر اصلی تألیف، هارمونی و ریتم را به سبک کلاسیک، اما با لحن و رنگ آمیزی رمانتیک به کار می برد.

حال و هوای موسیقی مندلسون در میان رومانتیک ها به سادگی قابل تشخیص است: ملودی های سرآسیمه و پرشتاب به همراه تم های شناور با شور و جوششی کم نظیر روی هم می غلطند و فضایی شیرین و سرزنده می سازند.

آمیزش هماهنگ مایه های کلاسیک و رمانتیک را همکار او روبرت شومان به گویاترین وجهی بیان کرده است: "مندلسون موتسارت قرن نوزدهم است. روشن ترین سیمای موسیقی قرن ماست که تضادهای دوران را به آشکارترین شکلی کنار هم قرار می دهد."

میراث مندلسون

فلیکس مندلسون بارتولدی، پس از دوره ای ملال و افسردگی، از جمله به خاطر مرگ خواهر جوانش، در چهارم نوامبر ۱۸۴۷ بر اثر سکته مغزی در لایپزیگ درگذشت و در برلین به خاک سپرده شد.

دوستداران موسیقی مندلسون همواره شکوه کرده اند که به آثار آهنگساز محبوب آنها به اندازه کافی توجه نشده است. در آلمان کم توجهی به آثار مندلسون به ویژه با خصومت نازی ها شروع شد که تغییر مذهب خانواده ی او به مسیحیت را ظاهری و ریاکارانه می دانستند و از "عناصر یهودی" در موسیقی او سخن می گفتند.

اما در سال های اخیر، به ویژه به همت کورت مازور رهبر ارکستر بزرگ آلمانی، توجه به آثار مندلسون رو به گسترش است. امسال دوستداران موسیقی امیدوار هستند که در "سال مندلسون" بسیاری از غفلت های گذشته جبران شود و این آهنگساز در جای شایسته خود در کنار بزرگترین آهنگسازان قرن نوزدهم بنشیند.