در کارگاه آلفرد هیچکاک؛ استاد و دستیارانش

طرح هیچکاک

در "موزه سینماتک برلین" نمایشگاهی برگزار شده که شیوه‌ی کار آلفرد هیچکاک یکی از بزرگترین کارگردانان سینما را روشن می‌کند.

نمایشگاه با بیش از ۲۰۰ طرح و عکس و سند و نامه بر روند فیلم‌سازی هیچکاک پرتو تازه‌ای می‌افکند. در نمایشگاه همچنین پلان‌های معروفی از چند فیلم برجسته‌ی او در دیدرس است: "سایه یک شک" (۱۹۴۳)، شمال از شمال غربی (۱۹۵۹) و پرندگان (۱۹۶۳).

هیچکاک که در سال ۱۸۹۹ در نزدیکی لندن به دنیا آمد و در سال ۱۹۸۰ در لس‌انجلس درگذشت، در طول شش دهه ۵۳ فیلم سینمایی ساخت که پیش از هر چیز به نام شخص او در تاریخ سینما به ثبت رسیده‌اند.

تصحیح یک برداشت نادرست

بسیاری از سینمادوستان، به ویژه طرفداران فیلم‌های هیچکاک گمان می‌برند که او یک "مؤلف" کامل بوده و هر آنچه ساخته، سراسر تنها به او تعلق دارد. خود هیچکاک نیز در ترویج این برداشت نقش داشت. او در مناسبت‌های گوناگون، از جمله در گفتگوی طولانی و معروفش با فرانسوا تروفو، سینماگر و منتقد فرانسوی، تأکید می‌کند که نوشتن فیلمنامه بنیاد کار سینمایی اوست، و او با تکمیل فیلمنامه، قادر است فیلم نهایی را در برابر خود "ببیند".

هیچکاک دو نکته مهم را ناگفته می‌گذارد: یکی این که او در نوشتن فیلمنامه همواره بهترین سناریست‌ها را کنار خود داشته است. کافی است به یاد آوریم که جان استین‌بک، داروتی پارکر، بن هشت، تورنتون وایلدر و ریموند چندلر که از برجسته‌ترین نویسندگان آمریکا بودند، با هیچکاک همکاری داشتند.

نکته دیگر این است که هر سناریوی هیچکاک انباشته از نمودارهای دقیق و رهنمودهای ریزبینانه بود که باید به دست مجریان و سازندگان پیاده می‌شد. او همیشه اصرار داشت که با بهترین متخصصان کار کند، و برخی از دستیارانش خود هنرمندانی برجسته بودند.

نمایشگاه نشان می‌دهد که هیچکاک علاوه بر هوش و خلاقیت بی‌نظیر، از هنری دیگر نیز برخوردار بوده، و آن مهارت در کار گروهی و استفاده‌ی بهینه از همکاران بوده است: دهها و صدها متخصص و هنرمند دست به دست هم می‌دادند تا فیلمی تهیه شود و با این عنوان به نمایش درآید: "آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند!"

هیچکاک برای خلق دنیای فیلمی خود، ماشین عظیمی از وسایل و امکانات و تجهیزات در اختیار می‌گرفت و با هدایت استادانه‌ی آنها استیل سینمایی خود را عرضه می‌کرد. برای راه افتادن این ماشین، هنرمندان و سازندگان و متخصصان بی‌شماری زحمت می‌کشیدند، و البته فرمان ماشین همیشه در دست استاد بود که با درایت و اعتماد به نفسی بی‌نظیر آن را هدایت می‌کرد.

در جستجوی بهترین‌ها

آلفرد هیچکاک از سینماگرانی بود که موفق شد سیستم استودیویی مسلط بر هالیوود را به بهترین وجهی به خدمت بگیرد. به ویژه در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ که هم نظام استودیویی در اوج قدرت بود و هم خود هیچکاک در اوج اعتبار.

از مشکل‌پسندی و کمال‌گرایی هیچکاک بسیار گفته‌اند. او همیشه به دنبال بهترین نتیجه بود و خواست خود را با سرسختی و گاه استبداد پیش می‌برد. او با برنامه ریزی دقیق و موشکافانه بر کار همکاران خود نظارت می‌کرد و هر آنچه نمی‌پسندید را بیرحمانه کنار می‌گذاشت. با همین رفتار بود که برخی از بهترین هنرمندان را رنجاند و از خود راند. یکی از آنها برنارد هرمان بود، آهنگساز نامی که پس از اختلاف نظری که بر سر موزیک متن فیلم "پرده پاره" با هیچکاک پیدا کرد، دیگر حاضر نشد با او کار کند.

هیچکاک برای فیلم پرده پاره (۱۹۶۶) که داستانی از دوران جنگ سرد را روایت می‌کند، طراحان و دکورسازانی را به خدمت گرفت که به او کمک کردند فضایی بسازد که حتی از "برلین شرقی" اصلی نیز، حقیقی‌تر می‌نمود. هاین هکروت طراحی برجسته بود که فضای کدر و حال و هوای گرفته‌ی "آلمان شرقی" را برای فیلم ساخت.

هیچکاک هنگام تهیه فیلم پرندگان (۱۹۶۳) برای دیدار با اسکار زالا و آشنایی با دستگاه صداسازی او از آمریکا به برلین سفر کرد. زالا پیشرفته‌ترین ماشین آن زمان را برای تولید سروصدای پرندگان ابداع کرده بود، به گونه‌ای که صدای پرندگان تأثیری بیش از صدای واقعی آنها داشته باشد. با کمک این دستگاه بود که صدای پرندگان بسی مؤثرتر و نافذتر از صدای واقعی آنها در فیلم شنیده می‌شود.

هیچکاک صحنه برخی از فیلم های خود را در بناهای یادبود و عمارت‌های معروف تاریخی قرار داده است. روشن است که او نمی‌توانست تمام فیلم را در صحنه‌های واقعی فیلم‌برداری کند. این سازندگان بودند که فضا را در استودیو با جزئیات دقیق بازسازی می‌کردند تا او بتواند با ترکیب صحنه‌های واقعی و دکورهای ساختگی فیلم را بسازد.

هیچکاک با نیروی تصور فوق‌العاده و ذهنیتی خلاق، و به یاری زاویه‌بندی‌های دقیق نماها و مونتاژی سنجیده موفق می‌شد فیلمی یکدست و منسجم ارائه دهد.

در اشتیاق "سینمای ناب"

هیچکاک فراتر از امکانات اجرایی و شگردهای فنی، برداشتی متعالی از فیلم‌سازی داشت که آن را "سینمای ناب" می‌خواند. منظور او سینمایی است که یکسره بر بیان تصویری تکیه داشته باشد.

در پرندگان صحنه‌ای هست که ملانی (تیپی هدرن) توی اتاقک تلفن عمومی در کنار پمپ بنزین زندانی می‌شود. هنگامیکه پرندگان از آسمان حمله می‌کنند، دیگر هیچ موسیقی و کلامی شنیده نمی‌شود. فقط جیغ پرندگان است که ملانی (و با او تماشاگر) را به وحشت می‌اندازد.

در مارنی (۱۹۶۴) صحنه‌ای هست که زن (باز هم تیپی هدرن) برای دزدی مخفیانه به دفتر می‌رود. هنگامی که او قصد خروج دارد، از بدشانسی یک زن نظافتچی با هر گام به او نزدیک‌تر می‌شود. در همین حال مصیبت دیگری پیش می‌آید: لنگه کفشی در جیب مارنی هست که هر آن ممکن است به زمین بیفتد و او را لو بدهد. به دنبال دقایقی نفس‌گیر سرانجام مارنی نفس راحتی می‌کشد، زیرا او (و تماشاگر) در می‌یابد که زن کر است.

نمایشگاه "آلفرد هیچکاک و کارگاه او" که سال گذشته در لس‌آنجلس دایر بود، اینک در موزه سینماتک برلین برقرار است و تا دهم ماه مه ادامه دارد.