به یاد حسین تهرانی

Image caption حسین تهرانی، پس از مرگ صبا از سال 1336 به همکاری تنگاتنگ با یکی از شاگردان برجسته او فرامرز پایور پرداخت

این که می گویند که موسیقی سنتی ایران با ریتم سر و کار زیادی ندارد، حرف درستی نیست.

اگر این موسیقی آن گونه که شنوندگانش می گویند ریشه در نواهای باربدی داشته باشد، می بایستی از ریتم های سرزنده ای نیز برخوردار باشد. چنین نیز هست، ولی با این تفاوت که این ریتم ها در درازهای تاریخ به سبب رویداد ها نا مطلوب اجتماعی، فرهنگی خود را در آخر مایه ها پنهان کرده است. باید مایه ها را شکافت و ریتم های پنهان و مهجور را از دل آن ها بیرون کشید.

شاید همین فرم های ضربی موجود چون پیش درآمد و چهار مضراب و پررنگ که از حدود هشتاد - نود سال پیش در اجرای موسیقی سنتی به کار گرفته شده بخشی از همان ریتم های پنهان باشد که به یاری هوش و قریحه هنرمندان باز آفریده شده است.

اما اگر موسیقدانان عصر مشروطه چند شکل در موسیقی سنتی کشف یا ابداع کردند، نیم قرن بعد هنرمندی دیگر به جستجویی ژرف پرداخت و محدوده وزن و ریتم را در این موسیقی به پهنه ای سترده تبدیل کرد.

سخن از حسین تهرانی در میان است که اسفند ماه امسال سی و پنج سال از مرگش می گذرد. تهرانی در یکی از گفتگو های رادیویی خود گفته بود " شما در هرچه روز و شب انجام می دهید وزنی را به وجود می آورید. لقمه ای را که می جوید، مژه ای که برهم می زنید، نفسی که می کشید و ... همه اش به محور وزن شکل می گیرد، تکلیف موسیقی دیگر روشن است چون همه اش در زمان جاری است.!!"

Image caption شانس بزرگ حسین تهرانی آشنایی اولیه و همکاری بعدی او با ابوالحسن صبا، آموزگار چند جانبه موسیقی ایران بود.

حسین تهرانی در سال 1390 خورشیدی در تهران زاده شده از خردسالی در محافل شبانه پدر که بعضی از نوازندگان معروف نیز شرکت می کردند، با موسیقی سنتی و ساز های مختلف آن آشنا شد. و در میان آن ها دل به "بدنام ترین" شان سپرد.

پدر البته با روی آوردن پسر به تنبک، سخت مخالف بود و نخستین تنبک های گلی او را می شکست ولی فرزند به قول خودش از تالاپ های تالاپ های تنبک خوشش می آمد و سر انجام به وساطت یکی از دوستان نوازنده پدر که استعداد او را در همراهی ساز دیده بود، به محضر حسن خان اسماعیل زاده آموزگار معروف زمانه راه پیدا کرد و این آشنایی که نقطه عطفی در زندگی هنری او پدید آورد.

پنجاه سال توسری

اگر مخالفت پدر با میانجی گری دوستان درهم شکست ولی نیروی طرد جامعه هم چنان برجای می ماند. حسین تهرانی خود گفته است: " هروز که با واگن اسبی به خانه استاد می رفته به جرم تنبکی که زیر بغل داشته ناسزا می شنیده کج رفتاری ها می دیده است." و بعد افزوده " پنجاه سال توی سر ضرب کوبیده و پنجاه سال از مردم تو سری خورده است."

در زمان حسین تهرانی، تنبک نوازی کاری زشت و سخیف به شمار می آمد و مردم به تنبک نوازان به چشم لوطیان دوره گرد می نگریستند. حتی در موسیقی دانان و نوازندگان سازهای دیگر در همکار به چشم تحقیر نگاه می کردند.

تنبک نوازان در بهترین شرایط "پادو" و نوکر سایر نوازندگان محسوب می شدند که باید ساز آنها را به این و آن سو حمل کنند و گاه برای خانه شان نیز خرید کنند.

به همت والای تهرانی، این بی اعتباری از میان برخاست و تنبک نواز نیز از احترامی همپای نوازندگان دیگر پیدا کرد. تا آن جا که در سال های چهل و پنجاه خورشیدی نه تنها مردان بلکه زنان نیز به تنبک نوازی روی می آوردند، بدون آن که آسیبی به اعتبار شخصی یا اجتماعی آن ها برسد.

شانش بزرگ حسین تهرانی آشنایی اولیه و همکاری بعدی او با ابولحسن صبا، آموزگار چند جانبه موسیقی ایران بود. صبا با شنیدن نخستین ضربه های حسین، توانایی های بالقوه او را در یافت و گفته خودش او را قاپید.

حسین تهرانی علاوه بر بهره گیری از آموزه های صبا، به راهنمایی او به انجمن موسیقی ملی راه یافت و در محضر روح الله خالقی، با نت خوانی و وزن شناسی آشنا شد. تهرانی، همچنین به یاری صبا، از سال 1319، سال بنیاد نخستین فرستنده رادیویی، به آن سازمان پیوست و به مرور به همنوازی با تکنوازان برجسته موسیقی سنتی پرداخت.

او همزمان در انجمن موسیقی ملی که به زودی به هنر ستان عالی موسیقی تبدیل شد، به تدریس تنبک نوازای را به شیوه ابداعی خود بر عهده گرفت.

Image caption در زمان حسین تهران، تنبک نوازی کاری زشت و سخیف به شمار می آمد و مردم از تنبک نوازان به چشم لوطیان دوره گرد می نگریستند.

ویژگی ها

حسین تهرانی، پس از مرگ صبا در سال 1336 به همکاری تنگاتنگ با یکی از شاگردان برجسته او فرامرز پایور پرداخت و در کنسرت های بی شمار گروهای ساز های ملی در تالار رودکی و نیز در سفر های آسیایی و اروپایی شرکت داشت.

فراموز پایور در باره او می گوید " او تنها نوازنده تنبک نبود بلکه یک موسیقیدان واقعی بود. همه دستگاه های موسیقی سنتی حتی گوشه های مهجور و دور افتاده را به خوبی می شناخت. علی الخصوص گوشه هایی راکه حالت ضربی داشت و می توانست با ضرب ریتم سازگارشان را پیدا کند. از آن گذشته دو دانگ صدایی هم داشت که می توانست با ضرب خودش بخواند...."

تهرانی با تصنیف های قدیمی آشنا بود. تمام ضربی ها و "کار عمل" های گذشته را می دانست و آن چنان آن ها را روی تنبک پیاده می کرد که نوازندگان همرا را در نواختن دچار مشکل می کرد. ساز های موسیقی را می شناخت و تار و سنتور می نواخت. پایور در مورد شیوه های ابداعی تهرانی در تنبک نوازی می افزاید" صدایی که از تنبک او در می آمد از صدای تنبک دیگران متفاوت بود... که در قسمت های ریز داده می شود. مثل آرشه ویولن صاف و تمیز بود می توانست نوع مضراب ها را ساز همراه را تشخیص بدهد و انگشت گذاری روی تنبک را با آن چه نوازنده می نواخت منطبق کند.

در واقع همراهی ضرب حسین تهرانی با نوازنده و یا گروهی از نوازندگان آن چنان ظریف و هوشمندانه صورت می گرفت که گویی تنبکی در کارنیست و ضربه ها همان طپش های نغمه ای سازهاست!

مهارت ها و ظرافت های تهرانی، بسیاری از نوازندگان ساز های کوبه ای غربی را که به ایران می آورند نیز مجذوب خود می کرد. ماکس روچ طبال معروف آمریکایی که به یکی از جشن ها هنر آمده بود، پس از شنیدن تکه ای از تنبک نوازی تهرانی گفته بود "ضربه هایی که او از پوستی کشیده بر چوب در می آورد از مجموعه ساز های کوبه ای من در نمی آید."

با حرفی تامل برانگیزی از حسین تهرانی، یادواره کوچک او را به پابان می بریم "پیش از این ما تنبک نوازان مثل صفر پیش از عدد بودیم. حالا آمده ایم بعد از عدد نشسته ایم"

مطالب مرتبط