چشم انداز سینمای ایران در سال 88

از همان نخستین دوره‌ ها، جشنواره فیلم فجر که توسط معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اهرم اجرایی آن یعنی بنیاد سینمایی فارابی برگزار می شود، همواره بیش از آن که یک جشنواره هنری صرف با گرد هم آوردن فیلم‌های مختلفی از گرایش‌های مختلف در سبک و سلیقه و جهان بینی باشد، محملی برای تبیین سیاست گذاری های روز مدیریت دولتی ناظر بر سینما بوده‌ است.

در سال‌ های دهه 1360 که شرکت تمامی محصولات سینمایی سال در جشنواره فجر الزامی بود و هیچ فیلمی بدون حضور در جشنواره نمی ‌توانست به اکران عمومی درآید، حمایت‌ ها و جوایز جشنواره، در رویارویی با فیلمی، حکم نوعی الگوی با واسطه و غیرمستقیم را برای سینماگران می یافت.

نظام نظارتی حاکم بر سینما با نوع برخوردی که در قالب رفتارهای ارزش گذارانه جشنواره ‌ای خود را نشان می ‌داد، عملاً مضامین و نگرش ‌های مطلوب و نامطلوب‌ اش را تعیین و معرفی می ‌کرد و فعالان سینمایی پیگیر این خط‌ کشی‌‌ های خودی و غیرخودی تکلیف خودشان را به این ترتیب درمی ‌یافتند.

واقعیت این است که با وجود آزاد شدن اکران فیلم‌ ها، حتی بدون شرکت در جشنواره فجر، با وجود افزایش حضور سینماگران حرفه ‌ای در جمع هیات‌های مختلف انتخاب و داوری و با وجود تعدد جوایزی که کاملا جنبه تخصصی و تکنیکی دارند و ظاهرا به پیام‌ها و مضمون‌ های محبوب خوانش رسمی ربطی پیدا نمی ‌کنند، همچنان جشنواره فیلم فجر همچون "آینه" یا "گوی" سحرآمیزی است که امکان پیشگویی کلیت فضای سیاست گذاری‌های سال آینده سینمای ایران را فراهم می‌آورد.

پیش از آن که به تحلیل خط مشی مشهود در انتخاب فیلم‌ های حاضر و فیلم‌ های برنده برسیم، باید به جلوه خاص تنوع در تولیدات اخیر سینمای ایران اشاره کنیم، جلوه‌ای که به لحاظ تفاوتش با اغلب سال ‌ها و دوره‌ های دیگر همراه با تنوع در این سینما، حتی مقطع منحصر به فردی را رقم می‌زند: "پیام‌زدگی".

پیام زدگی سینمای ما و تاکید بیش از حد بر مضمون و کلیات مفهومی در آن، معمولاً به نقد محتوایی صرف منجر شده و از جمله، این رفتار را نزد مورخان و ناقدان مکرر ساخته که اگر به تنوع یا عدم تنوع در فیلم‌ها اشاره می‌ کنند، مقصود و افق نگاه ‌شان بی تردید متوجه مضامین یا نهایتا طرح داستانی فیلم‌ها است.

اما امسال می ‌توان تنوعی فراتر از حد و سطح مضامین را در فیلم‌ های جدید سینمای ایران یافت که به دلیل غفلت تقریبا همیشگی توجه به فرم سنجیده و بدیع در این سینما، شوق‌آور و حتی غافلگیر کننده می نماید. تنوع در شیو‌ه‌های روایی، جنس و شکل تصویر سازی، تکنیک ‌های به ‌کارگیری باند صدا و موسیقی و در مجموع، گرایش‌های فرمال کاملا متفاوت با یکدیگر.

Image caption گلشیفته فراهانی در فیلم در باره الی

بدون آن که بخواهم هر یک از این گرایش‌های روایت ‌پردازی را به ‌تنهایی و در این مرحله، امتیازی برای فیلمی قلمداد کنم، اشاره می کنم که فیلم‌هایی همچون "اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر" ساخته شهرام مکری که این سال‌ها معتبرترین فیلم ساز سینمای کوتاه و تجربی ایران بوده و "صندلی خالی" ساخته سامان استرکی، ساختاری کاملا نامعمول را به ترتیب با گرایش‌ هایی به پست ‌مدرنیسم و سوررئالیسم همراه می ‌سازند.

"صداها" ساخته فرزاد مؤتمن، بر اساس فیلم نامه سعید عقیقی، داستان‌های چندگانه خود را از ته به سر تعریف می ‌کند و "شبانه‌روز" ساخته کیوان علی‌محمدی و امید بنکدار چندین واحد داستانی گاه جداگانه و گاه مرتبط را به طور کاملا ناپیوسته و غیرخطی و دخیل در هم پیش می‌برد.

"پستچی سه بار در نمی‌زند" ساخته حسن فتحی سه دوره مختلف تاریخی و سه شرایط فرهنگی را تنها در فاصله طبقات یک آپارتمان به هم می ‌پیوندد و بارها مرز زمان را درمی‌نوردد.

"وقتی همه خوابیم" ساخته بهرام بیضایی دنیای پشت ‌صحنه یک فیلم را با خود آن فیلم که در حال ساخته شدن است یا گاه در ذهن بازیگرانش مجسم می ‌شود درمی ‌آمیزد و "تردید" ساخته واروژ کریم‌مسیحی همین تلفیق را میان جهان واقعی و جهان نمایش، با پژواک‌هایی روشن از موقعیت‌ها و گره‌های "هملت" شکسپیر برقرار می‌ کند و آن را مبنای ساختارش قرار می‌دهد.

فیلم‌هایی چون "درباره الی" ساخته اصغر فرهادی که به فاصله چهار شب هم در فجر و هم در برلین جایزه بهترین کارگردانی را ربود، "بی‌پولی" ساخته حمید نعمت‌اله سازنده فیلم ستایش‌شده و دقیق "بوتیک"، "عیار14" ساخته پرویز شهبازی سازنده فیلم محبوب منتقدان سینمایی نسل سوم "نفس عمیق"، "بیست" ساخته عبدالرضا کاهانی که سومین ساخته او و اولین فیلم به نمایش درآمده‌اش است و "زادبوم" ساخته ابوالحسن داودی که بعد از تجربه تازه ساختاری ‌اش در "تقاطع" بسیاری منتظر کار بعدی او بودند، با وجود ساختار روایی خطی و پیوسته، عملا به تجربه ‌هایی خاص در نوع فضا سازی، دکوپاژ، شخصیت پردازی، لحن روایت و میزان و نحوه به ‌کارگیری دیالوگ دست می ‌زنند که باز نشان ‌دهنده فراگیری قالب‌ های متفاوت بیانی در سینمای امسال ما است.

Image caption بهرام بیضایی و مژده شمسایی

اما در برداشتی که می‌توان از نتایج و جوایز جشنواره داشت، باید به این نکته کلیدی اشاره کنیم که اتفاقا گرایش به نوعی انفعال و بی‌خطری مضمونی در فیلم‌های مورد تایید نگاه رسمی به چشم می‌خورد و خود را در برندگان جشنواره بیشتر نشان می‌ دهد.

فیلمی که سویه ای انتقادی یا نگاهی به معضلات اجتماعی یا قضاوتی انسانی و اخلاقی درباب قضاوت ‌های انسانی و اخلاقی ما نسبت به همدیگر دارد یا هر جلوه ‌ای از این جامعه و این زمانه، امسال محبوب قرائت رسمی نبود و در عوض، پدیده های فارغ از زمان و مکان، پیچیدگی ‌های مربوط به جهان نمایش و دنیای کهنه و کهن تواریخ و امثال این نوع عناصر فاقد خصلت معاصر، مطلوبیت فراوان داشت.

در برآیند رفتارهای مدیریتی پیش از جشنواره و در مرحله انتخاب آثار یا در مراحل بعد از جشنواره و هنگام برپایی اختتامیه، فیلم هایی مورد توجه بودند که یا از کیفیت انتقادی بی ‌بهره باشند یا در صورت گرایش به انتقاد، تنها از خود سینما و مناسبات پشت صحنه آن بد بگویند که "سوپراستار" تهمینه میلانی و "وقتی همه خوابیم" بهرام بیضایی نمونه عینی آن اند و به قدر کافی هم مورد عنایت قرار گرفتند؛ از جایزه بازیگر بخش بین‌الملل به فتانه ملک‌محمدی بازیگر نوجوان فیلم میلانی تا شمارش دقیق تعداد جوایز فیلم بیضایی توسط مجری مراسم اختتامیه که گویا داشت به روشنی مقبولیت رسمی فیلم را گوشزد و یادآوری می ‌کرد.

در نهایت می‌توان نوید سالی جذاب، گونه‌گون و پربار را برای اکران سینمایی ایران داد. هرچند این آثار یا دست کم برخی از آنها به دلیل دغدغه‌ مندی یا نپرداختن به پیام‌های مطلوب نگاه رسمی، تا اندازه‌ای مورد غفلت مدیدیرت سینمایی کشور و جشنواره فجر بوده و هستند، ولی این بی ‌شک چیزی از ظرفیت ها و ظرافت‌ های پایان‌ناپذیر خود فیلم ‌ها نمی‌ کاهد. البته اگر امکان نمایش ‌شان هم به زودی مطرح شود.

مطالب مرتبط

لینک های اینترنتی مرتبط

بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست