نگاهی به کتاب 'روح پراگ و چند مقاله دیگر'

'روح پراگ' عنوان کتابی است شامل بیست مقاله از ایوان کلیما، نویسنده چک تبار، که در برگیرنده‌ نگاه او به سیاست، هنر، ادبیات و شهر است.

نگاه یک "روشنفکر" اروپایی که سال های کودکی را در اردوگاه یهودیان گذرانده و سال های جوانی تحت سیستم ایدئولوژیک استالینیستی تحصیل کرده و علاوه بر این تجربیات، نگاه تیزبین و شوخ‌طبعی به اطراف ‌اش دارد.

کلیما این هنر را دارد که از گفتگویش با یک خبرنگار، از قحطی نمک و خرابه‌ای پر از زباله، مقاله‌های خواندنی بنویسد.

آن چه در نگاه اول به نظر می رسد این است که تمامی مقاله‌ های این کتاب در یک سطح نیستند. مثلا مقاله‌ای با عنوان "امید" در قیاس با مقاله‌ "تاملی کوتاه درباره‌ آشغال" حتی در فرم مقاله نویسی نیز ضعیف ‌تر است، اما در نگاهی کلی "روح پراگ" کتابی است که می‌توان آن را مدت ‌ها کنار دست خود گذاشت و هر از چند گاهی با خواندن مقاله ‌ای از آن مسحور شد.

اما خود مقاله‌ "روح پراگ" یکی از درخشان ‌ترین جستارهایی است که درباره‌ یک شهر (در این جا پراگ) نوشته شده است. مقاله ‌ای که با صداقت کامل از فقدان ‌ها، کمبودها و شکست ‌های یک شهر می ‌گوید و در نهایت با چرخشی طلایی این خصوصیات را عامل اصلی بقای این شهر می ‌نامد.

جالب آن ‌که کلیما در ده صفحه موفق به خلق چنین فضایی می ‌شود، او تصویری روشن ارائه نمی ‌کند (که در صد صفحه نیز غیر ممکن می ‌نماید) بلکه عصاره‌ پراگ را، همه آن چه را که یک "روشنفکر" می‌تواند از جانب شهرش به کسی بگوید، از طریق کلمات، به خواننده ‌اش ارائه می‌ دهد.

اما مقاله درخشان دیگر این کتاب مقاله "شمشیرها نزدیک می‌شوند: منابع الهام فرانتس کافکا" است، مقاله‌ای که کلیما در سال 1983 در دانشگاه بریتیش کلمبیا و در کنفرانس کافکا آن را ارائه کرد.

مدت ‌ها است که بسیاری از منتقدان غربی خوانش آثار کافکا به شیوه مکس برود را محکوم کرده ‌اند و هنوز مقالات بسیاری (نگاه کنید به نیویورک ریویو آو بوکز، مقاله ای به قلم زیدی اسمیت) و حتی چندی پیش کتابی در این زمینه (لوییس بگلی، انتشارات اطلس‌) نوشته شد.

کلیما مقاله‌ خود را که به لحاظ فرم مقاله ‌نویسی می ‌تواند کلاسی آموزشی باشد، در شش فصل و با هدف رمزگشایی سه داستان "در تبعیدگاه"، "محاکمه" و "قصر"، با استناد به زندگی شخصی کافکا، پیش می ‌برد. اما این رمزگشایی مانند رمزگشایی ‌های مکس برود محض و مطلق نیست.

برود در "فریدا"ی رمان قصر، بی‌چون و چرا، "ملینا"، آخرین معشوقه کافکا، را می ‌دید. اما کاری که کلیما می ‌کند، پیش بردن روایت ‌های موازی از زندگی شخصی کافکا و چیزهایی است که در رمان ‌هایش رخ می ‌دهند.

کلیما به سراغ ایده ‌ای می ‌رود که کلیت نگاه او را به این سه داستان می ‌سازد: در فصل نخست از عدم توانایی کافی در انطباق با ساده ‌ترین امور دنیوی می ‌گوید، از پسر بچه‌ای که خود را در دنیای بزرگسالان غریب و ناتوان می ‌بیند و در ابتدای فصل دوم با نشان دادن نفرت کافکا از افکار پیچیده و تئوریک و تمایل اش به "دنیای اولیه‌ تجربیات خود"، در مقام منبع الهام، می‌گوید: "این تجربه‌ها شکل بصری تقریبا رویا گونه‌ای را پذیرفتند، و او از آن اشکال -آگاهانه یا ناآگاهانه- واقعیت جدید و دنیای جدیدی را می ‌ساخت که اغلب آن قدر از منبع الهام اصلی خود دور بود که وضوح و نیروی تجربه‌ بلا واسطه را از دست می‌داد."

و بر این اساس، کلیما خوانشی جذاب از سه داستان کافکا ارایه می دهد و در انتها با برشمردن تفاوت‌های یوزف کا (محاکمه) و کا، مساح زمین (قصر) گفته ‌های برود را یک‌سره باطل می ‌کند و در پایانی خواندنی شاهد همان "روح پراگی" هستیم، همان که یکی را مکس برود می‌کند و و یکی را ایوان کلیما، همان طور که خود کلیما می‌گوید یکی را «فرانتس کافکا»ی روان رنجور و گوشه گیر می ‌کند و یکی را «یاروسلاو هاشک» شوخ طبع و آنارشیست.

یک گفتگو نیز این بیست مقاله را همراهی می ‌کند و آن گفتگوی فیلیپ راث با کلیما است. اصرار راث، در مقام نویسنده‌ای آمریکایی، برای درک نویسنده‌ای که دوران خفقان کمونیستی را تجربه کرده و مبارزات او با سانسور و دوره‌ ای که به صورت زیرزمینی آثارش را منتشر کرده، خواندنی است و بخشی که کلیما از میلان کوندرا می‌گوید و از حسادت نویسندگان چکی به او و در مجموع احساس عمومی‌ای که راجع به کوندرا وجود دارد می‌تواند گوشه‌ای دیگر از زندگی کوندرا را برای علاقمندان به این نویسنده، که در ایران هم کم شمار نیستند، روشن کند.

اما پای ایوان کلیما، نویسنده‌ هفتاد و هشت ساله چک تبار و صاحب بیش از بیست رمان، خیلی دیر به ایران باز شد. این کتاب نخستین کتاب منتشر شده از کلیما در ایران است. هر چند، فروغ پوریاوری، مترجم این اثر، چندین رمان دیگر نیز از او ترجمه کرده که هنوز منتشر نشده ‌اند.

خشایار دیهیمی نیز مترجم دیگری است که به کارهای کلیما به شدت علاقمند است و آثار این نویسنده تا حد زیادی در نوشته ‌های اخیر خود دیهیمی (در مجله "شهروند امروز") تاثیر گذاشته است.

دیهیمی پیش از این تعدادی مقاله از کلیما را (که در همین کتاب نیز هستند) ترجمه و در مجله توقیف شده‌ "شهروند امروز" چاپ کرده بود.

روح پراگ و چند مقاله دیگر ایوان کلیما ترجمه: فروغ پوریاوری نشر آگه چاپ اول- 1387 تعداد صفحه: 245 صفحه قیمت: 3200 تومان

مطالب مرتبط