14:25 گرينويچ - 01 مارس 2009 - 11 اسفند 1387

همراه با شعر معاصر فارسی: اسماعیل شاهرودی

«جوبار دستهات . . .» یكی از واپسین شعرهایی ا‌ست كه از اسماعیل شاهرودی - یا آن‌ چنان كه خود می‌ خواست در شاعری بنامندش از "آینده" - در پایان برگزیده‌ اشعار او، «ویران سراییدن» منتشر شده است.

شعرهای اندكی بعد از این تاریخ در نشریات آن دوره (اواخر دهه‌ پنجاه) چاپ شده كه در این برگزیده نیامده است. شاید به دلیل همین كم نوشتن است كه به ملاقات كننده‌ خود در بستر بیماری می ‌گوید: "بنویس كه من دیگر شاعر نیستم".


"آینده" از سر فعالیت سیاسی خود و زندانی شدن و شكنجه‌ ساواك در سال 1335 تعادل روانی خود را از دست داد و این روان‌ پریشی او را تا انتهای عمر آزرد. از 1354 بیماری اوج گرفت و بالاخره پس از عبور از دورانی سخت در 4 آذر سال 1360 در 56 سالگی درگذشت.

شعر جوبار دستهات

شما نسخه مناسب فلش را ندارید .فایل پخش نمی شود

تازه ترین نسخه فلش را دانلود کنید

پخش فرمت های دیگر صوت و تصویر


اسماعیل شاهرودی دهم بهمن‌ماه 1304 در دامغان به دنیا آمد و بعد از اتمام دوران تحصیل ابتدایی و اول متوسطه برای ادامه‌ تحصیل رهسپار شاهرود شد.

در آن‌جا دیپلم دانشسرای مقدماتی را دریافت كرد و دوباره برای ادامه‌ تحصیل ناگزیر از سفر به تهران شد. سال 1323 به تهران آمد و در قسمت بسته‌بندی یك روزنامه مشغول به كار شد تا بتواند از پس خرج زندگی و تحصیل خود برآید.

در همین روزنامه است كه از نزدیك با نیما یوشیج آشنا می ‌شود. او، كه پیش از این نیز دل در گرو ادبیات داشته و با تخلص "شوریده" شعر می‌نوشته، پس از مصاحبت با نیما، دل به شعرنو می ‌دهد و از آن پس با نام "آینده" شعر می ‌نویسد.


بر اولین مجموعه شعر شاهرودی، كه با عنوان "آخرین نبرد" در سال 1330 منتشر شد، نیما مقدمه‌ ای بلند نوشت.

مجموعه ‌شعرهای بعدی او به ترتیب عبارتند از آینده (1346)، م و می در سا (1349)، هر سوی راه راه راه راه (1350) و آی میقات نشین (1351). همچنین در سال 1349 مجموعه داستانی با عنوان "چند كیلومتر و نیمی از واقعیت" را نیز به چاپ سپرد.

از خصوصیات بارز شاهرودی تنوع فوق ‌العاده‌ی اشعار او است، به طوری‌كه در مجموعه‌ اشعارش هم چهارپاره می‌بینیم و هم شعر نیمایی و هم شعر بی‌وزن می ‌خوانیم و هم شعر منثور.

از طرفی، ارادت او به نیما و موضوعات اجتماعی و عدالت ‌جویانه‌ اشعارش، كه با اندیشه‌ متداول آن روزگار تناسب داشت، باعث نمی‌ شود در سبك خود دست به سوی تجربیات پیشروِ قابل تأمل و گاه كاملاً فرمالیستی دراز نكند.

شاید این دل و جرأت را به سبب جمله‌ای كه نیما در اواخر مقدمه‌ای كه بر كتاب اولش می‌نویسد پیدا می‌كند: "... زیاد فكر نكنید كه هنر برای هنر است یا مردم. هنر برای هر دو آنهاست و بالاخره رو به مردم می ‌آید..."

بدین ترتیب با نوآوری ‌هایی در شعر شاهرودی مواجه می ‌شویم كه با توجه به تاریخ شعر بسیار تحسین ‌برانگیز می ‌نماید.

در اولین كتاب خود، در شعر "دقت"، كه در تاریخ 20/6/1329 نوشته شده، اندازه‌ قلمی كه برای واژه‌ "دقت"، در متن و نه عنوان، برمی ‌گزیند هم سیاه است و هم درشت ‌تر از قلم متن (برگزیده شعرهای اسماعیل شاهرودی (آینده)، دقت، ص.41).

یا در شعر "مرد"، كه در تاریخ 1337 نوشته شده در مجموعه شعر "آینده"، از شباهت مابین واژگان، كه پیش از این فقط برای جناس استفاده می‌ شد، به سمت بهره‌ گیری از اسامی اصوات می ‌رود:
وقتی كه شفاعت آهو می كرد؛
یعنی: دلش اوهو، اوهو، اوهو . . . می كرد
آرام بود و هیاهو می كرد! (همان، مرد، ص.97).

یا در همان كتاب و در شعر "سرگذشت" (7/7/1330) تلاشی در بصری كردن معنای واژه از خود نشان می ‌دهد در نوع حروفچینی:


من
خونم را بكیسة دلم ریخته‌ام
و آنرا برگهایم آویخته‌ام؛
تا عشقهایم
چك . . . كه
چك . . . كه
به‌چه‌كد
و بچكد
تا كینه‌هایم
چكه
چكه . . .

(همان، سرگذشت، ص. 118)

یا "شعر بی پایان" كه از نمونه‌های بسیار درخشان آوانگاردیسم شعری در آن سال‌ها است (نوشته شده به سال 1345 در تهران) و با بهره‌گیری از شكست حروف از لحاظ بصری و خاطره‌ كتاب دبستان و كودكی خود به درون ‌مایه‌ شعر مدد می ‌رساند:

دیگر
من
باور نخواهم كرد
خرطو
مفیل
و پا
ندو
ل ساعت را؛
چون
آن
آبـــــــــــــــــــــــــروی
آبنبات ساعتیهای قناد
ریخته
و این
هنوز
دنبا
لة تیك‌تك تیك‌تك تیك‌تك تیك‌تك تیك‌تك تیك‌تك
تیك‌تك تیك‌تك تیك‌تك تیك‌تك تیك‌تك
تیك‌تك تیك‌تك تیك‌تك . . . (همان، شعر بی پایان . . .، ص. 180)

هرچند از همان آغاز در شعرهای آینده اكراه چندانی از استفاده‌ مكرر از یك واژه دیده نمی‌شود، اما مشخصا از مجموعه ‌شعر هر سوی راه راه راه راه . . . - هم‌ چنان كه از عنوان كتاب برمی ‌آید- استفاده‌ مكرر از یك واژه در متن شعر آرام‌آرام به خصوصیتی سبكی در آثار اسماعیل شاهرودی بدل می ‌شود. این تكرار را در واپسین شعرهای او نظیر «جوبار دستهات . . .» نیز می ‌توان دید.

از اسماعیل شاهرودی سه برگزیده‌ شعر منتشر شده است: "برگزیده شعرهای اسماعیل شاهرودی (آینده)" در حیات شاعر و به سال 1348 از سوی سازمان انتشارات بامداد منتشر شد. "ویران سراییدن" 21 سال پس از مرگ "آینده" از سوی انتشارات چشمه منتشر شد.

شعر "جوبار دستهات..." نیز برگرفته از برگزیده‌ اخیر است (ویران سراییدن، گزینه‌ شعرهای اسماعیل شاهرودی، نشر چشمه، چاپ اول، زمستان 1381، ص. 206). و آخری نیز "زیباتری از جنون" نشر ثالث (چاپ اول، زمستان 1387) است كه در آن علی باباچاهی به زندگی و شعر شاهرودی می ‌پردازد و در انتهای آن گزینه ‌ای از شعر و داستان او ارائه می ‌دهد.
جوبار دستهات . . .

آن شب كه دیدمت
آشفته بود موهات،
و
آشوب بود؛
از این سبب در آن‌جا آن شب
آشوب بود. -
تا آن زمان كه
جوبار دستهات
آمد، گشود
رخساره زلال به دیدار دستهام، -
یعنی كه: دستهات
(این با كشیدگیش
خط ‌های عمر و قلب ) (1)
آمد، نشست
با دستهای من
بر سیر عمر و قلب!
امشب ولی -
تا آن زمان كه
جوبار دستهات
آمد، گشود
رخساره زلال به دیدار دستهام، -
آن‌جا چنان كه عمر و قلب من آشوب بود
آشفته‌ای نبود،
امشب به غیر عمر و قلب من آن‌جا
آشفته‌ای نبود، -
تا آن زمان كه امشب آن‌جا
جوبار دستهات
آمد، گشود
رخساره زلال به دیدار دستهام، -
یعنی كه: دستهات
(این با كشیدگیش
خط‌‌های عمر و قلب)
آمد، نشست
با دستهای من . . .
تهران - 17/6/1354

1. خط‌ های عمر و قلب : دو خط طولانی از خط ‌های مشخص كف دست.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.