15:28 گرينويچ - جمعه 27 مارس 2009 - 07 فروردین 1388

'دلم می خواهد صدایم به جاهای بیشتری برود'

رعنا فرحان در حین اجرا در برنامه نوروزی تلویزیون فارسی بی بی سی

"آرزوی تو"، عنوان تازه ترین آلبوم رعنا فرحان، خواننده ایرانی مقیم نیویورک است. رعنا فرحان از میهمانان برنامه نوروزی تلویزیون فارسی بی بی سی، در روز عید و سال نو بود. از ویژگی های کار او این است که اشعار فارسی را با سبک جاز و بلوز ترکیب کرده و می خواند.

عصر یکی از روزهای ابری و بهاری لندن، خسته از تمرین به استودیوی بخش فارسی رادیو بی بی سی آمد و ما توانستیم مصاحبه مفصلی با او انجام دهیم.

در جشن نووروز بی بی سی در سالن بوش هال شما اعلام کردید که سومین آلبومتان منتشر شده است. می توانید درباره این آلبوم جدید توضیحاتی بدهید؟

این آلبوم جدید اسمش "آرزوی تو" است که از 9 قطعه تشکیل و بر اساس موسیقی جاز و بلوز ساخته شده است. آهنگ هایش را من و همکارم استیون تاوب، با همدیگر ساختیم. اشعارش هم از شعرای کلاسیک ایران چون مولانا و خیام و همچنین شعرای معاصر مثل فریدون مشیری، نیما یوشیج و فروغ فرخزاد است.

گفتگو با رعنا فرحان

شما نسخه مناسب فلش را ندارید .فایل پخش نمی شود

تازه ترین نسخه فلش را دانلود کنید

پخش فرمت های دیگر صوت و تصویر

آلبوم اولتان به طور کامل به زبان انگلیسی بود. از آلبوم دوم، زبان و کلام فارسی می شود. چه اتفاقی باعث شد که تصمیم گرفتید از انگلیسی به فارسی آواز بخوانید و موسیقی جاز و بلوز را با اشعار فارسی تلفیق کنید؟

من همیشه به موسیقی غربی گوش می کردم و به موسیقی غربی علاقه داشتم و به انگلیسی آواز می خواندم. از طرفی دلم می خواست که بلوز را به فارسی هم بخوانم و همیشه فکر می کردم که چطور می شود بلوز را به فارسی خواند؟ ولی آن طور که باید تبلور پیدا نکرده بود. شاید هم هنوز زمانش نرسیده بود! اتفاق جالبی افتاد.

یک روز داشتم می رفتم سرکار که چشم ام به یک جعبه گیتار در زباله ها افتاد. وقتی درش را باز کردم دیدم داخل اش یک گیتار است. برایم جالب بود و خیلی هیجان زده برگشتم به آپارتمان. استیو منظورم همان استیون تاوب که با هم همکاری می کنیم بالا بود. به او هم گفتم یک گیتار پیدا کرده ام. خیلی خوشحال شد. گیتار را باز کردیم و تمیزش کردیم و سیم های جدید برایش گرفتیم.

گیتار زندگی تازه ای پیدا کرد، مثل اینکه باز آمده بود. استیو هم گفت گیتار و هر سازی هرچقدر هم که درب و داغان و قدیمی باشد بالاخره یک آهنگ درآن وجود دارد که منتظر است نواخته شود و همین طور هم شد. یک روز نشسته بودیم و استیو داشت گیتار می زد و من کتاب مولانا جلویم باز بود و شروع کردم خواندن و همین طور که او گیتار می زد من شعر می خواندم و به این شکل "دعای مطربان" ساخته شد. مثل اینکه در گیتار بود و از آن در آمد بیرون .

بعد از آن این گیتار زندگی خودش را پیدا کرد و ما تصمیم گرفتیم یک آلبوم به فارسی کار کنیم. نکته جالب این بود که این اتفاق در هشتصدمین سال تولد مولانا افتاد و آلبوم "بازآمدم" ما هم در همان سال منتشر شد. مثل این بود که شاید مولانا دوست داشت اشعارش، با جاز و بلوز اجرا و خوانده شود.

می توانید مقداری از همکاری تان با استیون بگویید؟ از کجا شروع شد و چگونه شکل گرفت؟ آیا او هم موافق تلفیق آهنگ های جاز و بلوز با اشعار فارسی بود یا نه؟


او خیلی موافق بود. در واقع ذهن من راجع به این مساله خیلی بسته تر بود و فکر می کردم اشعار فارسی را باید با همان آهنگ هایی شنید که امکانش را داریم. ولی جالب اینجا بود که استیو هر امکانی را می دید و در اصل این ایده استیو بود.

یک روز بیدار شد و شروع کرد در اتاق راه رفتن، گفتم به چه چیزی فکر می کنی؟ گفت من فکر خیلی خوبی کردم. گفتم چه فکری؟ گفت تو فارسی بخوانی! گفتم من فارسی هیچ وقت کار نکرده ام. گفت بلوز و جاز که کار کرده ای؟ گفتم آره! گفت خوب بلوز را به فارسی بخوان.

رعنا فرحان در استودیوی بخش فارسی رادیوی بی بی سی

رعنا فرحان به عنوان یک خواننده، شنونده های خاص دارد و خیلی ها اصلا شما را نمی شناسند. آیا این ناشناس بودن عمدی بوده؟ یعنی خواسته اید که فقط شنونده خاص داشته باشید یا اتفاقی بوده؟


ما هیچ چیز خاصی را نخواسته ایم. در واقع آن موسیقی ای را که دوست داشتیم را اجرا کردیم، ساختیم و رویش کار کردیم. خیلی هم حساس بودیم که حتما آن چیزهایی که از نظر خودمان خوب است، انتخاب شود. چیزهایی که خوب نبود را کنار گذاشتیم و فقط با دلمان جلو رفتیم.

نکته دیگر سادگی شماست. رعنا فرحانی که الان در استودیوی بی بی سی حضور دارد با رعنا فرحانی که روز عید و لحظه سال تحویل در سالن بوش هال به روی صحنه رفت و آواز خواند، هیچ تفاوتی ندارد. لباس تیره رنگ ساده و موهایی که به سادگی به دورتان ریخته اند، یعنی خبری از زرق و برق هایی که حداقل در دیگر خوانندگان زن ایرانی دیده می شود نیست.


من خودم هستم، همان طوری که هستم. سعی می کنم حداقل برای رفتن روی صحنه آرایش داشته باشم. نمی دانم چرا اینقدر ساده ام. سادگی چیزی است که هستم و بوده ام.

در مصاحبه ای گفته بودید در سال 1989 ایران را ترک کردید. آیا در ایران هم دغدغه موسیقی داشتید؟ و آیا می توانید درباره سالهایی که بیرون از ایران بودید توضیحاتی بدهید؟

از بچگی دوست داشتم که آواز بخوانم. گیتار هم یاد گرفته بودم و می زدم از جمله آهنگ های خیلی ساده فولک، بعد هم یواش یواش بلوز. اینها را می خواندم و با گیتار می زدم. از زمانی که آمدم نیویورک قضیه خیلی برایم عوض شد. اول اینکه جذب موسیقی جاز شدم.

به این خاطر که نیویورک مرکز موسیقی جاز است. البته نیویورک مرکز همه چیز است. موزیسین ها و آرتیست های خوب همه به این شهر می آیند. خیلی مسائل وجود دارد که آدم را تحت تاثیر قرار می دهد، از جمله آن جو و صداهای جازی که همیشه در خیابان ها می شنوید، زندگی 150 ساله اخیر هنرمندانی که در این شهر زندگی کرده اند. کتابهای آنها را می توانید پیدا کنید و بیوگرافی هایشان را بخوانید.

ما در هارلم یک استودیو داریم. در همان خیابان ها وقتی راه می رفتم بیشتر و بیشتر تحت تاثیر موسیقی جاز قرار می گرفتم.

درباره ایده تلفیق اشعار فارسی با موسیقی جاز و بلوز مقداری صحبت کردیم. در آلبوم "بازآمدم" بیشترین اشعاری که استفاده کرده اید از مولاناست. چه چیزی در مولانا و اشعارش شما را جذب کرد که بیشترین تمرکزتان را روی او گذاشتید؟

در درجه اول روح بزرگش. بعد فکر می کنم که مولانا این اشعار را برای موسیقی می خوانده چون نوشته که نشده. اینها را می گفت و طرفدارانش می نوشتند. به نوعی یک حالت بداهه سرایی داشت که آن هم روحش با موسیقی جاز خیلی نزدیک است.

نکته ساده اش آن است که از دل می آید. هم مولانا خیلی از دل می آید و هم موسیقی بلوز و جاز از دل می آیند و من فکر می کنم این ماجرا باعث شد اینها خیلی راحت تر با هم ترکیب شوند تا مثلا اشعار دیگر.

به نظر شما اشعار ایرانی بیشتر با موسقی جاز همخوانی دارند یا با بلوز؟


جاز امکانات بیشتری دارد. برای اینکه وقتی می گوییم جاز می تواند بلوز و یا چیزهای دیگرهم باشد. بلوز خیلی ساده تر است و هر چقدر در استخوان و ریشه چیزهای ساده بروید متوجه می شوید که چیزهای ساده مشکل هستند.

بعد از آلبوم اول که تصمیم گرفتید به جای انگلیسی خواندن فارسی بخوانید آیا همچنان غیر از شنونده های ایرانی آهنگ هایتان از طرف خارجی ها هم مورد استقبال قرار می گیرد؟

اتفاقا نکته جالب در نیویورک همین است که همه از نقاط مختلف آمده اند و فرهنگ های مختلف دارند، با این حال با همدیگر خیلی خوب ادغام شده اند و محله های خاص و به خصوصی ندارند. آغوششان باز است که چیزهای تازه را پیدا و جذب کنند.

بنابراین همیشه برایشان خیلی جالب بود. وقتی می پرسند چه می خوانی و چه موزیکی می زنی؟ و من جواب می دهم ما موسیقی جاز و بلوز را به فارسی می خوانیم. و خود این برایشان خیلی جالب است.

به نظرم این نکته مثبتی بوده و بیشتر به ما کمک کرده است. ممکن است فکر کنید خوب معنی اشعار را نمی فهمند و برایشان جالب نیست. ولی مثل این است که شما به موسیقی برزیلی گوش کنید و لزوما نفهمید لغت هایش به چه معناست.

رعنا فرحان برای سال جدید چه آرزویی دارد؟

آرزویم این است که در جاهای مختلف کنسرت داشته باشیم. چون همه دائم می پرسند می آیی فرانسه؟ استرالیا؟ سوئیس؟ و حتی سوئد. دلم می خواهد کنسرت های مختلف داشته باشیم و بیشتر و بیشتر صدایمان را به شنونده های متفاوت برسانیم در نهایت دلم می خواهد صدایم به جاهای بیشتری برود.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.