برنامه تفریحی تاجیکی، 10 آوریل

دروووود به شنونده های برنامه تفریحی و خواننده های صفحه برنامه امان.

مبارکشاه جمعه یف "همساز دریا"

در برنامه این هفته رفتیم سراغ استاد مبارکشاه جمعه یف، سازنواز دسته هنری "دریا"-ی کمیته رادیو و تلویزون تاجیکستان.

استاد مبارکشاه تحصیلش را از سال 1957 از مکتب موسیقی به نام احمد باباقولف شروع کرده و همزمان در دسته تازه تاسیس "پامیر" فعالیت داشت. وی طی 17 سال در فیلارمونی دولتی تاجیکستان در دسته سازهای مردمی کار می کرد. از سال 1974 به این سو وی در دسته های هنری رادیو تلویزیون به حیث راهبر موسیقی فعالیت می کند.

بتازگی یک کتاب ادوار یا نوت یا نام "همساز دریا" عبارت از 22 موسیقی استاد مبارکشاه جمعه یف به نشر رسید. این موسیقیها برای مکتبهای موسیقی، آرکستر سازهای مردمی و بخش موسیقی سنتی هنرستان تاجیکستان آفریده شده اند.

استاد جمعه یف می گوید: "در گذشته در دانشکده هنرهای زیبا و مکتبهای موسیقی برای شاگردان تنها موسیقیهای آهنگسازان خارجی، مانند باخ، بتهوون، چایکوفسکی و غیری آموخته می شد و از موسیقیهای مردمی، به شکل ادوار و برای آموزش تقریبا کتابی وجود نداشت."

در مجموع، در فعالیت بیش از 50 ساله خود استاد مبارکشاه جمعه یف بیش از 100 سرود و آهنگ ایجاد کرده است و در نظر است پاییز امسال کتاب دیگر ادوار با سرودهای استاد مبارکشاه به دست هواداران موسیقی تاجیکی برسد.

استاد مبارکشاه می گوید: "تاسفآور است که جوانان امروزی توجه چندان زیادی به موسیقی اصیل تاجیکی ندارند. موسیقی اصیل تاجیکی از میان می رود. تنها چند نفر استادان که سن آنها از 60-70 بالا است، امروز از تمام نازکیهای موسیقی تاجیکی باخبرند که همانها مانده اند و خلاص. حتی در بعضی اوقات در آرکستر سازهای ملی سازنوازان را پیدا نمی کنیم، چون جوانان میل و خواهش آموزش این نوع موسیقی را ندارند."

حقوق شناس، ژورنالیست یا هنرپیشه سینما

مهمان دیگر برنامه این هفته تهمینه رجبوا، مجری برنامه اطلاهاتی تلویزیون "سفینه" است که در برابر کار تلویزیون باز در چند فیلم نقش آفریده است.

تهمینه فارغ التحصیل فاکولته حقوق شناسی دانشگاه دولتی تاجیکستان است و آن گونه که خودش می گوید، پس از یک ماه به حیث یاور حقوق شناس کار کردنش روزی از او دعوت کرده اند تا در تلویزیون "سفینه" مجری برنامه اطلاعاتی به زبان روسی باشد.

Image caption تهمینه در مهمانی برنامه تاجیکی

همین طور تهمینه حقوق شناس مجری برنامه اطلاعاتی شد. اما این همه پایان قصه نیست، چهره زیبای او را از تلویزیون کارگردانهای سینما دیده و از وی دعوت کرده اند که در فیلمها نقش اجرا کند.

برای نخستین بار تهمینه در سینما در فیلم یونس یوسفف با نام "زیستن می خواهم" نقش کوچک مفتشی را اجرا کرد. بعدا در فیلم سعید قادری زیر عنوان "امید آخرین" نقش عروس جوان را اجرا کرد.

بعد در فیلم "سیما" از کارگردان جوان افغان اسد سکندر، به تاجیکستان به جشنواره بین المللی سینمایی "دیدار"آمد و همزمان قهرمان اصلی زن برای فیلم جدیدش جستجو می کرد. بعد از دیدن عکسهای تهمینه وی از دوستان تاجیکش خواهش کرد که آن دختر را برایش پیدا کنند.

بعد ملاقات اول و 15 دقیقه صحبت با تهمینه، اسد سکندر از وی دعوت کرد که به افغانستان برای اجرای نقش اصلی در فیلم جدیدش با نام "مدرسه" سفر کند.

داستان این فیلم در اطراف یک خانواده افغان، پدر، مادر، و دو دختر سن مدرسه آنها می چرخد که در ایران به سر می برند. اعضای این خانواده به سختی روز می گذراندند و خیلی می خواهند که دخترهایشان در مدرسه تحصیل کنند.

اما از روی قوانین ایران مهاجران افغان در ایران حق تحصیل ندارند، اما با پرداخت پول زیاد می توان راه دیگری پیدا کرد و پدر دست به دزدی می زند، تا دخترش در مدرسه تحصیل کند.

تهمینه در این فیلم نقش مادر خانواده را اجرا کرده است و قرار است ماههای نزدیک نخست نمایش فیلم برگزار شود.

به سوال آیا کدامی از این پیشه ها به دلت نزدیکتر است "حقوق شناس"، "خبرنگار" یا هنرپیشه سینما"، تهمینه می گوید: "از آوان کودکی من همیشه آرزو می کردم حقوق شناس باشم و حتی یک ماه هم کار کردم، اما بعد از آن که در تلویزیون کار کردم، از آن هم خوشم آمد و حالا که در چند فیلم نقش آفریدم، باز هم برایم خیلی جالب بود. فکر می کنم هنرپیشه سینما بودن برایم نزدیکتر است، اگر بعد چندی عقیده ام عوض نشود."

تهمینه می گوید در خانواده وی کسی نه خبرنگار بوده و نه هنرپیشه سینما: مادرم از کارهای من خرسند است، همیشه دعای نیکم می کند. متاسفانه پدرم در قید حیات نیستند، تا در خرسندی ما شریک باشند. مادرم می گوید که پدرم آرزو داشته است که در دانشکده سینماگری مسکو تحصیل کند، اما پدرشان، یعنی پدر بزرگم صد راهشان شده او را نگذاشته اند و پدرم محاصب بودند و شاید این آرزوی پدرم بود که من توانستم آن را در عمل اجرا کنم."

"نامه های درد" شاعره

بانوی دیگری که در برنامه این هفته با او صحبت داشتیم، شاعره بانوی رحیمجان است. وی فارغ التحصیل دانشگاه ملی تاجیکستان، فاکولته فیلولوژی، مجری برنامه "نسیم صبح" رادیوی تاجیکستان است.

شاعره طوری که از نامش بر می اید، به نوشتن شعر علاقه دارد و نخستین مجموعه شعرهایش چهار سال قبل زیر عنوان "نخستین نامه های درد" به طبع رسیده بود.

خامه می گیرم به دست،

می نویسم هرچه پیش آمد مرا، می زنم قاه قاه و می خندم که با این لافگویی مادرم شاعره نامم کرده است.

نیستم من لافگوی و هرزه گوی، می کنم با صد امید و آرزو کاغذ برف سفیدی را سیاه این همه کاغذ سیاه کردن قلم فرسودنم باشد از آن که مرا با صد تمنا مادرم شاعره نامم کرده است.

شاعره بانو با چندی از آوازخوانهای تاجیک همکاری دارد که برای آهنگهای آفریده اشان ترانه می نویسد. این همکاری از یک شعرش با نام "ای بی خبر" آغاز شد که فرهاد آدینه بر یک شعرش برای منیژه دولت آهنگ بسته بود. حالا با محبوبه باباجان، سهراب و عالم محمود همکاری دارد.

اچ ای وی

آغاز یک طرح جدید برای تحقیق شمار واقعی گرفتاران ویروس مصونیت در تاجیکستان برگزار شد.

سازمانهای بین المللی می گویند در تاجیکستان بیش از سی هزار نفر از معتادان به مواد مخدر به سر می برند که از سورنگ یا سوزن دارو استفاده می کنند و این امر نیز گسترش ویروس اچ آی وی در کشور مساعدت می کند.

سازمان بین المللی APMGI در صدد است تحقیقات خود را در هفت منطقه تاجیکستان، معمولا در میان افراد معتاد به مواد مخدر و زنانی که خدمات جنسی انجام می دهند، اجرا کند و تعداد واقعی افراد مبتلا به ویروی کمبود مصونیت یا آسیب پذیر در برابر آن را مشخص کند.