صدرالدین عینی و شعر نو فارسی

صدرالدین عینی
Image caption صدرالدین عینی هرچند اشعار زیادی هم سروده، اما به عنوان یک نویسنده شناخته شده است

پانزدهم آوریل یکصد و سی و یکمین سالگرد زادروز صدرالدین عینی، از شخصیتهای مهم در ادبیات، فرهنگ، سیاست و اجتماع صد سال اخیر در تاجیکستان است.مردم تاجیک صدرالدین عینی را آغازگر ادبیات نو یا به اصطلاح ادبیات شوروی در این کشور می دانند و نقش او را در بنیاد جمهوری تاجیکستان مهم ارزیابی می کنند.

شاید به همین دلیل است که وی در کنار آکادمیسین باباجان غفورف، نصرتالله مخسوم و چند نفر دیگر عنوان "قهرمان تاجیکستان" را گرفته است و بسیاری از خیابانها، موسسات فرهنگی، یک تئاتر و یک ناحیه به نام او اسم گذاری شده اند.

هرچند صدرالدین عینی در آغاز فعالیتهای فرهنگی خود در بخارا اشعاری هم با تخلصهای سفلی، مهتاجی و جنونی نوشته است، ولی او بیشتر به عنوان یک نویسنده و فعال اجتماعی در تاجیکستان و برخی از کشورهای همسایه شناخته شده است.

پس از استقلال تاجیکستان و گسترش روابط فرهنگی با ایران برخی از پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که چندی از نخستین اشعار عینی را می توان "مقدمه شعر نو در زبان فارسی" نامید.

در محافل ادبیات شناسی نیما یوشیج به عنوان آغازگر سبک نو یا "سبک نیمایی" در شعر معاصر ایران شناخته می شود. این نوع شعر بعد از نیما و شاعران دیگر ایرانی، البته در کشورهای دیگر فاارسی زبان، مانند تاجیکستان و افغانستان نیز بتدریج رایج شد.

"مقدمه شعر نو"

ادبیات مرز ندارد، ولی سخن شناسان معمولا آثار ادبی مربوط به این یا آن ملت را در چهارچوب مرزهای سیاسی بررسی می کنند. مثلا اگر سخن از شعر نو فارسی در میان باشد، منظور شعر نو در ایران است، هرچند زبان فارسی از مرز این کشور فراتر می رود.

به همین دلیل، امروز شاید کمتر کسانی در ایران با صدرالدین عینی و آثار او آشنایی داشته باشند. ولی برخی پژوهشگران می گویند که وی از جمله نخستین کسانی بود که در پایه گذاری سبک نو در شعر فارسی نقش مهمی داشتند.

Image caption آقای وهابنیا می گوید بسیاری از اشعار عینی را می توان "مقدمه شعر نو فارسی" خواند

از جمله علی اصغر بوندی شهریاری، از پژوهشگران جوان ایرانی که با ادبیات تاجیکستان آشنایی دارد، در یکی از مقالات خود به بررسی اشعار عینی پرداخته و او را نخستین پایه گذار شعر نو فارسی خوانده است.

رستم وهابنیا، استاد ادبیات در دانشگاه دولتی تاجیکستان، نیز می گوید، هرچند پایه گذار مکتب شعر نو در ایران نیما یوشیج است، ولی برخی از اشعار صدرالدین عینی را نیز می توان "مقدمه شعر نو فارسی" تلقی کرد.

به گفته وی، این اشعار عینی در اوایل قرن بیستم میلادی، سالها پیشتر از شعر معروف "افسانه" نیما یوشیج، ولی تقریبا به همان سبک نیمایی، سروده شده بودند.

آقای وهابنیا افزود: "هنوز در ابتدای دهه 1900 است که استاد عینی نخستین نمونه هایی را می نویسد که با معیارهایی که بعد تعین شدند، آنها را می توان از نمونه های شعر نو یا عروض نو به شمار آورد. مثلا شعر مشهوری از او این است که می گوید:

سبحان الله! امروز به ما حادثه سعب رسید، از گردش چرخ فلک دولابی. پرسند ز سال، آه بیپایان کش، برگو بدحال...

هم از نظر قافیه بندی و هم از نظر آنکه در ابتدای شعر مصرع تنها از یک رکن عبارت اشت، این شعر نمونه بسیار ملموس و مشخص آن چیزی است که ما بعدتر به آن "شعر نو" یا "شعر نیمای" می گوییم."

الهام از "مارسی"

صدرالدین عینی متولد شهر بخارا بود، شهری که قرنهای متمادی خاستگاه ادبیات و فرهنگ فارسی به شمار می رفت و اکنون بیرون از مرزهای تاجیکستان باقی مانده است. بخارا در اوایل قرن بیست میلادی از مراکز عمده فرهنگی و سیایاسی در آسیای میانه بود.

Image caption آقای قناعت می گوید "مارش حریت" عینی به پایه شعر نو فارسی نمی رسد

صدرالدین عینی که اول از بخارا و بعد از تشکیل جمهوری شوروی سوسیالیستی تاجیکستان در دوشنبه (استالین آباد) به سر می برد، آغازگر ادبیات نو یا "ادبیات شوروی" در تاجیکستان محسوب می شود.

ادبیات شناسان شعر معروف او به نام "مارش حریت" را که در سال 1918، دو سال پیشتر از انقلاب بخارا، سروده شده بود، آغاز شعر و ادبیات نوین فارسی در تاجیکستان می دانند:

ای ستم دیدگان، ای اسیران، وقت آزادی ما رسید! مژدگانی دهید، ای فقیران در جهان صبح شادی دمید. تا به کی غصه خوردن به حسرت، بعد از این شادمانی نما! بس جفا، بس ستم، ای عدالت، در جهان حکمرانی نما! انتقام، انتقام، ای رفیقان، ای جفادیدگان، ای شفیقان! بعد از این در جهان حکمران باد حریت، عدالت، مساوات! (رنجبر، برزگر، باتفاق)

در برخی از مسرعهای این شعر نابرابری ارکان بصراحت مشاهده می شود که نشان می دهد صدرالدین عینی شاید به خاطر آهنگ انقلابی آن عمدا به این کار دست زده بود.

به گفته خود عینی وی در سرودن این شعر از آهنگ "مارسی"، سرود انقلابیان فرانسه در قرن 18 میلادی، الهام گرفته بود.

عینی و مشروطه خواهان

مومن قناعت، شاعر سرشناس تاجیک، می گوید که سرودن "مارش حریت" برای عینی یک ضرورت تاریخی بود و این شعر در بیداری مردم بخارا در اوایل قرن 20 نقش موثری داشت.

Image caption صدر الدین در تاجیکستان آغازگر شعر و ادبیات نو محسوب می شود

وی افزود: "ایجاد "مارش حریت" یک نیاز تاریخی بود و می بایست زحمت کشان را به تحولات وادارد. استاد عینی در این شعر عمدتا از سرود "مارسلیز" انقلابیان فرانسه و همچنین یک سرود مرشی دیگری از مشروطه خواهان ایرانی که با مطلع "برادران، برادران، غزا کنیم" شروع می شود، الهام گرفته بود."

ولی آقای قناعت مطمئن نیست که این شعر را می توان شعری نو از جنس اشعار نیمایی در ایران تلقی کرد: "این همان وزن معمولی رمل است، ولی استاد عینی آن را گرفتند و یک تفعیلش را نو کردند، یعنی فاعلون، فاعلون، فاعلاتون که بیانگر ضرب موسیقی و مرش یا صدای گامبرداری است. این تنها یک شعر مرشی و سیاسیست، یعنی شعری نیست که بگوییم مال هنر باشدف چون هیچ کشفیات تازه ای ندارد و به آن پایه ای نیست که شاعران ایرانی در شعر نو به وجود آورده اند.

به این ترتیب، به اعتقاد مومن قناعت، شعر "مارش حریت" عینی بیشتر به اشعار دوران مشروطه خواهی ایران شباهت دارد تا به شعر نیمایی. این در حالیست که پژوهشگران می گویند که شاعران عهد مشروطه ایران از قوالب سنتی شعر فارسی بیرون نرفته اند.

رستم وهابنیا در این باره می گوید: "شعر مشروطه ایران یا در زمینه تصنیفهای مردمی سروده می شد یا اگر در عروض سروده می شد، کاملا در قالب سنتی عروض بود. تنها درونمایه آن شعر تازه بود و آهنگ مطنطن داشت. اینکه روی ترکیب رکنها تازه کاری شده باشد، نبود."

تبدیل ارکان عروضی

این دانشمند تاجیک معتقد است که برخلاف شعر دوران مشروطه صدرالدین عینی ضمن سرودن "مارش حریت" با مداخله در وزن ارکان عروضی را کم و زیاد کرده است. و این تقریبا همان کاریست که نیما در شعر ایران انجام داد، هرچند تفاوتهایی در کار آنها وجود دارد.

Image caption صدرالدین عینی رومان نویسی را وسیله بهتری برای بازتاب زندگی مردم می دانست

"آن چیزی که توجه محققان را به شعر "افسانه" نیما بیش از همه معطوف داشته است، همین ندرت وزن آن است که در ادبیاتما سابقه نداشته است. همین وزن است که استاد عینی "سرود آزادی" را سروده است، ولی با این تفاوت که وی با کم کردن یک رکن در مسرع قدم فراتری به سوی نواوری گذاشته است که ما این را در "افسانه" نمی بینیم."

حالا اگر بپذیریم که صدرالدین عینی تلاش کرده است شعر نو گوید، پس سوال مطرح این است که چرا وی به نو گراییهای خود در شعر ادامه نداده و این نوگرایی را مانند نیما یوشیج به یک سبک جدید تبدیل نساخته است؟

آقای وهابنیا در پاسخ به سوال به شرایط سیاسی و اجتماعی آغاز دهه سال 1920 در آسیای میانه اشاره می کند و می گوید که عینی در آن زمان رمان نویسی را وصیله بهتری برای بازتاب زندگی مردم می دانست.

خود عینی در پیشگفتار یکی از مجموعه های اشعار خود به نام "یادگاری" در سال 1934 نوشته بود: "چارچوب وزن و قافیه برای افاده مضمونهایی که انقلاب الهام می کرد، تنگی نمود و یا اینکه قابلیت شعری من از افاده آن مضمونها در لباس شعر عاجز آمد و درامدم به نثر نویسی."

از سوی دیگر، صدرالدین عینی با توجه به نقشی که در تاسیس جمهوری تاجیکستان و شکلگیری ملت تاجیک در اوایل دوران شوروی داشت، ظاهرا برای شعر نویسی و بنیاد یک سبک تازه در شعر دیگر فرصت کافی تا آخر عمر پیدا نکرده است.

لاهوتی و شعر نو

ولی به گفته پزوهشگران، خود عینی در یک نامه اش به میرزا ترسونزاده نوشته بود که می خواهد تحقیقات مفصلی در زمینه نو کردن سیستم عروض فارسی انجام بدهد. برخی از اشعار او در زمان جنگ جهانی دوم درواقع بیانگر همین سبک بود:

خیست بر دفع تعدی فاشیسم عسکر ما، عسکر صفدر ما، عسکر سرخ شررپیکر ما عسکر سرخ شرر پیکر جنگآور ما.

Image caption شمس لنگرودی، پژوهشگر ایرانی آغاز شعر نو در ایران را به لاهوتی ارتباط می دهد

به گفته پژوهشگران، صدرالدین عینی در این زمینه از قالبها و وزنهایی کار گرفته است که در سنتی سابقه نداشت، ولی ریشه در فولکلور محلی داشتند. شبیه چنین کارهای عینی را دیرتر در آثار شاملو، از پیشگامان دیگر شعر نو در ایران نیز می توان دید.

بحث و گفتگوها در باره آغازگر شعر نو فارسی قبلا در ایران نیز مطرح بوده و مثلا شمس لنگرودی، ادبیات شناس معروف، در تحقیقات خود به عنوان "تاریخ تحلیل شعر نو" ابوالقاسم لاهوتی را نخستین شاعری می داند که شعر نو فارسی را سروده است.

ولی به نظر وی، فعالیتهای سیاسی و انقلابی لاهوتی و مهاجرت بعدی وی به اتحاد شوروی از آغاز یک مکتب جدید در شعر فارسی به وسیله او مانع شده است. ضمنا، لاهوتی سالهای زیادی از عمر خود را در تاجیکستان به سر برده و با عینی روابط نزدیکی داشت.

با این حال، پژوهشگران معتقدند که بازیافتهای تازه به هیچ وجه جایگاه نیما یوشیج را به عنوان نظریه پرداز و آغازگر یک سبک جدید در شعر فارسی کمرنگ نخواهد کرد، ولی به نظر می رسد که پیش از او نیز برخی شاعران ابتکاراتی در زمینه شروع کرده بودند.

مطالب مرتبط