به روز شده:  17:17 گرينويچ - دوشنبه 11 مه 2009 - 21 اردیبهشت 1388

چرا قانون مذکر را نوشتم؟

امروزه ایرانیان در هرکجا که زندگی می کنند و دارای هرمذهب و مرامی که هستند به عنوان ایرانی در چندین نکته اتفاق نظر دارند و مهم ترین آنها این است که کشور در موقعیتی دشوار و ناهنجار به سر می برد و برای گذار از این دشواری و رسیدن به آرامشی نسبی به کوشش و همت همه شهروندان آن نیازمند است، هرکس در حد و توان خویش، و من هم نخست در مقام یک شهروند ساده و سپس از جایگاه حرفه نویسندگی به این نتیجه رسیدم که با توجه به علاقه مردم به تماشای تئاتر، یکی از شیوه های سخن گفتن با مردم امروز می تواند شیوه تئاترمستند باشد، تئاتری که موضوعات مطرح و مشکلات درگیر جامعه را به همان شکل و شمایل به صحنه عمومی می کشد و از بابت ایدئولوژی و اصولاً عقیدتی هیچ گونه دخالت و تغییری به اصل موضوع تحمیل نمی کند و فقط آنها را همان طور که هستند جهت شناخت و قضاوت در مقابل دید مردم قرار می دهد.

گزارش رادیویی علی اصغر رمضانپور

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

تازه ترین نسخه "فلش" اینجا قابل دریافت است

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"


شکی نیست که این شیوه کار، نیازمند بهترین شکل ها و طرح های متناسب هنری است و اگر این آثار به طور عمیق سرگرم کننده و جذاب نباشند، نه تنها تاثیر مفیدی بر مخاطب نخواهند داشت بلکه ممکن است برخلاف اهداف خود هم عمل بکنند.

در این میان بعضی از هنرمندان نگران درآمیختگی هنر با مسایل اجتماعی جامعه هستند و معتقدند هنر نمی بایست که شان و منزلت خود را تا حد موضوعات روزمره جامعه تنزل بدهد زیرا که طرح این موضوعات اجتماعی هرکدام تاریخ مشخصی دارند و در زمان بخصوصی اتفاق می افتند پس دارای تاریخ مصرف هستند، درحالی که جوهر هنر تاریخ مصرف نمی شناسد و محدود شدن در زمانی مشخص را نمی پذیرد، اما دقت بکنیم که مقصود ما از تاریخ مصرف چیست و این برچسب بر کدام مسایل روزمره چسباندنی هست و بر کدام نیست.

بعضی از هنرمندان هم هستند که با به کار بستن لفظ منفی تئاترسیاسی به نفی اینگونه کارها می پردازند و دامن خود را هم پیش از آلوده شدن به آنها کنار می کشند زیرا شبکه مخوف سانسور چنان وحشتی به جان برخی از هنرمندان و مخاطبانشان انداخته که تشریح و تشخیص فعالیت های اجتماعی - هنری را برای آنها دشوار کرده و آنان را از مُهر سرخ هنر سیاسی ترسانده است.

تنها قربانیان این قوانین زنها نیستند، بلکه بچه ها هم هستند، دخترها و پسرهای بسیاری که تاثیر این قوانین زندگی آنها را پوچ و آینده شان را نامعلوم کرده است.

قاضی ربیحاوی

شاید تجربه شکست نسل های گذشته هنرمندان ایرانی در دهه چهل و پنجاه شمسی که تلاششان انعکاس مشکلات جامعه بود، باعث شده که اعتماد و جرات نسل جدید برای پرداختن به مسایل اجتماعی کم بشود.

شاید هم بیزاری هنرمندان نسل جدید از پرداختن به مسایل اجتماعی به خاطر درک نادرستی است که جامعه به عنوان تعریف مسایل سیاسی به مردم و به آنان منتقل می کند، مثلاً مشاهده می شود که اغلب ما وقتی با هم در باره سیاست گفتگو می کنیم در واقع بیشتر در باره آدم هایی که در راس سیاست هستند حرف می زنیم و کمتر در باره خود سیاست حاکم چیزی می گوییم.

بیشتر مقالات منتشر شده و نظرات صاحبنظران توضیح و تشریح آدم هایی است که در حکومت هستند. بعضی ها گمان می کنند که گره کار مردم به دست سیاستمدارهای مورد علاقه شان گشوده می شود، بنابراین هدفشان می شود اینکه فلان شخص سیاستمدار را از قدرت پایین بکشند و آن یکی فلانی را جایگزین او نمایند چون این به اندازه آن ترسو نیست و یا این لبخندی قشنگ تر از آن دارد.

بعضی دیگر گمان می کنند راه حل مشکل این است که افشاگری بکنند علیه نظام و علیه ظلم های عیانش به جامعه، و نیز افشاگری علیه اشخاص مربوط به نظام و برملا کردن لذت های شخصی پنهان آنان از جامعه.

محبوب ترین نوشته های امروز آنهایی هستند که حاوی این گونه مطالبند. افشا کردن افراد حکومت که دارای قدرت زیاد و دانش کم هستند.

و به این وسیله مردم می کوشند پنهان و آشکار در مورد محدودیت های سیاسی حرف بزنند و یا به آنها بخندند، اما محدودیت های نازل شده بر این ملت فقط محدودیت های سیاسی نیست، بلکه محدودیت های اخلاقی و مذهبی گاهی بیشتر از محدودیت های سیاسی آزاردهنده و مهلک می شوند خاصه امروزه که دمکراسی نو می کوشد خود را از این گونه محدودیت های واهی بیرون بکشد.

در کشور هایی که حاکمانش چماق ایدئولوژی به دست مردم عامی ناآگاه می دهند، سرکوب افراد معترض به شیوه های اخلاقی تحمیل شده کار زیاد سختی نیست. خود چماق، آن معترضان را به راه راست هدایت می کند. بعضی از این کشور ها شیوه های سرکوب را به عنوان بندها و فصل هایی به نام قانون وارد کتاب قانون کشور کرده و ملت را محکوم به تبعیت از آن دستورات اخلاقی نموده اند، اخلاقی که در اصل و اساس آن خطی میان حقوق دو جنسیت بشری یعنی مرد و زن کشیده است.

دو جنسیتی که خدا و طبیعت و هستی آنها را برای نزدیکی به هم تا حد آمیزش آفریده اند با شأن و منزلتی یکسان و حقوقی برابر، بعد بعضی از بندگان خدا و برخی از مخلوقات طبیعت کُتبی منتشر کردند به نام کتاب قانون که در آن حقوق یک جنسیت بر حقوق جنسیت دیگر برتر به حساب آمده است و خلاصه کلمات مکتوب در آن تا آنجا پیش می روند که به موجه کردن تحقیر و ظلم و تنبیه یک جنس توسط جنس دیگر می رسند.

در بیانیه کمپین زنان ایرانی برای برابری آمده است که عموم مردم ما به قوانین کشور فکر نمی کنند و توجهی به آن ندارند مگر اینکه خود دچار مشکلی شوند و تازه به آنها پی ببرند، درحالی که اینها قوانینی هستند که ملت به طور جدا و پراکنده در مکان های متفاوت کشور هر روز با آنان سر و کار دارد.

اگر بیانیه کمپین زنان ایران برای برابری را مطالعه کنی، درمی یابی که یکی از هوشمندانه ترین شکل های فعالیت شهروندی برای داشتن مملکتی بهترهمین است که در باره قوانین کشور دوباره از ملت همه پُرسی شود تا اگر بی عدالتی هایی در آن هست شناسایی شده و به جهت عادلانه تغییر داده شوند، وگرنه با سر دادن مرگ بر این شخص و فریاد زنده باد برای شخص دیگر گره ای از کار این ملت گشوده نمی شود، آنچه می تواند گره گشا باشد درخواست عمومی ملت برای حذف آن قوانینی است که به گروهی از اقشار و انواع مردم اجازه می دهند تا بی عدالتی و ظلم را به گروه دیگری از اقشار و انواع مردم روا بدارند.

و تئاترمستند شکلی است از اشکال هنری که وظیفه اش انعکاس این صداهای بحق است نه شوخی با افراد حکومت و نه تلاشی برای کمک به سرنگونی آنان و نه شعاری به نفع مدعیان دیگر برای حکومتی دیگر، بلکه این تئاتر مسایلی را برصحنه می آورد که برای ملت پایه ای و اساسی هستند، و دراین میان هیچ نگرانی هم بابت تنزل شأن و مقام هنر نیست زیرا که انسان هنر را جهت رفع نیازهای خود آفرید و هنر هم تا وقتی بر ذات خود که آزادی به مفهوم مطلق است استوار باشد، هم می تواند به کمک انسان برای حل مشکلات او بشتابد و هم از شأن و مقام خود پله ای پایین نیاید.

آنچه من کوشیدم در این نمایش هم رعایت کنم، نمایشی که به طرح موضوعات مورد درخواست کمپین زنان برای برابری پرداخته است، چون آنچه که اکنون زنان ایرانی آن را به زیر ذره بین آورده اند مشکل تازه ای در کشور نیست، این مشکل که به نام قانون مدنی کشور مطرح است سال های درازی است که بر شانه های مردم این مرز و بوم به ویژه بر شانه زنان کشور سنگینی می کند، و حالا مردم ایران چه زن و چه مرد، می بایست خوشحال و سرافراز باشند که بالاخره عده ای زن تحصیلکرده و با سواد آستین بالا زده به میدان آمده اند تا این قوانین را به نفع همه افراد کشور تغییر دهند.

و فراموش نشود که تنها قربانیان این قوانین زنها نیستند، بلکه بچه ها هم هستند، دخترها و پسرهای بسیاری که تاثیر این قوانین زندگی آنها را پوچ و آینده شان را نامعلوم کرده است.

نمایش "قانون مذکر" بسیاری از این موارد تحقیرکننده را در اشکال هنری بر صحنه آورده، تشریح می کند.

امروز دیگر تلاش برای تعویض اشخاص حکومتی و تبلیغ علیه این شخص به نفع آن شخص نه تنها دردی از جامعه دوا نکرده، حتی ذهن مردم را در باره خواسته های بحق خود نیز مخدوش نموده است.

آنچه که پیش از هرچیز نیازمند تعویض اساسی است مواد غیرعادلانه همین قوانین است که زنجیری معلوم و مشخص هستند به دست و پای بیش از نیمی از افراد کشور، آن هم افرادی که در دنیای امروز ثابت کرده اند که اگر از نیمه دیگر خود یعنی از مردان هوشیارتر نیستند، از آنها کم هوش تر هم نیستند، زیرا آفریننده آنان هرکه بوده، خدا یا طبیعت، آنها را غیر از تفاوت هایی در بدن، در همه شئونات بشری یکسان و برابر آفریده، پس ایشان انتظار دارند که قوانین کشورشان هم آنها را در کفه برابر با نیمه دیگر قرار بدهد.

خواست این حقوق از جانب زنان خواستی ساده و طبیعی است که مربوط می شود به همه مردم کشور، پس چه بهتر که هر ایرانی در هر پست و مقام، قدمی در حمایت از این کمپین بردارد زیرا که به نظر می رسد این یک شروع تازه است برای آغاز اقدامات تغییر دهنده ای که شاید مردم ما را از این تنگنای ناهنجار به سوی هوایی تازه و سالم هدایت کند، حتی اگر اندکی.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نمایش قانون مردان یا قانون مذکر را قاضی ربیحاوی نویسنده ایرانی مهاجر در لندن نوشته است. اين نمايش با حمایت سازمان عفو بین الملل در لندن به روی صحنه رفت.

نمایش قانون مذکر 21 موضوع در باره محدودیت های قانونی برای زنان در ایران را در قالب قطعات نمایشی کوتاه بیان می کند.

آقای ربیحاوی گفته است که این نمایش را در حمایت از کمپین جمع آوری یک میلیون امضا برای برابری حقوقی زنان نوشته که در ایران فعال است.

سازمان عفو بین الملل که یک تشکیلات بین المللی غیر دولتی است نشستی هم برای بحث و گفت و گو در باره نمایش قانون مذکر و مسایل زنان در ایران برگزار کرد. در اين نشست نویسنده اثر و ماری لاکوانت کارگردان انگلیسی قانون مذکر و شیرین اردلان از اعضای کمپین یک میلیون امضا به پرسش های حاضران پاسخ دادند.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.