هنرمندان ایرانی و افغان در نمایشگاه ترجمان در نیویورک

Image caption خط نقاشی از ایاد القاضی هنرمند عراقی

"به ویژه امروز بی نهایت اهمیت دارد که نه تنها از چارچوب های کلیشه‌ای مثل حجاب، پوشش و اسلام در نشان دادن هنر منطقه اجتناب کنیم، بلکه تصویری روایتی انتقادی در مورد منطقه‌ای تاریخی که به غایت پیچیده و چندگانه است و خاورمیانه، جهان عرب و یا جهان اسلام نامیده می شود، ارائه دهیم. در دنیایی که به سرعت به سوی جهانی شدن پیش می رود ترجمه مفهوم کلیدی در گفتمان فرهنگی سیاسی محسوب می شود."

با این نظرات صالح حسن، از دست اندرکاران موزه هنری کوینز، نمایشگاه 'ترجمان' (ترجمه) از 10 مه با آثار ۲۷ هنرمند ایرانی، افغان، مصری، مراکشی، ترک، قزاق، فلسطینی و لبنانی در نیویورک افتتاح شد که تا ۲۷ سپتامبر ادامه خواهد یافت.

ترجمه در اینجا نه به معنای ساده پل ارتباطی زبانی بلکه مفهومی استعاره ای برای روندی فرهنگی، آمیختگی هویت ها، ذهنیت نوین در پس فضاهای ملی و بالاخره یک بعد نوین برای رهایی از مدل کهن "اروپا مرکزی" به ویژه در هنر جهانی محسوب می شود.

نمایشگاه همچنین به لحاظ تصویری درگیر پیچیدگی های عصر حاضر که از تصاویر رسانه‌ای اشباع شده، می باشد. در این نمایشگاه، ترجمه به معنای چندگانه فهمیده می شود؛ از پهنه تصویر و کلام گرفته تا مفهوم بنیادی تر کشف خود، جامعه و محیط.

آثار هنرمندان ایرانی

Image caption پوران جینچی

از هنرمندان ایرانی تنها پوران جینچی خود در نمایشگاه حضور داشت.

اکثر هنرمندان ایرانی که آثارشان در نمایشگاه هست، مقیم ایران هستند و شخصا در موزه هنری کوینز حاضر نبودند.

از پوران جینچی دو چیدمان در نمایشگاه ترجمه به نمایش درآمد.

اولی طومار بزرگی بود که وی حروف بی صدای قرآن را حذف کرده و تنها اِعراب و یا نشانه های زیر و زبر، شماره آیه ها و نام سوره ها را باقی گذاشته بود.

خود او در این مورد می گوید: "ایده این اثر زمانی که می خواستم قرآن را بخوانم به ذهنم رسید. چون نمی توانستم آن را بخوانم مادرم یک جلد ترجمه فارسی آن را برایم فرستاد. از آنجا که اکثر ما قران را به عربی می خوانیم ولی آن را نمی فهمیم، ایده به تصویر کشیدن اِعراب و یا نشانه های زیر و زبرآن به ذهنم رسید. برای من این اثر خاورمیانه را تداعی می کند."

در واقع در قرائت قرآن بیشتر تمرکز بر روی فرم و شکل است تا فهمیدن متن آن. این هنرمند مقیم نیویورک بازگشتی دارد به دریافت تصویری این متن مذهبی. او در واقع با جدا کردن حروف با صدا و بی صدا، روخوانی را از فهمیدن جدا می کند. قرآن، که در معنای ادبی خود به مفهوم قرائت است، تبدیل به هویتی در خود و مستقل می شود.

اثر دیگر وی چیدمان ۷۲ حرفی بود که بخاطر محدودیت جای نمایشگاه تنها ۱۶ قطعه آن به نمایش درآمد. هر قطعه تنها به یکی از رنگ های قرمز، سیاه یا آبی مزین شده و بر روی هر قطعه ۳۲ حروف الفبا نقش بسته بود.

از فرهاد مشیری، هنرمند مقیم ایران که جوایز بسیاری در سطح جهانی گرفته است. دو اثر به نمایش گذاشته شد.

او به همراه شیرین علی آبادی ویدیویی از سریال های مختلف تلویزیونی ایران در دهه اخیر را در کنار هم تدوین کرده بود. نتیجه کولاژی طنزآمیز بود که نشان می داد چگونه ملودرام های بی آزار در شکل دادن نُرم های اجتماعی جامعه موثرند.

از وی چیدمان دیگری به نام "صف شکلات" به نمایش گذاشته شده بود.نمایش پیکری بی جان که با شیرینی ها و شکلات های ایرانی مزین شده بود.

این اثر تناقضی چندگانه را در خود حمل می کرد. از تاریکی مرگ به روشنایی شیرینی. ایرانی ها حتی در عزا نیز شیرینی و خرما پخش می کنند. رنگ های شاد زرد، قرمز و سبز این چیدمان با واقعیت تلخ مرگ شاید نمایشگر خاکستری های زندگی روزمره است.

نازگل انصاری نیا، هنرمند سی ساله مقیم ایران که تحصیلات هنری خود را در لندن گذرانده است، با چیدمانی خلاقانه در نمایشگاه حضور داشت.

او در چهار جلد کتاب، گزارشی امنیتی در آمریکا را بصورت یک لغت نامه در آورده و کل محتوای گزارش را بصورت واژه نامه باز نویسی کرده. وی در واقع رابطه دستور زبانی گزارش را شکسته و معنای جدیدی پدید آورده که محدودیت کلمات ، تکرار و تاکید را در آن به نمایش می گذارد.

مجلدهای این مجموعه کتابها در کنار هم هر کدام عناصر تصویری مختلفی از مهر ریاست جمهوری آمریکا به نمایش می گذارد؛ جلوه ای است در عین حال از محتوای متن.

سولماز شهبازی، هنرمند مقیم ایران و آلمان، ویدیوی کوتاه به نام پرسپولیس را به نمایش درآورد. این اثر یک سه گانه نوستالژیک بود که تنها آخرین ویدیوی آن مربوط به تهران می شد، شهری که در دوران کودکی او در شمیران، روستاها و دهات مختلف قرار داشت، قابل تشخیص نبود.

Image caption نمایی از ویدئوی پرسپولیس ساخته سولماز شهبازی

امروز این مناطق را انبوه برج های مسکونی پوشانده است. لحظات پنهان، راز های سرکوب شده و خاطرات زمان های دور بازتاب حساسیت های سولماز در این اثر بود.

هنرمند افغان

رهرو عمرزاد هنرمند افغان به همراه سایر هنرمندان عضو مرکزهنرهای معاصر افغانستان ده ویدیوی کوتاه عمدتا صامت را به نمایش گذاشتند.

این فیلم های کوتاه موضوعات گوناگونی از جمله شرایط اجتماعی، تاثیرات آموزش رسمی بر روی روان فرد را مورد کنکاش قرار می داد.

یکی از آنها فردی را نشان می داد که برای سوار شدن به اتوبوس و تاکسی نه از در آن بلکه از پنجره وارد می شد.حتی به جای در ورودی خانه از پنجره استفاده می کرد.

مسئولان نمایشگاه این ده ویدیو را در اتاقکی کوچک که تنها یک نفر در آن جا می شد، نمایش می دادند که طراحی آن نمادی از محدودیت شرایط وخیمی است که هنرمندان افغان برای آفرینش تولیدات خود با آن روبرو هستند.

در عین حال این اثر جشن هنرمند خلاق است. آنها انرژی تولید می کنند که بر این محدودیت ها فایق آید و پاسخ حزن آلودی است به جنگ، قربانیان آن، امید، آسیب و بهشت گمشده.

مطالب مرتبط