بیستمین سالگرد درگذشت عبدالعلی وزیری

Image caption عبدالعلی وزیری

موسیقی سنتی ایران در جریان نوسازی های یکصد سال اخیر، چهره های ریز و درشتی را پرورانده است که همه کدام به سهم خود نقش سازنده ایفا کرده اند.

در این میان جاذبه چهره های درشت تر، دیگران را در سایه قرار داده است. "عبدالعلی وزیری" که چهارم خرداد ماه امسال مقارن با بیستمین سالروز درگذشت اوست، یکی از آن هاست.

عبدالعلی، پسر عموی "علینقی وزیری" استاد نام آور موسیقی ملی، در سال 1290 در تهران زاده شد و از نوجوانی، از همان سالی که پسر عمویش مدرسه موسیقی خود را بنیاد کرد ()1302 به فراگیری موسیقی (تار و آواز) پرداخت و چنان پیش رفت که دو سال بعد می توانست در "کلوب موزیکال" وابسته به مدرسه موسیقی، آفرینده های پسر عموی خود را بخواند.

وزیری بزرگ (علینقی) در آن سال ها در جستجوی خوانندگان زن و مردی بود که از عهده خواندن ساخته های او برآیند.

خوانندگانی که معتاد به اجرای شیوه های مطلقا سنتی نشده باشند و صدایی و ذهنی انعطاف پذیر در اجرای قطعات نو آورانه داشته باشند. او اندیشیده بود که صدای عبدالعلی را همان گونه که می خواند پرورش دهد.

صدایی بود بکر و تازه و با طراوت و عبدالعلی نیز شور و شوق بسیاریبرای این پروراندن داشت.

کوشش و جستجوی وزیری برای یافتن صدای سازگار زن نیر به زودی به نتیجه رسید. "حسین سنجری" آموزگار تار در مدرسه موسیقی، "روح انگیز" را یافت و کوشید او را قالب همه خواننده ای در آورد که وزیری می خواست. راه هموار شده بود.

وزیری از آن پس می توانست آفریده های خود را - و از آن راه - طرح ها و شیوه های ابتکاری خود را به جامعه بشناساند.

عبدالعلی اگرچه در تارنوازی نیز پیشرفت هایی پیدا کرد و به قول خالقی "تارش زنگ تار استادش را داشت"ولی پشتکار لازم را برای ادامه کار نداشت. شاید هم نیاز مبرم به "خواننده" همه توجه عبدالعلی را به سوی آواز کشاند.

منحصر به فرد

وزیری بزرگ تا پیش از پرورش یافتن عبدالعلی، قطعاتی را که می ساخت، خود می خواند. صدایی پخته در مایه "باریتون"داشت و در سال های تحصیلی در پاریس و برلین، یکی دو کلاس آواز را نیز تجربه کرده بود. نمونه هایی از صدای او، تنها یا همراه با صدای روح انگیز در قالب"دوئت" در صفحات قدیمی ضبط شده است.

با پرورده شده عبدالعلی، وزیری جانشینی برای خود در آوارخوانی پیدا کرد که شاید صدایش از نظر سازگاری با موسیقی سنتی ایران بر صدای خود او نیز برتری داشت.

Image caption علینقی وزیری

روح الله خالقی صدای عبدالعلی را بسیار ستوده و آن را به ویژه در اجرای آثاری به سبک موسیقی وزیری منحصر به فرد نامیده است. "تا کنون هیچ خواننده ای نتوانسته است آهنگهای کلنل (وزیری) را به خوبی او بخواند".

جدا از صدای خوش و تعلیمات کافی، خالقی درک و دریافت تیز عبدالعلی را نیز دلیل منحصر به فرد بودن خوانده های او می داند: "عبدالعلی وزیری آهنگ های کلنل را خوب می فهمید. چون از خردسالی با استاد بود و روش خواندن خود او را نیز دیده بود."

او با صدای گرم مطبوعی که داشت به زودی بر رونق کار ارکستر مدرسه موسیقی افزود و شنوندگانی که صدای او را می پسندیدند راحت تر آهنگ های نو آورانه کلنل را می پذیرفتند.

در میان این آهنگ ها چند تایی با اجرای عبدالعلی با استقبال بسیار روبرو شد. مثل "خریدار تو" "گوشه نشین" و "نیم شب" که برروی غزلیاتی از سعدی و حافظ نهاده شده، " نی" که روی مثنوی معروف مولوی نشسته است و "غمگین" در پیوند با شعری از رودکی.

عبدالعلی وزیری چند سالی از فضای موسیقی دور شد. با شبه کودتایی که در هنرستان عالی موسیقی پیش آمد و غلامحسین مین باشیان به جای وزیری نشست، یاران نزدیک او از جمله عبدالعلی نیز به راه های دیگر رفتند.

عبدالعلی شش سالی را از 1314 تا 1320 به کارهای غیر موسیقایی روی آورد. دو سالی در بانک سپه، دو سالی دیگر در بانک ملی و دو سه سالی را در بنگاه راه آهن دولتی گذرانید.

در سال 1320، سال بازگشت علینقی وزیری به هنرستان و اداره موسیقی کشور، عبدالعلی نیز به فضای خود رجعت کرد.

علاوه بر این از سال 1322 به همکاری با رادیو ایران پرداخت و اهل بایگانی و حافظه می گویند که نخستین خواننده مردی است که در برنامه گلها، آواز خوانده است.

کاشف صدا

حالا که به اینجا رسیدیم بد نیست این را هم بگوییم که عبدالعلی وزیری به کاشف و پرورنده صداهای ناب دیگری نیز بوده و یافته ها را به رادیو هدیه کرده است. نخستین صدا از آن "غلامحسین بنان" بود که با او دوستی داشت و از "حسن خداداده اش" با خبر بود.

او را به اداره موسیقی کشور می برد و به خالقی معرفی می کند. خالقی نیر کلنل را در جریان می گذارد و هر دو مجذوب صدای بنان می شوند.

در نتیجه بنان از اداره کل غله و نان به اداره رادیو منتقل می شود و کلنل مفسر تازه نفسی برای آثار خود پیدا می کند.

دومین صدا از آن دختر جوانی بود که از بابل آمده بود و معلم موسیقی مدرسه، آن را کشف کرده بود. این دختر را نیز به اداره موسیقی کشور می برند و به خالقی معرفی می کنند و خالقی پرورش صدای او را ره عبدالعلی وزیری می سپارد..

این همان خواننده ای است که بعدها خالقی نام "دلکش" را بر او نهاد و به سرعت از شهرگان آفاق موسیقی ایران شد.

خالقی در مورد عبدالعلی افسوس می خورد که قدر صدای خود را نداسته و آن گونه که باید از آن نگهداری نکرده است، ظاهرا اشاره خالقی به "اعتیاداتی" است که خواننده پرقریحه را از پیشرفت های بیشتر باز می داشته است.

باهمه این حرف ها، نام عبدالعلی وزیری در فهرست راهگشایان موسیقی نو آورانه سنتی باقی خواهد ماند.

مطالب مرتبط