به روز شده:  15:55 گرينويچ - جمعه 10 ژوئيه 2009 - 19 تیر 1388

عمليات کاغذسازی: نقاشی وخطاطی با تجهيزات نظامی

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

وقتی صحبت از سربازان آمریکایی می شود، چه چیزی به ذهن خطور می کند؟ جنگ، خشونت و تیر و تفنگ و یا نمایشگاه نقاشی و خطاطی؟

از دو سال پیش تعدادی از سربازان آمريکايی که در جنگ عراق حاضر بوده اند، دور هم جمع شده اند و در عملیاتی به نام عملیات کاغذ سازی تلاش می کنند تا با بازسازی اشیایی که در دوران جنگ از آنها استفاده می کرده اند، خاطرات تلخ دوران خدمت خود را بازنويسی کنند.

جان مايکل ترنر، يکی از اين سربازان می گويد:"اين يونیفورم پر از شن است، پر از خون و اشک است. پر از اورانیوم خنثی شده است، جزیره هاییتی، کانادا، بلغارستان، آلمان، ایرلند، کویت و عراق."

اين سربازان با بازسازی يونيوفرم های خود، کاغذ ساختند.عملیات کاغذسازی با مشارکت سربازان جوان و ميانسال آمريکايی در شهر ورمونت آمريکا شروع شد. در ماه ژوئن نمايشگاهی از کارهای آنان در لندن هم به نمايش درآمد.

این سربازان با قطعه قطعه کردن يونیفورم ها، دلار و پرچم آمريکا، خشمشان را بیرون ریخته و از تکه های خرد شده لباس های نظامی و تبدیلشان به کاغذ خاطرات گذشته را بازنویسی می کنند و روی این کاغذها نقاشی و خطاطی می کنند و شعر می نويسند.

تصور مردم در آمریکا از سرباز جنگ دیده خیلی سیاه سفید است: خدمت و افتخار و یا غرور و خاموشی. ولی منی که سال ها سرباز بوده ام خیلی رنگ های دیگر بین این دو دیدم.

درو کمرون

درو کمرون، یکی از پایه گذاران این حرکت که شش سال در عراق خدمت کرده است، به بی بی سی فارسی می گويد: " عمليات کاغذسازی زاده یک نیاز بود. نیاز به بیان تجربه ای پیچیده از دید یک سرباز. تصور مردم در آمریکا از سرباز جنگ دیده خیلی سیاه سفید است: خدمت و افتخار و یا غرور و خاموشی. ولی منی که سال ها سرباز بوده ام خیلی رنگ های دیگر بین این دو دیدم. در نتیجه این پروژه کمکی بود به خود من که بتوانم به نوعی تجربه هایم را هضم کنم و با خودم خلوت کنم و حرف دلم را بگویم."

او يکی از شعرهای نوشته شده را می خواند:" تو دشمن نیستی/ برادرم خواهرم/ من شرمنده ام و شاید حالا به تو تعلق دارم./ من بی اجازه وارد خانه تو شدم/ فرشت را کثیف کردم و به بچه هایت زور گفتم./ تو دشمن نيستی/ پدرم، مادرم/ من شرمنده ام که باغچه ات را به گل نشاندم و توی پارچ آبت تف کردم/ تو دشمن نيستی/ مادر بزرگ من، پدر بزرگم/ بين خود ديوار ساختم و ديوارهای خانه ات را ويران کردم و به جايش ايست بازرسی گذاشتم و نور چراغ قوه را انداختم توی چشم هات/ تو دمن من نيستی دوست من، رفيق من/ به همه ما خيانت شده/ کودک من، جزئی از من، خون من/ خون ما يکی است/ تو دشمن من نيستی/ هيچ وقت نبوده ای/ جزئی از منی و من جزئی از تو."

درو کمرون، به مخاطبان افغانی خود می گويد:"مرا ببخش و بدان که من روز و شب در تلاشم که نیروهای آمریکايی کشورت را تخلیه کنند و می دانم که مردم معمولی که آسیب دیده اند - هیچ وقت دشمن من و یا آمریکا نبودند. و می دانم که آنها هم مثل همه آدم های دیگر می خواهند زندگی کنند و خانه و خانواده داشته باشند. و می دانم که آنها بی دلیل مورد حمله کشوری قرار گرفته اند که خواسته واقعی اش گسترش قدرت سیاسی و اقتصادی اش است."

بنا بر آماری تخمینی که توسط مرکز امور سربازان جنگدیده در آمریکا تهيه شده، از هر 10 نفر سرباز بازگشته از جنگ، 3 نفر خودکشی می کنند و میزان اعتیاد به الکل و مواد مخدر در میان آنها بسیار بالا است.

در این نمایشگاه هم همانند کشور آمریکا، همه جا آکنده ازپرچم است. ولی این بار تکه تکه شده. درو کمرون در باره علت استفاده از پرچم در اين نمايشگاه می گويد:" آمریکا سال ها است که دراین دنیای بزرگ ، شهروندی بی مسئوليت بوده و می دانم که خیلی از آمریکایی ها هم با من موافقند. من احساس می کنم که این پرچم به ما دروغ گفته و برای جاه طلبی های خودش از ما سوء استفاده کرده است."

این نمایشگاه در حال سفر به گوشه و کنار دنیا است و برگزارکنندگان آن امیدوارند که بتوانند از این طریق چهره ای تازه از سربازان وظیفه آمریکایی را به دنیا نشان دهند.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.