دهه چهل دهه شگفتی است

Image caption نگاه انتقادی دکتر صنعتی به آثار فرهنگی و فکری، بویژه از حیث اسطوره زدایی مشهور است

دهه چهل که در اینجا مراد از آن دهه منتهی به سال ۱۳۵۰ نیست بلکه سالهای بیشتری را در بر می گیرد، دهۀ شگفتی است. دهۀ رشد و شکوفایی و پدید آمدن بیشتر آثار ادبی و هنری و فرهنگی، از یک سو و دهه رشد صنعت و جهانگردی و رونق اقتصادی و بالارفتن قیمت نفت از سوی دیگر. این دهه در عین حال دهه انقلاب سفید و اصلاحات ارضی و شناختن حق رای زنان از یک سو و پیدایش کنفدراسیون و جریان های چریکی و مبارزه با حکومت شاه از سوی دیگر است. یک نگاه حتا گذرا به سراسر این دهه نشان از عظمت آن دارد. در بخش صنعت می توان گفت که بیشتر صنایع کشور در همین دهه پا گرفت و به عنوان سمبل می توان از ایران ناسیونال و اتومبیل پیکان نام برد. در بخش آموزشی و دانشگاهی، دانشگاههای شریف و علم و صنعت و امیرکبیر و سپاهیان انقلاب و تربیت معلم و نیز دانشگاههای اصفهان و اهواز و تبریز و ارومیه و شیراز و کرمان و بلوچستان و بیرجند و مازندران و گیلان، ( و حتا دبیرستانهای بنام تهران )همه در این دهه به وجود آمدند. تا پیش از آن اگر هم وجود داشتند، اندازه شان از یک دانشکدۀ کوچک فراتر نمی رفت. در صنعت جهانگردی کافی است به یاد بیاوریم که سه چهار هتل بزرگ تهران مانند هتل استقلال، هتل هایت ( هم در تهران و هم در نمک آبرود ) ، هتل لاله در همین دهه ساخته شد و سازمان جهانگردی در همان زمان شکل گرفت. در بخش مطبوعات پیدایش روزنامه آیندگان و مجلاتی مانند رودکی و فردوسی و نگین و جهان نو و اندیشه و هنر و بازار رشت و جنگ اصفهان و مانند اینها یا در همین دهه پا به عرصه حیات گذاشتند یا در آن بالیدند. تلویزیون ملی ایران هم در همین دهه به وجود آمد. در بخش شعر، شاعرانی مانند اخوان، فروغ و شاملو ظهور کردند. آنها اگرچه از دهۀ پیشتر شعر می گفتند ولی آثار برجسته خود را ( مانند تولدی دیگر فروغ و از این اوستای اخوان و آیدا، درخت و خنچر و خاطره شاملو) در همین دهه آفریدند. در عین حال بیشتر آثار گلستان و ساعدی و مهمترین اثر هوشنگ گلشیری، شازده احتجاب، در دهه ۴۰ نوشته شد. در سینما آثاری مانند قیصر یادآور سینمای این دهه است و نیز آثار سهراب شهید ثالث و دیگران. شاید در یک کلمه بتوان گفت تمام سینماگران بزرگ ما پروردۀ دهه ۴۰ اند. صنعت انتشار که تا آن زمان اهمیتی نداشت، در این دهه به دستاوردهای بزرگی مانند انتشارات فرانکلین و امیرکبیر و خوارزمی دست یافت. این سازمانها اگر هم در دهۀ قبل تأسیس شده بودند، تمام رشد و شکوفایی خود را مدیون دهه ۴۰ اند. در عرصه نقاشی، گالری ها از این دوره اظهار وجود کردند و بزرگترین نقاشان ما حاصل کار این دوره اند، حتا نقاشی قهوه خانه ای در همین دوره رشد کرد. تآتر به معنای نوین کلمه اساسا در این دهه به وجود آمد و کارهای تجربی از نوع کارگاه نمایش در همین دهه شکل گرفت. نویسندگانی مانند نعلبندیان و بیژن مفید و اسماعیل خلج نیز در همین دهه پدیدار شدند. در تآتر و موسیقی کافی است یادآور شویم که تآتر شهر و تالار رودکی در همین دهه ساخته شد و ارکتسر ملی در همین مدت شکل گرفت و در بخش موسیقی اصیل ایران خوانندگانی مانند شجریان و پریسا و دیگران آمدند.

در بخش فکری کافی است یادآور شویم که انجمن فلسفه و حکمت، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و موسسه تحقیقات اجتماعی در این دوره بارور شدند. پدیدۀ فردید در همین دوره ظهور کرد و آثاری مانند « غرب زدگی » آل احمد و « آسیا در برابر غرب » داریوش شایگان و « در غربت غرب » احسان نراقی در همین دهه انتشار یافتند. تصویر کامل این دهه را در این مختصر نمی توان به دست داد و نیاز به یک گزارش مفصل و مستقل دارد. این تصویر ناقص و مختصر نیز به خاطر آن داده شد که دهۀ ۴۰ از حیث فکری موضوع گفتگوی ما با آقای دکتر محمد صنعتی، نویسنده و منتقد فرهنگ و ادبیات و هنر ( متولد ۱۳۲۴ اصفهان ) قرار گرفته است.

دکتر صنعتی روانپزشک و روانکاو و نویسنده کتاب « صادق هدایت و هراس از مرگ » است که آثار دیگر او « تحلیل های روانشناختی در هنر و ادبیات » و « زمان و نامیرایی در سینمای تارکوفسکی » او مشهور است. او متفکری است که مقالات بسیاری از او منتشر شده و نگاه انتقادی اش به آثار فرهنگی و فکری، بویژه از حیث اسطوره زدایی مشهور است.

در بخش های بعدی این مجموعه، گفتگوی ما را با وی در زمینه مباحث فکری و روشنفکری دهه ۴۰ می خوانید که باز هم از طرز تفکر او، ردیابی اسطوره اندیشی و در نهایت اسطوره زدایی از فرهنگ معاصر نشان دارد.

مطالب مرتبط