پنجاهمین سالگرد در گذشت قمرالملوک وزیری

پنجاه سال از مرگ قمر الملوک وزیری، پرآوازه ترین خواننده زن آوازهای سنتی ایران می گذرد.

درباره او تاکنون بسیار گفته و نوشته اند ولی شاید حق مطلب آن گونه که باید ادا نشده باشد. بیشتر گفته ها و نوشته ها نگاه به صفات پسندیده اخلاقی و رفتار های انسان دوستانه او دارد. و کمتر نقش حضور او در پیشبرد جامعه موسیقی و گسترش صحنه های فرهنگی بر روی زنان بررسی شده است.

این که قمر "یتیم نواز" بود و هر چه در می آورده خرج مستمندان می کرده و حتی سگ ها و گربه ها را از بزرگواری های خود بی نصیب نمی گذاشته، البته قابل ستایش است.

ولی این ها نیست که قمر را "قمر" ساخته است. زنان و مردان بسیار دیگری را می توان پیدا کرد که به این گونه صفات انسانی آراسته اند.

حدیث قمر چیز دیگری است. حتی حسن خدادادی صدای او که یاری به استادان موسیقی جلائی به حد کمال یافته بود، اهمیتی همپای نقش اجتماعی حضور او بر صحنه ندارد.

همزمان با قمر و پس از او خوانندگان خوش صدای بسیار پیدا شدند. قمر زمانی سر بر آورد که جامعه فرهنگی ایران در جریان، ااتهاب و دگرگونی بود و در هز حوزه به دنبال کسانی می گشت که آن را نمایندگی کنند. قمر در عرصه موسیقی سنتی به کار گرفته شد که سال های دراز همچنان "مردانه" باقی مانده بود.

موسیقی مردانه با اجرای مردانه و برای جمع شنوندگان مردانه. او در نخستین کنسرت خود در سال 1303 در گراند هتل تهران این قاعده سنتی را در هم ریخت. ظرافت زنانه صدای خود را در آوازها ریخته و نه تنها برای مردان که برای همگان خواند. همگان در این جا واقعا همان معنای همگان را می دهد. مخاطبان دیگر محدود به اعیان و اشراف نبودند.

قمر از آن پس حتی بنابر طبع تنگدست نواز خود بیشتر رغبت به خواندن برای فرودستان داشت تا فرادستان. از این بابت نیز کنسرت گراند هتل را باید حادثه بزرگ به شمار آورد. و این حادثه بزرگ ثمرات دیگری نیز به بار آورد.

برای نخستین بار زنی دلاور بی هیچ حجاب و نقاب در برابر هزاران چشم مشتاق به روی صحنه می رفت و با این کار دیواره ترس را از پیش پای زنان هنرمند دیگر بر می داشت و راه را برای گام نهادن آنان بر صحنه هموار می کرد.

او با این کار از سوی دیگر توصیه دوستان شاعر خود ایرج و عشقی و عارف را به کار می بست که زنان را به "رفع حجاب" تشویق می کردند.

تصنیف ها

Image caption طرحی از چهره قمر از مرتضی ممیز

در اهمیت نخستین کنسرت گراند هتل که کنسرت های دیگری را نیز به دنبال آورد همچنان می توان گفت یکی هم این که شاعران و موسیقیدانان نوآور را بر انگیخت که با تکیه بر امکانات صوتی قمر به تصنیف ساری های تازه روی آورند. شاعران آرزو می کردند که شعرهایشان را قمر بخواند و روشنفکران زمانه هم شیفته او بودند.

شعر و آهنگ پنج تصنیف او از عارف قزوینی است که معروف ترین آن "مارش جمهوری" و " تا رخت مقید نقاب است" (در نکوهش حجاب زنان) است.

متن دو تصنیف او نیز از ایرج میرزاست؛ مرگ مادر و عاشقی با محنت بسیار. آهنگ شش تصنیف او نیز از استادش مرتضی نی داوود است.

و اما رکورد تصنیف ساری برای قمر را محمد علی امیرجاهد (روزنامه نگار و مدیر سالنامه پارس) شکسته است.

امیرجاهد گفته است در طول شش ماهی که کمپانی صفحه پرکنی برای ضبط صدای قمر به تهران آمده بود، هر هفته 2 تصنیف برای او ساخته است. با یک حساب سر انگشتی می شود 48 تصنیف و به این ترتیب می توان حدس زد که در طول سال ها همکاری با قمر شمار تصنیف های او به 200 نزدیک خواهد شد.

در میان تصنیف های او " جان من" ، "هزار دستان"، "گردش " و "امان از این دل"رواج و شهرت بیشتری یافته است.

توصیفات

گفتیم که قمر پس از نخستین کنسرت خود در گراند هتل مهر و علاقه همه اقشار اجتماعی را به سوی خود جلب کرد. دولتمندان مقتدر آنچنان مجذوب او شده بودندکه برایش هدیه های گران می فرستاند. روشنفکران زمانه هم دلباخته او بودند و در وصفش شعرها می سرودند. مردم و مردم کوچه بازار نیز زن دلاور و قهرمانی یافته بودند که از میان خودشان برخاسته بود.

در میان وصف پردازی های شاعران شاید هیچ کدام چون شعر ملک الشعرای بهار حق مطلب را ادا نکرده باشد:

صد قرن هزار ساله باید

تا یک قمرالملوک زاید

ایران که دو صد قمر ندارد

هر زن که چنین هنر ندارد

بگذار برایمان بماند

آواز فرح فزا بخواند

زان زمزمه های آسمانی

بر مرده دلان دهد جوانی

محمد حسین شهریار نیز که شبی را در محفل قمر گذرانیده عاشقانه ای در وصف او سروده و در آن به عاشق ترین عاشقان او ایرج نیر اشاره کرده است.

از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست

آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست

آری قمر آن قمری خوشخوان طبیعت

آن نغمه سرا بلبل باغ هنر این جاست

ای عاشق روی قمر ای ایرج ناکام

برخیز که باز آن بت بیدادگر این جاست

ای کاش سحر ناید و خورشید نزاید

کامشب قمر این جا، قمر این جا، قمر این جاست

سرانجام

قمر الملوک وزیری از سال 1319 سال گشایش رادیو ایران، به استخدام این سازمان در آمد و از آن پس آواز رسای خود را همگانی کرد و آن را به دورترین گوشه و کنار ایران نیز رسانید. استادان برجسته ای چون: مرتضی نی داوود، ابولحسن صبا، حبیب سماعی و حسین یاحقی همنوازان صدای او بودند.

ولی فقر و تنگدستی روزافزون که از همان دست و دلبازی های پیشین مایه می گرفت، او را به جایی کشانید که در شان او نبود. به ناگزیر پایش به کافه رستورانهای شبه کاباره ای باز شد.

خواننده بلند نظری که فرمان بزرگان را برای کاری که نمی خواست نمی پذیرفت، در سال های پایانی عمر برای گذران زندگی وادار شده بود تا به خواست کلاه مخملی ها عمل کند.

در سال 1331 باز به ناگزیر در یکی از فیلمفارسی ها شرکت کرد تا در فیلم مادر آواز بخواند که ای کاش نمی خواند و قدر خوانده های پیشین را نگاه می داشت.

قمر سر انجام به تاوان ایثار رو بخشش دوران جوانی خود در چهاردهم مرداد 1338 در فقر و تنگدستی مطلق به سکته مغزی چشم از جهان فروبست ولی نام او که تا زمان ما به نیکی مانده است، تا سال هایی فراتر از مام نیز خواند ماند. او نا تنها صدای دلنشین و پرورده داشت، بخشنده ظرافت زنانه به موسیقی ملی بود وراه ورود بی دغدغه زنان را به صحنه های هنری هموار کرد.

مطالب مرتبط