درویش و چله نشینی در برنامه آپـارات

این هفته در برنامه آپارات فیلمی درباره دراویش قادری و آیین چله نشینی دراویش نمایش داده می شود. "خلوت"، نام این فیلم است و عباس تحویلدار فیلمساز ایرانی آن را ساخته است.

برنامه آپارات روز های پنج شنبه هر هفته ساعت ۲۱:۱۰ دقیقه به وقت ایران و ۲۲:۱۰ به وقت افغانستان و ۲۲:۴۵ به وقت تاجیکستان از تلویزیون بی بی سی فارسی پخش می شود.

این برنامه سه شنبه بعد هم در همین ساعات ها باز پخش می شود و علاقه مندان می توانند تکرار آن را جمعه شب بعد از حدود ساعت ۱۲ شب به وقت ایران ، ۱:۰۰ بامداد شنبه به وقت افغانستان و۱:۳۰ دقیقه بامداد به وقت تاجیکستان تماشا کنند. برنامه آپارات را می توانید به طور زنده و همزمان از طریق وبسایت فارسی بی بی سی - پخش تلویزیون - نیز تماشا کنید.

درباره فیلم فیلم تلاش یک درویش جوان برای چله نشینی و تزکیه درون است. چله نشینی آیین است که در آن انسان چهل روز با مراقبت و مواظبت به یاد حق و ذکر و عبادت و توجه به او مشغول باشد و امور غیر ضروری و غیر لازم را که باعث پراکندگی خاطر می شود، در حد امکان ترک کند. در این خلوت عاشقانه ، خواب دیدن و و ذکر نقش عمده ای دارد. در فیلم خلوت می بینیم که عباس تحویلدار، سازند ه این فیلم ظرف چهار سال زندگی یکی از دراویش کرد را از زمان آغاز دوره چله نشینی اش به بعد به تصویر کشیده .

درباره کارگردان عباس تحویلدار متولد ۱۳۳۶ در تهران است ، از سال ۱۳۵۸ به مستندسازی و نویسندگی و عکاس پرداخته است آقای تحویلدار مستند سازی هست که مستند های زیادی را در سالهای پس از انقلاب ساخته و موضوع این فیلم ها درباره جنگ و همینطور فیلم هایی درباره آیین های مختلف مذهبی عرفانی در مناطق مختلف ایران که فیلم خلوت یکی ازآنهاست وازجمله فیلم های او می توان به جنگ عشایری ، بافق شهر نخل های بی بار، حماسه خرمشهر، ایلام اسطوره مقاومت، همسفر راهیان فتح و بر بستر آب اشاره کرد. همچنین مستندهای ویدئویی آثار تاریخی دهلی (سیر المنازل)، امیر خسرو دهلوی و سای بابا ساخته شده در هند برای شبکه اول تلویزیونی ایران بود و مستندهای مستقل کسنزان، قوم از یاد رفته و خلوت است. د ر زمینه عکاسی دو کتاب "هند سرزمین شگفتی ها "و" صابئین ایران زمین" جزو آثار چاپ شده از عباس تحویلدار است.

ویژگی فیلم در این فیلم تصاویر کمتر دیده شده ای از چله نشینی دراویش در ناحیه کردستان ایران نشان داده میشود . و در فیلم می بینیم که زن می تواند درویش باشد و می تواند هدایتگر برادرن بزرگتر خود باشد. فیلم سفری هست پر از کشف به یک دنیای کمتر شناخنه شده برای فیلمساز و مخاطبش . فیلمساز خوب توانسته به شخصیتهای درون فیلم نزدیک شود و بیننده را هم با خودش تا پایان بکشاند .

تماس با برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

مروری بر فیلم هفته گذشته :

"و من عاشقانه زیسته ام"

زندان برای هر کسی تجربه تلخی است ، اما برای زندانیان سیاسی و عقیدتی این تلخی از جنس دیگری است. به خصوص این که این زندانی زن هم باشد و در زندان در معرض انواع خشونت ها قرار داشته باشد.

«...و عاشقانه زیسته ام » مجموعه است از خاطرات چند نفر از زنان زندانی سیاسی در ایران در دو حکومت شاهنشاهی و جمهوری اسلامی . در این فیلم زنان در مقابل دوربین از نحوه برخورد بازجوها و زندانبان و همینطور اعدام های گسترده سال 67 در ایران حرف می زنند. زنانی که مورد تجاوز قرار گرفته اند ، بچه شان در زندان به دنیا آمده و با آنها در زندان حبس کشیده است. همه این زنان اکنون در خارج از ایران زندگی دیگری دارند ، اما هنوز بار روحی و روانی سختی های زندان را با خود همچنان حمل می کنند.

گزیده نظرات بینندگان

سیاوش از تهران

فیلم پر محتوایی بود اما چی میشه گفت از ایران یا افغانستان ،طالبان و اسلامی که در آن از هر سیاستی برای رسیدن به قدرت استفاده شده و می شود .

محسن از تورنتو

من در تمام طول پخش این فیلام ، به عنوان یک مرد گنده! جلوی چشم زن و بچه، عاشقانه زار زار گریه کردم . آنهم وقتی که ياد گرفته ام مرد نباید گریه کند.

من بی اختیار عاشقانه گریه کردم . گریه براي مظلومیت دل پدر و مادران زندانیان، آنها که زیر ظلم له شدند و زیر نبود جریان آزاد اطلاعات آنها را نابود کردند.

این موضوع زوايای بسیار دیگر نیز برای دیدن و بررسی دارد که خانم بهرامي ،کارگردان فیلم ، به خوبی آن را تا اندازه اي برای ما به تصویر کشیده بود که الحق در همین حد هم، خدمت بزرگی را برای رفع خطر از این جهان انجام داده است .

امیدوارم اين تلاش صادقانه، زمینه ای باشد برای دیگرانی که سرمایه و وقت بیشتر دارند تا آنها نیز از زوایه خود به بیان این موضوع بپردازند. مخصوصا از منظر قشر وسیع مسلمانان معترض نسبت به اسلام حاکم تا شاید افکار عمومی دنیا تکانی بخورد .

نمی توانم این فیلم را به دلیل بار زیادی که با خود حمل میکرد و بار ممنوعه خود موضوع ، نقد کنم ... چون فکر میکنم آنقدر اين موضوع در اين سالها مظلوم بوده که اگر هزار عيب ديگر و قطع بیشترصدا و ... نیز داشت قابل تشکر و تحسین بود

ضمن تشکر مجددا ، فقط کاش شما کارنامه ی مختصر هنري خانم بهرامی را نیز برای ما بازگو میکردید که آیا ایشان حرفه ایی این رشته هستند یا نه ؟ آن وقت توقع ما هم معلوم میشد که باید چقدر از این فیلم متوقع باشیم

داکتر پرویز از کابل

فلیم را دیدم ولی باتأسف صحنه های دلخراش که توسط زندانی تعریف میشد مرا به یاد تاریخ نزدیک کشورم می انداخت که با تأسف خیلی تکرار شده و ظلم از هر نوع اش که با شد ضمیر بشریت را تکان می دهد.

آرام رها

کاری به مسایل تکنیکی فیلم ندارم اما در باره مضمون فیلم باید بگویم سخنان مرا به حساب تایید اعمال انجام شده در زندان نگذارید که من خودم دلایل متقن تر و محکم تری از انچه گفته شد برای محکوم کردن این اعمال دارم. هرچند تلخ و غم انگیز بود اما به عنوان کسی که آن روزها را تجربه کرده باید، بگویم که ای کاش این افراد رفتار و روش سیاسی خود را در ان زمان فراموش نکرده باشند. چون من نکرده ام. ترورها آنهم ترورهای کور مردم کوچه و خیابان که بی نصیب نبودند ،مغازه دار ها که جرمشان زدن یک عکس بود بمب گذاری ها در معابر. جنایات در کردستان ( از هر دو طرف) از همه اینها گذشته رفتار و عملکرد این گروهها باعث شد حکومت به سمت خشنونت حرکت کند و یا بهانه آن را بدست اورد. اگر بخواهیم دقیق تر تحلیل کنیم اینان باعث شدند که شیوه حکومت در خورد با مخالفین موجه جلوه کند.

سعیـد فيلم زيبا و به شدت تاثير گذار بود. همزمان با سالگرد كشتار سال 67 پخش اين فيلم يادي بود از درد و رنج جوانان ديروز اين سرزمين كه مانند جوانان امروز پاك و معصوم بودند.

مهــــری

این فیلم بسیار تاثیر گذار بود و ما رو با در کهنه ای که اون روزها خیلی ها نفهمیدند که چی شد و چه آدمایی درد کشیدند و تنها شدند و رفتند، روبرو می کنه. گریه کردم، وقتی قسمتهایی از صحبت هاشون رو می شنیدم و به وجودشون افتخار کردم، که همچین زن های ایرانی بودندو هستندو از اون خانوم پیری که به همراه دخترش زندگی میکردو فکر می کنم تبریزی بودند بسیار خوشم اومد. کاش کمی کیفیت صدای فیلم بهتر بود.

سروش

به نظر من وقت کافی برای باز گویی به شخصیت ها داده نشده بود و یک تدوین ناقص داشت .اما اینها چیزی از بار معنوی این مستند ساخته خانم پانته آ بهرامی کم نمی کنه .

شیوا

این فیلم بخشی از تاریخ بعد از انقلاب ایران را بازگو کرد که هرگز برای نسل جوان آشکار نشده است، من به طور مبهم چیزهای راجع به اعدام های آن سال ها شنیده بودم اما با دیدن این فیلم به عمق فاجعه پی بردم، شاید به دلیل تهدیدهای حکومت در آن زمان خانواده های اعدامیان در ایران به صورت گسترده دست به افشاگری نزدند و به همین خاطر هیچوقت این عدام ها برای نسل های بعد بازگو نشد، به هر حال کشتار های آن سالها بخش دردناک و غیر قابل انکار تاریخ ایران است. برای تکرار نشدن این فاجعه باید بر این قسمت تاریخ کشور دوباره مرور کرد.

رضا رضوی

من مردی 36 ساله هستم که در سال 74-75 پنج ماه انفرادی بودم . پخش فیلم من عاشقانه زیستم وتماشای آن تمام خاطرات کودکیم را دردهه 60 بیاد آوردم و نا خوداگاه چشمانم را گریان نمود. فیلم بسیار زیبا و گویا بود .

فرانک یعقوبی

این فیلم خیلی تاثیر گذار بود ودیدنش باعث میشد آدم تا مدت ها در موردش فکر کنه روند فیلم خیلی سریع ،ولی واضح بود. شنیدن حقایق تکان دهنده از زبان اشخاصی که تجربیات تلخی رو پشت سر گذاشتن نکته ی مهمی رو یادآوری می کنه، این که حقیقتا در زندان های جمهوری اسلامی چه گذشته و همچنان می گذره؟ امیدوارم دیدن این نوع فیلم ها ماها رو نسبت به مسایلی که در دورو برمون می گذره واقع بین تر کنه .

عسگـر

دو تا نکته مهم برای من در این فیلم بود. اول از این که می دیدم این مصیبت کشیدگان بی عدالتی چقدر زیبا ، متین و زنده هنوز وجود دارند من را خوشحال کرد. من تمام کتابهای این افراد را خوانده ام و خودم درد زندانی بودن را چشیده ام . دیدار اونها با شجاعت و صبوری منو شاد کرد و لرزاند.

مازیار

می خواستم بگم فیلم - و من عاشقانه زیستم - خیلی روشنگر و خوب بود.فیلمی مشابه این فیلم حتی با چند بازیگر یکسان با این فیلم ساخته شده که اون بار حسی کمتری داره اما بیشتر به موضوع از لحاظ عینی می پردازه. امیدوارم شرایطی پیش بیاد که بتونید اون رو هم نشون بدید.

علـــــی از تهران

این فیلم بیش از آن که فکرش را می کردم اثر بخش بود و با دیدن آن احساس کردم، آرزوی خودم برآورده شده است و به واقع بسیار گویاتر و رساتر ازفیلمی از همین موضوع بود که من آرزوی ساختن اش را داشتم.

رویا سرابی

تکان دهنده بود من قبلا یه هم چین مطلبی رو از یه وبلاگ خونده بودم ای کاش سوال های دیگه ای هم میپرسید فکر میکنم بیشتر میخواست نشون بده که با این همه بلا یی که سرشون اومده ولی هنوز با امید و سرزنده زندگی مکنن و امید دارن که وطنشون ازاد بشه تا بتونن برگردن.

فروغ

از فیلم هایی بود که واقعا" بر من تاثیر گذاشت و وقتی که خانم نینا توی فیلم جریان جنایتی که براش شده بودو تعریف کرد منم همزمان با این عزیز درد کشیده گریه کردم.معتقدم این رژیم سیاسی آنقدر ها جنایت کرده که اینها فقط اونهایی هست که می شه براش فیلم ساخت ...خب ممنونیم از خانم پانته آ بهرامی که این جنایت ها را خواسته به تصویر بکشه و البته نمی شه هیچ وقت همشو به تصویر کشید

به نظر من فیلم خیلی خوبی بود ...نباید در این فیلم ها به دنبال کارهای فنی بود ...همین که این فیلم تونست من بیننده رو در اوجش به گریه بندازه کافیه .

همایون از ارومیه

ایکاش هیچوقت این فیلم را نمی دیدم ، فیلمی که در عین حالی که بسیار متاثرم کرد ولی وجهه بسیار زیبائی هم داشت و آن اینکه در این فیلم چه زیبا سراب قدرت طلبی بشر را خارگونه به تصویر کشید و چه با وقار حق از دست رفته مظلوم را نقاشی کرد و چه زیباتر در طول فیلم به معرفی رفتار یک انسان هویت طلب سرگردان و خالی از عواطف روح القدوسی پرداخت .

گاهی اوقات در طول فیلم با خودم در مورد اشخاصی که به بهانه دین و مذهب تسویه حساب ذهنی ، عقیدتی و مذهبی ، به سادگی هرچه تمام به حقوق دیگران تعرض می کردند و به راحتی آنها را شکنجه می دادند، فکر می کردم ومی پرسیدم که آیا آنها انسان اند ؟ آیا ارزش نفس کشیدن را درک کرده اند ؟

ولی سوال اینجاست که چپ ، مجاهد ، دموکرات و ... یعنی چه ؟ مگر نه اینکه تمام اینها جملات و کلماتی هستند که هرکس از زاویه خودش به آن نگاه می کند و در این میان می کشند و تجاوز می کنند، به جرم اینکه چرا از طرف زاویه من به قدرت نگاه نکردی یا اینکه چرا چیزی را که دیدی به زبان آوردی ؟

ولی زینهار که نه زاویه مهم است و نه گویش ، بلکه ذات موضوع و فلسفه کار مهم است که بر خلاف دو موضوع فوق هرگز تغییر نخواهد کرد و آن آزادی است واژه ای که انسان برای رسیدن به آن باید تاوان سنگینش را هم بپردازد، ولی این سوال مطرح است که خدا این وسط و حین این جنایت ها کجاست ؟