گلرخسار: "سکرات" شاهان و گدایان

Image caption بانو گلرخسار می گوید از این رمان خوشش نمی آید زیرا تالیفش خسته کننده بوده است

در تاجیکستان رمان جدیدی از شاعر و نویسنده سرشناس، گلرخسار صفی، با نام "سکرات" در چاپخانه "ار گراف" منتشر شده است.

به گفته ناشر، این کتاب با تعداد یک هزار نسخه به چاپ رسیده و در مدت کمتر از یک ماه، بیش از نیمی از آن به فروش رسیده است.

منتقدان ادبی رمان جدید گلرخسار را با توجه به مطالب و پیامهای سیاسی رمز آمیزی که در بر دارد، در دو دهه اخیر در منطقه بی نظیر می دانند.

به گفته آنها، این کتاب یکی از پرفروشترین کتاب ها در تاجیکستان در یک دهه اخیر محسوب می شود و خانم صفی مایل است آن را دوباره منتشر کند.

"رمه و چوپان"

"رمه و چوپان را انتخاب نمی کنند." با چنین سخنانی رمان "سکرات" آغاز می شود و طوری که نویسنده می گوید، مناسبات بین شاه و گدا، دو قهرمان برجسته در آثار کلاسیکی فارسی، اصل محتوی این رمان را تشکیل می دهد.

شاه و گدا در آثار کلاسیکی فارسی به شیوه های مختلفی، گاه خوب و بد، گاه در مقابل هم، گاه به هم نزدیک و گاهی هم برای بیان اندیشه های صوفیانه به این معنی که شاه و گدا هر دو از دنیا چیزی با خود نمی برند و نخواهند برد، تصویر شده اند.

Image caption این کتاب به تعداد هزار نسخه نشر شده و قرار است دو باره نیز منتشر شود

اما "شاه و گدا" گلرخسار چهره های تازه ای را بازتاب می دهند و به نظر می رسد که نویسنده از مباحثات و گفتمان های جهان امروز در باره اختلاف دموکراسی و استبداد، و نقش مردم در سیاست و دولتداری الهام گرفته است.

خانم صفی در این باره می گوید "اگر تاریخ ادبیات فارس و تاجیک را به یاد بیاوریم، در بیشتر آثار شعرای کلاسیک و معاصر فارس و تاجیک، از عامه و یا مردم ستایش می شود، اما رمان سکرات یکی از اثرهایی است که در آن مردم و عامه برای شاهسازی محکوم می شوند."

خانم صفی بخش اول رمان "سکرات" را با معرفی هویت "شاه" یا "ملک" آغاز می کند. وی در این بخش هنگام معرفی شاهان نوشته است "هر قدر ملکش پسمانده و خلقش مفلس و حقیر باشد، همان قدر صورتش سیر، سیمایش مغرور، نگاهش آسمان بوس است. مزار اعمالش پر از تابوت و جنازه و گور شخصیت هاست."

در این بخش رمان "سکرات" همچنین قهرمان دیگر آن – عامه یا مردم نیز معرفی شده است که از آفریدگار خود بیم دارد. "عامه خود را اختیاری به بره قربانی تبدیل داده است، بره ای که پیوسته در دم تیغ تیز عشق قرار دارد و خلق از آفریده خود ترسیدن را دوست می دارد، زیرا زندگی بدون بیم و هراس برایش معنی ندارد."

دستنویس های سوخته

خانم گلرخسار می گوید که نوشتن رمان "سکرات" را در اوایل دهه 1990، زمانی که جنگ داخلی در تاجیکستان درگرفت، آغاز کرده بود، بارها دست نویس آن را به کام آتش سپرد و باز به نوشتن نسخه دیگری از آن شروع کرد.

او می گوید که تالیف این اثر بسیار خسته کننده بوده، به این دلیل خود او هم از این اثر چندان خوشش نمی آید و می گوید شاید که "سکرات" منتشر شده نسخه یازدهمین دست نویس وی باشد.

او می گوید "من نمی دانم که چرا هجده سال عمرم را به یک موضوع زشتی بخشیدم. من به شاه و هم به گدا نفرت دارم. در پایان رمان هنگامی که ملک جان خود را از دست می دهد، تنها گدا برای وی گریه می کند."

ضمنا، این سومین رمان بانو گلرخسار است که در تاجیکستان منتشر می شود و به گفته برخی پژوهشگران، وی به تدریج از یک شاعر به یک نویسنده تبدیل می شود. زیرا گلرخسار در میان دوستداران ادبیات بیشتر با شعرهایش آشناست.

جوامع خودکامه

رستم وهابنیا، شاعر و منتقد ادبی که رمان تازه خانم صفی را مطالعه کرده است می گوید رمان "سکرات" پدیده خاصی در ادبیات معاصر فارسی زبان و تاجیک است.

Image caption آقای وهابنیا گفت رمان "سکرات" پدیده ای بی نظیر در ادبایت تاجیک است

آقای وهابنیا افزود "رمان سکرات را می توان گفت که یک نگاه طنزآلود به واقعیتهای یک جامعه بسته، جامعه سلطه سالار یا به اصطلاح امروزی ما، جامعه یکه حکمرانی است که در آن انسانها به حدی خرد و ناچیز شده اند که نسبت به شخصیت خود هیچ احترامی و ارزشی قایل نیستند. آنها همه هستی و وجود خود را در وجود و سیمای یک نفر می بینند. و این کار تا به حدی به افراط می کشد که این افتضاح را خود آن یک نفر که معبود یا سلطان یا شاه قرار داده شده است، احساس می کند و عامه نیز به این شکست خود متوجه می شود."

به گفته آقای وهابنیا، با وجود آنکه رمان تازه گلرخسار در برخی موارد به بعضی آرایه های هنری یا تندروی در استفاده از بینش هنری راه داده شده است، اما "سکرات" در ادبیات فارس و تاجیک یک پدیده جدید و در نوع خود بی نظیر است.

به گفته این محقق و منتقد تاجیک، رمان "سکرات" برای همه قشرهای مردم قابل فهم است. با توجه به این، برخی معتقدند که این اثر ممکن است "اذهان راکد در جامعه ای آلوده به فقر و فساد و بیمار از جهالت را" به جنبش درآورد.

در همین حال، چاپخانه "دوشتیچ" نیز مجموعه ای از اشعار گلرخسار صفی را با نام "جاودانه" به طبع رسانده است که در آن شعرهای تازه این شاعر گرد آوری شده اند.