اختناق، سرکوب و تبعید در آثار برنده جایزه نوبل ادبیات

داوران آکادمی نوبل پنجشنبه هشتم اکتبر جایزه نوبل ادبیات را به هرتا مولر، نویسنده آلمانی زبان برای آثارش که الهام گرفته از زندگی تحت حکومت کمونیستی نیکولای چائوشسکو در رومانیست، اهدا کردند.

پیش از اعلام نام او، گمان میرفت که آموس اوز، نویسنده اسرائیلی به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات انتخاب شود.

از آثار مشهور هرتا مولر می توان از "سرزمین گوجه های سبز" که به فارسی ترجمه شده است، "پاسپورت"، "قرار ملاقات" و موفق ترین و آخرین داستان او " هرچه از آن من است با خود دارم" نام برد.

قسمتی از " هر آن چه از آن من است با خود دارم " به این شرح است: "آن چنان عمیق و برای مدتی بس طولانی خود را درسکوت بسته ام که هرگز نمی توانم با کلمات خود را باز کنم. تنها هر بار که زبان می گشایم به گونه ای دیگر درسکوت دوباره خود را جای میدهم."

او در "هر آن چه از آن من است با خود دارم" از اختناق، سرکوب و تبعید تحت نظام کمونیستی در رومانی می گوید.

مضامینی که در تمام کتا ب هایش می کاود و الهام گرفته از تجربه های این نویسنده 56 ساله و خانواده اش تحت حکومت نیکولای چائو شسکو، آخرین رهبر حکومت کمونیستی رومانیست که پس از فروپاشی نظام کمونیستی بهمراه همسرش دستگیر و تیرباران شد.

هرتا مولر در دهکده ای در غرب رومانی که ساکنین آن را اقلیت آلمانی زبان تشکیل می دادند بدنیا آمد و تحصیلات دانشگاهی خودش را در رشته ادبیات آلمانی و رومانی به پایان رساند.

او در دانشگاه با گروهی از دانشجویان آلمانی تبار برای آزدای بیان تلاش می کرد .

خانم مولر پس از پایان تحصیلاتش سه سال در یک کارخانه به عنوان مترجم کار می کرد.

در همین دوران بود که از سوی سازمان امنیت و اطلاعات رومانی از او خواسته شد که با این سازمان همکاری کند، اما او این پیشنهاد را رد کرد.

هرتا مولر در مصاحبه با روزنامه آلمانی زبان دی زایت از آزار، بازجوئی و شکنجه بدست ماموران امنیتی رومانی می گوید.

به گفته او: "ازمن خواست که کارت شناسائی ام را به او نشان بدهم و گفت که من در ازای دریافت جوراب و لوازم آرایش با هشت دانشجوی عرب رابطه جنسی برقرار کرده ام و وقتی به او گفتم که حتی یک دانشجوی عرب هم نمی شناسم گفت که اگر بخواهیم می توانیم در دادگاه بیست دانشجوی عرب حاضر کنیم".

خانم مولر می گوید که بیشتر از تهدید به مرگ هتک حرمت و نسبت دادن اعمالی که هرگز مرتکب آن نشده بودم شکنجه اش میداد.

هرتا مولر تحت نظر ماموران امنیتی بود و اجازه ترک کشورش را نداشت ولی در سال 1987 با تفاق همسرش ریچارد واگنر که اوهم نویسنده است به آلمان پناهنده شد .

فرار از اختناق با حسرت از دورانی که بدون آزادی سپری شده است تصویری است که او از غربت ترسیم میکند.

هرتا مولر که به قول خود با چمدانی از خاطرات تلخ به آلمان گریخت می گوید که حتی پس از فروپاشی حکومت کمونیستی در کشورش کسانی که مسوول شکنجه کشتار و زندانی کردن مخالفان بودند بدست عدالت سپرده نشدند و بسیاری از ماموران سازمان امنیتی بعدا به دستگاه اطلاعاتی پیوستند.

او در یکی از مصاحبه های اخیرش گفت، گوئی هر آنچه در رومانی گذشت به ناگهان از اذهان پاک شده است و همه افراد گناهکار مورد عفو قرار گرفته اند.

برنده جایزه نوبل اخرین کتابش را با الهام از داستان دوست شاعرش اسکار پاستیور که سال ها در اردوگاه کاراجباری زندانی بود برشته تحریر در آورد. اسکار پاستیور قبل از انتشار کتاب درگذشت.

مولر از زبان قهرمان داستان که یک جوان هفده ساله است از زندانی می نویسد که کمتر کسی می توانست ازآن جان سالم بدر ببرد ولی اگر زنده میماند مرده متحرکی بیش نبود پیر و درهم شکسته که دیگر نمی توانست پذیرای هیچ گونه ای از عشق باشد.

هرتا مولر می گوید که هرگز نمی تواند زندگی گذشته خود را بدست فراموشی بسپارد و شاید همین خشم او از فراموشی بی عدالتی های رژیم گذشته است که او را بر آن داشته تا او هم چنان حکایت اختناق، ترس و فساد حکومت استبدادی را د ر قالبی نو تکرار کند.

مطالب مرتبط