چاپ نشریه ای تازه به زبانهای پامیری

Image caption "لازر" تنها نشریه به زبانهای محلی در بدخشان است

در شهر خارغ، مرکز استان بدخشان، نشریه فرهنگی جدیدی با نام "لازَر" با زبانهای پامیری و تاجیکی با خط سریلیک به چاپ رسید. این نشریه حالا تنها نشریه پامیری زبان در منطقه محسوب می شود.

به گفته خوشامد علیداد، شاعر و سردبیر نشریه جدید، چاپ این نشریه با توجه به نبود رسانه ای به زبانهای محلی در بدخشان بسیار مهم است.

هدف از چاپ این نشریه نیز حفاظت و رشد زبانهای پامیری، معرفی و در دسترس گذاشتن آثار نظمی و نثری ادیبان محلی به ساکنان منطقه ارزیابی می شود.

آقای علیداد می گوید نخستین شماره "لازَر" حاوی مطالبی با زبانهای تاجیکی و شغنی بوده است، ولی آنها تصمیم گرفته اند در شماره های بعدی مطالبی را به زبانهای دیگر پامیری یا بدخشانی، به مثل روشانی، وخانی، اشکاشیمی و یزغلامی نیز نشر کنند.

نشریه "لازر" به تعداد 99 نسخه در چاپخانه مرکز آموزشی "لاگاس" و با کمک مالی یک شرکت محلی موسوم به "دادچید" در خارغ منتشر شده است. به گفته مسئولان نشریه "لازر، این نشریه از این به بعد ماهی یک بار نشر خواهد شد.

با توجه به اینکه برای چاپ نشریه ای با تعداد کمتر از 100 نسخه، لزومی برای ثبت نام نشریه در وزارت فرهنگ نیست، مسئولان این مقدار از نشریه را چاپ کرده اند.

به گفته مسئولان چاپخانه، آنها به هنگام چاپ نشریه چند اشتباه فنی راه داده اند (مرتکب چند اشتباه فنی شده اند) و حالا تصمیم گرفته شده که نشریه دوباره چاپ شود.

کارشناسان محلی تاسیس نشریه "لازر" را رویدادی مهم و آن را برای حفاظت، احیا و رشد زبان و ادبیات و فرهنگ ساکنان منطقه موثر می شمارند.

گفته می شود در گذشته نیز برای پژوهش و حفظ و احیای زبانهای پامیری تلاشهایی به خرج داده شده بود. از جمله، در دهه 90 میلادی نشریه ای با نام "فرهنگ بدخشان" تاسیس شد و شاعران و نویسندگان امکان یافته بودند که آثار نظمی و نثری خود را در آن با زبان تاجیکی و زبانهای محلی و به خط سیریلیک چاپ کنند.

ولی بعدا به دلیل مشکلات مالی و دلایل دیگر فعالیت آن متوقف شد. در یک همایش بین المللی اخیر هم که به وسیله صندوق زبانهای در معرض خطر در شهر خارغ برگزار شد، نبود رسانه ها به زبانهای محلی به عنوان یکی از عوامل عمده رکود و از بین رفتن زبانهای محلی در منطقه یاد شد.

بدخشان استانی کوهستانی در شرق تاجیکستان است که ساکنان آن به زبانهای مختلفی، مانند شغنانی، روشانی، برتنگی، اشکاشیمی، وخی یا خیکی، یزغلامی، قرقیزی و شیوه های دروازی و ونجی و گارانی زبان فارسی تاجیکی حرف می زنند.

شغنی- روشانی که گاهی دو زبان خوانده می شود، مهم ترین زبان بدخشانی است که حدود 100 هزار نفر بدان سخن می گویند. وخی یا وخانی که در پاکستان و چین نیز دیده می شود، حدود 40 هزار و یزغلامی نیز حدود سه هزار سخنگو دارد.

زبانهای پامیری یا بدخشانی در منطقه ای وسیعتر از استان کوهستانی بدخشان تاجیکستان رایج هستند. این زبانها عمدتا در منطقه سین کیانگ چین، در مناطق چیترال و هونزه پاکستان و در بدخشان افغانستان رایج بوده و به گفته برخی از زبان شناسان در منطقه ای در هند نیز دیده می شوند.

آواها در زبانهای مختلف پامیری از هم تفاوت دارند، ولی در مجموع همه آنها مصوتهای بلند (u, o, i, e) دارند. این زبانها صامتهای حنجره ای و حلقی ندارند و شاید به همین دلیل بدخشانیها معمولا به جای "هشت" فارسی "اشت" می گویند.

به گفته برخی از زبان شناسان بعضی از این زبانها با توجه به وجود آواهای کامی (k') و دورلبی(kw) ویژگیهای زبان قدیمی هند و اروپایی (Proto-Indo-European language) را نگاه داشته اند. در بعضی از زبانهای پامیری اسامی دارای نشانه های مذکر و مونث هستند.

حالا برخی از زبانشناسان سه زبان پامیری یا بدخشانی – یزغلامی، راشاروی و رینی یا اشکاشیمی و زبان یغنابی را که مردم دره یغناب در وادی زرفشان عمدتا به آن تکلم می کنند، به گروه زبانهای در معرض خطر شامل می کنند، ولی توافق نظر در این باره میان زبان شناسان وجود ندارد.

یکی از تفاوتهای اصلی زبانهای شرقی ایرانی با شمول زبانهای بدخشانی و پشتو از زبانهای غربی ایرانی، مانند فارسی (تاجیکی) و کردی و بلوچی تبدیل صامتهای بی صدای "ft" در واژگان به صامتهای صدادار "vd" است. از این جاست که به "هفت" فارسی در زبانهای پامیری و یغنابی "اود" (avd, uvd) می گویند.

برخی از پژوهشگران بر این نظرند که زبانهای شرقی ایرانی، که امروزه زبانهای پامیری فرزندان آنها محسوب می شوند، در زبان فارسی، بویژه در خراسان و ماورا النحر تاثیر عمیقی داشته اند.

حسن رضایی باغ بیدی، پژوهشگر ایرانی، در استناد به پژوهشهای موجود می نویسد: "از آنجا که بیشتر آثار فارسی دری تا پایان سدۀ 4 ق/10م در خراسان، ماوراءالنهر و سیستان پدید آمده ‌اند، تأثیرهایی از زبانهای ایرانی شرقی و نیز گویشهای پامیری می ‌توان در آنها یافت. برای نمونه مَغزیدن در شعر رودکی به معنای «تأخیر کردن، معطل کردن» هنوز در زبان وخی به صورت mayzblvak رایج است.

به گفته برخی دیگر از پژوهشگران، نمونه دیگری از این تاثیر تبدیل پیشایندها یا حروف پیشنهاده (prepositions) به پساوند یا حروفی است که پس از کلمه می آیند (postpositions) در گویشهای فارسی ورارود عنوان می شود هرچند در این مورد نیز اتفاق نظر وجود ندارد. مثلا در گویش عامیانه تاجیکها به جای "در دوشنبه" "دوشنبه – ده" و "به سمرقند" "سمرقند به" و به جای "اندر خجند" "خجند انده" می گویند.