مک گافين فرهادی: نگاهی به فيلم در باره الی

روز گذشته فيلم در باره الی ساخته اصغر فرهادی در فستيوال فيلم لندن به نمايش درآمد و مورد استقبال تماشاگران قرار گرفت. برخورد منتقدان سينمايی اما با فيلم يک دست نبود. برخی آن را اثری معمولی ارزيابی کرده و برخی به ستايش آن پرداختند.

در باره الی، در باره ساده ترين، پيش پا افتاده ترين و در عين حال مهم ترين و تعيين کننده ترين رفتارها در جامعه امروز ايران است که با سادگی و بدون تکلف و اغراق ساخته شده.

فيلم مثل موجی تماشاگر را برداشته و با خود می برد. تماشاگر از نخستين سکانس فيلم در کنار آدم های فيلم قرار می گيرد و همراه با آنها به يک سفر جهنمی می رود. سفری که با خنده و شادی آغاز شده و با تلخی و فاجعه پايان می گيرد.

فرهادی از همان نمای نخست فيلم که از درون صندوق صدقات گرفته شده و مفهومی استعاری دارد، تماشاگر را به درون جهانی تاريک دعوت می کند که باريکه نوری (به نشانه حقيقت) از دريچه ای بر آن می تابد و بعد با تمهيد سينمايی زيبايی اين نما را به نمای مشابه ای در دورن تونل وصل کرده و استعاره فلسفی اش را به سرنوشت مسافران فيلم که در جاده به سمت دريا حرکت می کنند، گره می زند.

گروه مسافران تيپ هايی از قشر جوان تحصيل کرده (در رشته حقوق) و از طبقه متوسط اند که برای تماشاگر غربی چندان آشنا نيستند. اين قشر بيشتر در فيلم های عامه پسند امروز ايرانی حضور دارد و تماشاگران غربی روايت هايی از زندگی آنها را در فيلم های به اصطلاح جشنواره پسند امروز دنيا کمتر ديده اند. اگر فيلم ده کيارستمی و فيلم های تهمينه ميلانی را استثنا کنيم، در باره الی شايد يک نمونه نادر از سينمای ايران است که در باره گوشه ای از زندگی طبقه متوسط ايرانی ساخته شده و امروز در فستيوال های سينمايی غرب به نمايش درمی آيد.

بازيگران که اغلب از بازيگران حرفه ای سينمای ايران اند به گونه ای بازی می کنند که کمتر ديده شوند و دوربين نيز به ندرت به چهره آنها نزديک می شود و اغلب آنها را در مديوم شات و لانگ شات نشان می دهد. حتی الی (با بازی خوب ترانه عليدوستی)، شخصيت به ظاهر محوری فيلم را نيز کمتر در نقطه تمرکز دوربين می بينيم و بيشتر در جمع و در حاشيه ديده می شود.

شروع فيلم لحنی کمدی و شاد دارد که با شوخی ها، مزه پرانی ها، بازی ها، لودگی ها و رقص های جلف مردانه (زنان در اين فيلم نمی رقصند بلکه تنها نظاره گر رقص شوهران خود اند) همراه است، اما ناگهان با غرق شدن آرش در دريا و به دنبال آن ناپديد شدن ناگهانی و غافلگير کننده الی، لحنی تلخ و آزار دهنده به خود می گيرد (فيلم تا به اين چرخش ناگهانی لحن برسد، زمان زيادی را صرف می کند).

الی از نظر شخصيتی تفاوت بارزی با بقيه دارد. وی خجالتی و کم حرف است. قاطی جمع و لودگی آنها نمی شود و در کنار می ايستد. بر خلاف ميل اش و با اکراه (به خواهش و با سماجت سپيده) به اين سفر تن داده و از همان بدو ورود در صدد بازگشت است. با اين حال فرهادی تلاش زيادی برای شناساندن شخصيت او به تماشاگر نمی کند و با پرهيز عمدی از ارائه اطلاعات بيشتر در باره شخصيت او و واقعيت های زندگی اش، به راز آميز بودن شخصيت او کمک کرده و تعليق قدرتمندی در مورد او ايجاد می کند که با ناپديد شدن الی به اوج خود می رسد.

رويکرد اصلی فيلم، آسيب شناسی رفتارهای فردی در ميان افراد طبقه متوسط تحصيل کرده ايرانی است. بيشتر شخصيت های فيلم، بی فايده و يا با فايده دروغ می گويند. سپيده (گل شيفته فراهانی) از ابتدا با پنهان کردن برخی اطلاعات در مورد الی، به بقيه دروغ گفته و با دروغ های بی فايده اش (مثل دروغی که در باره اجاره ويلای ساحلی می گويد) بحران و تنش ايجاد می کند. اما هنگامی که متوجه می شود که با دروغ های خود چه نقش منفی ای در سرنوشت الی بازی کرده، به خود می آيد و در مقابل خواست همراهانش برای گفتن يک دروغ بزرگ ديگر به نامزد الی، مقاومت می کند و وقتی ناچار می شود که تن به اين کار دهد، به شدت درهم می شکند.

حتی الی نيز که ظاهرا شخصيت پيراسته تر و صادق تری دارد، پشت تلفن از مادرش می خواهد در مورد سفر او به شمال به بقيه دروغ بگويد.

دروغ های ساده و بی فايده می توانند اسباب دردسرهای بزرگ شده و شر ايجاد کنند. نمونه ديگر تاثير ويرانگر دروغ بر زندگی آدم های فيلم را در صحنه ملاقات پيرزن سرايدار و نامزد الی می بينيم. سپيده و بقيه به دروغ الی و احمد را به عنوان تازه عروس و داماد به پيرزن معرفی می کنند و او نيز ناخواسته با افشا موضوع نزد نامزد الی، تمام نقشه های آنها را بر باد می دهد.

دروغ چنان با روح شخصيت های فيلم درآميخته و عجين شده که تماشاگر در پذيرفتن عليرضا به عنوان نامزد الی نيز دچار ترديد می شود. او نيز ابتدا به دروغ خود را برادر الی معرفی می کند و بعد از گروه انتظار دارد او را به عنوان نامزد الی بپذيرند و با او همدردی کنند. به همين دليل هنگامی که او به پزشک قانونی می رود تا جنازه زنی را که از دريا گرفته شده شناسايی کند، تماشاگر مردد است که تشخيص او را قبول کند يا دروغ ديگری برای رها شدن از شر ماجرا بپندارد.

در باره الی عليرغم شباهت طرح داستانی اش به فيلم «حادثه» آنتونيونی، فيلمی به شدت هيچکاکی است. عنصر تعليق که از مشخصه های مهم آثار هيچکاک است، عنصر دراماتيک اصلی در باره الی است و از اين نظر در باره الی يک نوع تريلر اجتماعی روانکاوانه ايرانی است که نمونه اش در سينمای امروز ايران تقريبا نادر است و شايد فيلم کلاغ بيضايی نمونه شخصی تر ديگر آن باشد.

اما کاملا روشن است که فرهادی قصد ساختن يک فيلم تريلر جنايی را نداشته چرا که به جای تاکيد بر گم شدن الی و کنجکاوی پيرامون آن به تاثير روانی و اخلاقی آن بر مسافران و همراهان الی پرداخته است. ناپديد شدن الی برخلاف ناپديد شدن آنا در فيلم آنتونيونی که با مفاهيم فلسفی مثل ازخود بيگانگی انسان مدرن شهری پيوند دارد، در واقع مک گافين هيچکاکی است که بهانه ای می شود برای رسيدن به تاثير دراماتيک مهم تر در ساختار روايتی فيلم و گرنه فرهادی می بايست کارآگاه يا بازپرس نيروی انتظامی منطقه ساحلی را برای تحقيق پيرامون ناپديد شدن الی و بازجويی از همراهان او وارد داستان می کرد اما او عمدا نقش نيروی انتظامی در داستان را به حداقل رسانده (اگرچه در حاشيه بودن پليس در اين ماجرا به رئاليسم فيلم لطمه زده) و به جای آن برای همراهان الی اين امکان را فراهم کرده که با قضاوت در باره شخصيت الی و گمانه زنی در باره ناپديد شدن او، ضعف های اخلاقی(بيشتر از همه دروغ گويی) و رفتاری شخصيت خود را به نمايش بگذارند.

در باره الی با کارگردانی هوشمندانه و منسجم و بازيگری تحسين برانگيز بازيگرانش(جز بازی متظاهرانه صابر ابر که با جنس بازی بقيه متفاوت است)، بی گمان يکی از بهترين فيلم های توليد شده در سينمای ايران در سال های اخير است. اگرچه فيلم کمترين شباهت را با گرايش های سينمايی متعارف در سينمای امروز ايران دارد اما بی ارتباط با تجربه های قبلی سينماگران بزرگی چون مهرجويی و بيضايی نيست.