به روز شده:  14:34 گرينويچ - پنج شنبه 22 اکتبر 2009 - 30 مهر 1388

فریدون گله کیه

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

"فریدون گله کجاست"، نام فیلمی است که در برنامه این هفته آپارات به نمایش در می آید. در این فیلم زندگی و آثار فریدون گله ،از فیلم سازان پیشگام موج نو ایران ، به صورت گذرا به تصویر کشیده شده و روایت می شود. این فیلم ساخته رضا درستکار است.

برنامه آپارات روز های پنج شنبه هر هفته ساعت ۲۱:۱۰ دقیقه به وقت ایران و ۲۲:۱۰ به وقت افغانستان و ۲۲:۴۵ به وقت تاجیکستان از تلویزیون بی بی سی فارسی پخش می شود.

این برنامه سه شنبه آینده نیز در همین ساعتها باز پخش می شود و علاقه مندان می توانند تکرار آن را جمعه شب بعد از حدود ساعت ۱۲ شب به وقت ایران ، ۱:۰۰ بامداد شنبه به وقت افغانستان و۱:۳۰ دقیقه بامداد به وقت تاجیکستان تماشا کنند.

برنامه آپارات را می توانید به طور زنده و همزمان از طریق وبسایت فارسی بی بی سی - پخش تلویزیون - نیز تماشا کنید.

درباره فیلم :

فریدون گله کجاست

فریدون گله فیلم سازی که بیشتر به نسل گذشته سینمای ایران تعلق دارد. بعد از انقلاب ایران عملا" از صحنه سینمایی کنار گذاشته می شود اما آثار به یادگار مانده او به گونه ای بوده و هست که نمی توان او را از تاریخ سینایی ایران حذف کرد . چندان که اخیر منتقدان ایرانی فیلم "کندو" ساخته فریدون گله را به عنوان یکی از ده فیلم برتر تاریخ سینمای ایران معرفی کردند.

به نظر می رسد با گذشت سی سال از انقلاب ایران همچنان نام فریدون گله به عنوان یک سینماگر مولف همچنان مطرح است . فیلم «فریدون گله کجاست؟» در سال هزارو سیصدو هشتادو دو ساخته شده و در این فیلم نگاهی گذرا به بعضی ازفیلم های فریدون گله به نام های شب و فرشتگان ،دشنه ،کافر،زیر پوست شب ،مهر ،کندو، دشنه دارد.

رضا درستکار

درباره کارگردان:

رضا درستکار دانش آموخته رشته کتابداری است . فعالیت هنری اش با کار در حوزه نقد فیلم آغاز می شود همکاری مستمر با روزنامه ها و نشریات سینمایی ودر کارنامه اش بسیار پر رنگ به چشم می خورد.«اکبر جوجه» و «حاجی-گولیت»دو فیلم مستند دیگری است که در کارنامه فیلم سازی رضا درستکار به چشم می خورد.

ویژگی فیلم:
فیلم «فریدون گله کجاست؟» به دلیل حضور فریدون گله فیلم ساز ایرانی قابل توجه است وبا دیدن این فیلم بخشی از تاریخ سینمای ایران مرور می شود . در این فیلم همکاران فریدون گله در فیلم هایش، از جمله علی نصیریان، داود رشیدی، پوری بنایی و فریماه فرجامی از او و شیوه کارش صحبت می کنند

تماس با برنامه آپارات
کلیک aparat@bbc.co.uk

مروری بر فیلم های هفته گذشته

"چیزی شبیه چشمهایم"
عبدالواحد اسماعیل پور دانش آموز سال دوم راهنمایی مدرسه بعثت شهرستان سقز است . او زمانی که سال اول ابتدایی بوده به اتفاق خانواده اش به یکی از روستاهای نزدیک شهر سقز می روند تا در مراسم عروسی یکی از بستگان پدرش شرکت نمایند . عبدالواحد یک مین خنثی نشده از زمان ناآرامی های کردستان را بر می دارد و مین میان دستهایش منفجر می شود . انفجار مین باعث می شود چشمهای عبدالواحد کور و هر دو دستش قطع شود . عبدالواحد به درس خواندن و ادامه تحصیل علاقه فراوانی دارد اما مدارس استثتایی از پذیرش و ثبت نام او به علت قطع شدن کامل هر دو دست و نابینا شدنش خودداری می نمایند تا اینکه ....

"ژیله مو"
مردمان مناطق مرزی ، هنوز هم هر روز نگران یک انفجار هستند و این مناطق هنوز امن نیست . در فیلم ژیله مو همزمان با جنگ عراق و امریکا در مرز کردستان عشقی بین دو جوان روستایی شکل می گیرد اما انفجار مین های به جای مانده از جنگ ایران و عراق ، زندگی دختر را تغییر می دهد.

نظرات بینندگان در مورد فیلم ها

ژیله مو


جمال از سقز
مستندهای ژیله مووچیزی شبیه چشمهایم فیلمهای خوب و تاثیرگذاری بودند. دوباره ازاین فیلمها پخش کنید.

چون امکان پخش بسیاری ازآنان در ایران وجود ندارد و درباره موضوع انفجار مین مردم سقز بارها شاهد این رویدادها بوده اند ولی دولت ایران توجه زیادی به پاکسازی این مناطق درکردستان ننموده و نمی کند اینها دسته گلهای سپاه و نیروی انتظامی درزمان جنگ داخلی دهه ۶۰ میباشد ولی بعد ازجنگ مناطق را کاملا پاکسازی نکردند وبه حال خودرها کردند. ما متاسفانه هر چند وقت شاهد کشته شدن و زخمی شدن دوستان خود هستیم و این جزیی تلخی از زندگیمان شده است. به امید روزی عاری از مین و جنگ و مظاهرآن در تمام دنیا.

سیما از کرج
فیلم چیزی شبیه چشمهایم , بسیارزیبا وتاثیر گذار بود فیلم آنچنان زیبا لحظات زندگی یک نوجوان را که با هزاران دغدغه برای آینده ومسیرش مواجه است نشان می دهد که بیننده مدتها می تواند با کاراکتر اصلی فیلم زندگی کند.

این همان نکته مهمی است که در کمتر فیلم های مستندی دیده می شود. نفوذ فیلم در افکار بیننده می تواند مسیر حرکت و زندگی بیننده را تحت تاثیر قرار دهد. در فیلم تنها تلاش عبدالواحد برای موفقیت واراده محکم او نمایش داده نمی شود بلکه ترسها وگریه های او را برای ادامه راه ومستقل شدن می بینیم. یعنی تمام جنبه های زندگی او به تصویر کشیده می شود.با گریه هایش گریه می کنی و با تلاشش به آینده امیدوار می شوی.در قسمتی از فیلم که عبدالواحد انار را با ولع می خورد چنان با بیینده ارتباط برقرار می شود که به راحتی در لذت بردن او از طعم انار شریک می شوی ودر شادی او ناخودآگاه سهیم،عبدالواحد برای من نمادی شد ازانسانهایی که نداشته هایشان سد راه آنچه باید داشته یاشند نشده . او برای من قابل تحسین است و برایش آرزوی بهترین ها را دارم.

امیر از سقز
فیلم بسیار مرا تحت تأثیر قرار داد. متأسفانه ما بارها تأثیر مخرب مین‌های ساخته شده دست بشر را به چشم خود دیده‌ایم. با دیدن این افراد باید اولین چیزی که به ذهنمان برسد این باشد: "شاید جای آن فرد من بودم". امیدوارم روزی برسد که سازندگان این مین‌ها قبل ازتولیدشان به این عاقبت‌ها هم بیندیشند ودیگر شاهد این وقایع تلخ نباشیم.

فریبز سلطانی از لندن
فیلمی محکم و انسانی با شیوه ای متفاوت ازفیلم های ازاین دسته - که با نگرشی هوشیار و امیدوارانه به زندگی و اتکا به خود از سوی فیلم ساز و قربانی در تمامی لحظه های پخش و حتی بعد از فیلم به همراه دارد

عرفان از لندن
دو فیلمی که در مورد مردم کردستان عالی بود .اشکم را سرازیر کردوکارگردان را بایدبرای آشکار کردن وضعیت زندگی مردم کردستان تحسین کرد. این فیلم ها سخت کوشی وهمت مردم کردستان را به دنیا نشان داد.

چیزی شبیه چشم هایم

فتانه از شیراز
مستند چیزی شبیه چشمهایم بسیار تاسف برانگیز بود. چرا که با یک حادثه ای که در کودکی برای عبدالواحد رخ داده بود ، او مجبور بود تا آخر عمر زندگی اش را دستخوش تغییراتی نخواسته کند. امّا با گذشت فیلم و دیدن پشت کار او نظرم نسبت به زندگی او کاملاً عوض شد.در آخر همچنان که در فیلم هم دیدیم کردها را باید انسانهایی سخت کوش دانست.

محسن از تورنتو
یا همان بدی آتش ِ زیر ِخاکستر اینست که، انگار تا باد ِ مخالفی بر آن وزیده نشود ، خاکستر روی آن پس نرفته، سرخی آن معلوم نمیشود ... ولی چرا؟ چرا باید منتظر ماند و تماشاچی خاکستر؟
فیلم با نمایش نه چندان جالب مین و بیان واضح و آشکار آنچه قرار است اتفاق بیفتد به بیننده ، اثر ِ تاثیر حادثه انفجار مین را برای بیننده کمرنگ کرده بود وزیباترین صحنه فیلم ، نمایش عشق بازی عاشق با دستمال معشوق بود .بنظر من صحنه ایی عاشقانه ، زیبا و متین.

در مورد فیلم دوم : " چیزی شبیه به چشم هایم" متاسفانه انگار در این دنیا چیزهایی است که روی آن نوشته شده :" تا مرا از دست ندهی ، قدر مرا نمیدانی . با تمام دقتی که در دین این فیلم بخرج دادم متاسفانه در پایان فیلم ، نفهمیدم این فیلم مستند ، ازمن بیننده چه میخواهد؟ یا بهتر بگویم این فیلم با چه هدف ، مقصد و مقصودی تهیه شده بود؟ یک سری سوال و جواب به نظر من رسید مانند: آیا این فیلم قصد داشت ضعف مقامات محلی را در پاکسازی و ایجاد فضای امن برای کودکان نشان دهد؟ پس چرا هیچ نشانه ایی از این خواست، در فیلم دیده نمیشد؟

آیا این فیلم میخواسته به مقامات دولتی و مخصوصا وزارت آموزش و پرورش مسؤلیت هایشان را نسبت به آموزش و اقناع حس کنجکاوی دانش آموزان قبل ازاینکه از حد کنترل خارج شود و نگهداری اینگونه حادثه دیده ها یادآوری کند؟ پس چرا هیج صحنه ایی که این یادآوری را داشته باشد در این فیلم دیده نشد؟

آیا فیلم قصد داشته تا فقط با احساسات بیننده بازی کند و حس ترحم او را بر انگیزاند؟ پس نقش هنرمند در ساخت و هدایت و تزریق تعقل در جامعه چه میشود؟

بهرنگ
این اولین ایمیلی است که برای برنامه آپارات می زنم دلیلش هم تأثیر گذاری خیلی زیاد فیلم چیزی شبیه چشمهایم بود. چشمهای عبدالواحد بینا نبود و سبب نابینایی چشمان او کوردلی جنگ افروزان و دشمنان انسان و انسانیت است.اما چشم دلش همیشه همیشه بینای مهربانی و انسانیت مادر بزرگ و معلمش بوده و هست و خواهدبود. چشمان اوما بینای رنج و سختی عبدالواحد بود و چشم دل ما از اندوه گریست.چشمان او،دستان او و انگشتان بریده او در لحظه لحظه داستان جاری زندگی او بر چشمان بینا و دستان توانای جنگ افروزان عالم لعنت می فرستند و فریاد برمی آورند که هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند. چیزی شبیه چشمهایم نفرین انسان بود بر زشتیهای جنگ. تلاشهای عبدالواحد،مادر بزرگ و معلمش به خوبی و به بهترین شکل در این فیلم به تصویر کشیده شده بود و قویترین احساسات ضد جنگ را در دل هر بیننده ای زنده می کرد.

ناهید حسینی
فیلم بسیار جالب "چیزی شبیه چشمهایم » ،از یک طرف عوارض جنگ و پیامی برای صلح و زندگی بدون خشونت را بهمراه داشت و از طرف دیگر اعتماد به نفس پسر جوانی را که قربانی جنگ است به تصویر کشیده که چگونه برای زیستن و یادگیری تلاش میکند. فیلمی که براستی سزاوار گرفتن اسکاراست

شهرام از دبی
فیلم قوی بود ،فیلم را دوست داشته تا حدی که اشکش را در آورده، امیدوار است که محمود احمدی نژاد هم این فیلم را دیده باشد.


حیفا از کاشان
بعد از مدتها توانستم رنگ را در فیلم کردی آتش زیر خاکستر ببینم و از صمیم قلب احساس لذت کنم. جا دارد از سازنده فیلم به خاطر استفاده به جا از رنگ ها در طبیعت تبریک بگویم. خصوصا" صحنه ای که دختر مثال یک گل شقایق در دشت به نظر می رسید . واقعا" من توانستم معنی رنگ را بعد از سالها در یک فیلم کوتاه ببینم . کادر بندی صحنه ها در فیلم اول بسییار هنرمندانه بود.

پرویزاز کابل
هردو فیلم امشب را دیدم فیلم اول اثرات جنگ رابر یک عشق نشان میدهدولی عکس العمل این عشق در برابری جنگ رانشان نمیدهد و زمینه را برای تعبیر های مختلف مساعد نمی سازد.

نداخدا بخشی از تهران

فیلم چیزی شبیه چشم هایم تصویرگر استعدادهای درخشان در جامعه بود که نگاه سطحی ما باعث نا دیده گرفتن آنها است . این فیلم تنها فیلمی بود که وظیفه واقعی یک معلم به خوبی نشان داده شده بود.

رزا از کرج
فیلم ژیله مو فیلم نامه و کارگردانی و فیلمبرداری حرفه ای داشت،اما انتخاب هنر پیشه های آماتور حالت مصنوعی به داستان فیلم داده بود. اگر این سوژه و فیلمنامه را بازیگران حرفه ای تر بازی می کردند، تاثیر گذاری فیلم صد چندان می شد. به نظرم انتخاب لوکیشن ها و فیلم نامه کاملا" بی نقص بود.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.