گزارشی از نشست سينمای ايران در جشنواره فيلم لندن

نشست سینمای ایران در لندن- عکس از پرویز جاهد

امسال جشنواره فيلم لندن توجه خاصی به سينمای ايران نشان داد و در کنار نمايش تعدادی از فيلم های سينماگران ايرانی، نشستی با عنوان« سينمای بعد از موج نو و سينمای بعد از انتخابات در ايران، حالا کجا» روز جمعه 23 اکتبر در مرکز بی اف آی لندن برگزار شد که در آن بهمن قبادی، شیرین نشاط و سینا مطلبی شرکت داشتند.

علی جعفر منتقد لبنانی تبار مجله سايت اند ساوند و ورايتی نيز اداره اين نشست را به عهده داشت و صادق آشا فيلمساز و بازيگر ايرانی مقيم لندن(بازيگر فيلم پسر ايران از مادرش بی خبر است اثر فريدون رهنما) نيز بخشی از حرف های قبادی را که به فارسی بود به انگليسی ترجمه می کرد.

با اين که علی جعفر از همان شروع جلسه اعلام کرد که ما در اينجا در باره فيلمسازان و هنرمندان و ويژگی های هنری آثار فيلمسازان ايرانی حرف خواهيم زد و کاری به سياست و سياستمداران نخواهيم داشت اما حرف ها و ديدگاه های انتقادی بهمن قبادیدر باره وضعيت فيلمسازی در ايران ناگزير اين نشست را به يک نشست سياسی تبديل کرد.

ابتدا قسمت کوتاهی از فيلم های کسی از گربه های ايرانی خبر نداره ساخته بهمن قبادی و زنان بدون مردان ساخته شیرین نشاط به نمايش درآمد و به دنبال آن بهمن قبادی که پس از ساختن فيلم کسی از گربه های ايرانی خبر نداره، از ايران خارج شد و تصميم دارد که به فعاليت های فيلمسازی اش در غرب ادامه دهد، در مورد نحوه ساخته شدن فيلم اش توضيح داد.

او گفت که سه سال قبل به هر دری زد که فيلمنامه ای به نام شصت ثانيه در باره ما را به فيلم تبديل کند، اما موفق نشد و مسئولان وزارت ارشاد او را به همديگر پاس داده و در نهايت نيز مجوز ساخت اين فيلم را به او ندادند و به همين دليل او دچار ياس و افسردگی شد و حتی تصميم به خودکشی گرفت تا اينکه يکی از دوستانش او را به بابک ميرزاخانی که سرپرست گروه موسيقی زيرزمينی ميرزا در تهران بود معرفی کرد و او از طريق بابک با دنيای موسيقی زيرزمينی ايران آشنا شد و به دنبال آن تصميم گرفت فيلمی بدون بودجه و مجوز دولتی در باره آنها بسازد.

بهمن قبادی گفت: «ما در عرض 17 روز با بودجه ای اندک و گروهی کوچک اين فيلم را ساختيم.»

بهمن قبادی به روش های پيچيده بوروکراسی و رواج فرهنگ دروغ در ميان فيلمسازان اشاره کرد و در اين باره گفت:

Image caption شیرین نشاط و بهمن قبادی

« از اولين روزی که شروع به فيلمسازی کردم اين بود که مجبور شدم دروغ بگويم. اولين چيزی که وزارت ارشاد به من و جامعه ايران آموخت، دروغ گفتن بود. من با دروغ مجوز گرفتم. برای رفتن به دانشگاه بايد ريش می گذاشتم. برای مجوز گرفتن بايد قصه های ديگری را می دادم تا تاييد کنند. من به جای اينکه به قصه و دکوپاژم فکر کنم بايد به اين فکر می کردم که کجای اداره وزارت ارشاد بايستم تا معاون درجه چندم اداره سانسور رد شود و بتوانم از او امضا بگيرم.»

بهمن قبادی در ادامه حرف هايش گفت؛ سايه سنگينی او سر فيلمساز ايرانی از همان ابتدای کار هست، از سانسور دولتی گرفته تا خودسانسوری و فشارهای ديگر که بر راو فيلمسازان کردی مثل او هست.

قبادی گفت اگر سينمای ايران در اين سال ها به ورطه تکرار افتاده، به خاطر وجود سانسور بوده است.

او گفت: « تا قبل از اين فيلم همه فيلم هايم تا پنجاه درصد بر اساس خواست های مقامات وزارت ارشاد بود که به من تحميل می شد اما امروز به خودم می گويم که ديگر لازم نيست برای دريافت مجوز انرژی بگذارم و دروغ بگويم.

اميدوارم که در خارج از ايران بتوانم راهم را پيدا کنم اما همچنان اميدوارم که بتوانم به ايران برگردم و در آنجا فيلم هايم را بسازم اگرچه من ديگر يک پير پسرم و بايد به نسل جوان تر فکر کرد.»

پس از بهمن قبادی، شیرین نشاط که امسال با فيلم زنان بدون مردان در جشنواره فيلم لندن حضور دارد، در پاسخ به پرسش علی جعفر که چگونه از عکاسی به فيلمسازی رو آورد و چرا اين قصه تاريخی سياسی را انتخاب کرد، گفت: « من يک هنرمند خستگی ناپذيرم که هرگز کارهايم مرا ارضا نکرده و خانه به دوشی يکی از ويژگی های شخصيتی من است و به همين دليل نمی خواهم در يک زمينه برای مدت طولانی بمانم و اين بود که از عکاسی به سمت ويدئو کشيده شدم و حالا هم سينما را انتخاب کردم چرا که سينما هنر دمکراتيک تری است و با اقشار عامه مردم سرو کار دارد و به فرهنگ عامه نزديک تر است تا مردمی که تنها با گالری های هنری سرو کار دارند.»

او در باره ساختن فيلم زنان بدون مردان گفت که اين پروژه 6 سال طول کشيد و اقتباس از رمان زنان بدون مردان که خصلتی جادويی داشت برای تبديل به سينما کار سخت و پيچيده ای بود که او به کمک همسرش شجاع آذری انجام داد و در اين اقتباس بيشتر به آن رنگ و بوی سياسی داد در حالی که رمان کمتر به سياست می پردازد.

او گفت که به عنوان يک هنرمند هميشه مسايل فلسفی و مسائل زنان و همين طور مسائل سياسی برايش مطرح بوده و اين قصه اين امکان را به او داد که داستان تلاش چند زن برای رسيدن به آزادی را در کنار داستان دمکراسی خواهی ايرانيان در سال های دهه پنجاه و کودتای سيا عليه دکتر مصدق بيان کند.

آن گاه علی جعفر به طرح اين بحث پرداخت که سينمای ايران امروز نسبت به دهه نود ميلادی که بيشتر با زبان تمثيل و استعاره سرو کار داشت و در قالب قصه هايی برای کودکان مسائل بزرگسالان را بيان می کرد، امروز با فيلم های بهمن قبادی و شیرین نشاط لحن صريح تر و آشکارتری گرفته و جنبه رئاليستی تری پيدا کرده است.

سینا مطلبی از منتقدان سينمای ايران در توضيح اين تغيير لحن در سينمای امروز ايران گفت: « قطعا فضای سياسی ايران در سال های اخير به ويژه پس از انتخاب محمد خاتمی به رياست جمهوری، تاثير عميقی بر فضای روشنفکری وهنری ايران و فيلم های ايرانی گذاشته، و سينماگران ايرانی را تشويق کرد که با مسائل جدی جامعه دست و پنجه نرم کنند. اما آنچه که از سينمای ايران در غرب به نمايش درمی آيد، تنها بخش کوچکی از توليدات سينمای ايران است و امروز فيلم های تجاری و مستقل زيادی در ايران ساخته می شود که هرگز راه به جشنواره ها پيدا نمی کنند.

او گفت:« ما از دهه نود هميشه با سانسور مواجه بوديم و اين فيلمسازان ايرانی را مجبور کرد که به استعاره و تمثيل پناه ببرند اما آيا می توان گفت که آن فيلم ها به دليل سانسور کمتر با مسائل اجتماعی و انسانی در ايران سرو کار داشتند. البته سانسور باعث شده که خيلی از فيلمسازان نتوانند فيلم هايشان را بسازند اما نمی توان همه فيلم های بد فيلمسازان را به خاطر وجود سانسور دانست بلکه فيلمسازان خوب هميشه راهی پيدا کرده اند که سانسور را دور زده و حرف هايشان را در قالب استعاره و تمثيل بيان کنند.»

سینا مطلبی در ادامه حرف های خود به فيلم ويريديانا ساخته لوئيس بونوئل که در شرايط سانسور حکومت فرانکو در اسپانيا ساخته شده اما عليرغم بيان سمبليک و استعاری آن ، همچنان تصويری واقعی از جامعه اسپانيای آن روز است.

سینا مطلبی گفت که به اعتقاد او فشار مهم تری از سانسور در سينمای ايران وجود دارد و آن اين است که در شرايط بحران سياسی هميشه مردم و منتقدان از فيلمسازان توقع دارند که دست به موضع گيری های سياسی بزنند و با اين توقعات خود به جنبه هنری کار آنها لطمه زده اند و اين اتفاقی است که در مورد مسعود کيميايی افتاده است چرا کهفشار مردم و منتقدان او را مجبور کرده که به جای ساختن فيلم های هنری خود، توقعات آنها را برآورده کند.

شیرین نشاط در ادامه حرف های سینا مطلبی گفت که او هميشه در کارهای هنری اش با مسائل سياسی سروکار داشته اما تا همين تابستان خود را يک فعال سياسی نمی دانسته و اين موضوع هميشه برايش مطرح بوده که چگونه بين نقش هنری و نقش سياسی اش تمايز قائل شود.

شیرین نشاط به تفاوت مهم بين فيلمسازان داخل ايران و فيلمسازان خارج از ايران اشاره کرد. به اعتقاد او فيلمسازان درون ايران بيشتر به مسائل جامعه و واقعيت های روزمره زندگی مردم نزديک اند و به همين دليل فيلم هايشان بيشتر لحنی مستندگونه و واقعی دارد اما فيلم های فيلمسازان خارج از ايران، بيشتر لحنی تبعيدی، خانه نشينی و تمثيلی دارد.

او افزود:« اما هر دو دسته ما نقاط مشترک زيادی داريم اگرچه من مجبورم به جای ايران در مراکش فيلمبرداری کنم و او(قبادی) نيز اکنون برای ادامه فيلمسازی مجبور است که ايران را ترک کند.»

آقای قبادی در ادامه اين بحث به نظامی شدن فضای سينما در ايران اشاره کرد و گفت:« سينما مثل ورزش در ايران نظامی شده. امروز بسياری از نظاميان وارد عرصه فيلمسازی شدند و برای سياسی کردن سينما وکنترل بيشتر آن وارد اين فضا شدند و دولت نيز تحت پوشش توليد سينمای جنگ، سينمای دينی و سينمای معناگرا از آنها حمايت می کند.»

او در انتقاد از توليدات تجاری سينمای ايران، به برنامه از قبل تعيين شده تبديل فيلمسازان خلاق و هنرمند به اپراتورهای معمولی اشاره کرد.

او گفت به عنوان فيلمساز در سال های اخير، اين شانس را نداشته که شاهد نمايش فيلم هايش بر راو پرده سينما باشد.

بهمن قبادی در قسمت ديگری از حرف هايش به وضعيت بد جعفر پناهیو محدوديت های بسياری که برای او و فيلمسازان مستقلی مثل او وجود دارد اشاره کرد و گفت:« او مثل يک زندانی پنج سال در خانه اش نشسته و نمی گذارند فيلم بسازد و حاضر هم نيست از ايران بيايد بيرون تا اينکه اخيرا تصميم داشت يک پروژه انگليسی را کار کند اما در فرودگاه پاسپورتش را گرفتند و به او اجازه خروج ندادند.»

Image caption فیلم درباره الی از جمله فیلم های مورد اشاره در نشست لندن بود

قبادی گفت شرايط طوری شده که بسياری از فيلمسازان ايرانی فکر می کنند که بايد به زندگی و زن و بچه شان فکر کنند و برای ادامه حيات ناگزير کوتاه می آيند و در مسيری می روند که دولت میخواهد اما من حاضر نيستم در اين زمينه کوتاه بيايم.

آنگاه علی جعفر به شرايط جديد پس از انتخابات در ايران اشاره کرد که جوانان توانستند با استفاده از تکنولوژی ديجيتال و ای ميل تصاويرشان را به جهان مخابره کنند.

سینا مطلبی در اين مورد گفت که نسل جديدی که امروز از ايران بيرون می آيند خيلی خوشبين تر از نسل قبل ترند که از ايران بيرون آمدند. به نظر سینا مطلبی نسل جديد فيلمسازان توانسته اند با استفاده از تکنولوژی ديجيتال مستندهای خوبی بسازند و بر سانسور حاکم بر سينمای ايران غلبه کنند و او به نسل جوان ايران بسيار خوشبين است.

او گفت نگرانی من اين است که خشم نسبت به حاکميت و فشار عمومی باعث شود که فيلمسازان از توجه به جنبه های هنری آثارشان پرهيز کرده و بيشتر بخواهند به طرح شعارهای سياسی در کارهايشان بپردازند.

او گفت کار هنرمندان اين نيست که در کارشان شعار سياسی بدهند بلکه بايد مسائل واقعی جامعه را به شکل هنرمندانه ای در کارهايشان مطرح کنند.

بهمن قبادی به نسل جديدی از فيلمسازان ايرانی اشاره کرد که در حال حاضر دارند بدون مجوز و به طور ناشناس فيلم می سازند و فيلم هايشان را به خارج از کشور می فرستند.

بهمن قبادی در مورد وضعيت سينمای ايران در دوره احمدی نژاد گفت: « ما در دوره آقای احمدی نژاد وزيری داشتيم که شخصيتی نظامی و سپاهی بود و وزارت ارشاد را به پادگان نظامی تبديل کرد. آنها سر مرا سی ثانيه زير آب کردند تا خفه کنند و من توانستم يک لحظه سرم را از آب بيرون بياورم و نفسی بکشم و اين فيلم آن نفسی بود که کشيدم. اگر برگردم ايران نمی توانم فيلم بسازم و نخواهم ساخت. الان سر آن بچه ها هنوز زير آب است اما آن دست آن قدرت گذشته را ندارد و ما در سال های آينده شاهد ساخته شدن فيلم های بسياری خوبی از همين فيلمسازان بی نام و نشان خواهيم بود.»

بهمن قبادی گفت فيلمسازان ايرانی هيچ گاه راحت فيلم نساختند و هرگز مثل همتاهای غربی شان صندلی کارگردانی نداشتند که بر راو آن بنشينند.

در ادامه جلسه رز عيسی که در ميان تماشاگران حضور داشت از بهمن قبادی پرسيد که چطور می گويی در همه اين سال ها سرت زير آب بوده در حالی که توانستی دو فيلم مهم يعنی زمانی برای مستی اسب ها و لاک پشت ها پرواز می کنند، بسازی.

آقای قبادی در پاسخ گفت:« در کشوری که بشه اسب ها مست کنند، لاک پشت ها پرواز کنند، فيلمسازان مرده ای مثل من هم می توانند فيلم بسازند.»

آقای قبادی گفت؛ من هنوز فيلم های واقعی ام را نساخته ام. ما می توانستيم کارهای بهتری بکنيم. من هميشه با عصبانيت فيلم هايم را ساختم و به همين دليل فيلم هايم ناآرام است. در مدت 17 روز نمی توان فيلم را با آرامش ساخت و من هنگام ساختن گربه های ايرانی، زير فشار و ترس زيادی بودم.

او گفت در ايران تو را به آدم های بيمار و ناراحت تبديل می کنند، يا ترا زندانی می کنند يا به مرز خودکشی می رسانند. يعنی تو را جايی می رسانند که خودت در اين مورد تصميم بگيری.

شیرین نشاط در پايان با ابراز تاسف از خروج ناگزير فيلمسازان ايرانی از کشور، گفت که برای ديدن نتيجه کار اين فيلمسازان در خارج از کشور به زمان نياز است.

آقای قبادی در پايان اين نشست گفت جای بسياری از فيلمسازان و تهيه کنندگان ايرانی در اين پنل خالی است و قطعا حضور آنها اين بحث را غنی تر می کرد.

او آن گاهبا اشاره به حضور دو منتقد ايرانی يعنی حميدرضا صدر و نگارنده در ميان تماشاگران، از پنل خواست نظرات آنها را نيز بشنود که حميدرضا صدر منتقد باسابقه سينمای ايران که از شرکت کنندگان دائمی جشنواره فيلم لندن است در صحبت کوتاهی به نقش مهم مخاطب ايرانی و واکنش آنها نسبت به توليدات سينمای ايران اشاره کرد که به نظر او در اين بحث بايد در نظر گرفته می شد.

آقای صدر گفت بايد ديد که چرا فيلم هايی مثل در باره الی و اخراجی ها در ايران اين همه موفق اند و مورد استقبال مردم قرار می گيرند. او همين طور به ساخته شدن فيلم های مستقل و کم هزينه در ايران اشاره کرد که بدون سوبسيد دولتی ساخته می شوند و فيلم های مهمی اند.

بهمن قبادی در ادامه حرف های صدر گفت: « من فيلم در باره الی را دوست دارم اما آن فيلم با بودجه شهرداری ساخته شده و فيلمی نيست که با موضوع های مسئله دار در جامعه ايران مثل موسيقی زيرزمينی، سکس يا مواد مخدر يا بيکاری جوان ها سرو کار داشته باشد و آن فيلم تشويق می شود چون نمی خواهند فيلمسازان به سمت موضوع های جدی بروند و فيلم اخراجی ها را نيز يک آدم سپاهی ساخته و از او حمايت کامل شده در حالی که هفده سال آرزاو من اين بود که يک آفيش کوچک فيلم ام راو ديوارهای تهران نصب شود. الان هيچ منتقدی در ايران اجازه ندارد در باره کارهای من بنويسد و اين حرف ها بايد زده شود.»

علی جعفر نيز با اشاره به جمله معروف اورسون ولز در فيلم مرد سوم، ابراز اميدواری کرد که اين شرايط بد سياسی در ايران به يک رنسانس واقعی در سينمای این کشور منجر شود.

مطالب مرتبط