به روز شده:  17:12 گرينويچ - پنج شنبه 14 ژانويه 2010 - 24 دی 1388

یک سیاه بازی واقعی

مستند "سیاه بازی" در برنامه این هفته آپارات به نمایش در می آید.

درباره فیلم:

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

سیاه بازی اگرچه نمایشی برای خنداندن مخاطب است، اما دنیای بازیگران این نمایش در سالهای اخیر کمتر روی خنده به خود دیده است.

سیاه بازی اگر چه لبخند را بر لبان تماشاچی می نشاند اما نمایانگر تلخی هاو سیاهی ودردهای جامعه است. صحبت از سیاه بازی و نمایش طنز به نظر خیلی ها با حال و هوای این روزهای ایران جور در نمی آید. اما به خصوص در شرایط تشدید فشارها و سانسور، طنز و جوک هایی که بین مردم رد و بدل می شود که به سرعت تبدیل به وسیله ای می شود برای بیان ابراز مخالفت با حاکمان. سیاه بازی هم همیشه جایی بود برای تخلیه روحی این تلخی های اجتماعی.

درنمایشنامه روحوضی معمولا دو تیپ حضور دارند. یکی حاجی یا حاکم که معمولا تجلی حکومت وقت هست و دیگری سیاه که معمولا اسمش" مبارک" است و به نوعی سمبل مردم زجر دیده اون دوران محسوب می شود . سیاه با گستاخی های خودش حرف های خارج از قاعده را می زند و انتقادهایی را مطرح می کند که ممکن است طرح آنها برای افراد دیگر گران تمام شود .

صحنه ای از فیلم " سیاه بازی" به کارگردانی "مریم خاکی پور"

صحنه ای از فیلم " سیاه بازی" به کارگردانی "مریم خاکی پور"

نمایشنامه های روحوضی یا سیاه بازی با اینکه ریشه در دوره صفویه دارد، اما از حدود صد سال پیش در ایران بیشتر پا گرفت. قدیمی ترها یادشان هست که زمانی بنگاه های شادمانی برو بیایی داشتند و بازارشان گرم بود. ولی بعد از انقلاب سیاه بازی و نمایش روحوضی با بسته شدن تئاترهای معروف لاله زار رو به زوال رفت.

هر وقت صحبت از سیاه بازی و این هنر می شود، نام لاله زار یاد آور تئاتر هایی همچون نصر، دهقان و پارس است. تئاتر نصر اولین سالن اجرای نمایش در ایران است. بیش از نود سال از اولین روزی که یک نمایش در سالن تئاتر نصر به اجرا در آمد ، می گذرد. تئاتر نصر روزگاری رونق داشت اما اکنون سوت و کور است.

"مریم خاکی پور "مستند ساز مقیم فرانسه در فیلم سیاه بازی به سراغ تئاتر نصر، قدیمی ترین تئاتر ایران رفته و تصویری منحصر بفرد از وضعیت بازیگران نمایش سیاه بازی در ایران ترسیم کرده است.

درباره کارگردان:

مریم خاکی پورکارگردان فیلم "سیاه بازی" دانش آموخته دانشکده تئاتر و سنیما در دهه ۱۳۵۰ است. در حال حاضر مقیم فرانسه است. کار هنری اش را از ایران شروع کرده است، خانم خاکی پور، قبل از عزیمت به پاریس عضو گروه نمایشی «پیاده» بود و هم اکنون درپاریس به عنوان مدرس و پژوهشگر تئاتر مشغول به کار است.

ویژگی فیلم:

فیلم "سیاه بازی"یادآور بخشی روبه زوال از فرهنگ و تاریخ ایران است. این فیلم بر اساس شناخت کارگردان از فضای نمایش ایران ساخته شده و کارگردان تلاش دارد به ساده ترین شکل، مخاطب را در جریان آنچه در سالهای اخیر در پشت صحنه بر این هنر گذشته، بگذارد. فیلمساز در این فیلم با نگاهی به گذشته، به جست و جوی "شادی" گم شده در کوچه ها و خیابان های تهران می پردازد و در گفتگو با نمایشگران، از آن چه در این سالها گذشته می گوید . فیلم لحظات حسی بسیار گیرایی دارد و سکانس پایانی آن به لحاظ حسی فوق العاده تاثیرگذار و قدرتمند است.

تماس با برنامه آپارات

کلیک aparat@bbc.co.uk

مروری بر فیلم های هفته های گذشته:

فیلم"بم شهر بی دفاع"


بم شهر بی دفاع ، با مروری بر آن چه که در جریان این زلزله ویرانگر در سال ۱۳۸۲ اتفاق افتاده ، می کوشد با استفاده از دیدگاه کسانی که در آن زمان در اقدامات بعد از زلزله و مدیریت آن نقش داشتند ، چگونگی مدیریت این حادثه و عواقب پس از آن را در قالبی مستند و بدون هیچ قضاوتی به تصویر بکشد .

نظرات بینندگان در مورد فیلم "بم، شهر بی دفاع"

حمید از تبریز:

فیلم بم شهر بی دفاع عالی بود و ما را روشن کرد که حیف و میل های زیادی شده . دولت ایران ما رو از عمق فاجعه و ویرانی مطلع نکرده بود و پوشش خبری خیلی ضعیفی داشتند ولی در این فیلم مستند بم همه چیز معلوم شد.

محسن از تورنتو:


این فیلم یک نکته ی کلیدی را نادیده گرفته بود و آن اشتباه اساسی نگاه کارگردان به موضوع بود .

صحنه ای از فیلم " بم، شهر بی دفاع" به کارگردانی " میترا منصوری"

صحنه ای از فیلم " بم، شهر بی دفاع" به کارگردانی " میترا منصوری"

کارگردان در ظاهر قصد نقد مدیریت بحران در قبل، بعد و هنگام فاجعه را داشته تا بدین وسیله از تجربیات کسب شده برای مدیریت بحران های آتی بهره گرفته شود. غافل از اینکه مشکل سو ء مدیریت ها و بحران ها ریشه در فاصله عمیق بین مردم و حاکمان دارد .

کارگردان به دلیل غفلت از به این موضوع نتوانسته بود با وجود زحمت فراوان و وقت زیادی که گذاشته بود ،به هدف خود، حتی نزدیک شود و تنها سردرگمی ها را نشان داده بود .

کارگردان تلاش زیادی کرده بود تا بتواند موضوعات بسیاری را از زوایای مختلف در این فیلم کوتاه خود یکجا بگنجاند و مطرح کند، آنهم موضوعاتی که هر کدامش برای نشان دادن و توجه دادن افراد برای مدیریتهای بعدی، خود ده ها فیلم مستند جدی و بی رودربایستانه ایی را می طلبد تا بلکه تکان مختصری را در مدیریت بسته ما بوجود آورد. همین تنوع موضوعات باعث شده بود کارگردان نتواند به هدف خود برسد . البته این فیلم مستند ارزشمندی است و فیلم ساز با نیتی خیر فیلم را ساخته .

شبیر:

فیلم «بم، شهر بی دفاع» بسیار فیلم خوب و خوش ساختی بود.

سام ساجدی:

فیلم بم فیلم خوبی بود. تلویزیون ایران از این فیلم ها نشون نمی دهه،اصلا بحث بم همون سال تموم شد.

همایون :

کاش از این فیلم یک نسخه به مسئولین داده می شد. خوبه به عقب نگاه کنیم و درس بگیریم که دیگه اشتباه نکنیم.

فیلم"بین دو دنیا"

فیلم ماجرای سفر یک جوان ایرانی آمریکای به ایران برای گرفتن کارت معافیت سربازی است . جیسون که از مادری آمریکایی و پدری ایرانی به دنیا آمده و در آمریکا زندگی می کند ، در این سفر به کشف ایران از دریچه نگاه خود می پردازد . فیلم سندی است که یک دوران انفعالی و گذر در ایران، البته از زاویه ذهن کسی که سالها در ایران نبوده است.

نظرات بینندگان در مورد فیلم " بین دو دنیا"

دانیال:

پخش این فیلم زیبا ،بجا و حرفه ای بود.

اما فیلم،حس جیسن را شاید بتوان به تمام مهاجرین تمیم داد،شاید این حس دوگانگی مقضی ایران و امریکا نباشد! متن و دیالوگ جالب و بجا و حساب شده بود. اما جاهایی از فقر موسیقی رنج می برد.


جیسن را که عشق زمینی دارد می ستایم،شاید از همین روست که پا در آب روان زاینده رود می گذارد. اگرچه فال حافظ نیز بر این صحه می گذارد. جالب بود،سرهنگی که ستاره های طلایی اش رنگ باخته اما باز هم آرزوی آزادی را برای ایران در دل دارد!!

فیلم تحلیل بسیار خردمندانه و فکورانه ای از شرایط کنونی ایران دارد. به هر حال ، فیلم ارزشمندی بود،به آقای نظام منوچهری، کارگردان فیلم ، امیدوار خواهم بود.

"جیسن" در نمایی از فیلم"بین دو دنیا"

"جیسن" در نمایی از فیلم"بین دو دنیا"

محسن از تورنتو:

فیلم "بین دو دنیا"نتوانسته بود محتوای خود را که یک گزارش کوتاه از یک سفر بود ، را با تیتر فیلم،که بین دو دنیا ذکر شده بود و انتظار دیگری را در ذهن بوجود می آورد، هم آهنگ کند. ساده تر یعنی تیتر و محتوا همخوانی نداشت.

دوم اینکه بعضی مطالب مثلا گفته های پدر جیسن که علنا در جمع گفت: من وطن خود را آمریکا آگاهانه انتخاب کرده ام و مادر او هم که آمریکایی بوده ، بنابراین ، بیننده ی ساده ای مثل من ، متوجه نمیشود که وقتی جیسن خود را آمریکایی میداند ، چرا پدر جیسن که او هم خود را آمریکایی می داند ، برای پسرش پاسپورت ایرانی گرفته و چرا جیسن که نمی خواست در ایران زندگی کند ، قبل از تصمیم به ماندن و زندگی کردن در ایران ، اقدام به خریدن سربازی اش گرفت؟ به زبان ساده تر گویی این احساس بین دو دنیا بیشتر برای آن دو

تصنعی بود و گرنه چرا این احساس دوگانه نشان داده نمیشد؟

به هر حال احساس میکنم یک چیزی این وسط در فیلم اشکال داشت و مسایل با هم چفت نشده بود .به نوعی سفر تفریحی جیسن ، بنظر میرسید بهانه ای شده بود برای تهیه کننده و کارگردان و فیلمنامه نویس، تا از این طریق بتوانند تضادهای بین دو دنیای خود را (نه جیسن را) به بیننده منتقل کنند که البته به دلیل ناآشنایی با مسایل چندان واقع بینانه نبود.

مهدی یار _ایرانی مقیم خارج از کشور:

با اینکه به ایران خیلی انتقاد وارده و ما هم خودمون منتقدش هستیم اما احساس غربزدگی زیادی بعد فیلم از نویسنده و کارگردانش تو ذهنم اومد. ازجمله در این بخش ها:


پدر مغازه دار که می گفت من متولد ایرانم اما انتخاب کردم که امریکایی باشم-یا اینکه خیلی ها به خاطر گذرنامه ی آبی جیسون باهاش رفیق می شدن

معتقدم همون قدر آمریکا واسه یه ایرانی جذابیت داره که ایران واسه یه آمریکایی-و همون قدر مهاجرت واسه نقش اول فیلم سخته که واسه یه ایرانی-به شخصه ایرانی ای رو می شناسم که حاضره نصف دارایی هاشو بده اما پسرش تو آرامگاه خانوادگیش تو ابن بابویه دذفن

بشه. عمیقا معتقدم که کسانی به آمریکا مهاجرت می کنند که حس می کنند تو ایران دارن هدر می رن. خلاصه اینکه کاش فرصتی پیش بیاد که همه ایرانی هایی که فکر می کنن اونور حلوا پخش می کنن برند و ببینند جه خبره. قبول دارم برای تفریح یا زندگی دوگانه خوبه

اما آدم در ایران باید خیلی مشکلات داشته باشه که ترجیح بده کلا از ایران ببره و واسه همیشه بره اون ورآب.

مهرنوش حریرچیان:


به نظر می رسد فیلم " بین دو دنیا" بیشتر از آنکه نگاهی به ایران باشد از دریچه چشم یک آمریکایی، حدیث نفس مدینه فاضله ای است که ما مردم ایران از ینگه دنیا برای خود ساخته ایم .

کارگردان و تهیه کننده از جیسون فقط به مثابه یک کاراکتر و هنرپیشه برای بیان آنچه خود در دل داشته استفاده کرده بود، نکاتی را به عنوان معضل پررنگ می کنند که حداقل برای ما که ساکن کشورهای آمریکایی هستیم، بی رنگ است .جوانانی که رویای اروپا و آمریکا را در سر می پرورانند نمی دانند که اینجا هم، با وجود ریزش نیرویی که هر از چندی گریبان کارخانجات و صنایع را می گیرد، امنیت شغلی و آینده تامین معنا ندارد. آنها نمی دانند که درجه اعتماد و اطمینان بین افراد تا چه حد تنزل کرده و چه بسا بتوان بی اعتمادی در بین اقشار جامعه و فردگرایی را سوغات غرب دانست.

زمان پخش برنامه آپارات

برنامه آپارات روز های پنج شنبه هر هفته ساعت ۲۱:۱۰ دقیقه به وقت ایران و ۲۲:۱۰ به وقت افغانستان و ۲۲:۴۵ به وقت تاجیکستان از تلویزیون بی بی سی فارسی پخش می شود.
این برنامه جمعه شب بعد از حدود ساعت ۱۲ شب به وقت ایران ، ۱:۰۰ بامداد شنبه به وقت افغانستان و۱:۳۰ دقیقه بامداد به وقت تاجیکستان پخش می شود. و علاقه مندان می توانند تکرار آن را شنبه آینده نیز در ساعت ۲۱:۱۰ دقیقه به وقت ایران و ۲۲:۱۰ به وقت افغانستان و ۲۲:۴۵ به وقت تاجیکستان از تلویزیون بی بی سی فارسی تماشا کنند.
برنامه آپارات را می توانید به طور زنده و همزمان از طریق وبسایت فارسی بی بی سی - پخش تلویزیون - نیز تماشا کنید.

نمی دانند که اینجا هم لازمه ایجاد یک رابطه سالم و مبتنی بر اصول بین دختران و پسران، شاغل بودن مرد است . نمی دانند که برای بدست آوردن آن چند صد دلاری که با چند دسته پول در فیلم معاوضه می شود، باید چند ساعت سرپا ایستاد و چه توهینها و تحقیرهایی از بالا دستی ها شنید.

نمی دانند گرانفروشی مختص خشکشویها و مغازه داران ایرانی که با یک خارجی مواجه می شوند نیست،که کلاهی که بانکها و شرکتهای مافیایی بیمه عمر و اتومبیل و منزل و درمان و هزار گونه دیگر در اینجا از سر مشتریانشان برمی دارنند، بواسطه عدم تعهد پرداخت در صورت وقوع حادثه ای، بسیار کلان تر است.

خیلی چیزهای دیگر هم هست که تا نیایی و هزینه اش را نپرداز ی، نمی دانی.

شاید تفاوت عمده اوضاع نابسامان کشورمان با کشورهای پیشرفته را بتوانیم به پاسخگو بودن دولت و ارگانهای مربوطه در مقابل فرد فرد مردم در اینگونه کشورها و نادیده انگاشتن عامه مردم و عدم وجود الزام به انجام تعهدات در کشور خودمان خلاصه کنیم .

امید است جوانان پاک و آرمان خواه کشورمان با دیدی بازتر و واقعگرایانه تر دست به اقدام بزنند.

نادر جمالی از تهران:


فیلم مستند "بین دو دونیا "جالب بود،اما کار سنگین و پخته ای نبود منظورم اینه که تنظیم و ویرایش

موضوع فدای صحنه های فیلم شده بود و گاهی از اصل مطلب دور می شد ولی در کل جالب بود.

کشانی:

در فیلم "بین دو دنیا"بهار دختری است که راحت می آید دم در خانه ی همسایه ی مجرد و منفرد، راحت و بی خیال اینترنت می طلبد و راحت به داخل خانه می آیدو راحت حرف می زند با پسر تنها.

ممکن است تعداد انگشت شماری از دختران و خانواده های تهرانی به این سادگی با جنس مخالف و همسایه نا آشنا ارتباط ، برقرار کنند.

ولی این عزیزان انگشت شمارند و باید فیلم ساز به نحو موثری به انگشت شمار بودن این گروه اشاره کند و در غیر این صورت فیلم دچار خطای مرسوم "تعمیم اقلیت بسیار ناچیز به اکثریت می شود.

در واقع مردم ، عموما این طور نیستند. دختری که این کار را کند، متهم به بد ترین تهمت های رفتاری و اخلاقی و جنسی می شود. بنابر این، جای خالی هشدار سازندگان این گونه فیلم ها به مخاطب ، به چشم می خورد تا بیننده (بویژه بیننده ی خارجی را) آگاه کند که جامعه ی ایران، همه ، نمی توانند همچون دوستان شخص فیلم ساز و یا خبرنگار، ، توانایی و فرهنگ رفتن به اسکی و پارتی راه انداختن و ارتباط آزاد با جنس مخالف را داشته باشند. این ها کلیشه هایی تکراری اند که فقط خبرنگاران و گزارشگران عجول، بی اطلاع و ساده اندیش و مخاطبان ساده دل انان را راضی میکند و به لذت می رساند. اما ایران و حتی تهران، هنوز با این صحنه ها کیلومتر ها فاصله دارد .

جاوید از رشت:

فیلمی که این هفته با نام بین دو دنیا پخش نمودید ، حقیقتا بدبختی و بیچارگی ما ایرانیان را نشان داد.. به راستی که ایرانیان با تماشای چنین فیلمی تفاوت فاحش میان جامعه مذهبی و عقب مانده جنوب غربی آسیا را با حقیقت دموکراسی در غرب می فهمند . در این فیلم به خوبی نشان داده شد که مردم ایران ، اعم از فقیر و غنی به دنبال تنفس آزادی و آزادگی اند و در آن صحنه که جواب آن راننده تاکسی شریف را در برابر پرسش کارگردان مبنی بر خواست عمده او در زندگی پرسیده شده بود ، با جواب تنها یک کلمه وآن هم آزادی به خوبی نمایان ساخت . در این فیلم فرهنگ متنوع مردم از جوان گرفته تا میانسال و کهنسال به تصویر کشیده شد و نگاه پر از سؤال آن ها در پارک نسبت به یک فرد خارجی حاضر در آنجا بسیار معنی دار بود . در پایان می خواهم بگویم که این فیلم مستند بود بسیار موفق بود .

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.