یادنامه: جی دی سالینجر

سالینجر و کتاب ناتور دشت
Image caption سالینجر نابغه ای منزوی بود

جی دی سالینجر رمان نویس آمریکایی و آفریننده اثر کلاسیک "ناتور دشت" در سن 91 سالگی درگذشته است. پسر آقای سالینجر گفت که او روز چهارشنبه در خانه اش در ایالت نیو همشایر به دلایل طبیعی فوت کرد.

جروم دیوید سالینجر فرزند یک بازرگان یهودی ثروتمند و مادری اسکاتلندی و ایرلندی بود که در سال 1919 در نیویورک بدنیا آمد و در منهتن بزرگ شد.

او رابطه سردی با پدرش داشت و کشمکش با هویت یهودیش تاثیری عمیق بر وی گذاشت.

سالینجر نگارش داستانهایش را هنگام ورود به دنیای آکادمی نظامی "ولی فورج" در منطقه ای روستایی در پنسیلوانیا آغاز کرد.

او پس از ترک تحصیل از مدرسه مک برنی در منهتن به این آکادمی فرستاده شد.

جی دی سالینجر داستان های کوتاه متعددی در نشریاتی همچون نیویورکر در دهه 40 منتشر کرد.

او در جنگ جهانی دوم در بخش ضد اطلاعات ارتش مشغول به کار شد و شاهد نبرد خونین نرماندی و عملیات بالج بود که هر دو تاثیری عمیق بر وی گذاشتند.

به گفته دخترش پگی، وی شاهد صحنه های هولناکی در اردوگاه های آلمان بود.

سالینجر در شرایط روانی بسیار دشواری بسر برد و در فرانسه با یک دکتر فرانسوی ازدواج کرد اما هشت ماه بعد به جدایی کشید.

او با انتشار کتاب ناتور دشت در سال 1951 بلافاصله به موفقیت نسبتا بالایی دست یافت.

این کتاب داستان 48 ساعت از زندگی هولدن کالفیلد یک نوجوان طغیانگر است که در شرایط روانی وخیمی قرار دارد و در حال پرسه زدن در خیابانهای نیویورک است.

با گذشت چند سال از انتشار ناتور دشت، این کتاب به انجیل نوجوانان طغیانگر آمریکا تبدیل شد و یکی از متون سالهای اول کلاسهای ادبیات انگلیسی دانشگاه شد.

داستان بلوغ -گاهی لطیف، گاهی خشن- از زبان میلیونها جوان ناراضی در دنیای مادی و تجاری.

کالفیلد به کیشی بدل شد که تنها با جیمز دین قابل مقایسه بود. اما این رمان بر مارک دیوید چپمن نیز نفوذی منفی داشت.

دیوید چپمن مدعی بود که جان لنون را کشت تا تبلیغی باشد برای کتاب سالینجر.

اما سالینجر تقریبا بلافاصله پس از انتشار کتاب ناتوردشت دچار سرخوردگی شد.

او از مصاحبه و ارتباط با مردم تنفر داشت و بقیه زندگی خود را در انزو گذراند.

او سه کتاب دیگر منتشر کرد که همگی بسیار موفق بود.

شاید موفق ترین آنها "فرنی و زویی" بود اما به گفته منتقدان همگی فاقد شادابی کتاب ناتوردشت بودند.

سالینجر از سا ل 1965 به بعد کتابی منتشر نکرد و به هیچ وجه حاضر نشد با کسانی که بدنبال نوشتن زندگینامه او بودند ملاقات کند.

دادگاه عالی آمریکا در سال 1987 به نفع سالینجر رای داد و منتقد ساندی تایمز را به دلیل نقض حق مالکیت معنوی نامه های چاپ نشده سالینجر در کتابش مجرم شناخت.

سالینجر در طول زندگی خود همواره با زنانی دوست شد که از خودش جوانتر بودند. او در 35 سالگی با کلر داگلاس 19 ساله در سال 1954 ازدواج کرد. آنها دو بچه داشتند اما در سال 1967 از هم جدا شدند.

او پس از آن به مدت 30 سال با زن دیگری بنام کالین اونیل زندگی کرد.

سالینجر خود را "بودایی شکست خورده" نامید. او همیشه لباس آبی مکانیک ها را می پوشید و هر وقت به رستوران محلی می رفت در آشپزخانه غذا می خورد تا از مردم دور بماند.

اگرچه سالهاست که از انتشار آخرین اثر سالینجر می گذرد اما دوستان او می گویند که حداقل 15 اثر آماده چاپ دارد.

گفته میشود که این آثار پس از مرگ او یا چاپ خواهد شد و یا نابود.