بازار داغ آثار نویسندگان مرده

Image caption پرتره سالینجر، اثر رابرت ویکری که در سال 1961 روی جلد مجله تایم چاپ شد

در رمان داستان لیزی نوشته استیون کینگ که زندگی بیوه نویسنده ای مشهور است، آدم های بدذاتی معروف به "اینچانک ها" که تعدادی دانشگاهی و کلکسیونر حریص اند، بر سر تصاحب تک‌تک دستنوشته ها و خاطراتی که از نویسنده به جا مانده با چنگ و دندان می جنگند.

وجود اینچانک ها در این کتاب که ما را یاد حوادث رمان میزری نوشته آنی ویلکز هم می اندازد، مایه نگرانی های همه نویسنده ها هستند- نگرانی و ترس از اینکه کارهای ناتمام و صیقل نخورده آنها، بعد از مرگشان، از دست های سرد و مرده شان بیرون کشیده شود و به دنیای بیرون پرتاب شود.

اما یک سوی ماجرا هم کنجکاوی طرفدارهای نویسنده هاست و ولعشان به خواندن کارهای دیگری از نویسنده محبوبشان که از قضا دستش از دنیا کوتاه شده و صداش هم به جایی نمی رسد.

سالینجر جدید

بعد از مرگ جی دی سالینجر، نویسنده ناتور دشت و فرنی و زویی، خبرها از گوشه و کنار حاکی از این است که خیلی از ناشران عمده جهانی به دنبال دست یافتن به دستنوشته های تازه ای از او هستند.

اگر واقعا دستنویس هایی از سالینجر موجود باشد و اگر پس از مدتی احتمالا وارد بازار هم بشوند، صرف نظر از اینکه این نوشته ها چقدر خوب باشند، شوک بزرگی به بازار نشر دنیا ایجاد خواهد شد.

خیلی از ناشرها، منتقدها و صد البته خواننده ها، مشتاق دیدن و خواندن آن هستند؛ شاید فقط برای اینکه بفهمند چرا سالینجر با اینکه گویا تا آخرین روزها سرگرم به نوشتن بوده، چرا نمی خواسته آنها را منتشر کند. این سوال برای خیلی ها پیش می آید که نویسنده مگر نمی نویسد تا خوانده شود.

البته این اولین بار نخواهد بود که کتابی پس از مرگ نویسنده اش چاپ شود.

اوایل امسال، حدود یک قرن بعد از مرگ مارک تواین، داستانی منتشرنشده از او چاپ شد و کمی بعدتر، مجموعه ای از مقاله ها و داستان های چاپ نشده اش با عنوان مارک تواین کیست.

اگر نویسنده ای عمر طولانی کند و به شهرت هم برسد، ناگزیر به این فکر فروخواهد رفت که بعد از مرگش تکلیف تکه های داستانی، برش های رمان ناتمامش و طرح شخصیت های داستانی اش که فعلا در هارد دیسک کامپیوتر یا کشوهای میزش معطل مانده چه خواهد شد.

بعضی از نویسنده ها خودشان دستنویس های خود را پیش از مرگشان از بین می برند. بقیه ممکن است از بستگانشان بخواهند. با این حال نویسندگانی هم بوده و هستند که کسانی را تعیین می کنند که بعد از مرگشان، اوراق و دستنوشته های آنان را در اختیار دانشگاه ها یا کتابخانه ها بگذارند.

انجمن نویسندگان مرده

دستور فرانتس کافکا به دوستش، ماکس برود، این بود که تمام کارهاش را از بین ببرد، اما ماکس، پاک زیر قولش زد و حاصل این سرپیچی ادبی این شد که محاکمه، قصر و امریکا به دست خوانندگان مشتاق رسید.

اما این جور توصیه ها و آرزوها اغلب عملی نمی شوند.

امیلی دیکینسون که در زمان حیاتش تنها چند شعر از او منتشر شد، به خواهرهاش توصیه کرد همه نوشته ها و شعرهاش را بسوزانند. اما فقط نیمی از این توصیه عملی شد.

دستور فرانتس کافکا به دوستش، ماکس برود، این بود که تمام کارهاش را از بین ببرد، اما ماکس، پاک زیر قولش زد و حاصل این سرپیچی ادبی این شد که محاکمه، قصر و امریکا به دست خوانندگان مشتاق رسید.

سابقه این نافرمانی ها به قرن شانزدهم برمی گردد که کتاب شاهزاده ماکیاولی حدود چهارسال بعد از مرگ او انتشار یافت.

سه قرن بعدتر، چندین رمان از جین آستین – نورثنگر ابی و وسوسه و عشق و دوستی – بعد از مرگش در سال ۱۸۱۷ منتشر شد.

چاپ آخرین رمان چارلز دیکنز، راز ادوین درود، که رمانی است ناتمام، خواننده را در ابهامی همیشگی فرو برده که سرانجام شخصیت ناپدیدشده رمان چه شد.

بعد از مرگ ارنست همینگوی، ناشرها با چاپ کتاب های تابستان خطرناک، جشن بیکران و رمان های جزایر در طوفان و باغ بهشت به نان و نوایی رسیدند و آخرین غول نوشته دوست نزدیک همینگوی، اسکات فیتزجرالد، یک سال بعد از مرگ او کتابفروشی ها و جیب کتابفروش ها را پر کرد.

ظرف سی سال گذشته، پسر و کارگزار ادبی آر آر تالکین، خالق ارباب حلقه ها، هم افسانه های زیادی از سرزمین میانه منتشر کرده است.

شهرت در سایه مرگ

Image caption نامه های سالینجر به جویس ماینارد که سال ۱۹۹۹ به حراج گذاشته شد

حقیقت تلخ این است که گویا مرگ نویسنده اعتبار و شهرت او را زیاد می کند

تنها بعد از خودکشی سیلویا پلات بود که آرییل و مجموعه اشعارش - که برنده پولیتزر شد - به بازار آمد.

اخیرا کتاب هایی تازه از ولادیمیر ناباکوف، آیرین نمیروفسکی و شوبان دود به شدت جلب توجه کرده است و به زودی دو کتاب دیگر که دنیای ادبیات ماه هاست انتظارشان را می کشد به بازار خواهد آمد، دو کتاب از دو نویسنده ای که دیگر زنده نیستند: کتاب تازه ای از روبرتو بولانو، نویسنده اسپانیایی، بعد از موفقیت شدید کتاب قبلی اش ۲۶۶۶ ، و کتاب شاهرنگ‌پریده نوشته دیوید فاستر والاس که سپتامبر ۲۰۰۸ خودش را به دار آویخت.

زیر تیغ سانسور

چاپ آثار نویسنده ها پس از مرگشان در حکومت هایی که نشر کتاب همیشه با سد ممیزی رو به روست هم حکایت دیگری است.

مرشد و مارگاریتا نوشته میخاییل بولگاکف ۲۵ سال بعد از مرگ این نویسنده، مثل بسیاری از آثار نویسندگان روسی، سرانجام به غرب راه پیدا کرد، در آنجا چاپ شد و پس از آن در جهان، فروشی غیر منتظره پیدا کرد.

در ایران هم پس از مرگ احمد شاملو، صادق هدایت، صمد بهرنگی و بسیاری از شاعران و نویسندگان، آثاری منتشر نشده از آنها به بازار آمد.

اما دلیل این اتفاق در بسیاری موارد، با سایر کشورها تفاوت داشت: بسیاری از این نویسنده ها و مترجمان ماه ها و چه بسا سال ها در آرزوی چاپ کتابشان بودند و آنچه مانع تحقق آرزوشان می شد، تیغ سانسور بود، تیغی که هم قبل و هم بعد از انقلاب سال ۵۷ ایران شامل حال کتاب های فراوانی شده و کاری کرده است که خیلی از این نویسنده ها، در آرزوی دیدن کتاب خود، ناکام از دنیا بروند.

مطالب مرتبط