نگاهی به فيلم آتشکار ساخته محسن اميريوسفی

Image caption آتشکار، طنزی مدرن در باره ارزش های مردسالارانه رو به زوال در جامعه سنتی ايران است

نمايش محدود فيلم جنجالی آتشکار ساخته محسن اميريوسفی در بيست هشتيمن جشنواره فيلم فجر، اتفاق جالب و منحصر به فردی بود که امسال در سينمای ايران روی داد.

اين فيلم قرار بود دو سال قبل در جشنواره فجر بيست و ششم به نمايش درآيد اما به خاطر درونمايه انتقادی آن توقيف شد.

آتشکار سوژه نو و جسورانه ای دارد که تا کنون در سينمای ايران به آن پرداخته نشده است.

داستان فیلم درباره یک آتشکار ذوب آهن اصفهان است که چهار دختر دارد و زنش از او می خواهد که با انجام عمل وازکتومی (بستن لوله در مردان) جلوی زاد و ولد بيشتر را در خانواده بگيرد و تصميم گيری در اين مورد، مرد کارگر را دچار بحران می کند.

محسن اميريوسفی در فيلم آتشکار، مانند فيلم قبلی اش، خواب تلخ، با رويکردی طنزآميز به شکاف مدرنيته و سنت در جامعه ايران نگاه کرده است.

آتشکار، طنزی مدرن در باره ارزش های مردسالارانه رو به زوال در جامعه سنتی ايران است که در تقابل با رشد مدرنيسم قرار گرفته است.

استفاده از زبان طنز برای نقد اجتماعی، از ويژگی های فيلم های اميريوسفی است و ريشه در سنت نمايش های کمدی ايرانی مثل سياه بازی و تئاتر کمدی اصفهان(ارحام صدر) دارد که به نظر می رسد امير يوسفی با اين سنت به خوبی آشناست.

آتشکار نقد صريحی است بر موانع رشد و توسعه يافتگی در جامعه آشفته ايران و علل عقب ماندگی و ايستايی آن که ناشی از باورهای سنتی متعصبانه و قشری گری است که هنوز ريشه های عميقی در ميان مردم دارد. وازکتومی بهانه ای است که اميريوسفی آن را برای نمايش اين شکاف عميق به کار گرفته است.

Image caption سهراب کارگر ذوب آهن، عليرغم زندگی مدرنش، مثل بيشتر کارگران ايرانی دارای تفکری سنتی است

آتشکار نشان می دهد که جوامع سنتی، قشری و متعصب چگونه در برابر پيشرفت های علمی و مدرن که با بنيان های فکری و ايدئولوژيک آنها در تقابلند، مقاومت و ايستادگی نشان می دهند.

اين مقاومت در برابر دستاوردهای مدرن و يافته های علمی تنها خاص جامعه ايران نيست. هنوز کليسای کاتوليک و نهاد واتيکان در جوامع توسعه يافته و مدرن غرب با مسائل ساده ای مثل استفاده از کاندوم و يا سقط زنان زنان مشکل دارد و از نظر شرعی آنها را نپذيرفته است.

بنابراين هيچ جای تعجبی ندارد که کارگر صنعت کار کارخانه ذوب آهن که قاعدتا بايد با جريان مدرنيسم در کشورش هماهنگ باشد و سرتاپای زندگی اش نيز مدرن است، در برابر خواست همسرش برای وازکتومی(عمل بستن لوله در مردان) مقاومت نشان دهد و راحت زير بار آن نرود.

سهراب کارگر ذوب آهن، عليرغم زندگی مدرنش، مثل بيشتر کارگران ايرانی دارای تفکری سنتی است و از دل يک خانواده سنتی و مردسالار بيرون آمده و با وجود داشتن چهار دختر، در اشتياق داشتن پسری است تا ادامه دهنده نسل او و خاندانش باشد.

به همين دليل برای انجام عمل وازکتومی، دچار ترديد و اضطراب می شود. ترديد اين کارگر آتشکار، موقعيت های طنزآميزی می سازد که ناشی از کشمکش او با همسرش از يک سو (که او را به اتاق خواب راه نمی دهد مگر دست به عمل وازکتومی بزند)، تحقير همکاران رياکاری که مردانگی او را به باد پرسش می گيرند (در حالی که خود قبلا تن به اين کار داده اند)، و روح پدرش ازسوی ديگر است که در بهشت خدا لميده و او را به بی غيرتی متهم کرده و از تن دادن به عمل وازکتومی باز می دارد.

Image caption اميريوسفی آشکارا سعی کرده به سينمای کمدی مردم پسند نزديک شود

قهرمان متزلزل آتشکار که در جهان برزخی ميان بهشت و دوزخ و کشمکش ميان سنت و مدرنيته، سرگردان مانده، پارودی آشکار شخصيت هملت و ترديد دراماتيک و تاريخی اوست.

به علاوه آتشکار نخستين فيلمی است که در سال های اخير بر روی زندگی طبقه کارگر صنعتی در ايران متمرکز شده و در لوای شوخی و طنز، تصويری نسبتا رئاليستی از وضعيت بحرانی و بد اقتصادی کارگران ايران ارائه می کند.

پرداختن به مسائلی چون اعتصاب کارگری در سينمای ايران حتی به شوخی در سال های اخير، امری بی سابقه بوده است.

آتشکار ممکن است به خاطر طرح برخی مسائل انتقادی در سينمای ايران اثر جسورانه ای باشد اما برخلاف خواب تلخ، از نظر ساختار روايتی و فرم فيلم غافلگيرکننده ای نيست.

اميريوسفی به قدرت ويرانگر طنز و برندگی آن کاملا آگاه است و در خواب تلخ اين زبان طنز را به شکل خلاقه ای به کار گرفته بود که با نوآوری های روايتی او انطباق دقيقی داشت. اما در اين فيلم اگرچه رگه های درخشانی از اين طنز را به کار می گيرد اما طنز جزئی از ساختار درونی فيلم او نمی شود و بيشتر در سطح جريان دارد.

بيان کمدی فيلم که حتی در برخی جاها به لودگی و سياه بازی نزديک می شود و از سنت نمايش های ارحام صدر استفاده می کند، در سينمای ايران تازگی چندانی ندارد و از نظر اجرايی(به ويژه در سکانس های مربوط به برزخ و دوزخ)، تحت تاثير فيلم های کمدی مشابه دهه سی مثل شب قوزی و شب نشينی در جهنم است.

Image caption حمید فرخ نژاد و محسن امیر یوسفی بازیگر و کارگردان آتشکار

به علاوه استفاده سمبليک فيلمساز از دودکش های عظيم کارخانه ذوب آهن و منارجنبان به نشانه مردانگی، يادآور طنز ابراهيم گلستان در اسرار گنج دره جنی است.

حمید فرخ نژاد نيز در نقش سهراب، قابليت ها و توانايی های بازيگری خود را در نقش و فضايی کاملا متفاوت با تجربه های قبلی اش، به نمايش می گذارد.

اميريوسفی با خواب تلخ نشان داد که سينماگر خلاق و مستعدی است و به زبان سينمای تجربی، آوانگارد و راديکال آشناست. خواب تلخ همان قدر که در کارنامه سينمايی اميريوسفی، يک خيز بلند بود، آتشکار يک عقب نشينی آشکار و يک خيزش به طرف سينمای رايج و مسلط است.

اميريوسفی آشکارا سعی کرده از بيان پيچيده و تجربی خواب تلخ فاصله گرفته و به سينمای کمدی مردم پسند نزديک شود. وی در گفت و گويی صراحتا بر اين موضوع تاکيد کرده است که آتشكار سعی داشته كليشه فيلم با مخاطب خاص را بشكند و آتشكار را فيلمی عامه پسند‌تر از كار درآورد، "به شكلی كه همه اقشار جامعه فيلم را ببينند و لذت ببرند."

فيلم قبلی يوسفی يعنی خواب تلخ نيز عليرغم داشتن پروانه نمايش، به دلايل نامعلوم تا کنون در ايران نمايش عمومی نداشته است.

خواب تلخ، فيلمی است که در چندين جشنواره بين المللی درخشيد و جوايز مهمی را از آن خود کرد.

با اين حال آتشکار نمونه ويژه ای از سينمای طنز و کمدی است که با تکيه بر سنت غنی طنز ايرانی و در صورت استفاده از تمام ظرفيت های آن، نه تنها از استقبال وسيع مردم برخوردار خواهد بود، بلکه می تواند معرف چهره ديگری از سينمای ايران در عرصه جهانی باشد. البته اگر مميزی فيلم در ايران، تاب جسارت و نوآوری های بيانی و لحن تند و تيز او را داشته باشد.