به روز شده:  19:02 گرينويچ - سه شنبه 16 فوريه 2010 - 27 بهمن 1388

تاجیکستان

برنامه تفریحی تاجیکی، 12 فوریه

درود و سلامهای گرم و صمیمانه به علاقه‌مندان برنامة تفریحی تاجیکی.

محتوای برنامة این هفته:

درگذشت فرّخ قاسم، هنرمند شناخته،

نخست نمایش فیلم جدید یونس یوسفف با نام “کوهستانی”،

محاکمة فرزانة خورشید، آوازخوان جوان،

معرفی کتاب برزو عبدالرزاقف با نام “راه دور دور تا به مکه".

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش با "ریل پلیر" یا "ویندوز میدیا پلیر"

درگذشت فرّخ قاسم، هنرمند شناخته

فرّخ قاسم، هنرمند معروف و کارگردان تئاتر "اهارون"، شام روز یکشنبه 7 فوریه در سن 62 سالگی درگذشت.

وی 11 سال پیش در اثر سکتة مغزی فلج شده بود و تا آخر عمر از این بیماری رنج می‌برد. درگذشت فرّخ قاسم بسیاری از فرهنگیان و دوستداران هنر تئاتر در تاجیکستان و خارج از آن را در سوگ نشاند.

در مراسم وداع با فرّخ قاسم که در مسجد حاجی مشرب شهر دوشنبه برگزار شد، صدها نفر از هنرمندان و ادیبان، مقامهای وزارت فرهنگ، دیپلوماتهای خارجی، خویش و بستگان و دوستداران هنر وی شرکت داشتند.

در جریان این مراسم چندی از شخصیتهای فرهنگی خاطرات و نظرات خود را در بارة شخصیت فرّخ قاسم و نقش وی در پیشبرد هنر تئاتر و سینما در تاجیکستان با ما در میان گذاشتند:

نور تبرف، درام نویس و منتقد تئاتر، گفت: “فرخ تنها شخصی بود که واقعا به معنی فلسفی ایجادیات بدیعی بزرگان ما مراجعه کرد و فکر عمیق آنها را با نمایشنامه‌هایش به مردم بازگو کرد. تئاتر فرخ حقیقتاً تئاتر نادری بود در منطقه و جهان.”

گلرخسار سفی، شاعر سرشناس تاجیک، چنین گفت: “فرخ قاسم فرزند نازپرورد دو هنرمند تاجیک، مشرفه و محمدجان قاسم‌اف، توانست این فاجعه ملی را در خون و پوست خود زنده کند. و شعر را دوباره با زبان خنده، رقص، حرکت زنده کند.

امروز هزاران نفری که فرخ را دوست می‌داشتند، از مرگ وی بی‌خبر ماندند و نتوانستند با وی بدرود گویند. این مرد خیلی سزاوار است و مرد بزرگ است. و چند نمایشنامه‌ای را که فرخ به صحنه گذاشت، ادامه ‌عمر ناتکرار وی است و همیشه باقی خواهد ماند. امروز در این سردی هوا به عالم دیگر پرواز کردن فرخ هم رمزی است.

دل و نیت فرخ و آرزوهای وی سفید بود و امروز برف سفید فرخ را به راه آخرت گسیل می‌کند، برف سفید مانند آرزوهای سفید وی.”

روانش شاد باشد....

نخست نمایش فیلم “کوهستانی”

روز سه‌شنبه ‌فوریه در کاخ جامی در شهر دوشنبه نخست نمایش فیلم یونس یوسفف با نام “کوهستانی” که از روی فیلمنامة نورالله عبدالله‌، درامرنویس و هنر پیشة سینما و تئاتر، گرفته شده است، برگزار شد.

این فیلم در بارة عشق یک زن روس و یک مرد تاجیک قصّه می‌کند که یکی در شهر بزرگ شده و تحصیل کردة دانشگاه است و دیگری به جز روستای دوردست خودش در کوهستان چیزی را ندیده است.

یکاترینا کوزمینا، اجراکنندة نقش اصلی زن در این فیلم، می‌گوید که این نخستین نقشی است که او در سینما اجرا می‌کند و اگر چه از آوان کودکی مثل دیگر دختران خردسال خود را قهرمان فیلمها تصوّر می‌کرد، امّا در گوشة خیالش نیز نبوده است که خودش در فیلمی نقش بیافرد.

به سؤال من که چه گونه برای اجرای این نقش پذیرفته شد، یکاترینا می‌گوید: “از طریق تلویزیون خواهشمندان را برای اجرای نقشهای مختلف در این فیلم دعوت می‌کردند و از من نیز مادرم خواست که بختم را بسنجم."

به این ترتیب، کارگردان او را برای اجرای نقش اصلی زن پذیرفته است. امّا سعید پیرف، اجراکنندة نقش اصلی مرد که در چندین فیلمها نقش آفریده است، می‌گوید:

“هر یک هنرپیشه هدفی دارد از اجرای نقش، چه در سینما و چه در تئاتر. به هر حال من مهارت و هنری که داشتم، به کار بردم، تا توانم جهان باطنی قهرمانم را برای بیننده روشن کنم. حالا نمی‌دانم تا چه ‌اندازه من در این جادّه موفق شدم. بگذار، بیننده خودش بها دهد.”

آقای پیرف افزود که در هر جایی که کار باشد، همیشه نظرهای مختلف و بحثها نیز می‌شود و در جریان آفریدن این فیلم هر کس می‌توانست نظرش را بگوید و بهترین پیشنهادها جای خود را در صحنه‌های این فیلم گرفته‌اند.

نور‌الله عبدالله‌، مؤلف فیلمنامه، می‌گوید، که کارگردان فیلم حق دارد بعضی صحنه‌ها را کوتاه کند و یا چیزی علاوه کند، امّا نه به آن حدّی که به محتوای آن تأثیر رساند.

آقای عبدالله‌افزود: “به ‌اندیشه من، نه همه چه در جایهای خود بود در این فیلم. برای من همچون مؤلف فیلمنامه بسیار لحظه‌ها در فیلم معما باقی ماندند و من تا آخرین لحظه امیدوار بودم که کارگردان به این صحنه‌ها برمی‌گردد.

من این اثر را هنوز سال 1985 نوشته بودم و قهرمان اصلی زن در این فیلم یک خانم لیتوانی بود و سوژه این قصّه این گونه بود که تضاد دو فرهنگ، فرهنگ شرق و غرب را به بیننده نشان دهیم.

امّا کارگردان از چه باشد که قهرمان را یک خانم روس انتخاب کرده است. در یک صحنة فیلم این مرد تاجیک به خانم روس می‌گوید که من حروف شما را خوانده نمی‌توانم، در حالی که حروف تاجیکی و روسی یک هستند. امّا حروف لیتوانی از سیریلیک فرق دارد. اگر قهرمان را روس کرده باشید، پس این صحنة حروف را نیز کوتاه می‌کردید".

به گفتة آقای عبدالله‌، هدف وی این بوده است که فیض، قهرمان اصلی، در کوهستان تنها است، امّا او تنهایی خود را احساس نمی‌کند، زیرا همیشه در کنار کوه و دشت و دمن است. امّا الدانه، قهرمان زن، که در شهر بزرگ و سیرآدم به وایه رسیده است، همیشه خود را تنها احساس می‌کند. در شهرها معمولاً مردم همیشه به جایی شتاب دارند و حتی برای احوال‌پرسی وقت ندارند.”

دادگاه فرزانة خورشید

صبح روز سه‌شنبه، 9 فوریه دادگاه ناحیه سینای شهر دوشنبه محاکمة پروندة جنایی فرزانة خورشید، آوازخوان جوان را آغاز کرد.

فرزانه طبق مادة 36 قانون کیفری یا جزای تاجیکستان برای همدستی در فرار دوست پسرش فرخ روزی یف که به کلاه برداری متهم شده است، در دادگاه محاکمه می‌شود.

تهیه‌کنندة برنامه‌های کنسرتی فرزانه در صحبت با ما گفت: “فرزانه قصد گریزاندن دوست پسرش را نداشت، در بیرون از دادگاه فرخ روزی یف به نزد فرزانه آمده و گفت که او را آزاد کرده‌اند. من، خودم، شاهد این واقعه بودم و آنها با هم سوار ماشین از نزد بنای دادگاه رفتند."

به گفتة دلاور مضراب دادگاه فرزانه از اجرای چندی از برنامه‌های وی در خارج از کشور مانع شده است.

دلاور افزود: "قراردادی داشتیم که در ماه آوریل در شهرهای لاس وگاس، لس آنجلس و نیویورک آمریکا فرزانه با فرهاد دریا برنامه‌های کنسرتی اجرا کند. من حالا نمی‌توانم به متصدیان برگزاری این برنامه‌ها چه جواب گویم. آنها قریب هر روز زنگ می‌زنند و از قضیه پرسان می‌شوند، بعداً چند آهنگ جدیدش را باید فرزانه در استودیو ضبط می‌کرد.”

محاکمة یک آوازخوان به اتهام کمک به فرار دوست پسرش از دادگاه یا زندان در تاجیکستان سابقه نداشته است. تاجیکان این گونه صحنه‌ها را تنها در فیلمهای هندی دیده‌اند. هم اکنون باید منتظر بود و دید که پایان این داستان به چه می‌نجامد.

کلیک گزارش ویدیویی را با فشار دادن روی این سطر تماشا کنید

“راه دور دور تا به مکّه"

برزو عبدالرزاقف، کارگردان شهرتیار تیاتر، کتابی با نام “راه دور دور تا به مکه” منتشر کرده است.

آقای عبدالرزاق در صحبت با ما گفت که دو سال قبل یک کتاب دیگر او را فرانسویها با نام “مونولوگ هشت زن” به زبان فرانسوی چاپ کرده‌اند.

گفته می‌شود این دومین کتاب است که بعد از “یاداشتها” استاد صدرالدین عینی پس از 62 سال در فرانسه چاپ می‌شود. اما به زبان تاجیکی “راه دور دور تا به مکه” نخستین کتاب آقای عبدالرزاق است که چاپ شده است.

آقای عبدالرزاق در این باره گفت: “کتاب “راه دور دور به مکه" عبارت از چهار نمایشنامة تیاتری و یک حکایه است: “راه دور دور به مکه”، “سلام، مادر، این من”، “ندا، مونولوگ هشت زن”، “تمرین” و حکایه آخرش با نام “کُنج” جمع نمایشنامه‌های من هستند که مدّت پنج سال آخر نوشته شده بودند. اکثر این آثار در تاجیکستان و قرقیزستان، فرانسه و بلاروس و روسیه روی صحنه آمده بودند."

به گفتة برزوی عبدالرزاق، این کتاب باید در دو جلد چاپ می‌شد: "چون برای قسم دوم مبلغ نیافتیم، تنها جلد یکمش را چاپ کردیم. با فراهم شدن امکانات مالی حتماً جلد دیگر کتاب را نیز چاپ خواهم کرد.”

کتاب “راه دور دور تا مکه" با کمک مالی دفتر سویس و سفارتخانة بریتانیا در تاجیکستان چاپ شده است.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.