قادر عبدالله؛ قصه ایرانی به زبان هلندی

Image caption قادر عبدالله نخستین داستان خود را به زبان هلندی، تنها به عنوان تکلیف درس زبان می‌نویسد

قادر عبدالله، نویسنده ایرانی‌ ساکن هلند، روزهای ۱۷ تا ۱۹ فوریه میهمان انتشارات Norstedts و خانه فرهنگ استکهلم بود.

قادر عبدالله، ۲۲ سال است که در هلند زندگی می‌کند و به زبان هلندی می‌نویسد. آثار او اگرچه به ۲۷ زبان ترجمه شده‌اند، اما هنوز ترجمه‌ای از آنها به فارسی منتشر نشده‌ است. به‌همین دلیل این نویسنده، بیشتر در اروپا شناخته‌شده است تا در ایران.

دعوت او به استکهلم نیز برای معرفی رمان "پیامبر" بود که به تازگی در سوئد منتشر شده است.

او در دو جلسه گفت‌وگو، یکی در خانه فرهنگ استکهلم (۱۷ فوریه) و آن یک در میان جمعی از ایرانیان در دفتر مرکزی اتحادیه آموزشی کارگران سوئد (۱۸ فوریه)، و نیز در گفت‌وگوهای متعدد با رسانه‌های سوئدی از جمله تلویزیون، رادیو سراسری سوئد، روزنامه "Svenska Dagbladet" و داگنز نی‌هیتر از فراز و نشیب فعالیت ادبی خود گفت.

از این نویسنده علاوه بر کتاب "پیامبر"، رمان "خانه کنار مسجد" نیز سال گذشته در سوئد ترجمه، منتشر و در مدت زمان کوتاهی نایاب شد. استقبال قشر کتابخوان از این کتاب تا بدان‌حد بود که رادیوی سراسری سوئد آن را در ۳۲ قسمت روخوانی کرد.

قادر عبدالله یکی از نواده‌های "میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی" (۱۱۹۳ - ۱۲۵۱ ه‍.ق) سیاستمدار صاحب‌نام و اهل هنر و ادبیات دوران قاجار است.

آرزوی دیرینه قادر عبدالله این بوده که نویسنده شود. به این ترتیب، با میراثِ عشق به ادبیات و البته "شور انقلابی"، نوشتن را در سال‌های پس از انقلاب ۱۳۵۷ با قلم زدن در نشریات سیاسی آن دوره از جمله روزنامه "کار" آغاز می‌کند.

در دهه ۶۰، دو کتاب می‌نویسد که به دلیل محدودیت‌های موجود به صورت زیرزمینی منتشر می‌شوند: "کردها چه می‌گویند؟" و "کردستان بعد از جنبش مقاومت".

نامی که بر پیشانی این دو کتاب و سپس دیگر کتاب‌های منتشر شده‌ او در برون‌مرز دیده می‌شود، نام اصلی این نویسنده ۵۶ ساله نیست: "حسین سجادی قائم‌مقامی فراهانی"، وقتی تصمیم به انتشار دو کتاب نخست خود می‌گیرد، از ترکیب نام دوتن از دوستانش که در همان دوره کشته شده بودند، به نام جدید "قادر عبدالله" می‌رسد و آن را به عنوان نام مستعار خود انتخاب می‌کند.

انقلاب سال ۱۳۵۷، فعالیت سیاسی، دهه ۶۰، انسداد دریچه‌های تازه گشوده شده و اعدام پسرعمویی به مثابه یک برادر، باعث می‌شود تا در سال ۱۳۶۷ به ناچار ایران را ترک کند.

مهاجرت در سن ۳۴ سالگی ابتدا او را به یاسی سنگین فرو می‌کشد. می‌گوید: "در هلند، آرزوی نویسندگی یکدفعه روی زمین افتاد. برای من مثل خیلی از هم‌نسلی‌هایم، فعالیت سیاسی معنای زندگی‌ بود و حالا نه مبارزه سیاسی بود، نه وطنی، نه دوست و رفیقی، نه خانواده‌ای، نه کاری ... از زبان فارسی هم که دور شده بودم ... حس کردم همه چیزم را از دست داده‌ام. خشم بود که در درونم ریشه می‌دواند و من، حتی از دست‌هایم می‌ترسیدم. خالی از توانایی‌ شده بودم اما کم‌کم حس نوشتن دوباره در من جوشید. زبان هلندی تنها چیزی بود که در آن مقطع می‌توانستم با آن مبارزه کنم. برای من که در استبداد زندگی کرده بودم، زندگی فقط با جنگیدن معنا داشت و فقط اینطوری می‌توانستم تعادلم را بازیابم. پس ادبیات، انگیزه یک مبارزه جدید برای من شد."

قادر عبدالله نخستین داستان خود را به زبان هلندی، تنها به عنوان تکلیف درس زبان می‌نویسد و چند روز بعد در روزنامه مدرسه چاپ می‌شود.

روزی سوار بر دوچرخه، ناامید از ورود به تحریریه روزنامه محلی شهر، به کنار ساختمان آن که می‌رسد، می‌ایستد و سنگریزه‌ای به پنجره روزنامه می‌زند. مردی از پنجره سرک می‌کشد و قادر عبدالله به او می‌گوید داستان کوتاهی نوشته که می‌خواهد به کسی در آنجا نشان دهد.

مرد او را به تحریریه روزنامه دعوت می‌کند و فردای آن روز داستانش منتشر می‌شود. از آن زمان به بعد دیگر نوشتن را رها نمی‌کند و نخستین کتابش "عقاب‌ها" پنج سال پس از ورود به هلند منتشر می‌شود.

می‌گوید: "در آغاز هرچه می‌نوشتم غلط بود. اما من سرشار بودم از دردها و رنج‌هایی که می‌خواستم برای یک طیف وسیع‌تر بیان کنم. من از زبان و واژگان هلندی استفاده می‌کردم برای بیان چیزی که هیچ‌چیز آن هلندی نبود. کم‌کم به واسطه کسانی که به من کمک می‌کردند تا نوشته‌ام تصحیح شود، زنان مسن همسایه و معلم مدرسه، هم زبان هلندی را یاد می‌گرفتم و هم می‌فهمیدم چه چیزهایی را باید توضیح بدهم. چیزهایی که برای انسان شرقی کاملاً روشن است. مثلاً فرد هلندی این جمله را که: مادربزرگ وارد خانه شد و دنبال قبله می‌گشت، نمی‌فهمد و برایش کلامی رازآلود به نظر می‌رسد. به این ترتیب من باید بسیاری از مسائل را توضیح می‌دادم و کم‌کم به نوعی فرم رسیدم. فرمی که حاصل نگاه با فاصله زمانی، مکانی و فرهنگی تو به وطنت است."

رها در زبان هلندی

Image caption طرح روی جلد رمان پیامبر

قادر عبدالله درباره نوشتن در فضای به دور از سانسور می‌گوید: "وقتی به زبان هلندی شروع به نوشتن کردم احساس کردم از فرط رهایی رو هوا هستم. نوعی بی‌وزنی و سبکی. آن ترمزهای چندساله فرهنگی، خودسانسوری، ترس از مذهب، پدر، زندان، حکومت، عرف و ... رها شد. جالب است که وقتی فارسی می‌نویسم نمی‌توانم به اندازه زبان هلندی رها باشم. تجربه چندین قرن زندگی در استبداد نمودهای متفاوتی در آدمی دارد. پس ترجیح می‌دهم به زبان هلندی بنویسم اگرچه هرگز از ایران گسسته نمی‌شوم."

از قادر عبدالله در حوزه داستان و رمان ۹ کتاب تا به امروز منتشر شده است: "عقاب‌ها" (مجموعه داستان-۱۹۹۳)، "دختران و پارتیزان‌ها" (رمان، ۱۹۹۶)، "سفر بطری‌های خالی" (رمان، ۱۹۹۷)، "شاه" (داستان بلند، ۱۹۹۹)، "خط میخی" (رمان،۲۰۰۰)، "چمدان" (داستان بلند، ۲۰۰۱)، "خانه کنار مسجد" (رمان، ۲۰۰۵)، "چهره‌ها و رویایی قدیمی" (رمان، ۲۰۰۳) و "پیامبر" (رمان، ۲۰۰۹).

قادر عبدالله می‌گوید: "یا تمام این داستان‌ها در ایران می‌گذرد و یا یک شخصیت ایرانی در آن‌ها وجود دارد. برای من مهم است که از فرهنگ و رنج‌های انسان ایرانی بنویسم و کارهای خودم را متعلق به ادبیات تبعید می‌دانم."

وی ادامه می‌دهد: "در این مقطع خواننده داستان‌های من بیشتر اروپایی هستند اما نسل بعد از ما که در اینجا متولد شده‌اند و دیگر به زبان فارسی مسلط نیستند، خواننده کتاب‌های نویسندگانی چون من خواهند بود. خوشحالم که آنها می‌توانند از طریق آثار نویسندگانی چون من، هم با ایران آشنا شوند و هم دریابند چه بر نسل ما گذشته است."

"خانه کنار مسجد" و "خط میخی" حوادثی مربوط به هم دارند و به‌نظر می‌رسد قادر عبدالله- که در خانواده‌ای متدین بزرگ شده- در نگارش این دو کتاب، گاهی به گذشته‌خود پرداخته است. اگرچه از دوران نوجوانی، رشته ارتباطش با بسیاری از اعتقادات خانوادگی گسسته است. خودش می‌گوید: "برخی از آن فضاها، اتفاق‌ها، لحظه‌ها ... تجربه بسیاری از همنسلان من بوده است. اینها را در نوشته‌های صمد بهرنگی، جلال آل احمد، صادق هدایت و خیلی دیگر از نویسندگان نیز می‌بینید."

دو کتاب یادشده و هم رمان "پیامبر" بیش از سایر کتاب‌های قادر عبدالله به زبان‌های مختلف ترجمه شده‌اند. تا به امروز "خانه کنار مسجد" به ۲۷ زبان، "خط میخی" به ۲۰ زبان و رمان "پیامبر" در مدت زمان کوتاهی که انتشار یافته به ۱۲ زبان ترجمه شده‌اند.

Image caption طرح روی جلد کتاب خانه کنار مسجد

قادر عبدالله، ادبیات کلاسیک ایران و جهان را نیز منبع الهام ادبی می‌داند و مطالعه آثار نویسندگان و شاعرانی چون ناصر خسرو، دهلوی، بیهقی، خیام، سعدی و حافظ را جزو برنامه‌های روزنامه خود قرار داده است.

او تلاش می‌کند تا در آثارش به آثار این شاعران اشاره کند. از همین زاویه نیز به قرآن نزدیک شده است.

او در سال گذشته میلادی قرآن را ترجمه کرده که نخستین تجربه او در زمینه ترجمه به شمار می‌آید. به عقیده او ساختار ادبی، تاریخی و رازآلود کتاب آسمانی مسلمانان، هنوز می‌تواند مورد استفاده داستان‌نویسان امروز اروپایی باشد.

او درباره انگیزه خود از ترجمه این کتاب می‌گوید: "قرآن برای من کتابی متعلق به پدربزرگم بود. من فردی مذهبی نیستم اما در اروپا همیشه درباره قرآن و پیامبر دین اسلام مورد پرسش‌های مختلف قرار گرفته‌ام. فکر می‌کنم این فقط تجربه من هم نیست و بسیاری از ایرانیان- فارغ از نگاه‌شان به اسلام- به نوعی آن را تجربه کرده‌اند. فکر کردم باید این کتاب را بخوانم. ترجمه قرآن حاصل چنین جست‌وجویی است. این کتاب برای من، کتابی کلاسیک، شاعرانه و ادبی است و نه برای استخراج قانون و سیاست‌ورزی. همان قدر برای من از این وجوه دارای ارزش است که انجیل مهم است."

قادر عبدالله که ترجمه انجیل به هلندی را نیز در دست گرفته، کتاب "پیامبر" را نیز سال گذشته منتشر کرده است.

در این کتاب بحث‌برانگیز که رمانی است براساس زندگی پیامبر اسلام، نویسنده، سفری از امروز به تاریخ می‌کند و به واسطه یک راوی به نام "زید"، زندگی پیامبر مسلمانان را روایت می‌کند.

قادر عبدالله می‌گوید قصد داشته به‌عنوان یک داستان‌نویس، تصویری همه‌جانبه و به دور از تعصب مذهبی و مذهب‌ستیزی از این شخصیت تاریخی و مذهبی بدهد.

در خارج از مرزهای ایران، هنوز روزنامه‌نویسی یکی از دلمشغولی‌های قادر عبدالله است. او به‌طور پی‌درپی در روزنامه "فالکس کرانت" می‌نویسد و ایران یکی از موضوع‌های تکرارشونده آن به شمار می‌رود. وی هر از چندگاه این مقالات را در یک مجموعه منتشر می‌‌کند. چهار کتاب "میرزا" (۱۹۹۸)، "باغچه‌ای در دریا" (۲۰۰۲)، "کاروان" (۲۰۰۳) و "این کشور زیبا" (۲۰۰۹) از این جمله هستند.

قادر عبدالله طی ۱۷ سال فعالیت فرهنگی، چند جایزه ادبی دریافت کرده است که می‌توان به چندتا از آنها اشاره کرد: جایزه ادبی Gouden ezelsoor به خاطر مجموعه داستان "عقاب‌ها"، جایزه شارلوت کولر به خاطر رمان "دختران و پارتیزان‌ها"، جایزه بهترین مقاله‌نویس از سوی انجمن روزنامه‌نگاران هلند (۱۹۹۷)، دریافت "مدال ملکه" به پاس تلاش به زبان هلندی، مدال شوالیه لژیون دونور فرانسه، دکترای افتخاری دانشگاه گرونینگن و جایزه بهترین کتاب خارجی سال ۲۰۰۹ در ایتالیا به خاطر رمان "خانه کنار مسجد".

مطالب مرتبط