هنرهای تجسمی در سال ۱۳۸۸؛ خصومت به جای حمایت

Image caption بیشتر کاریکاتوریست های ایرانی، نهمین دوسالانه کاریکاتور ار تحریم کردند

سال ۱۳۸۸ برای هنرهای تجسمی ایران، در فضایی دوگانه، آکنده از بیم و امید، سرشار از هیجان و نگرانی شروع شد.

سال پیش از آن (۱۳۸۷) برای هنرهای تجسمی سالی فرخنده بود. تحولات مثبت و دلگرم‌کننده تا آنجا بود که برخی منتقدان آن سال را چرخشی در هنرهای پس از انقلاب ارزیابی کردند.

رشد و شکوفایی نسبی در تمام عرصه‌های آفرینش هنری نمایان بود: هنرمندان در عرصه‌های گوناگون و با متنوع‌ترین شیوه‌ها کار می‌کردند. نقاشان و پیکرتراشان با هر طرز و سلیقه‌ای فعال بودند، از سبک‌های بازنمایی طبیعی تا مکتب‌های آوانگارد.

اکسپوها، نمایشگاه‌ها و محافل گوناگون هنری از هر زمان بیشتر شده بود. هنرمندان با "خطوط قرمز" آشنا شده، و با شناختن مرزها و محدودیت‌ها، به آزمون‌هایی کارساز و ارزنده دست زدند.

هنرمندان ایرانی برای ارائۀ حرف و اثری تازه برای انسان معاصر، با جسارت و بی‌باکی بیشتری به عرصه‌های بین‌المللی گام گذاشته بودند. در سال ۱۳۸۷ هنرمندان ایرانی در دهها اکسپو و بینال هنری، موزه و نمایشگاه معتبر در سراسر جهان شرکت کردند.

بازار فروش آثار هنرمندان ایرانی، هم در خارج و هم در داخل با اقبالی بی‌سابقه روبرو شد. این موفقیت‌ها برای هنرمند بسیار باارزش است، زیرا نه تنها بنیۀ مادی هنر را تقویت می‌کند، بلکه در شرایط ویژه‌ی ایران به مصونیت هنرمند ایرانی یاری می‌رساند، و موقعیت ناپایدار او را در برابر سموم مخالف تقویت می‌کند.

کارگزاران رسمی بر برداشت خاص خود از هنر، که در نهایت به هنری فرمایشی و تبلیغاتی ختم می‌شد، همچنان پافشاری می‌کردند، اما دیگر از تحقق دیدگاه محدود خود و تسری آن بر تمام هنرمندان نومید شده بودند. کار هنرمندان مستقل از جانب مقامات با نوعی تحقیر یا حداکثر بی‌اعتنایی روبرو بود، و بسیاری از هنرمندان به همین قانع بودند.

تندباد حوادث سیاسی

Image caption میرحسین موسوی فارغ التحصیل معماری است و نقاشی هم می کند

هنر تجسمی با همین فضای دوگانه به مقطع انتخابات ریاست جمهوری نزدیک شد، که تمام جامعه را به کام خود فرو برد.

دهمین دوره‌ انتخابات روز جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ خورشیدی، برابر با ۱۲ ژوئن ۲۰۰۹ میلادی برگزار شد. حاکمیتی که در انتخابات پیروز شناخته شد، با داغ لعن تقلب بر پیشانی، دیگر همان نظام پیشین بود، و با هر آنچه در برابر خویش می‌دید، با بدبینی و خصومت نگاه می‌کرد.

بیشتر هنرمندان از آغاز حمایت خود را از اردوی اصلاح‌طلبان، به ویژه نامزدی میرحسین موسوی ابراز کردند. همدلی هنرمندان با آقای موسوی، افزون بر دیدگاه‌های پیشرو این نامزد، تا حدی به امری احساسی بر‌می‌گشت.

آقای موسوی خود هنرمند است و از سال ۱۳۸۰ تا چند ماه پیش ریاست "فرهنگستان هنر" را در جمهوری اسلامی عهده دار بوده است. به علاوه او با نقاشی و معماری انس داشته، و همسرش زهرا رهنورد، از پیکرتراشان حرفه‌ای ایران و استاد هنر در دانشگاه است.

در آستانه‌ انتخابات ریاست جمهوری، بیش از ۲۰۰ نفر از دست‌اندرکاران عرصۀ هنرهای تجسمی، مانند سایر رشته‌های هنری، در اطلاعیه‌ای پشتیبانی خود را از میرحسین موسوی اعلام کردند.

کمتر هنرمند مطرح ایرانی هست که نام او در این لیست نیامده باشد. هنوز روشن نیست که مقامات جمهوری اسلامی برای کنار آمدن با این خیل هنرمندان "سبز" چه نقشه‌ای در سر دارند.

"بازگشت به ارزش‌ها"

دولت دهم که با شعار "احیای ارزش‌های صدر انقلاب" کار خود را شروع کرده، پنهان نمی‌کند که قصد دارد تحولات و پیشرفت‌های چند سال گذشته را نابود کند.

در عرصۀ هنر، و با جا به جایی‌های معنی‌داری در "وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی"، دولت عزم خود را به اجرای سیاستی تازه نشان داده که اولین نمونه‌های آن پیش روی ماست:

"دومین جشنواره بین‌المللی هنرهای تجسمی فجر" از ۱۲ اسفند در چندین موزه و موسسۀ فرهنگی و با برنامه‌هایی در چهار شهر کشور شروع شد.

بسیاری از هنرمندان نامی و مطرح ایران در این جشنواره غایب بودند و در نمایشگاه‌ها هیچ اثر قابل ذکری به نمایش در نیامد. در جشنواره حتی جای هنرمندان مسلمان خالی است، زیرا کارگزاران فرهنگی از "هنر دینی" نیز برداشتی تنگ و بسته و کلیشه‌ای در نظر دارند.

خفقان خلاقیت با تکرار سنت‌ها

Image caption بسیاری از هنرمندان نامی ایران در جشنواره هنرهای تجسمی فجر غایب بودند

در آخرین روزهای سال ۱۳۸۸ "موزه هنرهای معاصر تهران" که باید معرف دستاوردهای هنر مدرن باشد، نمایشگاه بزرگی از "نقاشی قهوه‌خانه‌ای" برگزار کرد. کارشناسان و مأموران برای این نمایشگاه عنوان "خیالی‌نگاران" را انتخاب کرده‌اند، شاید با این هدف که نام و عنوان بتواند جای خالی "تخیل هنری" را پر کند.

نمایشگاه بزرگ نقاشی قهوه‌خانه‌ای با تدارکات فراوان، هزینه هنگفت، و با همکاری چندین دایره هنری و فرهنگی برگزار شده است. حدود ۲۵۰ تابلویی که در این نمایشگاه به نمایش گذاشته شده، از دهها مجموعۀ خصوصی و دولتی گردآوری شده است.

در خارج نیز دفاتر و نمایندگی‌های فرهنگی جمهوری اسلامی در عرضه و معرفی "میراث فرهنگی" کوشا هستند.

نمونه‌ای از این "تلاش فرهنگی"، به تازگی با همکاری چند بنیاد دولتی در رم به نمایش گذاشته شد. در این نمایشگاه دهها اثر به سبک سنتی "نقاشی خط" و زیر عنوان "تجلی احساس"، به نمایش گذاشته شده است. گویی "احساس" هنرمند ایرانی در طول قرنها هیچ تغییری نکرده است.

بازگشت به دور باطل هنر فرمایشی

وزارت ارشاد آمادگی خود را برای حمایت از هنرمندان اعلام کرده است. در مراسم گشایش جشنواره، محمود شالويی، مدير دفتر هنرهای تجسمی در وزارت ارشاد، به هنرمندان "بشارت" داد که بودجه‌ی دفتر هنرهای تجسمی در سال آينده دو برابر خواهد شد. به نظر نمی‌رسد که "آفرینش آزاد هنری" از این داد و دهش طرفی ببندد.

هنرمندان حق دارند به این گونه "حمایت" به دیده‌ی تردید بنگرند، زیرا در پس آن نظارت و دخالت بیشتر را می‌بینند. برخی به طنز گفته‌اند که متولیان امور هنری حاضرند برای پیشرفت هنر هر کاری انجام دهند، جز آن که آن را آزاد بگذارند.

زمامداران در هوای نظارت و کنترل تام بر تمام عرصه‌ها و فعالیت‌های ذوقی و معنوی، هنر را نیز در بند ذهنیت و موازین عقیدتی خود می‌خواهند، که باید تنها به یک صدا زبان باز کند. آفرینش هنری در ذات خود، چندصدایی و ناهمگن است.

در سال‌های گذشته، به رغم تمام افزارهای نظارت، از فشارهای "ظریف" مانند جلوگیری از نشر و نمایش، تا سرکوب‌های خشن مانند دستگیری هنرمندان و توقیف آثار هنری، هنرهای تجسمی ایران، متنوع و چندصدایی باقی مانده است. هنر حقیقی را نمی‌توان در بند کشید؛ تنها هنر سطحی، کلیشه‌ای و بی‌مایه است که به تیغ نظارت گردن می‌نهد.