شراب در نوروز؛ اندر آداب باده‌نوشی

در مراسم جشن باستانی نوروز، شراب نیز برای خود جایی داشته است. در دوره‌های متأخر برخی گفته‌اند که ایرانیان "ساغر" را نیز در سفره نوروز جای می دادند.

در اساطیر باستانی ایران کشف شراب به ایرانیان نسبت داده شده است. برای بسیاری از شاعران و سخنوران "شهد و شراب و شیرینی" از اجزای نو کردن سال و از الزامات جشن و سرور و پایکوبی به شمار رفته است.

پیدایش شراب

در برخی از افسانه‌های کهن شراب یکی از نوآوری‌های بی‌شمار شاه جمشید دانسته شده است.

در کتابی به عنوان "نفایس الفنون فی عرایس العیون" داستان زیر نقل شده است: شاه جمشید به جمعی از زیردستان خود فرمان داد که گیاهان گوناگون را بکارند و میوۀ آنها را امتحان کنند. چون میوۀ درخت انگور (تاک، مو یا رز) را چشیدند، آن را شیرین یافتند.

جمشید دستور داد آب آن را بگیرند و در خمره کنند. پس از مدتی در عصارۀ انگور تغییری پدید آمد و مزه آن از شیرینی به تلخی گذاشت. جمشید در خمره را مُهر کرد و دستور داد که هیچ کس از آن افشره ننوشد، زیرا پنداشت که زهر است.

جمشید کنیزکی زیبا داشت که به سردردی مزمن دچار بود و هیچ پزشکی درمان او نتوانسته بود. کنیزک که از زندگی سیر شده بود، بر آن شد که با نوشیدن قدری از آن "زهر" خود را از عذاب زندگی راحت کند. قدحی چند از محتوای خمره نوشید. نخست سست شد و سپس به خوابی سنگین فرو رفت.

اطرافیان جمشید یقین کردند که کنیزک مرده و به دیار نیستی شتافته است؛ اما روز بعد آن زیبارو از خواب بیدار شد، آن هم به گونه‌ای که از شادی و شعف بر پای خود بند نبود. سردرد قدیمی او نیز برای همیشه درمان شد.

جمشید که از خاصیت نوشابه‌ تازه به وجد آمده بود، دانست که به مشروبی گوارا و نشاط‌‌بخش دست یافته است. جشنی بزرگ به پا کرد و در آن خود و اهالی کشور به می‌خواری پرداختند. و این همه در آغاز بهار و نو شدن سال روی داد.

روایت خیام

حکیم عمر خیام در رسالۀ "نوروزنامه" کشف شراب را به شاه شمیران از بستگان جمشید نسبت می‌دهد.

خیام در بخشی زیر عنوان "گفتار اندر منفعت شراب" آورده است: «دانایان طب چنین گفته‌اند که هیچ چیز در تن مردم نافع‌تر از شراب نیست، خاصه شراب انگوری تلخ و صافی.»

خیام در بسیاری از رباعی‌ها به ملازمت شراب در نوروز اشاره دارد، از جمله در رباعی زیر:

چون ابر به نوروز رخ لاله بشست

برخیز و به جام باده کن عزم درست

کاین سبزه که امروز تماشاگه توست

فردا همه از خاک تو برخواهد رست