پری دریایی دانمارک به سفر چین می‌رود

پری دریایی معروف شهر کپنهاگ از روز پنجشنبه (۲۵ مارس) برای شرکت در نمایشگاه بزرگ شانگهای به سفر می‌رود و تا آخر ماه اکتبر در چین اقامت خواهد داشت.

ارسال معروفت‌ترین مجسمه دانمارک به خارج از کشور، برای بسیاری از دانمارکی‌ها غیرقابل درک است، و در رسانه‌های کشور بحث داغی راه انداخته است.

پیا آلاسلو، شهردار کپنهاگ، در برابر انتقادات گفته است که او هم از دوری پری دریایی ناراحت است، اما "چینی‌ها پول خوبی پیشنهاد کرده‌اند". به گفته خانم شهردار، برگزارکنندگان نمایشگاه بزرگ شانگهای در سال ۲۰۱۰ اصرار داشته‌اند، نه یک کپی از پری دریایی، بلکه اصل مجسمه را به چین ببرند.

برای آن که اهالی کپنهاگ از دوری پری دریایی خیلی غصه نخورند، قرار شده، مجسمه کوچکتری از آن در پارک تیوولی در مرکز شهر کپنهاگ نصب شود، اما برای رفتن کنار این بدل پری دریایی و عکس برداشتن با او باید ۹۵ کرون (حدود ۱۷ دلار) ورودیه پرداخت.

ماجراهای پری دریایی

پری دریایی همیشه جوان ساحل کپنهاگ از ۹۶ سال پیش روی صخره‌ای در کنار ساحل نشسته و در این مدت بلاهای زیادی را تحمل کرده است.

این دختر نازپرورده‌ هانس کریستین آندرسن را جوانان شرور شهر یک بار در ۱۹۶۴ و یک بار در ۱۹۹۸ سر بریدند. در سال ۲۰۰۳ هم مجسمه پری برهنه با چنان قوتی منفجر شد که از روی صخره‌ای که روی آن نشسته بود، به دریا پرتاب شد.

مجسمه ظریف پری دریایی یک متر و ۲۵ سانتیمتر قد دارد. این مجسمه را ادوارد اریکسن، پیکرتراش دانمارکی در سال ۱۹۱۳ از روی اندام همسر خود از برنز خلق کرد.

الگوی پری دریایی به داستان معروفی از هانس کریستین آندرسن (۱۸۰۵ – ۱۸۷۵) بر می‌گردد، که آن را در سال ۱۸۳۷ به روی کاغذ آورد.

داستان چنین شروع می‌شود: "وسط اقیانوس، آنجا که رنگ آب مثل شبق آبی و مثل الماس شفاف است، خیلی خیلی عمیق است."

در اعماق دریای آبی قلمرو بی‌انتهای پادشاه دریاهاست. دختر کوچک و زیبای پادشاه از ۱۵ سالگی اجازه دارد روی صخره‌ای بنشیند و از دور مردم روی زمین را تماشا کند.

یک روز که پسر پادشاه برای تفریح به دریا آمده، کشتی او غرق می‌شود، پری دریایی به سرعت دست به کار می‌شود و شاهزاده را نجات می‌دهد و در جا به او دل می‌بندد.

پری دریایی نیز با آواز دلفریب خود شاهزاده را گرفتار می‌کند، اما شاهزاده او را نمی‌شناسد و خیال می‌کند که زن دیگری او را نجات داده است.

پری دریایی برای از دست دادن دم ماهی‌وار خود و رفتن پیش شاهزاده، صدای آواز خود را با یک جفت پا عوض می‌کند. او حاضر است برای رسیدن به شاهزاده دریا را برای همیشه ترک کند.

اما شاهزاده که از دل شیدای پری خبر ندارد، با دختر شاهزاده دیگری پیوند می‌بندد و پری کوچک و زیبا از فرط اندوه خود را می‌کشد، به کف دریا بدل می‌شود و به اصل خود برمی‌گردد.

این داستان به بیشتر زبان‌های دنیا، از جمله به زبان فارسی، ترجمه شده است.