خلخلیه بهاری: اندرزيه

بايد آدم در تقلّب طاق باشد

تا دلش شاد و دماغش چاق باشد

گوشه اي با پخمگي بر خود نپيچد

با خيالِ تخت در شلتاق باشد

سيرِ انفس كرده ، آموزد كلكها

با كلك سوداگرِ آفاق باشد

تا «قُرُم» در گوشِ او خواندند ، شستش

با خبر گردد كه پشتش «ساق» باشد

عالمِ ما فرق با جنگل ندارد

اين سخن وَالّله اگر اغراق باشد !

هركه در صيدِ ضعيفان دير جنبد

چون ضيافت شد به پا ، او قاق باشد

صُمّ و بُكم و عُمي بودن در زمانه

خُلقِ اوّل از همه اخلاق باشد

شرطِ خدمت را رعايت كن كه نانت

بيشتر در روغن و قيماق باشد

چون اگر گستاخ با افسار پيچد

اسب را كيفر يقين شـّلاق باشد

تا به فرمان بود ، اگر هم گاه تيزي

وِل دهد ، مستوجبِ ارفاق باشد

گردنِ كوتاه آرد سر به زيري

برّه را اين عهده در ميثاق باشد

آنكه بي اشكال گردن مي فرازد

برّه نه ، زرّافۀ ديلاق باشد

پس چرا من سر بپيچانم به خيره

تا كه وضعم شير را مصداق باشد !

بيشۀ آزادي خود را ببازم

بعد از اينم در قفس اُتراق باشد

هر كه فكرش را شرف مشغول دارد

كلّۀ او لايقِ تُخماق باشد

چاپلوسي را مبر از ياد هرگز

گرچه گويندت خدا رزّاق باشد

نشنوي اندرزِ زشكي را ، به مولي

زندگي كردن برايت شاق باشد !

درباره استاد زشکی و شعرهایش اینجا بخوانید.

**

خلخلیه بعدی را فردا بخوانید:

بخند و بخند

بر اين زمانۀ بد شيشكي ببند و بخند

بگير فاصله از اين بساطِ گند و بخند

مطالب مرتبط