'بیگانه' با ترجمه‌های آشنا؛ رمان محبوب مترجمان ایرانی

در سالی که گذشت "بیگانه" نوشته آلبر کامو، با ترجمه لیلی گلستان (نشر مرکز) به چاپ چهارم رسید، با ترجمه خشایار دیهیمی (نشر ماهی) و محمدرضا پارسایار (نشر هرمس) برای اولین بار چاپ شد و در روزهای پایانی سال در خبرها آمد که پرویز شهدی گفته که ترجمه‌اش از این کتاب مجوز گرفته است و به زودی انتشارات مجید آن را منتشر خواهد کرد.

ترجمه رمان "بیگانه" به همین مترجم‌ها و ناشرها ختم نمی‌شود. از سال 1942، که کتاب را انتشارات گالیمار در فرانسه منتشر کرد تا به امروز چندین مترجم و ناشر در ایران این رمان نه چندان حجیم را به فارسی برگردانده‌اند.

جلال آل‌احمد با همراهی علی‌اصغر خبره‌زاده، امیرجلال‌الدین اعلم و هدایت‌الله میرزمانی نیز این رمان را به فارسی ترجمه کرده‌اند.

در کنار این افراد باید از دیگرانی هم یاد کرد که موقع جست‌وجو در کتابخانه ملی نام‌هایشان به عنوان مترجم کتاب ذکر شده، اما چندان برای خواننده‌ها آشنا نیستند.

می‌توان دلایل زیادی برای ترجمه یک اثر کلاسیک آورد. یکی از دلایل اهمیتی است که اثر در طول زمان برای مخاطبان پیدا می‌کند. دلیل دیگر می‌تواند اهمیت خود نویسنده باشد. مثلاً آلبر کامو در سال 1942 "بیگانه را نوشت، اما در سال 1957 جایزه نوبل را برد. یکی دیگر از دلایل می‌تواند ترجمه بد و ناقص باشد، ترجمه‌ای که حق مطلب را درباره اثر ادا نکرده باشد.

اما مترجم‌ها معتقدند هر اثر کلاسیکی را بعد از چند سال باید دوباره ترجمه کرد. همان طور که ماتیو وارد، مترجم آمریکایی رمان "بیگانه"، اعتقاد دارد که هر ترجمه‌ای تاریخ مصرف دارد و ترجمه جدید باعث می‌شود نسل جدیدی از خواننده‌ها برای آثار کلاسیک پیدا شود.

Image caption کامو، بیگانه را در سال 1942 نوشت و در سال 1957 جایزه نوبل گرفت

سال 1946، استوارت گیلبرت، نویسنده و مترجم بریتانیایی، که دستی در ترجمه آثار نویسندگان فرانسوی به زبان انگلیسی داشت، رمان "بیگانه" را به انگلیسی ترجمه کرد. ناشر کتاب در آن زمان آلفرد ای.کناپف آمریکایی بود که البته چند سال بعد نسخه‌های جلدهای مقوایی کتاب را هم وارد بازار کرد.

تا سال‌ها خوانندگان انگلیسی‌زبان سراسر دنیا ترجمه بریتانیایی داستان را می‌خوانند و حدود سه و نیم میلیون نسخه در آمریکا از همین ترجمه به فروش رفته بود تا 30 سال بعد که جودیت جونز، ویراستار انتشارات کناپف به این فکر افتاد که وقت‌اش رسیده ترجمه دیگری از این رمان منتشر شود که به زبان اصلی کامو نزدیک‌تر باشد و کمتر حال و هوای بریتانیایی داشته باشد.

ماتیو وارد هم از فرصت استفاده می‌کند و سه سال روی ترجمه "بیگانه" کار می‌کند تا این که در سال 1988 کتاب را منتشر می‌کند.

داستان با سه واژه معروف شروع می‌شود: "مامان امروز مرد." در ترجمه استوارت گیلبرت انگلیسی واژه "مامان" ترجمه شده "مادر"، در ترجمه آمریکایی "مامان"، در ترجمه لیلی گلستان "مادرم" و در ترجمه خشایار دیهمیی "مامان".

گلستان کتاب را از زبان فرانسه ترجمه کرده و خشایار دیهیمی هم متن فرانسه و سه ترجمه انگلیسی از کتاب، از جمله ترجمه گیلبرت و وارد، را مدنظر قرار داده است.

ماتیو وارد درباره انتخاب واژه مامان می‌گوید: "از واژه مامی استفاده نکردم، چون به فرهنگ آمریکایی تعلق داشت. مادر واژه سردتری است، با به کار بردن این واژه (به جای واژه مامان در اصل اثر) گیلبرت چیزی اساسی را در حساسیت شخصیت مورسو، شخصیت محوری داستان و رابطه‌اش با مادرش تغییر داده است. اگر خیلی ساده او را مادر صدا می‌کرد، داستان کمتر پیچیده می‌شد. این رابطه‌شان را به لحاظ روانی تغییر می‌داد –مادر را از پسر دور می‌کرد. من، در مقام مترجم، نمی‌توانم رابطه‌ آن‌ها را تغییر بدهم."

آن‌چه در پی می‌آید پاراگراف اول داستان "بیگانه" و برای نشان دادن نقاط اشتراک و افتراق ترجمه‌ها است.

متن فرانسه –آلبر کامو:

Aujourd-hui, maman est morte. Ou peut-etre hier, je ne sais pas. J'ai recu un telegramme de l'asile: ''Mere decedee. Enterrement demain. Sentiments distingues.'' Cela ne veut rien dire. C'etait peut-etre hier.

ترجمه انگلیسی بریتانیایی –استوارت گیلبرت:

Mother died today. Or, maybe, yesterday; I can't be sure. The telegram from the Home says: YOUR MOTHER PASSED AWAY. FUNERAL TOMORROW. DEEP SYMPATHY. Which leaves the matter doubtful; it could have been yesterday.

ترجمه انگلیسی آمریکایی –ماتیو وارد:

Maman died today. Or yesterday maybe, I don't know. I got a telegram from the home: ''Mother deceased. Funeral tomorrow. Faithfully yours.'' That doesn't mean anything. Maybe it was yesterday.

ترجمه فارسی - لیلی گلستان:

امروز مادرم مرد.شاید هم دیروز. نمی‌دانم. از آسایشگاه یک تلگراف دریافت کردم: "مادر فوت شد. خاکسپاری فردا. احترام فائقه." این معنایی ندارد. شاید دیروز بود.

ترجمه فارسی -خشایار دیهیمی:

امروز مامان مرد. شاید هم دیروز. نمی‌دانم. تلگرامی از خانه سالمندان به دستم رسید: "مادر درگذشت. مراسم تدفین فردا. بااحترام." این چیزی را نمی‌رساند. شاید هم دیروز بوده است.

این ترجمه‌ها آخرین ترجمه‌ها از رمان‌های کامو نخواهند بود، هم چنان که از ترجمه ماتیو وارد هم حدود 20 سالی می‌گذرد و ممکن است به همین زودی‌ها مترجم دیگری پیدا شود و دوباره کتاب را به انگلیسی ترجمه کند.

به قول یکی از روزنامه‌نگاران شیفته کامو، نویسنده‌های موردعلاقه آدم‌ها مثل قوم و خویش آدم هستند. بنابراین هر خبری از کتاب‌هایشان جذاب است، به شرط آن که روح این کتاب‌ها از دست نرفته باشد.

مطالب مرتبط